سرژ رضوانی
سرژ رضوانی | |
|---|---|
![]() سرژ رضوانی ۲۰۲۳ | |
| نام هنگام تولد | بوریس سیروس رضوانی |
| زادهٔ | ۲۳ مارس ۱۹۲۸ |
| ملیت | فرانسوی (ایرانیتبار، روس-یهودیتبار) |
| دیگر نامها | سیروس باسیاک (Cyrus Bassiak) |
| سالهای فعالیت | از ۱۹۴۰ تاکنون |
| جنبش | هنر انتزاعی پس از جنگ |
| همسران |
|
| وبگاه | |
سیروس سرژ رضوانی (فرانسوی: Cyrus Serge Rezvani؛ زادهٔ ۲۳ مارس ۱۹۲۸ در تهران) نویسنده، نقاش، شاعر نمایشنامهنویس، ترانهسرا و آهنگساز ایرانی-روس-یهودیتبار اهل فرانسه است. او در موسیقی با نام مستعار باسیاک (روسی: Басияк، به معنی «پابرهنه») شناخته میشود. سرژ از کودکی در فرانسه زندگی کرده است و تمام آثارش به زبان فرانسوی است. ترانهٔ معروف «گردباد زندگی» (Le Tourbillon) با صدای ژن مورو در فیلم ژول و ژیم (۱۹۶۲) ساختهٔ فرانسوا تروفو، او را به شهرت رساند. سرژ رضوانی، در کنار آثار ادبی و موسیقایی خود، از دههٔ ۱۹۴۰ تاکنون در عرصهٔ نقاشی و هنرهای تجسمی نیز فعال بوده و مجموعههایی چون زن بانو، پیکره، سپید، و بازنگریها را خلق کرده است.
زندگی
کودکی و نوجوانی
سرژ رضوانی در تهران، از پدری ایرانی به نام مجیدخان رضوانی (زادهٔ اصفهان، ۱۹۰۰ – درگذشتهٔ ۱۹۶۲) و مادری روسیهودی به نام اِدل زاده شد. در یکسالگی همراه مادر به فرانسه رفت و تا هفتسالگی تنها زبان روسی میدانست. با ابتلای مادر به سرطان، به پانسیون مهاجران روسی سپرده شد و همانجا زبان فرانسهای را آموخت. خود میگوید: «من هیچ نداشتم؛ نه اسباببازی، نه لباس، و نه احساس تعلق به جایی.» پس از مرگ مادر در ورشو (Varsovie) در ۱۹۳۸، پدرش – بازیگر پیشین تئاتر ملی ایران و رقصندهٔ سابق باله روسی – او را از سوئیس بازگرداند. در پانسیونهای روسی حومهٔ پاریس بزرگ شد و در پانزدهسالگی بههمراه روبر حسین (Robert Hossein)، پسر امینالله حسین (André Aminollah Hossein)، از پانسیون گریخت و در مونپارناس نقاشی را آغاز کرد. در همین دوران با پل الوار (Paul Éluard) آشنا شد و با او کتابی محدود به شانزده نسخه منتشر کرد.
جوانی و جنوب فرانسه
پس از جنگ جهانی دوم، در کپ لاردیه (Cap Lardier) نزدیک سن-تروپه (Saint-Tropez) بهعنوان غواص و ماهیگیر زندگی میکرد. او گفته است: «در اعماق آب فرو میرفتم و با ماهی بازمیگشتم. در فقر، اما در آزادی کامل.» در همین منطقه از تپههای مور (Massif des Maures) بعدها خانهاش را ساخت.
آشنایی با لولا و ازدواج
در ۱۹۵۰ با دانیل آدنوت (Danièle Adenot) آشنا شد، زنی از نوادگان ژرژ ساند (George Sand). عشق میان آن دو سرآغاز نیمقرن زندگی مشترک شد. او نوشته است: «پنجاه سال نه روزی، نه شبی، نه حتی یک وعده از هم جدا نشدیم.» در ۱۹۵۲ ازدواج کردند و از پاریس به لا گارد فرنه (La Garde-Freinet) کوچیدند. در خانهای سدهٔ نوزدهمی بیآب و برق در کوههای مور ساکن شدند که آن را لا بِئات (La Béate) نامیدند. آنجا نوشتن، نقاشی و ترانهسازی برای لولا محور زندگی روزانهشان شد. مدتی از سال را نیز در ونیز میگذراندند و این دو مکان، دو قطب زندگی هنریشان شدند. روایت آن سالها در رمان یک خانه (Le Roman d’une maison – ۲۰۰۱) آمده است. خانهٔ «لا بِئات» در دههٔ ۲۰۰۰ در آتشسوزی جنگلی نابود شد.
بیماری و مرگ لولا
در دههٔ ۱۹۹۰ لولا به بیماری آلزایمر دچار شد. رضوانی برای تسکین اندوهش به ادامه نویسندگی و همچنین نقاشی بازگشت. مجموعهٔ نقاشی «Femme Donna» در سال ۱۹۹۹ منتشر و نمایش داد. در این مجموعه، هفده سایهنما زنانه را در فضای طبیعی با گذارهای سیاهوسفید به تصویر میکشد. او در مقدمه این مجموعه نوشته است که هدفش «در این «دورهٔ سیاه» کاری، به یاری آن «نور سیاه»، بازشناسی زن، پیکر زن، و شکوه زن از راه تصویر و بازنمایی» بوده است. این مجموعه در گالری Galleria del Leone ونیز به نمایش درآمد و همزمان با انتشار یک کتاب همراه شد. این مجموعه «Femme Donna» بخشی از مسیر نقاشی متأخر رضوانی است که پس از دورهٔ انتزاعی اولیه، به بازنمایی زیبایی زن و حضور او در هنر بازگشت. کتاب کسوف (L’Éclipse – ۲۰۰۳) و سپس عشق نهایی (Ultime Amour – ۲۰۱۲) را در ستایش او نوشت. لولا در دسامبر ۲۰۰۴ درگذشت و رضوانی بعدها نوشت: «او در وقاری آمیخته با رنج، مرا به نبودنش عادت داد.»
ازدواج دوم و سالهای پایانی
در ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۵ با بازیگر ماریژوزه نات (Marie-José Nat) ازدواج کرد. آن دو در بونیفاسیو (Bonifacio) در جزیره کرس (Corse) ساکن شدند. رضوانی پرترههای متعددی از ماریژوزه کشید که آخرین دورهٔ پیکرهنمایی او را شکل داد. در ۲۰۱۹ ماریژوزه درگذشت. رضوانی اکنون در پاریس زندگی میکند و همچنان مینویسد، نقاشی میکند و آهنگ میسازد.

فعالیت هنری
نقاشی
او از دههٔ ۱۹۴۰ در آکادمی گراند شومیر (Académie de la Grande Chaumière) و کارگاه اوتون فریِز (Othon Friesz) آموزش دید و با گروه فرانسوی: Les Mains éblouies در گالری مگ(Maegh) نمایش داد. در دههٔ ۱۹۵۰ آثار انتزاعیاش در گالریهای برگروئن (Berggruen) و هانور (Hanover) لندن نمایش یافت. در ۱۹۵۶ مجموعهای از شیشهنگاریها برای کلیساهای فرانسه آفرید از جمله کلیسای سنت آن (Sainte-Anne de Saint-Nazaire) و سنت نیکولا (Saint-Nicolas d’Oye-et-Pallet). آخرین تابلوی او پیش از رویآوردن به نویسندگی «سالهای نور» (Les Années-Lumière) بود؛ عنوانی که سال بعد، در ۱۹۶۷، برای نخستین رمانش نیز برگزید. پس از بیست سال غیبت از نقاشی، در سال ۱۹۹۹ با مجموعهٔ «زن بانو» در شهر ونیز دوباره آثار خود را به نمایش گذاشت.

آثار نقاشی
- « مجموعهٔ زن بانو 1999 - Série Femme Donna»
- «مجموعهٔ پیکره Série Effigie»
- «مجموعهٔ سپید Série Blanche»
- «مجموعهٔ بازنگریها Série Repentirs»
- «سالهای نور 1966 - Les Années-Lumière»
ادبیات و نمایشنامهنویسی
نخستین رمانش سالهای نور (Les Années-lumière – ۱۹۶۷) بود و پس از آن سالهای لولا (Les Années Lula – ۱۹۶۸). در دهههای بعد دهها رمان، نمایشنامه و جستار نوشت. در دوران همهگیری کرونا، مجموعهٔ تصویری–نوشتاری عشق و طنز (Amour-Humour – ۲۰۲۲) را آفرید؛ تجربهای از تلفیق متن و طراحی روزانه. در ۲۰۲۳ نمایشنامهٔ من، آرتمیزیا! (Moi, Artemisia!) را نوشت که دربارهٔ آرتمیزیا جنتیلسکی، نقاش رنسانس ایتالیایی است. کتاب ونیز در حرکت (Venise qui bouge – ۲۰۰۴) شامل ۷۰ کلاژ است که تاریخ و چهرهٔ شهر ونیز را با نگاهی شاعرانه بازآفرینی میکند.
فهرست کتابها
- سالهای نور (Les Années-lumière) – ۱۹۶۷، Flammarion
- سالهای لولا (Les Années Lula) – ۱۹۶۸، Flammarion
- آمریکا زدهها (Les Américanoïaques) – ۱۹۷۰، Christian Bourgois
- کُما (Coma) – ۱۹۷۰، Christian Bourgois
- راه آمریکا (La Voie de l’Amérique) – ۱۹۷۰، Christian Bourgois
- هزار امروز (Mille aujourd’hui) – ۱۹۷۲، Stock
- آتش (Feu) – ۱۹۷۳، Stock
- فوکولی (Fokouli) – ۱۹۷۴، Stock
- ترانههای خاموش (Chansons silencieuses) – ۱۹۷۵، UGE «10-18»
- چهرهٔ بیضی (Le Portrait ovale) – ۱۹۷۶، Gallimard
- اردک تردید (Le Canard du doute) – ۱۹۷۹، Stock
- سفر زمستان (Le Voyage d’hiver) – ۱۹۷۹، Hachette
- سرگشتگی احساسی در مور (Divagation sentimentale dans les Maures) – ۱۹۷۹، Hachette؛ بازچاپ Actes Sud ۲۰۰۱
- میز آسفالت (La Table d’asphalte) – ۱۹۸۰، Ramsay
- وصیت عاشقانه (Le Testament amoureux) – ۱۹۸۱، Stock
- قانون انسانی (La Loi humaine) – ۱۹۸۳، Seuil
- دگرگونی شب (La nuit transfigurée) – ۱۹۸۶، Seuil
- دوستی که داشتم (J’avais un ami) – ۱۹۸۷، Christian Bourgois
- هشتمین بلای آسمانی (Le 8e fléau) – ۱۹۸۹، Julliard
- ققنوس (Phénix) – ۱۹۹۰، Gallimard
- ضد پرترهٔ بیضی (L’anti-portrait ovale) – ۱۹۹۱، Deyrolle
- عبور از کوههای سیاه (La Traversée des Monts Noirs) – ۱۹۹۲، Stock؛ بازچاپ Les Belles Lettres ۲۰۱۱
- توبههای نقاش (Les Repentirs du peintre) – ۱۹۹۳، Stock
- فرایند (Processus) – ۱۹۹۴، Jannink
- معما (L’Énigme) – ۱۹۹۵، Actes Sud
- دیوانگان شطرنج (Fous d’échecs) – ۱۹۹۷، Actes Sud
- شهر پوتِمکین یا هندسههای خدا (La Cité Potemkine ou Les Géométries de Dieu) – ۱۹۹۸، Actes Sud
- یک ماجرای زیباییشناسانه (Un fait divers esthétique) – ۱۹۹۹، Actes Sud
- منشأ جهان (L’Origine du monde) – ۲۰۰۰، Actes Sud
- پرواز آتش (Le Vol du feu) – ۲۰۰۰، Actes Sud «Babel»
- رمان یک خانه (Le Roman d’une maison) – ۲۰۰۱، Actes Sud «Archives privées»
- عشق روبهرو (L’Amour en face) – ۲۰۰۲، Actes Sud؛ بازچاپ J’ai lu ۲۰۰۵
- کسوف (L’Éclipse) – ۲۰۰۳، Actes Sud «Babel»
- ونیز زنده است (Venise qui bouge) – ۲۰۰۴، Actes Sud
- لذتهای بدبیاری (Les Voluptés de la déveine) – ۲۰۰۴، Actes Sud
- جادوگر یا سفر نهایی آغازین (Le Magicien ou L’ultime voyage initiatique) – ۲۰۰۶، Actes Sud
- شادمانی افلاک (Au bonheur des sphères) – ۲۰۰۶، Actes Sud
- مربی (Le Dresseur) – ۲۰۰۹، Le Cherche-Midi
- عشق نهایی (Ultime Amour) – ۲۰۱۲، Les Belles Lettres
- بهسوی مرزها (Vers les confins) – ۲۰۱۴، Les Belles Lettres
- پیکر هلن (Le Corps d’Hélène) – ۲۰۱۵، Les Belles Lettres
- گردباد زندگی من – گفتوگوها (Le Tourbillon de ma vie – Entretiens) – ۲۰۱۵، Écriture
- زیبایی، نام تو را مینویسم (Beauté, j’écris ton nom) – ۲۰۲۲، Les Belles Lettres
- عشق و طنز (Amour-Humour) – ۲۰۲۲، Philippe Rey
- من، آرتمیزیا (Moi, Artemisia !) – ۲۰۲۳، Les Belles Lettres
موسیقی و ترانهسرایی
از دههٔ ۱۹۶۰ با نام باسیاک (Bassiak) ترانهنویسی کرد. ترانهٔ گردباد زندگی (Le Tourbillon de la vie) برای ژان مورو در فیلم ژول و ژیم نقطهٔ عطف کارش بود. با آنا کارینا، ژان-لوک گدار، ژولین کلر، برنار لواژه، مونا هفتغ، و ناتالی آکون همکاری داشت. آلبومهای شاخص:
- Le Tourbillon – ۱۹۶۲
- Chansons pour Lula – ۲۰۲۳ (Productions Jacques Canetti)
- Le Tourbillon de mes chansons – ۲۰۲۴ (مجموعهٔ ۳ سیدی)
مستندها
- L’Énigme Rezvani (کارگردان: گلوریا کامپانا) – ۲۰۰۳
- Serge Rezvani, l’amoureux des Maures (شبکه ARTE) – ۲۰۲۵
جوایز و افتخارات
- جایزهٔ موتار (Prix Mottart) – ۱۹۸۲
- جایزهٔ بزرگ شاعران ساسِم (Grand Prix des Poètes SACEM) – ۲۰۰۰
- جایزهٔ پرنس لوئی دو پولینیاک (Prix Prince-Louis-de-Polignac) – ۲۰۱۶
- جایزهٔ ادبی بنیاد پرنس پیر موناکو (Prix Littéraire Fondation Prince Pierre) – ۲۰۲۳
- جایزهٔ رونودو برای کتاب جیبی – ۲۰۲۴
- جایزهٔ مارگریت یورسنار (Prix Marguerite Yourcenar) – ۲۰۲۵
نگارخانه
یادداشتها
منابع
- وبگاه رسمی سرژ رضوانی
- پروندهٔ BnF
- انتشارات Les Belles Lettres
- انتشارات Philippe Rey
- سازمان SACEM
- بنیاد Prince-Louis-de-Polignac
- بنیاد Prince Pierre de Monaco
- ARTE TV – مستندها
- TV5 Monde
پیوند به بیرون
