شهرام

شهرام نامی است ایرانی برای پسران. ریشهٔ این نام به زبان پهلوی بازمی‌گردد و این نام در زبان فارسی امروزی از دو بخش شه = شاه(Shah)و رام(Ram)تشکیل شده که اولی به معنای شاه و دومی نام فرشته‌ای در دین زرتشت است و بطور کل بمعنای شاه رام یا رام بزرگ می‌باشد. رام که فرشته‌ای است موکول بر سعادت و روزی مردم به جهت روزی‌رسانی و سعادتمند نمودن مردم، بین ایرانیان باستان از ارزش بسیار بالایی برخوردار بوده و به همین جهت نام این فرشته به تنهایی یا با پیشوند شه یا شاه بر فرزندان پسر ایرانیان و کشورهایی که زمانی در سلطه ایران بودند مانند هند، پاکستان، تاجیکستان و… بسیار نهاده شده‌است.

بنابراین می‌توان «شهرام» را معادل فارسی میکائیل دانست زیرا کشیشهای (اسلام، یهود، مسیح) میکائیل را فرشته روزی‌رسان می‌دانند.

روایت دیگری نام "شهرام" را فارسی شده "راما"، پادشاه/خداوندگار آیین هندو می داند. در این روایت "شهرام" به معنی "راما شاه" تلقی می گردد.

رام و شهرام از نامهای اصیل ایرانی است که در مناطق هند، طبرستان، کردستان و… بیشتراستفاده می‌شود.

فهرست افراد سرشناس دارای نام «شهرام»

منابع

    • «تاریخ فرهنگ و تمدن ایران».
    • «تاریخ ادیان ایران».
    • «فهرست هنرمندان ایرانی».
    • «فهرست نامهای اصیل ایرانی».
    • «آشنایی با محققان معاصر ایرانی».

    جستارهای وابسته


    شهرام کاظمی مرادی (خالق)

    خالق هزار ترانه است شاعر، سراینده، هرمنوتیک و دراماتیک نوازنده و خواننده‌ای متعادل و سنجیده، است

    «شاگردِ فروتنِ کائنات است؛ از ریزترین لکهٔ شیرِ کهکشان الهام می‌گیرد، از همه‌چیز می‌آموزد و روحش در ترانه جاری‌ست.»

    او  حس می‌کنند؛ که  فقط آواز نمی‌خواند جهان از لرزشِ  واژه هایش، حقیقتِ نهفته‌ی خویش را به تعبیر وا‌می‌دارد.

    خواندن و نواختن برای او نه نمایش، که گفت‌وگویی درونی و نجواگر است.�

    آواز و نواختنش کاری خصوصی و درونی‌ست، نه عمومی   واگذاریِ خویش است 

    به لحظه، و پاسخ‌گویی به هیچ‌کس جز وجدان صادقِ خویشتن

    سراینده‌ای ادیب است که به طنین و معنای واژه‌ها جان می‌بخشد؛
      هرمنوتیک، دراماتیک  
      می‌خواند می سپارد ، خلق میکند  

    فقط آواز نیست حضور و هویت درونی‌ات حس می‌شود.

    صدای اندیشه آن‌قدر عمق دارد که جهانِ اطراف، انگار با لرزش آن معنای پنهان خودش را آشکار می‌کند و دوباره تامیل می‌شود.


    طنین نغمه هایش سراینده ترانه صادقانه‌ ی معناست و ، در ترانه‌هایش، واژه‌ها را به پرواز روح می‌سپارد.

    او می‌کوشد در هر واژه، شعله‌ای از احساس، عاطفه، هیجان و امید را برای یافتن راهِ نوید برافروزد .او با عمق‌بخشی به طنین کلمات و واژه‌سازی‌های خلاق، از پیشگامان آفرینش واژگان ( نو ) و اندیشه‌های تازه در زبان شعر ی است.

    که گام در مسیر گسترده‌ی هنر گذاشته،
    اما تمایلی ندارد تمرکز و تکثیر در خواندن و نواختن گیتار را در معرض نگاه عمومی قرار دهد.

    (شور ژرف درونش او را به تمرین‌های خودجوش و خلوت‌های موسیقایی می‌کشاند، و توان شگرفش در شعر و ترانه‌سرایی، از او هنرمندی آگاه و نو اندیش مدرن ساخته است.)

    متعهد به آفرینش اصیل، نه نمایش. سراینده نغمه هایش معنا دارد و هر نغمه‌اش همچون باران بر خاک آماده است. نه در تکرار می‌خواند، نه در هیاهو؛ صدایش را فقط برای لحظات شایسته معنا خرج می‌کند. تمرین، آمادگی و آگاهی را می‌ستاید. انتخاب خواندن و سپردن نغمه‌ها برایش آگاهانه و آزاد است. نغمه برایش میراث دل است، نه کالا؛ بردن بی‌اجازه‌اش خلاف قانون و بی‌مهری است. با نگاهی انسانی، ترانه‌هایی می‌سازد زاده‌ی عشق، امید، دغدغه و روشن‌بینی؛ دعوتی‌ست به انسان بودن، اندیشیدن و زیستن با کیفیت. سنجش پرسشگر، نو اندیش، مدرن و امروزی است. دوست دارد در سبک‌های مختلف و به ویژه راک فاخر ایرانی، صدایی متفاوت، صادق و اندیشمندانه داشته باشد. باور دارد هنر باید در خدمت معنا باشد؛ نه نمایشی گذرا یا مصرفی بی‌ریشه. کاریزماتیک، جاذب، مسئول، بی‌ادعا و عمیق است؛

    در خلوتگاه خودمی‌سراید، می‌نوازد و می‌خواند  تا نغمه هایش  پاره‌ای از جان باشد، نه پژواکی گذرا.

    خالق هزار ترانه ست

    شهرام کاظمی مرادی، صدای عشق خالص و وفاداری‌ست. ترانه‌ها و آثارش، پل میان احساس و اندیشه‌اند، جایی که موسیقی با شعر، روح انسان را لمس می‌کند. او باور دارد آزادی واقعی در پاکی، عدالت و شرافت است، و هر نت و واژه‌اش دعوتی‌ست به ژرفای زندگی و عشق