شواهد روایی

شواهد روایی (به انگلیسی: Anecdotal evidence، همچنین anecdata) یا شواهد متکی بر گواهی شخصی به شواهدی گفته می‌شود که بر پایهٔ توصیف‌ها و گزارش‌های تجربه‌های فردی یا مشاهده‌های شخصی باشد و به‌صورت غیرسیستماتیک گردآوری شده باشد.[۱][۲][۳][۴]

اصطلاح روایی طیف گسترده‌ای از انواع شواهد را در بر می‌گیرد. این واژه به تجربه‌های شخصی، ادعاهای خوداظهاری‌شده یا گزارش‌های شاهدان عینی دیگران ــ از جمله موارد برگرفته از منابع تخیلی ــ اشاره دارد؛ از همین‌رو، دسته‌ای بسیار گسترده است که به‌دلیل تفسیرهای متنوع، می‌تواند موجب ابهام شود..[۳][۵] شواهد روایی می‌تواند درست یا نادرست باشد، اما معمولاً با روش‌شناسی علمی، روش پژوهش دانشگاهی، یا قواعد سخت‌گیرانهٔ حقوقی، تاریخی، دانشگاهی یا عقلانی آزموده نمی‌شود؛ به این معنا که تقریباً هیچ سازوکاری برای جلوگیری از ساختگی بودن یا خطا در آن وجود ندارد.[۲] با این حال، استفاده از گزارش‌های روایی در تبلیغ یا ترویج یک محصول، خدمت یا ایده می‌تواند مصداق گواهی یا توصیهٔ تجربی محسوب شود که در برخی حوزه‌های قضایی به‌شدت تنظیم و قانون‌مند است.[۶]

قابلیت اقناع‌آوری شواهد روایی در مقایسه با شواهد آماری همواره موضوع بحث بوده است؛ برخی پژوهش‌ها معتقدند گرایش عمومی به ارزش‌گذاری بیش از حد بر شواهد روایی وجود دارد، در حالی که برخی دیگر، نوع استدلال را شرط ضروری دانسته یا این نتیجه‌گیری را به‌طور کلی رد کرده‌اند..[۷][۸][۹][۱۰][۱۱]

زمینه علمی

در علوم، تعریف‌های گوناگونی برای شواهد روایی مطرح شده است، از جمله:

  • «مشاهدات یا نشانه‌های اتفاقی، در مقابل تحلیل دقیق یا علمی»؛[۱۲]
  • «اطلاعاتی که از طریق گفت‌وگو و سینه‌به‌سینه منتقل می‌شود، اما به‌طور علمی مستند نشده است»؛[۱۳]
  • «شواهدی که از تجربهٔ فردی ناشی می‌شود؛ ممکن است تجربهٔ یک فرد مبتلا به بیماری باشد یا تجربهٔ یک درمانگر بر پایهٔ یک یا چند بیمار، خارج از یک مطالعهٔ رسمی پژوهشی»؛[۱۴]
  • «گزارشی از تجربهٔ یک یا چند نفر که به شکل عینی مستند نشده است، یا تجربه/پیامدی که در محیطی کنترل‌شده رخ نداده باشد.»[۱۵]

شواهد روایی در برخی موارد می‌تواند در چارچوب روش علمی جای گیرد، زیرا بخشی از آن می‌تواند تجربی و قابل راستی‌آزمایی باشد؛ مانند استفاده از مطالعات موردی در پزشکی. با این حال، بسیاری از شواهد روایی واجد شرایط شواهد علمی نیستند؛ زیرا ماهیت آن‌ها مانع از بررسی با روش علمی می‌شود، برای مثال در مورد افسانه‌ها یا حکایات عمداً داستانی. ارائهٔ تنها یک یا چند روایت این خطر را دارد که نمونه‌ها به‌دلیل گزینش تعمدی یا نمونه‌گیری نامناسب، نمایندهٔ وضعیت عمومی نباشند.[۱۶][۱۷] به همین ترتیب، روان‌شناسان دریافته‌اند که به‌دلیل سوگیری‌های شناختی، افراد بیشتر تمایل دارند نمونه‌های چشمگیر یا نامتعارف را به خاطر بسپارند تا نمونه‌های معمولی.[۱۸]بنابراین حتی اگر یک شاهد روایی درست هم باشد، لزوماً نمایندهٔ تجربهٔ معمول نیست. تشخیص دقیق اینکه آیا یک روایت، نمونهٔ معمول است یا خیر، نیازمند شواهد آماری است.[۱۹] سوءاستفاده از شواهد روایی در قالب استدلال مبتنی بر روایت یک مغالطهٔ غیررسمی است[۲۰] و گاهی به نام مغالطهٔ «یک نفر هست که…» شناخته می‌شود («من کسی را می‌شناسم که…»؛ «من موردی را دیده‌ام که…» و غیره) که در آن وزن بیش از اندازه‌ای به تجربه‌های همتایان نزدیک داده می‌شود، در حالی که ممکن است اصلاً نمونهٔ معمول نباشند.

شواهد روایی می‌توانند درجه‌های متفاوتی از رسمیت داشته باشند. برای مثال، در پزشکی، شواهد روایی منتشرشده توسط یک مشاهده‌گر آموزش‌دیده (مثلا پزشک)، گزارش موردی نامیده می‌شود و تحت داوری همتا قرار می‌گیرد.[۲۱] هرچند این نوع شواهد قطعی تلقی نمی‌شوند، پژوهشگران گاهی آن را دعوتی برای بررسی علمی دقیق‌تر پدیدهٔ موردنظر می‌دانند.[۲۲] مثلاً در یک مطالعه نشان داده شد که ۳۵ مورد از ۴۷ گزارش روایی دربارهٔ عوارض جانبی دارو، بعدها به شکلی «کاملاً درست» تأیید شده‌اند.[۲۳]

شواهد روایی غیرمطمئن‌ترین نوع اطلاعات علمی به شمار می‌روند..[۲۴] پژوهشگران ممکن است از شواهد روایی برای پیشنهاد فرضیه‌های جدید استفاده کنند، اما هرگز آن‌ها را شواهد کافی برای تأیید فرضیه نمی‌دانند.[۲۵][۲۶]

اگر یک روایت برای نشان دادن نتیجه‌ای مطلوب به کار گرفته شود، نه این‌که نتیجه‌ای منطقی از داده‌ها باشد، این کار «تعمیم ناروا» محسوب می‌شود.[۲۷]

در هر وضعیتی که یک عامل احتمال وقوع یک پیامد را تحت‌تأثیر قرار دهد، نه اینکه آن را به‌طور یکتا تعیین کند، انتخاب چند نمونهٔ فردی هیچ چیز را ثابت نمی‌کند؛ برای مثال: «پدربزرگ من روزی دو پاکت سیگار می‌کشید و تا ۹۰ سالگی زنده بود» یا

«خواهر من هرگز سیگار نکشید ولی به سرطان ریه مبتلا شد و مرد». روایت‌ها اغلب به استثناها اشاره می‌کنند، نه قاعدهٔ کلی: «شواهد روایی دقیقاً به این دلیل بی‌فایده‌اند که ممکن است تنها به واکنش‌های غیرمعمول اشاره کنند.»[۲۸]

در پزشکی، شواهد روایی همچنین ممکن است تحت‌تأثیر اثر دارونما قرار بگیرند.[۲۹]

زمینه حقوقی

در حوزهٔ حقوق، شواهد روایی (اگر از صافی‌های قانونی عبور کنند و به‌صورت شهادت پذیرفته شوند) یکی از شکل‌های رایج شواهد در دادگاه به‌شمار می‌آیند. در بسیاری از پرونده‌ها، شواهد روایی تنها نوع شاهدی است که در دادگاه ارائه می‌شود.[۳۰]

سخت‌گیری‌های قانونی‌ای که برای پذیرفته شدن شهادت به‌عنوان «دلیل» در نظر گرفته می‌شوند شامل این است که شهادت باید تحت سوگند داده شود، فرد فقط دربارهٔ گفته‌ها و اعمال خود شهادت بدهد، و در صورت دروغ‌گویی عمدی زیر سوگند، مشمول جرم شهادت دروغ می‌شود. با این حال، این سخت‌گیری‌ها شهادت در دادگاه را به سطح شواهد علمی نمی‌رساند، زیرا قیود علمی بسیار شدیدترند. شهادت دربارهٔ تجربه‌ها یا گفته‌های شخص دیگر با عنوان گفتهٔ نقل‌قولی یا شنیده‌ها یاد می‌شود و معمولاً قابل‌قبول نیست، هرچند استثناهایی وجود دارد. هر گفتهٔ نقل‌قولی که قاضی آن را نپذیرد یا به آن اعتراض نشود، برای هیئت منصفه در حکم شواهد در نظر گرفته می‌شود. این بدان معناست که محاکمه‌ها معمولاً مقدار قابل‌توجهی شواهد روایی در خود دارند که برای هیئت منصفه، شواهد مرتبط تلقی می‌شوند. «شهادت شاهد عینی» به‌عنوان نوعی شاهد روایی، از دید هیئت منصفه اغلب متقاعدکننده‌ترین نوع شواهد به‌شمار می‌آید.[۳۱]

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ "anecdata, n.", Oxford English Dictionary (in English) (3 ed.), Oxford University Press, 2023-03-02, doi:10.1093/oed/9365074374, retrieved 2024-10-03
  2. 1 2 Irwig, Les; Irwig, Judy; Trevena, Lyndal; Sweet, Melissa (2008), "The weakness of one", Smart Health Choices: Making Sense of Health Advice (in English), Hammersmith Press, retrieved 2024-10-03
  3. 1 2 Oxford dictionary of English. Internet Archive. Oxford [England]; New York : Oxford University Press. p. 58. ISBN 978-0-19-957112-3.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:دیگران (رده)
  4. ↑ Porta, Miquel (2016-07-21), Porta, Miquel (ed.), "Anecdotal Evidence", A Dictionary of Epidemiology (in English), Oxford University Press, doi:10.1093/acref/9780199976720.001.0001, ISBN 978-0-19-997672-0, retrieved 2024-10-03{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:پارامتر اثر با شابک (رده)
  5. ↑ Cambridge University Press (2009). Cambridge academic content dictionary. Internet Archive. New York : Cambridge University Press. p. 31. ISBN 978-0-521-87143-3.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:مکان ناشر (رده)
  6. ↑ "16 CFR Part 255 (Oct. 1, 2024) – Guides Concerning Use of Endorsements and Testimonials in Advertising". eCFR (in English). Retrieved 2024-10-03.
  7. ↑ Hoeken, Hans; Hustinx, Lettica (2009-10-01). "When is Statistical Evidence Superior to Anecdotal Evidence in Supporting Probability Claims? The Role of Argument Type". Human Communication Research (in English). 35 (4): 491–510. doi:10.1111/j.1468-2958.2009.01360.x.
  8. ↑ Hornikx, J. M. A. (2007). "Is anecdotal evidence more persuasive than statistical evidence? A comment on classic cognitive psychological studies". 164 (in English).
  9. ↑ Hoeken, Hans (2001-11-01). "Anecdotal, Statistical, and Causal Evidence: Their Perceived and Actual Persuasiveness". Argumentation (in English). 15 (4): 425–437. doi:10.1023/A:1012075630523. ISSN 1572-8374.
  10. ↑ Michal, Audrey (2021). "When and why do people act on flawed science? Effects of anecdotes and prior beliefs on evidence-based decision-making". Cognitive Research: Principles and Implications. 6 (1). doi:10.1186/s41235-021-00293-2. PMC 8023527. PMID 33825055.
  11. ↑ Hoeken, H.; Hustinx, L. G. M. M. (2003). "The relative persuasiveness of anecdotal, statistical, causal, and expert evidence". 502 (in English).
  12. ↑ "anecdotal". YourDictionary.com. Retrieved 17 June 2019.
  13. ↑ "Nechako White Sturgeon Recovery Initiative – Glossary – NWSRI". www.nechakowhitesturgeon.org. Retrieved 2020-04-07.
  14. ↑ "Anecdotal evidence – Smart Health Choices – NCBI Bookshelf". www.ncbi.nlm.nih.gov. Retrieved 2020-04-07.
  15. ↑ "No Love for Anecdotal Evidence". NeuroLogica Blog. 2007-03-08. Retrieved 2020-04-07.
  16. ↑ Weiten, Wayne (2010). Psychology: Themes and Variations. Wadsworth/Cengage Learning. p. 75. ISBN 9780495601975.
  17. ↑ Goodwin, C. James (2009). Research in Psychology: Methods and Design. John Wiley & Sons. p. 25. ISBN 9780470522783.
  18. ↑ Gibson, Rhonda; Zillman, Dolf (1994). "Exaggerated Versus Representative Exemplification in News Reports: Perception of Issues and Personal Consequences". Communication Research. 21 (5): 603–624. doi:10.1177/009365094021005003. S2CID 145050644.
  19. ↑ Schwarcz, Joe; Barrett, Stephen. "Some Notes on the Nature of Science".
  20. ↑ "Fallacies | Internet Encyclopedia of Philosophy". www.iep.utm.edu. Retrieved 2020-04-07.
  21. ↑ Jenicek, M. (1999). Clinical Case Reporting in Evidence-Based Medicine. Oxford: Butterworth–Heinemann. pp. 117. ISBN 0-7506-4592-X.
  22. ↑ Vandenbroucke, Jan P. (2001). "In Defense of Case Reports and Case Series". Annals of Internal Medicine. 134 (4): 330–334. doi:10.7326/0003-4819-134-4-200102200-00017. PMID 11182844. S2CID 867759.
  23. ↑ Venning, G. R. (1982). "Validity of anecdotal reports of suspected adverse drug reactions: the problem of false alarms". Br Med J (Clin Res Ed). 284 (6311): 249–52. doi:10.1136/bmj.284.6311.249. PMC 1495801. PMID 0006799125.
  24. ↑ Riffenburgh, R. H. (1999). Statistics in Medicine. Boston: Academic Press. pp. 196. ISBN 0-12-588560-1.
  25. ↑ Lilienfeld, Scott O.; Lynn, Steven Jay; Lohr, Jeffrey M. (2014). "Initial Thoughts, Reflections, and Considerations". Science and Pseudoscience in Clinical Psychology (2 ed.). New York: Guilford Publications. p. 9. ISBN 9781462517510. Testimonial and anecdotal evidence can be quite useful in the early stages of scientific investigation. Nevertheless, such evidence is almost always much more helpful in the context of discovery (i.e., hypothesis generation) than in the context of justification (i.e., hypothesis testing [...]).
  26. ↑ Mebius, A. (2022). "Against 'instantaneous' expertise". Philosophy, Ethics, and Humanities in Medicine. 17 (11). doi:10.1186/s13010-022-00123-3. PMC 9490894. PMID 36127693.
  27. ↑ Thompson B. Fallacies. بایگانی‌شده در آوریل ۲۰, ۲۰۰۶ توسط Wayback Machine
  28. ↑ Sicherer, Scott H. (1999). "Food allergy: When and how to perform oral food challenges". Pediatric Allergy and Immunology. 10 (4): 226–234. doi:10.1034/j.1399-3038.1999.00040.x. PMID 10678717. S2CID 1484234.
  29. ↑ "Evaluating Treatment Products". MedicineNet.
  30. ↑ "The Judicial Learning Center". 10 August 2012.
  31. ↑ "Benton, Ross, Bradshaw, Thomas, & Bradshaw, 2006".