سومنات
.jpg)
پرستشگاه سومَنات[۱] {به گجراتی: સોમનાથ} یک معبد هندو است که در پرابهاس پاتان، ورول در گجرات هند قرار دارد. این مکان یکی از مقدسترین جایگاههای زیارتی تیرته کشِترا برای هندوها و نخستین معبد در میان دوازده زیارتگاه جَیوتیرلینگا ویژهٔ شیوا است.[۲] زمان ساخت نخستین نسخهٔ معبد سومنات روشن نیست و برآوردها بین سدههای آغازین هزارهٔ نخست تا حدود سدهٔ نهم میلادی متغیر است.[۳][۴] متون گوناگونی از جمله مهابهاراتا و بهاگاواته پورانه به وجود یک تیرته (جایگاه زیارتی) در پرابهاس پاتان، در کرانهٔ سواراشتره اشاره کردهاند، جایی که بعدها معبد ساخته شد، اما باستانشناسی نشانهای از وجود معبدی کهن در آنجا نیافته است، هرچند که یک سکونتگاه در آنجا وجود داشته است.[۵][۶][۷]
این معبد در گذشته چندین بار پس از ویرانیهای مکرر به دست مهاجمان و فرمانروایان مسلمان، بهویژه از زمان حملهٔ محمود غزنوی در ژانویهٔ ۱۰۲۶، بازسازی شد.[۸][۹][۱۰][۱۱]
در اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم، تاریخنگاران و باستانشناسان دوران استعمار بهطور گستردهای معبد سومنات را بررسی کردند، زیرا ویرانههای آن نشان میداد که یک معبد تاریخی هندو در حال تبدیلشدن به یک مسجد اسلامی بوده است.[۱۲][۱۳][۱۴] پس از استقلال هند، آن ویرانهها تخریب شدند و معبد کنونی سومنات در سبک معماری مارو-گجراتی معماری معابد هندو بازسازی شد. بازسازی معبد نوین سومنات به دستور نخستین معاون نخستوزیر هند، والابهبای پاتل آغاز شد. این بازسازی در مه ۱۹۵۱ به پایان رسید.[۱۵][۱۶]
معبد سومنات بزرگترین بُتخانه هندوستان در شهر سومنات یا ورول[۱۷] بود. شاه محمود غزنوی از آنجا که میدانست بُتخانه سومنات گنجینهٔ زر و سیم و جواهرات است پس از سه روز نبرد، بُت خانه را گشود [۸][۱۸][۱۰][۱۹] و خود با گرزی که در دست داشت بت اعظم را که از سنگ بود و در حدود ۵ متر طول داشت درهم شکست. و برای اعلام این پیروزی به همگان بخشهایی از آن ثروت را به غزنه، بغداد و مکه فرستاد و خود در ۱۰ صفر ۴۱۷ ه.ق به پایتخت بازگشت. قیمت این اشیا را که بدست محمود غزنوی غنیمت گرفته شد در آن روزگار ۲۰ میلیون دینار نوشتهاند. در جنگ سومنات بیش از ۹۰ هزار نفر از هندیان به قتل رسیدند.[۲۰]
موقعیت
معبد سومنات در کرانهٔ دریا در پرابهاس پاتان، وراوال، در منطقهٔ سواراشتره ایالت گجرات قرار دارد. این معبد حدود ۴۰۰ کیلومتر (۲۴۹ مایل) در جنوبباختری احمدآباد، ۸۲ کیلومتر (۵۱ مایل) در جنوب جوناآگاد – یکی دیگر از جایگاههای مهم باستانشناسی و زیارتی در گجرات – واقع شده است. این مکان حدود ۷ کیلومتر (۴ مایل) در جنوبخاوری ایستگاه قطار وراوال جانکشن، حدود ۲٫۷ کیلومتر (۲ مایل) در خاور بندر وراوال، حدود ۵۷ کیلومتر (۳۵ مایل) در جنوب فرودگاه کشود و حدود ۸۵ کیلومتر (۵۳ مایل) در باختر فرودگاه دیو قرار دارد.[۲۱]
معبد سومنات در سمت خاور بندر وراوال جای دارد؛ یکی از سه بندر باستانی گجرات که بازرگانان هندی از آنجا برای دادوستد کالا رهسپار میشدند. ابوریحان بیرونی، تاریخنگار ایرانی سدهٔ یازدهم، مینویسد که سومنات بدین سبب چنین آوازهای یافته بود که «بندرگاه دریانوردان و ایستگاهی برای رفتوآمد میان سوفاله در سرزمین زَنج (شرق آفریقا) و چین» بوده است. این جایگاه، همراه با آوازهاش بهعنوان یکی از برجستهترین مکانهای زیارتی، برای پادشاهیهای شبهقارهٔ هند شناختهشده بود.[۲۲][۲۳] شواهد متنی و کتیبهای نشان میدهند که بندر وراوال در سدههای میانه نیز با خاورمیانه و جنوبخاوری آسیا دادوستد داشته است. این امر ثروت و نامآوری را هم برای شهر و هم برای معبد به ارمغان آورد.[۲۴]
جایگاه پرابهاس پاتان در دوران تمدن دره سند، یعنی میان سالهای ۱۲۰۰ تا ۲۰۰۰ پیش از میلاد، مسکونی بوده است. این مکان یکی از معدود نقاط بخش جوناآگاد است که چنین پیشینهای دارد. پس از رهاشدن در حدود ۱۲۰۰ پیش از میلاد، دوباره در حدود ۴۰۰ پیش از میلاد باز مسکونی شد و تا دورهٔ تاریخی ادامه یافت. پرابهاس همچنین به دیگر مکانهایی که سکونت مشابه داشتهاند، همچون جوناآگاد، دوارکا، پادری و بَروچ، نزدیک است.[۲۴]
نامگذاری و اهمیت
«سومنات» به معنای «خدای سُما» یا «ماه» است.[note ۱] این مکان همچنین «پرابهاسا» به معنای «جایگاه درخشش» نیز خوانده میشود.[۲۶] معبد سومنات یک جایگاه جَیوتیرلینگا برای هندوها و یک مکان زیارتی مقدس (تیرته) بهشمار میرود. این معبد یکی از پنج جایگاه پرارج در کرانههای دریایی هند است، همراه با دوراکا در گجرات، پوری در اودیسا، رامسوارام و چیدامبارام در تامیل نادو.[۲۷]
اشارههای متنی
بخشی از واقعه جنگ سومنات ذیل مقاله سی و ششم کتاب منطقالطیر به نظم آورده شده است. همچنین در بوستان سعدی، باب هشتم حکایتی دربارهٔ بتخانه سومنات ذکر شده است.[۲۸] ابوریحان بیرونی هم در کتاب تحقیق ماللهند در وجه تسمیه این نام شرحی از افسانههای هندی نقل میکند.
بسیاری از متون هندو فهرستی از مقدسترین جایگاههای زیارتی شیوا ارائه میدهند و راهنمایی برای زیارت آنها فراهم میسازند. شناختهشدهترین این متون، متون «مهاتمیه» هستند. در میان آنها، معبد سومنات در صدر فهرست جَیوتیرلینگاها در بخش «جناناسمهیتا» – فصل سیزدهم از شیوا پورانه – قرار دارد که کهنترین متن شناختهشده دارای فهرست جَیوتیرلینگاها است. متون دیگر شامل «واراناسی مهاتمیه» (در اسکندا پورانه آمده)، «شاتارودرا سمهیتا» و «کوتیرودرا سمهیتا» هستند.[۲۹] [note ۲] همهٔ این متون یا بهطور مستقیم به معبد سومنات بهعنوان نخستین مکان از دوازده جایگاه اشاره کردهاند، یا معبد اصلی را «سومهسوارا» در سواراشتره نامیدهاند – اصطلاحی مترادف برای این مکان در این متون.[۳۲][۳۳][۲۶]
معبد سومنات در متون کهن سانسکریت هندوئیسم ذکر نشده است، اما «پرابهاسا-پاتانا» بهعنوان یک تیرته (جایگاه زیارتی) ذکر شده است.[۵] برای نمونه، مهابهاراتا (حدود ۴۰۰ میلادی در شکل نهایی خود)[۳۴] در فصلهای ۱۰۹، ۱۱۸ و ۱۱۹ از کتاب سوم (وانا پاروا) و بخشهای ۱۰٫۴۵ و ۱۰٫۷۸ از بهاگاواته پورانه، پرابهاسا را بهعنوان یک تیرته در کرانهٔ سواراشتره یاد کرده است.[۳۵][۷]
آلف هیلتبیتل – پژوهشگر سانسکریت و مترجم و شارح متون هندی از جمله مهابهاراتا – بیان میکند که زمینهٔ مناسب برای افسانهها و اسطورههای مهابهاراتا، اسطورهشناسی ودایی است که این متن آنها را وام گرفته، در هم آمیخته و برای زمانه و مخاطبان خود بازتفسیر کرده است.[۳۶] لایهٔ برهمنه در ادبیات ودایی از پیش به تیرتههایی مرتبط با رودخانهٔ سَرَسوتی اشاره دارد. با این حال، چون این رودخانه هنگام نگارش و نهاییسازی مهابهاراتا دیگر دیده نمیشد، افسانهٔ سارَسوتی دگرگون شد. گفته میشود که رودخانه به زیرزمین فرومیرود و سپس بهصورت رود زیرزمینی در مکانهای مقدس برای سنگم (همریزگاه) پدیدار میشود که پیشتر نزد هندوها محبوب بودند. مهابهاراتا این افسانهٔ سارَسوتی در اسطورههای ودایی را با تیرتهٔ پرابهاسا در هم آمیخته است.[۳۶] ویرایشهای انتقادی مهابهاراتا در چندین فصل و کتاب تصریح میکنند که این «پرابهاسا» در کرانهٔ دریا، نزدیک دوارکا است. این مکان بهعنوان جایگاهی مقدس توصیف میشود که آرجونا و بالاراما به زیارت آن میروند؛ جایی که کریشنا روزهای پایانی زندگی خود را در آن میگذراند و سپس در همانجا میمیرد.[۳۶]
کاترین لودویک – پژوهشگر مطالعات دینی و سانسکریت – با نظر هیلتبیتل همداستان است. او میگوید افسانههای مهابهاراتا از متون ودایی وام گرفتهاند، اما آنها را از «آیینهای قربانی برهمنیمحور» به آیینهای تیرته که در دسترس همگان بود تغییر دادند – همان مخاطبانی که این حماسهٔ بزرگ برایشان نوشته شد.[۳۷] بهطور دقیقتر، او میگوید نشستهای قربانی در کنار رود سارَسوتی که در بخشهایی چون پانچاویمسا برهمنه آمده بود، در وانا پاروا و شالیا پاروا به جایگاههای تیرته تغییر یافت.[۳۷] بدین ترتیب، افسانهٔ «پرابهاسا» در مهابهاراتا بهعنوان جایگاهی «کنار دریا، نزدیک دوارکا» توصیف شد. این امر نشاندهندهٔ گسترش مفهوم زیارت بهعنوان «همتای آیین ودایی» است که پرابهاسا را – که بیگمان از پیش بهعنوان یک تیرته مهم بود – دربر میگیرد، زمانی که وانا پاروا و شالیا پاروا تدوین شدند.[۳۷][note ۳]
شعر سدهٔ پنجم راگهوونشه اثر کالیداسا از سومنات-پرابهاسا بهعنوان یک تیرته همراه با پرایَگا، پوشکار و گوکارناناتهشوارا یاد میکند. باور بر این است که شستوشو در یکی از این تیرتهها انسان را از چرخهٔ تولد و مرگ رها میکند.[۳۹][note ۴]
از دید باستانشناسی، هیچ نشانهای وجود ندارد که معبدی در روزگار کهن در این مکان ساخته شده باشد.[۵][۴۰]
تاریخ
جایگاه سومنات از روزگار کهن بهسبب قرار گرفتن در محل تریوِنی سنگم (همریزگاه سه رود کاپیلا، هیران و سارَسوتی) یک مکان زیارتی بوده است. باور بر این است که سوما، خدای ماه، بهعلت نفرینی درخشندگی خود را از دست داد و در این مکان در رود سارَسوتی شستوشو کرد تا آن را بازیابد. گفته میشود نتیجهٔ این رویداد، پدید آمدن پدیدهٔ افزایش و کاهش نور ماه (گامهای ماه) است. نام شهر «پرابهاسا» به معنای درخشندگی و همچنین نام دیگر آن «سومهسوارا» («خدای ماه» یا «ایزد ماه») از همین سنت برخاستهاند.[۴۱]
.jpg)
نام «سومهسوارا» از سدهٔ نهم میلادی پدیدار شد. شاه گورجارا-پراتیهارا ناگابهاتا دوم (حک. 805–833) ثبت کرده که از چندین تیرته در سواراشتره، از جمله «سومهسوارا»، دیدار کرده است.[۴۲] شاه چالوکیه (سولانکی) مولاراجا احتمالاً نخستین معبد را برای «سوما» (خدای ماه) در این مکان پیش از سال ۹۹۷ میلادی ساخت، هرچند برخی تاریخنگاران باور دارند که او ممکن است تنها معبدی کوچکتر و کهنتر را بازسازی کرده باشد.[۴۳] [note ۵]

در سال ۱۰۲۶ میلادی، در دوران فرمانروایی بهیما یکم، محمود غزنوی به معبد سومنات یورش برد و آن را غارت کرد و جَیوتیرلینگای آن را شکست. او غنیمتی به ارزش ۲۰ میلیون دینار با خود برد.[۴۸][۹] به گفتهٔ روملا تاپار، بر پایهٔ کتیبهای از سال ۱۰۳۸ میلادی متعلق به یکی از شاهان کادامباهای گوا، وضعیت معبد سومنات پس از یورش محمود نامشخص است، زیرا این کتیبه «بهطرز شگفتانگیزی خاموش» دربارهٔ این یورش یا وضعیت معبد است. تاپار میگوید این امر میتواند نشان دهد که شاید بهجای ویرانی کامل، تنها بیحرمتی شده باشد، چراکه معبد بهنظر میرسد ظرف دوازده سال ترمیم شد و تا ۱۰۳۸ دوباره بهعنوان مکان زیارتی فعال بوده است.[۴۹]
یورش محمود در ۱۰۲۶ میلادی بهوسیلهٔ ابوریحان بیرونی، تاریخنگار ایرانی سدهٔ یازدهم، تأیید میشود. او در دربار محمود میزیست، گاهی میان سالهای ۱۰۱۷ تا ۱۰۳۰ با سپاه او همراه بود و در بخشهای شمالباختری شبهقاره هند زندگی میکرد.[۵۰] این یورش همچنین بهوسیلهٔ دیگر تاریخنگاران اسلامی چون گردیزی، ابن ظافر و ابن اثیر تأیید شده است. با این حال، دو منبع فارسی – یکی از ذهبی و دیگری از یافعی – تاریخ آن را ۱۰۲۷ میلادی ذکر کردهاند که به گفتهٔ خان، یک سال دیرتر و نادرست است.[۵۱] بیرونی نوشته است:
مکان معبد سومنات اندکی کمتر از سه میل در باختر دهانهٔ رود سارَسوتی بود. معبد در کرانهٔ اقیانوس هند جای داشت، بهگونهای که در هنگام مد، پیکرهٔ ایزد به آب شسته میشد. از این رو، ماه پیوسته سرگرم شستوشوی پیکره و خدمت به آن بود.
— برگردان: م.س. خان[۵۱]
بیرونی میگوید که محمود معبد سومنات را ویران کرد. او انگیزهٔ محمود را چنین شرح میدهد: «یورشهایی برای غارت و خشنود کردن بتشکنی درستکارانهٔ یک مسلمان حقیقی… [او] به غزنه بازگشت در حالیکه با غنیمتهای گرانقیمت از معابد هندو بار یافته بود.» بیرونی این یورشها را بهطور غیرمستقیم نکوهش میکند و میگوید این کارها «آبادانی هند را نابود ساخت»، دشمنی هندوها با «بیگانگان» را برانگیخت و باعث شد دانشمندان علوم هندی به مناطق دورتر از سرزمینهای «فتحشده به دست ما» کوچ کنند.[۵۲][۵۳] محمود یورشهای بسیاری برای غارت به هند داشت، که یکی از آنها شامل تاراج معبد سومنات بود.[۵۴]

به گفتهٔ جمال مالک – پژوهشگر تاریخ جنوب آسیا و مطالعات اسلامی – «ویرانی معبد سومنات، یک مکان زیارتی شناختهشده در گجرات در سال ۱۰۲۶، نقش بزرگی در آفرینش تصویر محمود بهعنوان یک «نماد اسلام» ایفا کرد. تاراج این معبد به موضوعی محوری در روایتهای فارسی دربارهٔ بتشکنی اسلامی بدل شد.»[۵۵] بسیاری از تاریخنگاران و دانشمندان مسلمان در سدهٔ یازدهم و پس از آن، ویرانی سومنات را بهعنوان کاری درست و نمونه در نوشتههای خود گنجاندند. این روایات در سنت فارسی یادمانی فرهنگی از ویرانی سومنات پدیدآوردند و آن را در قالب «حماسههای پیروزی» بازگو کردند، در حالیکه در سوی هندو، سومنات الهامبخش افسانههای بازسازی و «حماسههای مقاومت» شد.[۵۵] این روایتها در ایران محمود را «قهرمان نمونه و جنگاور اسلامی برای مسلمانان» معرفی کردند، در حالیکه در هند محمود بهعنوان «دشمن اصلی» شناخته شد.[۵۵]
افسانههای پرجزئیات بسیاری در ادبیات فارسی دربارهٔ یورش محمود پدید آمد.[۵۶] به گفتهٔ تاریخنگار سینتیا تالبوت، سنتی دیرتر بیان میکند که «۵۰٬۰۰۰[۵۷] نفر از پرستشگران در تلاش برای جلوگیری از یورش محمود به قتل رسیدند» هنگام تاراج معبد سومنات.[۵۸] این سنت میگوید شاه گجرات حدود پنجاه سال پیشتر معبد را ساخته بود و منطقهٔ ساحلی آن بهسبب دادوستدهای دریایی شکوفا بود. روایت «۵۰ هزار کشته» به گفتهٔ تاپار ادعایی گزاف است که «بهطور پیوسته در متون اسلامی بازگو میشود» و به یک «شکل کلیشهای» از شمار کشتگان بدل میگردد تا مشروعیت محمود را نزد اسلام رسمی پررنگ کند.[۵۹]
پس از آن، به تشویق بهاوا بْریهَسپَتی، یکی از راهبان پاشوپاته، کوماراپالا (ح. ۱۱۴۳–۱۱۷۲) معبد سومنات را در سال ۱۱۶۹ بازسازی کرد. در کتیبهای آمده که او معبدی «باشکوه از سنگ ساخت و آن را با جواهر آراست». وی معبد چوبی در حال فرسودگی را با بنایی سنگی جایگزین کرد.[۶۰][۶۱][۶۲]
در یورش ۱۲۹۹ میلادی، سپاه علاءالدین خلجی به فرماندهی اولغ خان شاه واگهلا کارنا را شکست داد و معبد سومنات را تاراج کرد.[۶۳][۶۴] در متون دیرتر مانند کانهَداده پرابنده (سدهٔ پانزدهم) و نایِنسی ری خیات (سدهٔ هفدهم) آمده است که چاهامانهای جالور به رهبری کانهَدادهوا پیکرهٔ سومنات را بازپس گرفتند و زندانیان هندو را آزاد کردند. اما منابع دیگر میگویند که پیکره به دهلی برده شد و زیر پای مسلمانان انداخته شد. این گزارش در متونی چون خزاینالفتوح امیر خسرو و تاریخ فیروزشاهی ضیاءالدین برنی و همچنین ویویدها تیرته کلپا آمده است. برخی پژوهشگران روایت رهایی پیکره توسط کانهَدادهوا را ساختهوپرداختهٔ نویسندگان متأخر دانستهاند.[۶۵]
معبد در سال ۱۳۰۸ میلادی بهوسیلهٔ ماهیپالا یکم، شاه چوداسامای سواراشتره بازسازی شد و پسرش خنگارا میان سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۵۱ لینگام تازهای در آن جای داد.[۶۶] تا سدهٔ چهاردهم، زائران مسلمانان گجراتی نیز بنا بر گزارش امیر خسرو در این معبد توقف میکردند و پیش از حج به آن احترام میگذاشتند.[۶۷]
در سال ۱۳۹۵ میلادی، معبد برای سومین بار بهدست ظفر خان، واپسین حاکم گجرات از سوی سلطنت دهلی و سپس بنیانگذار سلسله سلاطین گجرات، ویران شد.[۶۸] در ۱۴۵۱ میلادی، محمود بیگَده، سلطان گجرات، آن را بیحرمت کرد.[۶۹]
در ۱۶۶۵ میلادی، معبد از جمله مکانهایی بود که به فرمان اورنگزیب، امپراتور گورکانیان، برای ویرانی انتخاب شد.[۷۰][۷۱] با این حال، به نظر میرسد فرمان در آن زمان اجرا نشد. اورنگزیب در سال ۱۷۰۶ دوباره دستور ویرانی و تبدیل آن به مسجد را داد و این بار عملی شد، هرچند که تلاش چندانی برای تبدیل کامل آن به مسجد صورت نگرفت.[۷۱]
دورهٔ راج بریتانیا
در سال ۱۸۴۲، ادوارد لا، نخستین ارل النبرو «اعلامیهٔ درها» را صادر کرد و دستور داد ارتش بریتانیا در افغانستان از راه غزنی بازگردد و درهای چوب صندل آرامگاه محمود غزنوی را – که باور داشتند از سومنات آورده شدهاند – به هند بیاورد. به فرمان او، ژنرال ویلیام نات در سپتامبر ۱۸۴۲ آنها را برداشت. یک هنگ کامل پیادهنظام سبک جات ششم مأمور شد تا این درها را با شکوه به هند بازگرداند.[۷۲] با این حال، پس از رسیدن، مشخص شد که این درها نه از طرح گجراتی یا هندی هستند و نه از چوب صندل، بلکه از سدر دیودار (بومی غزنی) ساخته شدهاند و بنابراین به سومنات تعلق نداشتهاند.[۷۳] آنها در انبار دژ آگرا گذاشته شدند و تا امروز همانجا ماندهاند.[۷۴][۷۵] موضوع این درها در ۱۸۴۳ در مجلس عوام بریتانیا نیز به بحث گذاشته شد.[۷۶]
در رمان سدهٔ نوزدهمی سنگ ماه اثر ویلکی کالینز، گفته میشود که الماس داستان از معبد سومنات دزدیده شده است. روملا تاپار در کتاب ۲۰۰۴ خود دربارهٔ سومنات نشان میدهد که چگونه این ماجراها در بریتانیا توجه برانگیخت و بر تاریخنگاریهای مربوط به معبد افسانهای گجرات تأثیر گذاشت.[۷۷]
بازسازی در سالهای ۱۹۵۰–۱۹۵۱

پیش از استقلال هند، وراوال بخشی از ایالت جوناآگاد بود که حاکمش در ۱۹۴۷ به پاکستان پیوست. هند با این الحاق مخالفت کرد و پس از همهپرسی ایالت را ضمیمه کرد. والابهبای پاتل، معاون نخستوزیر هند، در ۱۲ نوامبر ۱۹۴۷ به جوناآگاد رفت و دستور داد معبد سومنات بازسازی شود.[۷۸]
زمانی که پاتل، ک. م. منشی و دیگر رهبران کنگره پیشنهاد بازسازی معبد را به مهاتما گاندی دادند، او با آن موافقت کرد اما توصیه نمود که هزینهٔ ساخت از مردم گردآوری شود و از بودجهٔ دولت تأمین نگردد.[۷۹] بر همین اساس «بنیاد سومنات» برای گردآوری کمکهای مردمی و نظارت بر ساخت معبد پدید آمد و مونشی ریاست آن را برعهده گرفت.
بازسازی معبد نوین سومنات در سبک معماری مارو-گجراتی آغاز شد و زیر نظر بنیاد سومنات ادامه یافت. پاتل تا پیش از درگذشتش در دسامبر ۱۹۵۰ از این پروژه پشتیبانی میکرد. پس از او، راجندرا پرساد، نخستین رئیسجمهور هند، در مه ۱۹۵۱ معبد را گشود و مراسم نصب «لینگام» تازه را انجام داد. او در سخنرانی خود تأکید کرد که این بازسازی نمادی از احیای فرهنگ بومی هند و یادمانی از ارادهٔ ملی برای زندهنگهداشتن سنتهای تاریخی است.[۸۰]

از آن زمان، معبد سومنات یکی از مهمترین جایگاههای زیارتی هندویان و نیز از جاذبههای گردشگری گجرات بوده است. مدیریت و نگهداری آن همچنان بر عهدهٔ بنیاد سومنات است که متشکل از شخصیتهای مذهبی و دولتی است. این معبد اکنون یکی از زیارتگاههای جَیوتیرلینگا بهشمار میرود و هر سال میلیونها زائر و گردشگر به آن میآیند.[۸۱]
معبد سومنات در روزگار معاصر
معبد سومنات امروزه نه تنها یک زیارتگاه هندو، بلکه نمادی از هویت فرهنگی و ملیگرایی مذهبی در هند است. بازسازی آن در دههٔ ۱۹۵۰ بهعنوان بخشی از جنبش احیای فرهنگی پس از استقلال تلقی شد. رهبران سیاسی همچون والابهبای پاتل و ک. م. مونشی بازسازی سومنات را نشانهای از بازگشت به ریشههای تاریخی و احیای شکوه گذشتهٔ هندو دانستند.[۸۰]
بنیاد سومنات که از سال ۱۹۵۰ برای گردآوری کمکهای مردمی و ادارهٔ معبد تأسیس شد، همچنان ادارهٔ آن را بر عهده دارد. این بنیاد دربرگیرندهٔ شخصیتهای برجستهٔ مذهبی و سیاسی هند است و کارکردش حفظ و نگهداری از معبد و همچنین ساماندهی رویدادهای مذهبی و فرهنگی است.
سومنات امروزه بهعنوان یکی از دوازده جایگاه جَیوتیرلینگا، جایگاهی مرکزی در آیینهای شیوا دارد. هر سال میلیونها زائر از سراسر هند برای پرستش و نیایش به این مکان میآیند. افزون بر آن، معبد یکی از جاذبههای مهم گردشگری در گجرات است و در سیاستهای گردشگری ایالت جایگاه ویژهای دارد.[۸۲]
معبد سومنات همچنین در گفتمان سیاسی هند معاصر بهعنوان نمادی از مقاومت فرهنگی در برابر گذشتهٔ یورشها و سلطهٔ خارجی یاد میشود. برای جریانهای ملیگرای هندو، این معبد نمونهای از بازسازی و احیای سنتهای هندی است. در عین حال، برخی تاریخنگاران مانند روملا تاپار بر این باورند که معبد سومنات و تاریخ ویرانیها و بازسازیهای آن بیش از آنکه صرفاً روایتی مذهبی باشد، بخشی از مناقشههای سیاسی و فرهنگی معاصر هند است.[۸۳]

منابع
فرهنگ جامع تاریخ ایران - عباس قدیانی
- ↑ https://somnath.org/
- ↑ "Somnath darshan". Official website of Somnath Temple. Archived from the original on 28 August 2017. Retrieved 19 December 2016.
- ↑ Dhaky & Shastri 1974.
- ↑ Rosa Maria Cimino 1977.
- 1 2 3 Thapar 2005, p. 18-19, Chapter 2.
- ↑ (Mishra و Ray 2016، ص. 22)
- 1 2 Shastri & Tagare 2004, pp. 1934, 2113.
- 1 2 Yagnik & Sheth 2005, pp. 39–40, 47–50.
- 1 2 Thapar 2005, pp. 36–37.
- 1 2 Catherine B. Asher; Cynthia Talbot (2006). India before Europe. Sterling Publishers. p. 42. ISBN 978-1-139-91561-8.
- ↑ (Thapar 2004، صص. 68–69)
- ↑ Cousens 1931, pp. 15–18.
- 1 2 The Somanatha temple at Prabhas Patan, D.H. Sykes and Henry Counsens, British Library Archives (2021)
- ↑ Shakshi 2012, pp. 304–306 with Figure 4.
- ↑ Gopal, Ram (1994). Hindu culture during and after Muslim rule: survival and subsequent challenges. M.D. Publications Pvt. Ltd. p. 148. ISBN 81-85880-26-3.
- ↑ Jaffrelot, Christophe (1996). The Hindu nationalist movement and Indian politics: 1925 to the 1990s. C. Hurst & Co. Publishers. p. 84. ISBN 1-85065-170-1.
- ↑ https://en.wikipedia.org/wiki/Veraval
- ↑ Thapar 2004, pp. 36–37.
- ↑ (Thapar 2004، صص. 68–69)
- ↑ http://cmpclinic.com/index.php/1389-03-19-04-47-09/1389-05-19-07-50-31/447-1389-05-10-09-41-54/1116-1389-04-28-10-16-14.html%5Bپیوند+مرده%5D
- ↑ Shree Somnath Jyotirlinga Temple، سازمان گردشگری گجرات، یک شرکت دولتی (۲۰۲۱)
- ↑ Chakravarti 2020, pp. Chapter 11.
- ↑ Mishra & Ray 2016, pp. 234–241.
- 1 2 Mishra & Ray 2016, pp. 14, 184–187, 234–241.
- ↑ Rao 1985, pp. 26–30, Plates VII & VIII.
- 1 2 Eck 1999, p. 291.
- ↑ Eck, Diana L. (1981). "India's "Tīrthas": "Crossings" in Sacred Geography". History of Religions. 20 (4): 335, context: 323–344. doi:10.1086/462878. JSTOR 1062459. S2CID 161997590.
- ↑ «گنجور» سعدی» بوستان» باب هشتم در شکر بر عافیت» بخش ۱۵ - حکایت سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان». ganjoor.net. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۹-۲۱.
- ↑ Fleming 2009, pp. 54, 74–75.
- ↑ Fleming 2009, p. 68, footnote 19.
- ↑ Rocher 1986, pp. 222–227.
- ↑ Dhaky & Shastri 1974, p. 32 with footnotes.
- ↑ Thapar 2004, p. 24.
- ↑ https://www.holybooks.com/wp-content/uploads/Mahabharata-VOL-2.pdf Page 76
- ↑ Mishra & Ray 2016, pp. 22–23.
- 1 2 3 Hiltebeitel 2001, pp. 139, 141–144, 151–152 with footnotes.
- 1 2 3 Ludvik 2007, pp. 100–103 with footnotes.
- ↑ Wendy Doniger (2015), Mahabharata:Hindu literature, Encyclopaedia Britannica
- 1 2 Eck, Diana L. (2012). India: A Sacred Geography. Harmony. pp. 82–83. ISBN 978-0-385-53191-7.
- ↑ (Mishra و Ray 2016، ص. 22)
- ↑ Thapar 2005, pp. 18, 23–24.
- ↑ (Dhaky و Shastri 1974، ص. 32) cited in (Thapar 2005، ص. 23)
- ↑ Thapar 2005, pp. 23–24.
- ↑ Dhaky 1998, pp. 285–287.
- ↑ Dhaky & Shastri 1974, pp. 1–7.
- ↑ Rosa Maria Cimino 1977, pp. 381–382.
- ↑ Chandra, Satish (2004). Medieval India: From Sultanat to the Mughals-Delhi Sultanat (1206-1526) - Part One (به انگلیسی). Har-Anand Publications. pp. 19–20. ISBN 978-81-241-1064-5.
- ↑ Yagnik & Sheth 2005, pp. 39–40.
- ↑ Thapar 2005, p. 75.
- ↑ Khan 1976, pp. 90–91 with footnotes.
- 1 2 Khan 1976, pp. 95–96 with footnotes.
- ↑ Deming, D. (2014). Science and Technology in World History, Volume 2: Early Christianity, the Rise of Islam and the Middle Ages. McFarland Publishers. p. 100. ISBN 978-0-7864-5642-0.
- ↑ Khan 1976, pp. 105 with footnote 82.
- ↑ Stuurman, S. (2017). The Invention of Humanity: Equality and Cultural Difference in World History. Harvard University Press. pp. 156–157. ISBN 978-0-674-97751-8.
- 1 2 3 Malik, Jamal (2008). Islam in South Asia: A Short History. Brill Academic. pp. 88–90. ISBN 978-90-04-16859-6.
- ↑ Thapar 2005, Chapter 3.
- ↑ "Page:HMElliotHistVol1.djvu/133 - Wikisource, the free online library". en.wikisource.org (به انگلیسی). p. 98. Retrieved 2024-06-19.
- ↑ Cynthia Talbot 2007, p. 20.
- ↑ (Thapar 2005، ص. 51)
- ↑ G. Buhler, Vajeshaṅkar G. Ozhâ (1889). "The Somnâthpattan Praśasti of Bhâva Bṛihaspati". Wiener Zeitschrift für die Kunde des Morgenlandes. 3: 2.
- ↑ Thapar 2005, p. 79.
- ↑ Yagnik & Sheth 2005, p. 40.
- ↑ Yagnik & Sheth 2005, p. 47.
- ↑ Eaton (2000), Temple desecration in pre-modern India Frontline, p. 73.
- ↑ Dasharatha Sharma 1959, p. 162.
- ↑ Temples of India. Prabhat Prakashan. 1968.
- ↑ Flood, Finbarr Barry (2009). Objects of Translation: Material Culture and Medieval "Hindu-Muslim" Encounter. Princeton University Press. p. 43. ISBN 978-0-691-12594-7.
- ↑ Yagnik & Sheth 2005, p. 49.
- ↑ Yagnik & Sheth 2005, p. 50.
- ↑ Satish Chandra, Medieval India: From Sultanat to the Mughals, (Har-Anand, 2009), 278.
- 1 2 Thapar 2004, pp. 68–69.
- ↑ "Battle of Kabul 1842".
- ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامbrوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامMarshman1867وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامSmith1878وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامPOGوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Thapar 2004, p. 170.
- ↑ Hindustan Times, 15 Nov, 1947
- ↑ Marie Cruz Gabriel, Rediscovery of India, 1996.
- 1 2 Thapar 2004, pp. 197–198.
- ↑ Jaffrelot, Christophe (1996). The Hindu nationalist movement and Indian politics: 1925 to the 1990s. C. Hurst & Co. Publishers. p. 84. ISBN 1-85065-170-1.
- ↑ Gopal, Ram (1994). Hindu culture during and after Muslim rule: survival and subsequent challenges. M.D. Publications. p. 148. ISBN 81-85880-26-3.
- ↑ Thapar 2004, pp. 170–198.
- ↑ در پیکرهنگاریهای انسانوار، هلال ماه در کنار «جَتا-موکوتا» (تاج موی) شیوا نشان داده میشود. این نگاره در متون و معابد سدهٔ ششم میلادی دیده شده است.[۲۵]
- ↑ در سال ۲۰۰۷، فلمینگ «جناناسمهیتا» را به سدهٔ دهم تاریخگذاری کرد، اما در ۲۰۰۹ تاریخ سدهٔ دوازدهم را نیز پیشنهاد داد.[۳۰] دیگرانی همچون هازرا و روشر، تاریخ آن را اواخر سدهٔ دهم میدانند.[۳۱]
- ↑ تاریخ ویرایش انتقادی کامل مهابهاراتا عموماً حدود ۴۰۰ میلادی پذیرفته شده است.[۳۸]
- ↑ کالیداس فهرست جداگانهای از جَیوتیرلینگاها ارائه میدهد که در آن «گوکارنا» گنجانده شده است، اما پرابهاسا نه.[۳۹]
- ↑ کاوشهای پس از ۱۹۵۰ در جایگاه سومنات کهنترین نسخهٔ شناختهشده از معبد را آشکار کرد. این کاوشها پایههای یک معبد سدهٔ دهم را نشان دادند، همراه با بخشهای شکسته و جزئیات یک معبد بزرگ و آراسته. مادوسودان داکی باور دارد که این همان معبدی است که به دست محمود غزنوی ویران شد.[۴۴][۴۵] باستانشناس بی.کی. تاپار که این کاوشها را انجام داد، گفت که بیگمان در سدهٔ نهم میلادی در سومنات-پاتان معبدی وجود داشته است، اما پیشتر از آن نه.[۴۶]
<ref> برای گروهی به نام «note» وجود دارد، اما برچسب <references group="note"/> متناظر پیدا نشد. ().