سنبهبری حروف چاپی
| Gravure de poinçons typographiques (a punchcutter's bench).jpg |

سنبهبری حروف چاپی (به انگلیسی: Punchcutting) پیشهای سنتی در تایپوگرافی است که در آن شکل برجستهٔ حروف بر روی میلهای فولادی حکاکی میشود تا بهعنوان نخستین مرحله از ساخت حروف فلزی متحرک به کار رود. سنبهٔ فولادی شکلیافته بر قطعهای از مس کوبیده میشود و ماتریس (قالب مادر) را پدیدمیآورد؛ سپس آلیاژی از سرب، آنتیموان و قلع در این ماتریس ریخته میشود و حرف چاپی آمادهٔ حروفچینی میگردد.
این هنر-صنعت در سدهٔ پانزدهم میلادی بر پایهٔ فنون حکاکی سکه و مدال توسعه یافت و تا اواسط سدهٔ نوزدهم روش اصلی تولید حروف چاپی بود. سنبهبری مهارتی دشوار و زمانبر بهشمار میرفت و غالباً طراح حروف شخصاً در حکاکی آنها دخالت نداشت. با ظهور فناوریهایی چون آبکاری الکتریکی و حکاکی پانتوگراف در اواخر سدهٔ نوزدهم، سنبهبری دستی بهتدریج کنار رفت؛ هرچند نهادهایی مانند چاپخانهٔ ملی فرانسه تا سدهٔ بیستویکم این سنت را حفظ کردهاند.
فرایند
.jpg)

سنبهبر ابتدا طرح حرف را بر سر میلهای فولادی منتقل میکند.[۱] شکل بیرونی حرف را میتوان مستقیماً با سوهان و ابزار برش ایجاد کرد، اما فضاهای داخلی حرف (مانند درون حرف «o») به دلیل نیاز به عمق و دقت بالا دشوارتر بود. برای حل این مشکل از ابزاری به نام ضدسنبه (counterpunch) استفاده میشد که فضای منفی درون یا اطراف گلیف را شکل میداد.[۱]
ضدسنبه باید از خود سنبه سختتر باشد؛ بدین منظور سنبه از طریق بازپخت (Annealing) نرم و ضدسنبه پس از آبدهی و بازگشت سختکاری میشد.[۱] غالباً یک ضدسنبه برای چند حرف همشکل کاربرد داشت؛ برای نمونه فضای داخلی حروف «P» و «R» بسیار شبیه بود و با یک ضدسنبه ساخته میشد که یکدستی تایپفیس را نیز تضمین میکرد.[۱]
برای آزمایش سنبه، حکاک سر آن را با دودهٔ شمع سیاه میکرد و بر کاغذ فشار میداد تا اثری موسوم به «نمونهٔ دودی» (smoke proof) به دست آید.[۱]
پس از تکمیل سنبه، آن را بر قطعهای از مس میکوبیدند تا ماتریس ساخته شود. سپس فلز حروف (آلیاژی از سرب، آنتیموان و قلع) در قالب ریخته میشد و حرف چاپی شکل میگرفت.[۱] یکی از ویژگیهای ارزشمند این آلیاژ انبساط هنگام انجماد است (مانند آب، سیلیسیم و بیسموت) که ابعاد دقیق حروف را حفظ میکند.[۱]
ساخت ماتریس با سنبهکوبی برای اندازههای بزرگ دشوار بود زیرا کوبیدن یکنواخت سنبههای بزرگ کار آسانی نبود. روشهای جایگزینی مانند ریختهگری در شن، گچ یا سرب برای این اندازهها به کار میرفت.[۲]
سنبهبران نامدار
_-_%C3%A9criture_de_chancellerie_de_Nicolas_Breton_%253B_grav%C3%A9e_par_Philippe_Danfrie_-_btv1b10061085d_(1_of_6).jpg)
در سالهای نخست صنعت چاپ، بسیاری از چاپگران خود سنبههایشان را میبریدند یا سفارش میدادند.[۳] بسیاری از چاپگران اولیه پیشینهٔ فلزکاری داشتند: یوهانس گوتنبرگ زرگرزاده بود و نیکلا ژانسون نیز از همین حرفه آمده بود.[۴]
فن سنبهبری با حرفههای دقیق فلزکاری مانند حکاکی سکه و قالبسازی پیوند نزدیکی داشت و بسیاری از سنبهبران از این زمینهها وارد کار شده بودند.[۵] روبر گرانژون پیش از سنبهبری شاگرد جواهرساز بود، در حالی که کلود گارامون از کودکی با بریدن حروف آشنا شده بود.[۶] کریستوفل فان دایک نیز زرگر بود و ویلیام کزلن در سدهٔ هجدهم از حکاکی طرحهای تزیینی بر اسلحه و ابزار صحافی به سنبهبری روی آورد.[۷]
سنبهبری گاهی بهعنوان اسرار تجاری در نظر گرفته میشد و از پدر به پسر منتقل میگردید. ویلیام کزلن نمونهٔ بارز این امر بود؛ بنا به گزارش نیکلز، او شیوههای کار خود را در اتاقی بسته و دور از چشم دیگران به پسرش آموزش میداد.[۸]
سرعت کار و دشواری
سنبهبری دستی فرایندی کُند بود و تخمین زده میشود که سنبهبران باتجربه حدود یک حرف در روز تولید میکردند.[۹] در شهادتی که در مه ۱۸۱۸ به انجمن هنرهای لندن ارائه شد، آنتونی بسمر سنبهبر اعلام کرد که برش مجموعهٔ کامل ۶۱ سنبه برای حروف ۴ پوینتی (اندازهٔ «دایاموند») حدود ۱۲ هفته (۷۲ روز کاری) زمان میبرد.[۱۰] هنری دوم کزلن، کارفرمای بسمر در کارخانهٔ ریختهگری کزلن، افزود که تکمیل یک فونت در این اندازه به سختی در ۷ تا ۸ ماه ممکن بود و در آن زمان تنها ۴ یا ۵ نفر در سراسر انگلستان توانایی بریدن حروف ۴ پوینتی را داشتند.[۱۱]
سنبهبران لزوماً طراح حروفی که میبریدند نبودند. خ. ویلم اوفینک، مدیر چاپ و مورخ هلندی، در ۱۹۷۳ اظهار داشت که «فقدان مطلق استعداد خلاق در تمام ماهرترین سنبهبران این سده» او را شگفتزده کردهاست؛ هرچند احتمالاً بسیاری از سنبهبران گذشته خود طراح آثارشان بودند.[۱۲]
فناوریهای جایگزین
.jpg)
از اواسط سدهٔ نوزدهم فناوریهای نوینی جایگزین سنبهبری دستی شدند.
آبکاری الکتریکی
آبکاری الکتریکی از دههٔ ۱۸۴۰ امکان ساخت ماتریسهای مسی از طریق رسوبدهی الکتریکی پیرامون حکاکی حرف را فراهم آورد. از آنجا که حرف الگو میتوانست از هر فلزی باشد، حکاکی بهتدریج بر فلز حروف نرم انجام میشد.[۱] این فناوری به انفجار تنوع تایپفیسها بهویژه حروف نمایشی انجامید و بازسازی حروفی را که سنبه یا ماتریسشان از میان رفته بود ممکن ساخت.[۱]
حکاکی پانتوگراف
پانتوگراف دستگاهی است که حرکات دست اپراتور را به حکاکی بر فلز تبدیل میکند و امکان بریدن حروف از روی طرحهای بزرگ را میدهد. این فناوری نخست برای بریدن حروف چوبی پوسترها به کار رفت.[۱] در دههٔ ۱۸۸۰ لین بوید بنتن ریختهگر آمریکایی آن را برای بریدن ماتریسها و سنبههای فولادی بسیار ریز تطبیق داد.[۱] این نوآوری نتایج بسیار دقیقی به دست میداد و مرکز خلاقیت فردی را کاملاً از مرحلهٔ حکاکی به دفتر طراحی منتقل کرد.[۱][۱۳]
سنبهبران سدهٔ بیستم
برخی سنبهبران تا اوایل یا اواسط سدهٔ بیستم به خاطر کار هنریشان اعتبار داشتند.[۱] از جملهٔ آنها ادوارد پرینس بود که حروف بسیاری را برای چاپگران جنبش هنر و پیشه برید؛ شارل مالن در پاریس، اتو ارلر در لایپزیگ و پ.ه. ردیش در کارگاه یوه. انسخده در هارلم که حروف یان فان کریمپن را حکاکی کرد.[۱۴][۱۵] متیو کارتر طراح حروف که سنبهبری را نزد ردیش در دورهٔ کارآموزی در انسخده آموخت، بعدها بر فیلمی صامت از کار ردیش در دههٔ ۱۹۵۰ گفتار افزود.[۱۶]
مجموعهٔ سنبههای چاپخانهٔ ملی فرانسه
چاپخانهٔ ملی فرانسه یکی از معدود نهادهایی بود که تا سدهٔ بیستویکم سنبهبر استخدام کرد تا هم فن تاریخی را نشان دهد و هم مجموعهحروف تایپفیسهای تاریخی را تکمیل کند.[۱۷] در گنجینهٔ سنبههای این چاپخانه نزدیک به ۷۰۰٬۰۰۰ قطعهٔ حکاکیشده نگهداری میشود که بخش بزرگی از آن بهعنوان اثر تاریخی ثبت شدهاست.[۱۸] از مهمترین آثار این مجموعه میتوان به سنبههای هفت حرف لاتین تاریخی (از جمله گارامون، گرانژان و لوس) و سنبههای حروف شرقی و «یونانیهای شاه» (Grecs du roi) اشاره کرد.[۱۹]
نلی گابل، سنبهبر معاصر چاپخانهٔ ملی فرانسه، از معدود زنان فعال در این حرفه است.[۲۰] حکاکی سنبههای چاپی در سال ۲۰۱۸ در فهرست میراث فرهنگی ناملموس فرانسه ثبت شد.[۲۱]
جستارهای وابسته
منابع
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 Tracy، Walter. Letters of Credit. ص. ۳۲–۴۰.
- ↑ Mosley، James. «Big brass matrices: a mystery resolved?». Type Foundry (blog). دریافتشده در ۲۰۱۷-۱۰-۰۵.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Vervliet، Hendrik D.L. (۲۰۱۰). French Renaissance Printing Types: a conspectus. Oak Knoll Press. شابک ۹۷۸-۱-۵۸۴۵۶-۲۷۱-۹.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Vervliet، Hendrik D.L. (۲۰۱۰). French Renaissance Printing Types: a conspectus. Oak Knoll Press. شابک ۹۷۸-۱-۵۸۴۵۶-۲۷۱-۹.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Vervliet، Hendrik D.L. (۲۰۰۸). The Palaeotypography of the French Renaissance. Koninklijke Brill NV. ص. ۳۱۶–۳۱۷. شابک ۹۷۸-۹۰-۰۴-۱۶۹۸۲-۱.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Beatrice Warde (۱۹۲۶). «The 'Garamond' Types». The Fleuron: ۱۳۱–۱۷۹.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ James Mosley (۱۹۶۷). «The Early Career of William Caslon». Journal of the Printing Historical Society: ۶۶–۸۱.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ James Mosley (۲۰۰۸). «William Caslon the elder». Oxford Dictionary of National Biography.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ John Lane (۱۹۸۳). «The Types of Nicholas Kis». Journal of the Printing Historical Society: ۴۷–۷۵.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Report of the Committee of the Society of Arts... Relative to the Mode of Preventing the Forgery of Bank Notes. ۱۸۱۹. ص. ۶۸–۶۹.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Paul W. Nash (۲۰۰۴). «Hansard's typographical banknote». Journal of the Printing Historical Society: ۵۵–۷۰.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ G.W. Ovink (۱۹۷۳). «Two Books on Stanley Morison». Quaerendo. ۳ (۳): ۲۲۶–۲۴۲.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Morison، Stanley. «Printing the Times». Eye Magazine. دریافتشده در ۲۰۱۵-۰۷-۲۸.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ G. Willem Ovink (۱۹۷۳). «Review: Jan van Krimpen, A Letter to Philip Hofer». Quaerendo: ۲۳۹–۲۴۲.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ John A. Lane (۱۹۹۱). «Twentieth-Century Punchcutters». Matrix.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Haley، Allan. «Gravers & Files». Fonts.com. دریافتشده در ۲۰۱۸-۰۶-۱۱.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ «Punch-cutter Nelly Gable: Steel Magnolia of the Imprimerie Nationale». Design Traveler. دریافتشده در ۲۰۱۷-۰۵-۰۵.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ «Imprimerie nationale – Patrimoine». IN Groupe. بایگانیشده از اصلی در ۶ مارس ۲۰۱۹. دریافتشده در ۲۲ مارس ۲۰۲۶.
{{cite web}}: بیش از یک پارامتر|تاریخ بازبینی=و|بازبینی=دادهشده است (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ «Imprimerie nationale – Patrimoine». IN Groupe. بایگانیشده از اصلی در ۶ مارس ۲۰۱۹. دریافتشده در ۲۲ مارس ۲۰۲۶.
{{cite web}}: بیش از یک پارامتر|تاریخ بازبینی=و|بازبینی=دادهشده است (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ «Punch-cutter Nelly Gable: Steel Magnolia of the Imprimerie Nationale». Design Traveler. دریافتشده در ۲۰۱۷-۰۵-۰۵.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ «Ministère de la Culture – Patrimoine culturel immatériel». وزارت فرهنگ فرانسه. دریافتشده در ۲۰۱۹-۰۲-۱۲.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
پیوند به بیرون
- نمایش سنبهبری توسط استن نلسون
- فیلم صامت سنبهبری پ. ه. ردیش در انسخده (۱۹۵۷) با گفتار متیو کارتر
- حروفچینی
- حکاکی