سلیماننامه

سلیماننامه (به ترکی عثمانی: سلیماننامه؛ به معنای «کتاب سلیمان») نسخهٔ خطی مصوری است که زندگی و دستاوردهای سلطان سلیمان قانونی را به تصویر میکشد. این اثر شامل ۶۵ صحنهٔ نگارگری (مینیاتور) تزیینشده با طلا است که نبردها، بارعامها، شکارها و محاصرهها را نشان میدهد. سلیماننامه را فتحالله عارفی چلبی به نظم فارسی سروده و پنج هنرمند گمنام آن را نگارهآرایی کردهاند. این اثر پنجمین مجلد از نخستین تاریخ مصور خاندان عثمانی است و به شیوهٔ حماسهٔ شاهنامهٔ ایرانی نگاشته شدهاست. نسخهٔ اصلی سلیماننامه در موزهٔ کاخ توپکاپی در استانبول نگهداری میشود و نسخهٔ دیگری با شمارهٔ ۴۲۴۹ در کتابخانهٔ آستان قدس رضوی موجود است.
سلیماننامه گزارشی از نخستین ۳۵ سال فرمانروایی سلیمان از ۱۵۲۰ تا ۱۵۵۵ میلادی است. نمایش حکومت سلیمان در این اثر آرمانیشدهاست؛ زیرا نهتنها رویدادهای استثنایی تاریخ جهان را دربرمیگیرد بلکه گاهشمار آغازشده از آفرینش را با این فرمانروای کامل به پایان میرساند. اندازهٔ دستنوشته ۴/۲۵ در ۳۷ سانتیمتر و دارای ۶۱۷ برگ (فولیو) است. عارفی در این منظومهٔ حماسی ۶۰٬۰۰۰ بیت سرودهاست.
کارکرد شاهنامه
سلیماننامه افزون بر ارزش هنری، کارکرد سیاسی نیز داشت. این اثر در ردهبندی «شهنامه» یا «کتاب شاه» جای میگیرد.[۱] کارکرد اصلی این گونهٔ ادبی مستندسازی تاریخ کامل عثمانی و مشروعیتبخشی و بزرگداشت سلطان حامی بود. این آثار نمادهای فرهنگ دربار عثمانی بهشمار میرفتند. پدیدآورندگان شهنامهها یا «شهنامهجیها» حقوقبگیران دربار بودند؛ در دورهٔ سلیمان، سمت «تاریخنگار دربار» رسمیت یافت که بر اهمیت درباری و سیاسی شهنامهجیها دلالت دارد.[۱] شهنامهجیها مورخان بزرگ شمرده نمیشدند بلکه به مهارت ادبیشان شناخته بودند؛ شهنامهها ترکیبی از مستندسازی تاریخی و آفرینش ادبی را میطلبیدند و همین امر دستهبندی آنها را دشوار میساخت. متون پیش از گنجاندن باید به تأیید سلطان و مقامات دربار (صدراعظم و عالمان دینی) میرسید. این فرایند تضمین میکرد همهٔ متون از استاندارد ادبی بالایی برخوردار باشند و دقیقاً با محتوای تصاویر همخوانی داشته باشند.[۱]
مخاطبان اصلی شهنامهها خود سلطان، دربار و مشاورانش بودند. نسخههای خطی مجلل اشیای گرانبهای گردآوردنی بهشمار میآمدند و قرار نبود از محدودهٔ کاخ بیرون بروند. سلطان اغلب دستور میداد متون شهنامهها را برای حاضران دربار با صدای بلند بخوانند تا دولتمردان آیندهٔ عثمانی الهام و آموزش بگیرند. برای سلطان و نزدیکانش، شهنامهها قدرت و جایگاه امپراتوری عثمانی را تقویت میکردند؛ برای نخبگان گستردهتر عثمانی، هویت عثمانی را نهادینه میساختند؛ و برای عامهٔ مردم، نماد قدرت سلطان و نشانهٔ حمایتگری او از هنر و فرهنگ بودند.[۱]
بهطور کلی شهنامهها با شکوه و قدرت پیوند داشتند. افزون بر مشروعیتبخشی به فرمانروایی سلطان، شهنامهها معمولاً در دوران آشوب سفارش داده میشدند تا اعتبار خاندانی را تقویت و حاکم را توجیه کنند.[۱]
کارکرد سیاسی سلیماننامه
هدف اصلی این نسخهٔ خطی ترسیم تصویری آرمانی از سلطان سلیمان و دربارش بود. تمرکز اثر بر نمایش سلیمان بهعنوان شخصیتی نظامی و نیز حاکمی دادگر است. برای نمونه، تصویر جلوس سلیمان در سلیماننامه شیوهای برای نشاندادن نقش نظامی و نظم دربار اوست. اندیشهٔ رهبر دادگر با نقاشیهای فراوان از بارعامهای دربار با سفیران بیگانه و نیز دلسوزی او نسبت به دشمنانش نمایانده شدهاست.[۲]
سلیمان به فرمانروایان و قهرمانان افسانهای پیشین همانند شدهاست. شباهتهای میان پادشاهانپیامبر در «انبیانامه» (کتاب پیامبران) و دغدغههای سلیمان، او را مستقیماً بهعنوان یکی از همان پادشاهانپیامبر در نخستین مجلد شاهنامهٔ آل عثمان عارف چلبی معرفی میکند.[۳] این بازنمایی نه برای کاستن از جایگاه پیامبران بلکه برای بالا بردن مرتبهٔ سلیمان است، بهویژه در دورهای که وجههٔ او آسیب دیده بود. بستر تاریخی این اثر با فرسودگی تصویر سلیمان بهدلیل کهنسالی و مهمتر از آن کشتهشدن پسرش شاهزاده مصطفی در ۱۵۵۳ میلادی همزمان است که در میان مردم محبوب بود.[۳]
پیوندی میان سلیمان و خداوند برقرار شده که دو کارکرد دارد: نخست آنکه او را آفریدگار و شخصیتی الهی نشان میدهد؛ دوم آنکه جایگاهش نهتنها مورد تأیید خداوند است بلکه خداوند او را برای حکمرانی برگزیده است. سلیمان بهعنوان آخرین اصلاحگر دین و تصویر انسان کامل، تنها پس از پیامبر اسلام محمد نگاشته شدهاست.[۲] برخی تصاویر نسخه، سلیمان را سلیمان دوم بر تخت زرین و نیز بهصورت قدیسی با هالهای نورانی بر سر نشان میدهند. عارف حتی برتری سلیمان را بر همهٔ فرمانروایان پیشین عثمانی و جهانی اعلام میکند. با بررسی ترتیب مجلدهای شاهنامهٔ عارف، هدف اصلی او جایدادن سلیمان در جایگاهی ویژه در تاریخ جهان از آغاز آفرینش بودهاست.[۲]
تولید هنری در دورهٔ سلیمان
حمایتگری سخاوتمندانهٔ سلیمان از هنرها به شکوفایی عصر طلایی فرهنگ عثمانی کمک کرد. سلیمان هنرمندان و صنعتگران مردی با ریشههای اروپایی، اسلامی و ترکی را به کار گرفت که زبان بصریای متشکل از ترکیب سنتها، بهویژه در معماری و تولید نسخ خطی پدیدآوردند.[۲] «اهل حرف» (انجمن هنرمندان)، گروهی بسیار سازمانیافته از صنعتگران سلطنتی، بر سفارشهای درباری کار میکردند. بهدلیل سطح بالای سازماندهی تولید هنری در دربار، طرحهای ساختهشده برای دربار بخشی از واژگان هنری در همهٔ رشتهها شدند.[۲]
«جماعت نقاشان» (انجمن نقاشان)، یکی از واحدهای اهل حرف، مسئول تزیین نسخههای خطی سفارشی برای کتابخانههای سلطنتی بود. این واحد سلسلهمراتبی داشت و اعضایش از سبکهای سراسر قلمرو و بهویژه استادان تبریزی و شاگردانشان میان ۱۵۲۰ تا دههٔ ۱۵۴۰ بهره میبردند. هنرمندان نقاشخانه بر سبکهای آرایشی آن دوره، از جمله «سبک ساز» (Saz style) مرکب از تصاویر طبیعتگرایانه، تأثیر ژرفی نهادند. نقاشخانه صدها نسخهٔ خطی شامل داستانهای کلاسیک، شعر، نقاشی، خوشنویسی و تذهیب پدیدآورد.[۲]
تاریخهای مصور مانند سلیماننامه برای بزرگداشت زندگی سلاطین یا جشنها و لشکرکشیهای امپراتوری ساخته میشدند و پس از ۱۵۶۰ به کار اصلی نقاشخانه بدل شدند. هرچند سلیماننامه بازتابدهندهٔ رویدادهای تاریخی است، بهدلیل بزرگنمایی فرمانروا منبع تاریخی دقیقی بهشمار نمیرود و تفسیری هنری از دربار عثمانی در دورهٔ سلیمان است.[۲]
عارف چلبی
دادههای چندانی دربارهٔ زندگی عارف چلبی در دست نیست و آنچه میدانیم از سرگذشتنامههایی برمیآید که نویسندگان سدهٔ شانزدهم نگاشتهاند. مادرش دختر شیخ صوفی و دانشمند دینی ابراهیم گلشنی بود. عارف چلبی با پدربزرگش بسیار نزدیک بود و گفته میشد نزد گلشنی از پسر خودش محبوبتر بود. پدر عارف، درویش چلبی، بنا بر روایتهای دیگر از نخبگان ایرانی بود و عارف در سلیماننامه تصریح میکند پدرش اهل شهر آبادان بودهاست.[۲] خانوادهٔ او پیشینهای دینی، فرهنگی و سیاسی داشتند. معلوم نیست خواهر و برادری داشته یا همسر و فرزند.
عارفی چلبی در حدود ۱۵۴۵ میلادی به دربار عثمانی رسید و در ۱۵۵۰ مأمور نگارش تاریخ خاندان عثمانی به زبان فارسی شد؛ زیرا سلیمان از ابیات پیشین عارف لذت برده بود.[۴] شاهنامهٔ عارف چلبی بهعنوان ابزاری برای «ایجاد فرهنگی مشترک و هویتی امپراتوری واحد» به کار رفت.[۳] عارف برای پروژهاش سبکهای بصری شاهنامهٔ فردوسی را که تاریخ اسطورهای ایران را روایت میکرد الگو قرار داد.[۳]
گفته میشود خدمت عارف در دربار عثمانی هنگام ورودش به پایتخت آغاز شده و گمان میرود ورودش با ورود الکاس میرزا، شاهزادهٔ صفوی که نزد سلیمان پناه آورد، به استانبول در ۱۵۴۷ میلادی همزمان بودهاست. در سلیماننامه دوباره یاد شده که پدرش بهعنوان فرستادهٔ دیپلماتیک در خدمت امپراتوری عثمانی بود.[۲]
عارف با توجه به پیشینهٔ خانوادگیاش احتمالاً تحصیلات عالی داشت و گفته شده در دانشها مهارت بالایی داشت. او نزد علما آموزش دید که نشاندهندهٔ تعلیم از استادان بسیاری در مدارس است. عارف به هر دو زبان ترکی و فارسی مینوشت اما با نگاه به ابیات فراوانش، فارسی نقطهٔ قوت او بود.[۲]
عارف فراتر از نویسندهای ساده بود که تصاویر اثرش را نادیده بگیرد. او خود تصمیمهای موضوعی و سبکی بسیاری در تصویرگری بهعنوان همراه نوشتههایش گرفت، هرچند باید نظرات سلیمان و برخی اعضای دربار را نیز رعایت میکرد. از دیگر آثار منسوب به عارف میتوان به «روضة العشاق» و پیشنویسهایش برای طومار سلطنتی اشاره کرد. همچنین حماسهای دوهزار بیتی دربارهٔ لشکرکشی خادم سلیمان پاشا به هند به او نسبت داده شدهاست.[۲]
نگارهها
سلیماننامه برآیند همکاری دقیق هنرمندان و نویسندگان است. شیوهٔ پرداخت تصاویر بهدلیل یکپارچگی بصری کلی، یادآور دست یک هنرمند است. نگارهها عموماً رنگدانههای غلیظ و مات را بر لایههای رنگی سبک ترجیح میدهند. رنگهای شاخص اغلب نامتعارف و خیالانگیزند، از جمله صورتی، بنفش، آبی درخشان و سبز. نقشمایههای هندسی جزئینگاریشده در سراسر نسخه دیده میشوند که بر ساختمانها، پارچهها و بازنمایی چمن، آب و زمین آشکارترند. اثر از ریزهکاری و دقت بالا و خطوط تیز برخوردار است. برای تقویت ماهیت روایی کتاب، نگارهها اغلب از بخشبندی (رجیستر) بهره میبرند تا بخشهای ترکیببندی را جدا کنند؛ برای نمونه یک بخش ممکن است به گروه دشمن و بخش دیگر به عثمانیان اختصاص یابد.[۵]
حیوانات در سلیماننامه گاه با رنگهای طبیعی و گاه با رنگهای غیرواقعی نشان داده شدهاند. در «مرگ حسین پاشا» اسبها طبیعتگرایانهتر و عمدتاً سیاه و قهوهایاند، حالآنکه در «مرگ احمد پاشا» اسبی خالدار به رنگ آبی ترسیم شده که با واقعیت فاصلهٔ بسیاری دارد.[۵]
سلیماننامه تلاشهایی برای تمایز میان افراد از راه تغییرات جزئی در ویژگیهای چهره نشان میدهد. در «اعدام اسیران»، سلیمان بهآسانی قابلشناسایی است زیرا بزرگترین چهره در تصویر و در مرکز قرار دارد. شخصیتهای کماهمیتتر عمومیتر و اغلب بازتابآینهای یکدیگرند. بیگانگان معمولاً از روی پوشاکشان بازشناخته میشوند؛ عثمانیان با دستار سفید با نوار قرمز در بالا و بیگانگان با سرپوشهای متفاوت مشخص میشوند.[۵]
درونمایهها و نمادگرایی
اهمیت عدد ده در بستر مابعدالطبیعی در سراسر سلیماننامه برجسته است. این عدد برای نشاندادن اهمیت سلیمان بهعنوان فرمانروا به کار رفتهاست زیرا او در سدهٔ دهم زاده شد و دهمین حاکم دودمان خود بود. دستگاه دهدهی بهعنوان تمثیلی به کار میرود تا نشان دهد سدهٔ دهم دورهای بود که برای رسیدن سلیمان به کمال آماده شده بود. اعداد پیش از ده هر بار یک واحد افزایش مییابند و تکرقمی میمانند اما با رسیدن به ده، به واحد دهدهی دیگری سرریز میشوند و از صفر آغاز میگردند که نقطهٔ شروع و نمایندهٔ نیستی است. این سرریز استعارهای دیگر از آب و بهویژه حرکت امواج دانسته شدهاست.[۲] عارف سپس این مفهوم را به نوح و طوفان بزرگ پیوند میزند و دستگاه دهدهی را با گردآوری جفت حیوانات و ارجاعات دینی درمیآمیزد.[۲]
بسیاری از صفحات سلیماننامه تصویر درخت دارند؛ این تصاویر صرفاً تزیینی نیستند بلکه نماد بهشمار میروند. یکی از کارکردهای درخت سازماندهی بصری است. در صفحهٔ رویارویی نیروهای عثمانی و اتریشی، درختی در مرکز بالای صفحه دو سوی نبرد را از هم جدا میکند.[۲] کاربرد درختها سهگونه است: رابطه و جایگاه درخت نسبت به شخصیت تصویرشده؛ هرگونه ناهمسانی که درخت را از دیگر اجزای صفحه متمایز سازد؛ و ارجاع مستقیم به درخت در متن.[۲]
در بسیاری از صفحات، درختان با آب در پای ریشههایشان همراهاند. این پیوند نگاه بیننده را به سوی درخت جلب میکند و ارتباطی میان درخت و شخصیت اصلی صفحه برقرار میسازد.[۲] در صفحات پایانی نسخه، تصویر درخت با آب انباشته در پایش رایجتر میشود، چنانکه در صحنهٔ بارعام ملکه ایزابلا و شاه خردسال اشتفان دیده میشود.[۵]
نمایش ویژهٔ درختی که آب آن را از میانه دونیم کرده، نماد مرگ دانسته شدهاست. نمونهای از این نماد در صفحهٔ نبرد گونس دیده میشود که سوارکار عثمانی توراخانبیگ سربازی هابسبورگی را میکشد و درخت آیندهٔ شوم آن سرباز و نیز مرگ سرباز افتاده در کنار درخت را بیان میکند.[۲]
بسیاری از این درختها پیوند مستقیمی با سلیمان دارند. گفته شده درخت با آبِ خمیده در پایهاش نمایانگر «درخت هستی» است که باز هم ارجاعی به سلیمان و الوهیت اوست. حتی اگر این تفسیر نپذیریم، پیوند درخت با زندگی، آفرینش و محمد همچنان پابرجاست.[۲]
مرگ
سلیماننامه صحنههای مرگ گوناگونی دارد. این مرگها معمولاً مرگ بیگانگان در نبرد با عثمانیان است. صحنههای مرگ آشکارا هولناک نیستند؛ نه خون فراوانی دیده میشود و نه خشونت افراطی بر بدن. در عوض، سلیماننامه بازنماییای سبکیافته از مرگ ارائه میدهد. در «مرگ جانبردی غزالی»، جانبردی با نیزهای در بدن به رودخانه میافتد اما بدنش بیشتر فرمی انتزاعی دارد تا تصویر فردی در آستانهٔ مرگ. پیروانش نیز «مرده و در حال مردن از زخمهایشان» هستند ولی تشخیص اینکه خفتهاند یا مرده دشوار است.[۵]
موضوع مرگ اغلب در پشت آرایش ترکیببندی پنهان میشود. در «اعدام اسیران» اعدام اسیران جنگی مجار به دست عثمانیان نشان داده شده اما صحنه چنان شلوغ است که محل دقیق اعدام بهسختی مشخص میشود. نقشمایههای گلوبوتهای غنی و انبوه شخصیتهای پیرامونی حواس بیننده را پرت میکنند. در «مرگ احمد پاشا» نیز سر بریدهٔ احمد پاشا فوراً دیده نمیشود و تقریباً در زمین گم شدهاست. این صحنههای مرگ دشمن توجه را بر کشندگان به جای کشتهشدگان متمرکز میکنند و بر قدرت عثمانیان بر دشمنانشان تأکید دارند.[۵]
بارعامهای درباری
سلیماننامه صحنههایی از زندگی دربار نیز دارد که بهویژه تعامل عثمانیان با سفیران بیگانه و سرگرمیهای درباری را نشان میدهد. در «ورود سفیران اتریشی»، پنج فرستادهٔ اتریشی در فضایی پرتزیین با مقامی عثمانی گفتوگو میکنند. در «بارعام سفیر ایرانی»، کتیبهای بالای تخت «سلطان، سایهٔ خدا» را اعلام میکند و برتری سلیمان را بر رقبایش نشان میدهد. این برتری با قرارگیری سلیمان و مشاورانش در بخش بالاتر و سفیران صفوی در بخش پایینتر تقویت شدهاست.[۵]
نگارهها همچنین فرآیندهای سیاسی و رویههای درباری را ترسیم میکنند. در «نشست دیوان»، دبیران، وزیران، مترجمان و مقامات گوناگون درباری در ساختمان دیوان دیده میشوند. دیوان «بالاترین نهاد اداری دولت» بود و سلطان ریاست آن را بر عهده داشت. این صحنه از دید پرنده ترسیم شده و همهٔ جریانهای درون و بیرون دیوان را آشکار میسازد.[۵]
افزون بر این، صحنههایی از جشنهای باشکوه نمایش داده شدهاست؛ در «سرگرمی سلیمان»، مقامات ادرنه ضیافتی مجلل به افتخار سلیمان برگزار کردهاند که در آن نوازندگان، خوانندگان، رقصندگان و مقامات دربار حضور دارند.[۵]
صحنههای فتح و نبرد
_uncropped.png)
از ۶۹ نگارهٔ سلیماننامه، حدود دوازده تا صحنههای نبردی فتوحات سرزمینی سلیماناند. هرچند میان نقاشان تفاوتهای سبکی وجود دارد، هر کدام «نمادگرایی روانشناختی» ویژهای از رویدادها را دربرمیگیرد که سرانجام دیدگاه عثمانی و قدرت سلیمان را آشکار میسازد.[۵]
«محاصرهٔ بلگراد» عظمت اردوگاه عثمانی را با آرایش هندسی خیمهها و موانع در نیمهٔ چپ تصویر و سلطان بر تختنشسته در میان خیمهای آراسته نمایان میکند. ترکیببندی شلوغ تصویر سمت راست (بلگراد) نشاندهندهٔ هرجومرج است، در حالی که صحنهٔ سمت چپ یعنی ارتش امپراتوری عثمانی کامیابی و شکوه سلطان را بازمیتاباند.[۵]
«محاصرهٔ رودس» دلاوری ارتش عثمانی را علیرغم تلفات سنگینش نشان میدهد. از نظر تاریخی، این نبرد بیشترین تلفات را در میان محاصرههای سلیمان به همراه داشت. در «سقوط رودس» ارتش عثمانی پیروزیاش را جشن میگیرد در حالی که سلیمان با وقار و آرامش صحنه را مینگرد و هنرمند رهبری استوار سلطان را به تصویر میکشد.[۵]
در هر صحنهٔ فتح، سلیمان بیشتر ناظر بر رویدادهاست تا شرکتکنندهٔ مستقیم در نبرد، حتی هنگامی که هرجومرج او را فراگرفته باشد، چنانکه در صحنهٔ نبرد موهاچ ۱۵۲۶ میلادی دیده میشود. هنرمندان تصمیمهای دقیقی دربارهٔ میزان استواری یا انعطاف شخصیتها میگیرند تا انرژی عاطفی صحنهها را بازتاب دهند.[۵]
منابع
- 1 2 3 4 5 Woodhead، Christine (۲۰۱۱). «Ottoman Languages». The Ottoman World. Routledge. شابک ۹۷۸۰۲۰۳۱۴۲۸۵۱.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 Eryilmaz Arenas Vives، Fatma Sinem (۲۰۱۱). The shehnamecis of Sultan Suleyman: 'Arif and Eflatun and their dynastic project. University of Chicago.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 Varlik, Nükhet (۲۰۱۶). «Writing History at the Ottoman Court: Editing the Past, Fashioning the Future». Journal of World History. ۲۶ (۲): ۴۰۰–۴۰۲.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Peirce, Leslie (۲۰۱۴). «Emine Fetvaci: Picturing History at the Ottoman Court». Bulletin of the School of Oriental and African Studies. ۷۷ (۲): ۳۹۰–۳۹۲.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 Atıl، Esin (۱۹۸۶). Süleymanname: the illustrated history of Süleyman the Magnificent. H.N. Abrams. شابک ۹۷۸-۰۸۹۴۶۸۰۸۸۵.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Süleymanname». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۷ مارس ۲۰۲۶.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «سلیمان نامه (کتاب)». در دانشنامهٔ ویکیپدیای عربی ، بازبینیشده در ۲۷ مارس ۲۰۲۶.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Süleymanname». در دانشنامهٔ ویکیپدیای ایتالیایی ، بازبینیشده در ۲۷ مارس ۲۰۲۶.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Süleymannâme». در دانشنامهٔ ویکیپدیای هلندی ، بازبینیشده در ۲۷ مارس ۲۰۲۶.
پیوند به بیرون
- ادبیات فارسی
- نسخههای خطی تذهیبشده اسلامی
- ادبیات امپراتوری عثمانی
- هنر امپراتوری عثمانی
- کتابهای زبان فارسی سده ۱۶ (میلادی)