شیوه تولید آسیایی

شیوهٔ تولید آسیایی (به انگلیسی: Asiatic mode of production) را کارل مارکس در اوایل دهه‌ی ۱۸۵۰ مطرح کرد. هسته‌ی مرکزیِ این ایده به شکلِ «فرض اینکه جوامع آسیایی، توسطِ گروهک‌های استبدادیِ ساکن در شهرهایی اداره می‌شدند که مالکیتِ روستاییانِ خودبسنده و اغلب نامتمایز بر مازاد اقتصادی خودشان را سلب می‌کردند» توصیف می‌شود.[۱]

مارکس در مقاله‌ای که میان ۱۸۵۲ تا ۱۸۵۸ پیرامون هندوستان نوشته است، برخی از مشخصات این شیوه‌ی تولید را برشمرده است که عبارت اند از فقدانِ مالکیتِ خصوصی افراد بر زمین‌هایشان (جوامع و طبقات خودمختار)، یکی‌بودنِ کشاورزی و صنعتِ ایشان، غیبتِ فرآیندهای جدیِ تولید و تجارت کالا و ثُباتِ جامعه و فرهنگ هندوستان در برابر تهاجمات، فتوحات و قحطی‌ها.[۲][۳]

این نظریه، بحث‌هایی را میان مارکسیست‌ها و نامارکسیست‌های معاصرِ مارکس برانگیخت. برخی، کل این مفهوم را رد می‌کردند و استدلال می‌کردند که تفاوت جوامع آسیاسی با جوامع اروپایی به حدی نیست که بتوان آنان را در دسته‌ی متفاوتی نهاد.[۴] فردریش انگلس نیز مانند مارکس، موافق و متمرکز بر این مفهوم بود.[۵] انگلس و مارکس در اثار بعدی خود خود، کمتر به مفهومِ «جوامع آسیایی» پرداختند و بیشتر، از تقسیم‌بندیِ چهارگانه‌ی جوامعِ قبیله‌ای، باستانی، فئودالی و کاپیتالیستی صحبت کردند. اندیشمندان شوروی، بسیار با این مفهوم کلنجار می‌رفتند. صحبت کردن از این نظریه در سال ۱۹۳۱ تا دوران خروشچف، در شوروی ممنوع شد.[۶][۷]

شرح

تئوری مارکس، متوجه سازمانِ نیروی کار است. او مفهومِ شیوه تولید را متشکل از دو مؤلفه‌ی مفترقِ زیر می‌داند:

  • «ابزار و نیروهای تولید» مانند زمین، مهارت، تجهیزات، دانش و… که برای تولیدِ کالاهای اجتماعیاً مفید، لازم اند.
  • «روابط تولید»، که توسط انسان‌ها در وَ برای فرایند تولید کالاهای مفید جامعه، ایجاد شده‌اند.

سپس مارکس، تاریخ بشر را براساس شیوه‌های منحصربه‌فردِ تولید، تقسیم‌بندی می‌کند. هر دوره‌ی تاریخی، شیوه‌ی تولید خودش را دارد.[۸] او در دیباچه‌ی مقدمه‌ای بر نقد اقتصاد سیاسی می‌نویسد:«از یک دید کلی، شیوه‌های تولیدِ آسیایی، باستانی، فئودالی و کاپیتالیستیِ مدرن، حکم نشانه‌های تمایزدهنده‌ی مراحل گوناگون پیشرفتِ اقتصادی جامعه را دارند.»[۹]

مارکس و انگلس استدلال می‌کردند که در جوامع آسیایی، قدرت حکومتی سلطه‌ی مطلقی دارد، انحصار قدرت سیاسی و نظامی در دستِ او است و حکومت، مالک همه‌ی زمین‌ها دانسته می‌شود و این پدیده را ناشی از تسلط حکومت بر کشاورزیِ این جوامع می‌دانستند.[۱۰] آنان می‌گفتند که برده‌داری به شکلی که در اروپا وجود داشته، در آسیا وجود نداشته است.[۱۱] در نهایت در تفکیکِ جوامع آسیایی با دیگر جوامع می‌گوید:

در بحبوحه استبداد شرقی و بی‌مالکیتی‌ای که به نظر می‌رسد از نظر قانونی در آنجا وجود دارد، این مالکیتِ قبیله‌ای یا اشتراکی، عمدتاً با ترکیبی از صنایع دستی و کشاورزی در درون کمونِ کوچک است که به عنوان پایه و اساسِ جامعه دیده می‌شود... بخشی از مازاد کارِ آن‌ها به جامعه بالاتر تعلق دارد که در نهایت یک شخص است؛ و این کار اضافی به شکل خراج و غیره و همچنین کار مشترک برای تجلیل از «وحدت»، گاهی در شکلِ استبداد واقعی [(مثلا خود حکومت)] و گاهی در شکلِ استبداد خیالیِ قبیله، یعنی خدا، پرداخت می‌شود.[۱۲]

مارکس در کتاب «سرمایه» نوشت که «سادگیِ ارگانیسم تولیدِ [آسیایی]... کلید معمای تغییرناپذیری جوامع آسیایی را در اختیارمان می‌گذارد، که در تضاد چشمگیری با انحلال و تأسیس مجدد مداوم دولت‌های آسیایی و تغییرات بی‌وقفه‌ی سلسله‌ها است. [در جوامع آسیایی،] ساختار عناصر اقتصادیِ اساسی جامعه، از طوفان‌هایی که در مناطقِ ابری سیاست می‌وزند، مصون می‌ماند.»[۱۳]

از نظر مارکس «شیوه تولید آسیایی» نشانگر ساختار اقتصادی جامعه‌ای عمدتاً کشاورزی است که از ترکیب مالکیت ارضی و حاکمیت سیاسی در کالبد یک حکومت متمرکز به وجود می‌آید. دولت آسیایی به خاطر سمتِ دوگانهٔ خود در مقام مالک - حاکم، مازاد اقتصادی تولیدکنندگان مستقیم را به صورت مالیات - بهرهٔ مالکانه تصاحب می‌کند. از این رو، روابط تصرف (استثمار) مستلزم روابط طبقاتی نیست، بلکه ناشی از اعمال فشار سیاسی محض از جانب دولت است؛ امری که در کل مبنای این شیوهٔ تولیداست. دولت آسیایی باز تولید اقتصاد را تأمین و تضمین می‌کند و در عین حال اساساً مستقل از روابط اقتصادی باقی می‌ماند. فقدان نهاد مالکیت خصوصی بر زمین و طبقهٔ مالک مستقل از دولت، ویژگی‌های معرف این مفهوم و تفسیرهای گوناگون آن در نظریهٔ مارکسیستی است.

مارکس در یک سلسله آثار خود شیوه تولید آسیایی و جامعه کهن آسیایی را مورد تحلیل قرار می‌دهد و از آن جمله می‌نویسد:

«شرایط اقلیمی، وضع زمین، فضای عظیم، بیابانی که از صحرای آفریقا از طریق عربستان و ایران و هندوستان و تاتارستان، تا ارتفاعات فلات آسیا ممتد است سیستم آبیاری مصنوعی را به کمک ترعه‌ها و تأسیسات آبیاری، پایه زراعت شرقی کرده‌است.» و «ضرورت بدیهی استفاده صرفه جویانه از آب… در شرق ناگزیر مداخله قدرت متمرکز دولت را می‌طلبد. منشأ آن وظیفه اقتصادی یعنی به ویژه وظیفه سازمان دادن امور عمومی که دولت‌های آسیایی مجبور بودند اجراء کنند، از همین جاست» و می‌توان در بین کشورهای شرقی دولت‌های ایران باستان را مؤثرترین کشور و دولتی دانست که امور عمومی و سیستم آبیاری را سامان داد.

استبداد شرقی

مارکس از همین منشأ استبداد شرقی یا «دیسپوتیسم (Despotism)» را توضیح می‌دهد. فریدریش انگلس بر اساس همین تکامل قدرت دولتی است که دولت ساسانیان را «سلطنت منتظم ایرانی ساسانیان» می‌نامد.

لذا به جای جستجوی اشکال یونانی-رومی بردگی در ایران، به جای یافتن اشکال فرانسوی-آلمانی فئودالیسم در ایران به جای جستجوی شکل انگلیسی - هلندی رشد سرمایه‌داری در کشور ما، باید به دنبال یافتن آن اشکالی رفت که در این کشور پدید شده و با آن که از جهت سرشت خود، پدیده‌های جوامع دیگر بشری را تکرار می‌کند از بسیاری جهات شکل بروز خود، یگانه و ویژه است.

پانویس

  1. Lewis, Martin; Wigen, Kären (1997), The Myth of Continents: A Critique of Metageography, Berkeley: University of California Press, p. 94, ISBN 978-0-520-20743-1.
  2. Husain, Iqbal (2008). Karl Marx On India (به انگلیسی). Tulika Books. ISBN 9788189487416.
  3. "The British Rule in India by Karl Marx". www.marxists.org. Retrieved 2018-12-22.
  4. Krader, Lawrence (1975), The Asiatic mode of production: sources, development and critique in the writings of Karl Marx, Assen: Van Gorcum, ISBN 978-90-232-1289-8.
  5. McFarlane, Bruce; Cooper, Steve; Jaksic, Miomir (2005), "The Asiatic Mode of Production – A New Phoenix (part 2)", Journal of Contemporary Asia, 35 (4): 499–536, doi:10.1080/00472330580000291, S2CID 159263485., p. 499
  6. "Brian Pearce: Marxism and the Asiatic Mode of Production (2002)". www.marxists.org. Retrieved 2018-12-22.
  7. Sawer, Marian (1979). "The politics of historiography: Russian socialism and the question of the Asiatic mode of production 1906–1931". Critique. 10: 15–35. doi:10.1080/03017607908413239. Retrieved 2020-07-31.
  8. Marx, Karl (1875), "Critique of the Gotha Programme", Marx & Engels Selected Works, vol. 3, Moscow: Progress Publishers, pp. 13–30.
  9. "Economic Manuscripts: Preface to A Contribution to the Critique of Political Economy". www.marxists.org. Retrieved 2018-12-22.
  10. Marshall, Gordon (1998), "Asiatic mode of production", A Dictionary of Sociology, retrieved 22 August 2010.
  11. "Letters: Marx-Engels Correspondence 1853". marxists.catbull.com. Archived from the original on 2018-12-23. Retrieved 2018-12-22.. See also Rahman, Taimur (2012). The Class Structure of Pakistan (به انگلیسی). Oxford University Press. ISBN 9780199400126.
  12. "Karl Marx: Grundrisse". www.marxists.org. Retrieved 2018-12-22.
  13. "Economic Manuscripts: Capital: Volume One". www.marxists.org. Retrieved 2018-12-22.

پیوند به بیرون