سوگیری انتسابی
سوگیری انتسابی (به انگلیسی: Attribution bias) به خطاهای نظاممند و قابلپیشبینی در تلاش افراد برای یافتن دلایل و تبیین علل رفتار خود و دیگران اشاره دارد.[۱] فرایند نسبت دادن یک علت به یک رفتار را در روانشناسی «اسناد» (attribution) مینامند. سوگیریهای انتسابی زمانی رخ میدهند که افراد در اسنادهای خود، به جای ارزیابی عینی شواهد، از میانبرهای ذهنی (اکتشافیها) استفاده میکنند که اغلب منجر به قضاوتهای نادرست میشود.[۲]
این سوگیریها معمولاً حول دو نوع تبیین اصلی شکل میگیرند:
- اسناد درونی یا شخصیتی (Internal or Dispositional Attribution): نسبت دادن علت رفتار به ویژگیهای درونی فرد، مانند شخصیت، نگرش یا توانایی او.
- اسناد بیرونی یا موقعیتی (External or Situational Attribution): نسبت دادن علت رفتار به عوامل محیطی یا شرایطی که فرد در آن قرار دارد.
انواع اصلی سوگیریهای انتسابی
سوگیری انتسابی یک مفهوم کلی است که چندین سوگیری مشخص و شناختهشده را در بر میگیرد.
خطای بنیادین اسناد
خطای بنیادین اسناد (Fundamental Attribution Error) که گاهی «سوگیری تناظر» (correspondence bias) نیز نامیده میشود، تمایل مشاهدهگران به نادیده گرفتن عوامل موقعیتی و تأکید بیش از حد بر عوامل شخصیتی و درونی در تبیین رفتار دیگران است.[۳] برای مثال، اگر فردی هنگام رانندگی راه ما را بگیرد، اولین فرض ما این است که او «رانندهای بیملاحظه و خودخواه» است (اسناد درونی)، نه اینکه شاید در یک موقعیت اضطراری پزشکی قرار دارد (اسناد بیرونی).[۴]
سوگیری بازیگر-مشاهدهگر
سوگیری بازیگر-مشاهدهگر (Actor-Observer Bias) یک گسترش منطقی از خطای بنیادین اسناد است و به تفاوت در اسنادهای ما برای رفتار خودمان در مقابل رفتار دیگران اشاره دارد. ما تمایل داریم رفتار دیگران را به شخصیت آنها (درونی) نسبت دهیم، اما رفتار خودمان را به عوامل موقعیتی (بیرونی) اسناد دهیم.[۵] برای مثال، «من در امتحان شکست خوردم چون سؤالات بسیار سخت بود» (بیرونی)، اما «او در امتحان شکست خورد چون به اندازهٔ کافی درس نخوانده بود» (درونی).[۶]
سوگیری خدمت به خود
سوگیری خدمت به خود (Self-Serving Bias) یک تمایل انگیزشی برای حفظ و تقویت عزت نفس است. بر اساس این سوگیری، افراد موفقیتهای خود را به عوامل درونی (مانند استعداد یا تلاش) و شکستهای خود را به عوامل بیرونی (مانند بدشانسی یا دشواری تکلیف) نسبت میدهند.[۷][۸] این سوگیری در فرهنگهای فردگرا بسیار شایعتر از فرهنگهای جمعگرا است.
اثر هالهای
اثر هالهای (Halo Effect) نوعی سوگیری شناختی و انتسابی است که در آن، برداشت کلی ما از یک فرد بر ارزیابی ما از ویژگیهای شخصیتی خاص او تأثیر میگذارد. برای مثال، اگر فردی از نظر فیزیکی جذاب باشد (یک ویژگی مثبت)، ما ناخودآگاه تمایل داریم ویژگیهای مثبت دیگری مانند هوش، مهربانی و شایستگی را نیز به او نسبت دهیم، حتی اگر هیچ شواهدی برای آن وجود نداشته باشد.[۹]
پیامدهای اجتماعی
سوگیریهای انتسابی تنها خطاهای ذهنی انتزاعی نیستند، بلکه پیامدهای مهم و گستردهای در دنیای واقعی دارند. این سوگیریها میتوانند به شکلگیری و تداوم کلیشهها، پیشداوری و تبعیض منجر شوند. برای مثال، خطای بنیادین اسناد میتواند باعث شود که افراد، مشکلات اجتماعی مانند فقر یا بیکاری را به «تنبلی» یا «ضعف شخصیتی» افراد نسبت دهند و عوامل ساختاری و اقتصادی را نادیده بگیرند؛ پدیدهای که به «مقصر دانستن قربانی» (blaming the victim) شهرت دارد.[۱۰]
در محیطهای کاری، این سوگیریها میتوانند بر ارزیابی عملکرد کارکنان تأثیر بگذارند و در سیستم قضایی نیز میتوانند قضاوت هیئت منصفه را در مورد نیت و شخصیت متهم منحرف کنند.
منابع
- ↑ Fiske, S. T. (2014). Social Beings: Core Motives in Social Psychology (3rd ed.). Wiley. p. 87. ISBN 978-1-118-55214-7.
- ↑ Gilovich, T. , Keltner, D. , Chen, S. , & Nisbett, R. E. (2016). Social Psychology (4th ed.). W. W. Norton & Company. p. 164. ISBN 978-0-393-93896-8.
- ↑ Ross, L. (1977). "The intuitive psychologist and his shortcomings: Distortions in the attribution process". In L. Berkowitz (Ed.), Advances in experimental social psychology (Vol. 10, pp. 173–220). Academic Press. ISBN 978-0-12-015210-0. Cited in Myers & Twenge (2016), p. 102.
- ↑ Myers, D. G. , & Twenge, J. M. (2016). Social Psychology (12th ed.). McGraw-Hill Education. p. 103. ISBN 978-0-07-786197-1.
- ↑ Jones, E. E. , & Nisbett, R. E. (1971). "The actor and the observer: Divergent perceptions of the causes of behavior". In E. E. Jones et al. (Eds.), Attribution: Perceiving the Causes of Behavior. General Learning Press. pp. 79-94. ISBN 978-0-382-25007-3.
- ↑ Fiske, S. T. (2014). Social Beings: Core Motives in Social Psychology (3rd ed.). Wiley. p. 91. ISBN 978-1-118-55214-7.
- ↑ Campbell, W. K. , & Sedikides, C. (1999). "Self-threat magnifies the self-serving bias: A meta-analytic integration". Review of General Psychology. 3(1), pp. 23–43.
- ↑ Gilovich, T. , Keltner, D. , Chen, S. , & Nisbett, R. E. (2016). Social Psychology (4th ed.). W. W. Norton & Company. p. 157. ISBN 978-0-393-93896-8.
- ↑ Thorndike, E. L. (1920). "A constant error in psychological ratings". Journal of Applied Psychology. 4(1), pp. 25–29. Explained in detail in Kahneman, D. (2011). Thinking, Fast and Slow. Farrar, Straus and Giroux. p. 82. ISBN 978-0-374-27563-1.
- ↑ Ryan, W. (1971). Blaming the Victim. Pantheon Books. ISBN 978-0-394-41726-4.