ضدنظامی‌گری

کارتون ضدنظامی‌گری جان اف. نات (John F. Knott) با عنوان شلیکش فراتر از خواب‌هایش می‌رود منتشرشده در مارس ۱۹۱۸.

ضدنظامی‌گری (آنتی‌میلیتاریسم) یک دیدگاه سیاسی و اجتماعی است که با تقویت نظامی‌گری، نقش پررنگ ارتش در سیاست و جامعه، و آماده‌سازی تهاجمی برای جنگ مخالفت می‌کند. در ادبیات این حوزه، ضدنظامی‌گری اغلب با نقد امپریالیسم پیوند خورده و از هدف‌های آشکار انترناسیونال اول و انترناسیونال دوم دانسته شده‌است.[۱] پل بی. میلر ضدنظامی‌گری را مجموعه‌ای از ایده‌ها و کنش‌ها می‌داند که هدفش کاهش قدرت مدنی ارتش و در نهایت جلوگیری از جنگ‌های بین‌المللی است.[۲] سینتیا کوکبرن نیز جنبش ضدنظامی‌گری را مخالف حکومت نظامی، هزینه‌های بالای نظامی و تحمیل پایگاه‌های خارجی در کشورها توصیف کرده‌است.[۳] مارتین سیدل تاکید می‌کند که ضدنظامی‌گری گاهی با صلح‌طلبی یکی انگاشته می‌شود، اما این همسانی همیشگی نیست.[۴]

تمایز با صلح‌طلبی

صلح‌طلبی بر حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها و مخالفت با جنگ و خشونت تاکید دارد و می‌تواند شامل خودداری از مشارکت در اقدام نظامی باشد.[۵] در مقابل، ضدنظامی‌گری لزوما جنگ را در همه شرایط رد نمی‌کند، اما با این باور یا تمایل مخالفت می‌کند که جامعه باید یک سازمان نظامی بزرگ و نیرومند را برای آمادگی تهاجمی حفظ کند.[۶]

دیدگاه‌ها درباره خشونت

در بحث‌های نظری مرتبط با ضدنظامی‌گری، برخی متفکران به تمایز میان انواع خشونت و رابطهٔ خشونت و قانون پرداخته‌اند. برای نمونه، والتر بنیامین در مقالهٔ نقد خشونت میان خشونت قانون‌گذار و خشونت حافظ قانون تمایز می‌گذارد و از مفهومی به نام خشونت الهی سخن می‌گوید که هدفش گسستن پیوند میان خشونت و قانون است.[۷] همچنین جورجو آگامبن با ارجاع به نظریهٔ کارل اشمیت درباره وضعیت استثنایی، به پیوند میان قانون و خشونت در سیاست مدرن اشاره کرده‌است.[۸]

نمونه‌ها

در سده نوزدهم، مقالهٔ نافرمانی مدنی هنری دیوید ثورو که در مخالفت با برده‌داری و جنگ آمریکا و مکزیک نوشته شد، در برخی خوانش‌ها به عنوان نمونه‌ای از نگاه ضدنظامی‌گرایانه معرفی شده‌است.[۹] در دوره پس از جنگ جهانی دوم نیز هشدار دوایت آیزنهاور درباره نفوذ مجتمع نظامی‌صنعتی در ایالات متحده از ارجاع‌های رایج در ادبیات ضدنظامی‌گری به شمار می‌آید.[۱۰] در ژاپن، اصل نهم قانون اساسی ژاپن که چشم‌پوشی از جنگ را بیان می‌کند، یکی از پایه‌های مهم بحث‌های ضدنظامی‌گری در سیاست پس از جنگ دانسته شده‌است.[۱۱]

منابع

  1. ↑ Miller، 8.
  2. ↑ Miller، 8.
  3. ↑ Cockburn، 2.
  4. ↑ Ceadel، 101.
  5. ↑ «Pacifism». The Free Dictionary.
  6. ↑ Mundy، 7.
  7. ↑ Benjamin.
  8. ↑ Agamben.
  9. ↑ Thoreau.
  10. ↑ Eisenhower.
  11. ↑ Izumikawa.
  • State of Exception. University of Chicago Press. ۲۰۰۵.
  • Gesammelte Schriften. ج. II/۱. Suhrkamp. ۱۹۷۷.
  • Thinking about Peace and War. Oxford University Press. ۱۹۸۷.
  • Antimilitarism: Political and Gender Dynamics of Peace Movements. Palgrave Macmillan. ۲۰۱۲.
  • «Explaining Japanese Antimilitarism: Normative and Realist Constraints on Japan's Security Policy». International Security. ۳۵ (۲): ۱۲۳–۱۶۰. ۲۰۱۰. doi:10.1162/ISEC_a_00020.
  • From Revolutionaries to Citizens: Antimilitarism in France, 1870–1914. Duke University Press. ۲۰۰۲. شابک ۰-۸۲۲۳-۲۷۵۷-۰.
  • American Militarism and Anti-Militarism in Popular Media, 1945–1970. McFarland. ۲۰۱۲. شابک ۹۷۸-۰-۷۸۶۴-۶۶۵۰-۴.