طاهر بن محمد صفاری

طاهر صفاری
امیر صفاری
سکه ضرب‌شده در دوران حکومت عمرو بن لیث.
سلطنت۲۸۰–۲۸۸ خورشیدی
پیشینعمرو بن لیث
جانشینلیث بن علی
زاده۲۷۰ خورشیدی
درگذشتهبغداد
خاندانصفاریان
پدرمحمد عمرو

طاهر صفاری[الف] امیر پادشاهی صفاری از ۲۸۰ تا ۲۸۸ خورشیدی بود. او فرزند محمد عمرو و نوهٔ عمرو لیث، قدرتمندترین امیر صفاری، است. طاهر در دورانی پرآشوب به قدرت رسید که قلمرو صفاریان به دلیل شکست و اسارت پدربزرگش، در آستانه فروپاشی قرار داشت.

زمینه به قدرت رسیدن

در اوایل زندگی طاهر در دوران حکومت پدربزرگش عمرو لیث به عنوان حاکم مرو خدمت می‌کرد. اما در سال ۲۷۹ خورشیدی، جاه‌طلبی‌های عمرو لیث و لشکرکشی او علیه سامانیان در فرارود به فاجعه انجامید. عمرو لیث در جریان نبرد بلخ (۲۷۹ خورشیدی) از اسماعیل سامانی شکست خورد و در حین فرار در گِل‌ولای گرفتار شد و به اسارت درآمد. این نبرد، نقطه پایان قدرت صفاریان در خراسان بزرگ بود.

سقوط عمرو، باعث ایجاد خلاء قدرت در پایتخت صفاری یعنی زَرنگ شد. سپاه صفاری برای جلوگیری از فروپاشی دولت، با طاهر صفاری که نوه عمرو بود بیعت کردند. طاهر برای تثبیت قدرت و جلب حمایت تمام جناح‌ها، برادر کوچک‌ترش ابویوسف یعقوب را شریک حاکمیت خود کرد و حکومت دو برادر آغاز شد. هرچند که خطبه تا اواخر ۲۸۰ خورشیدی همچنان به نام عمرو خوانده می‌شد.

طاهر و یعقوب به سیستان بازگشتند و در اردیبهشت همان سال به زرنگ رسیدند.

سرنوشت عمرو لیث

عمرو لیث پس از اسارت، توسط اسماعیل سامانی به عنوان یک اسیر عالی‌رتبه به بغداد فرستاده شد تا رضایت خلیفه عباسی، معتضد بالله، جلب شود. خلیفه که سال‌ها از قدرت عمرو رنج می‌برد، او را تحقیر کرد و سپس در زندان نگه داشت. با مرگ معتضد، خلیفه جدید دستور قتل عمرو بن لیث را صادر کرد و به این ترتیب او در حدود ۲۸۱ خورشیدی در زندان درگذشت و با مرگ او دوران طلایی صفاریان به پایان رسید.

چالش‌های حکومت طاهر

حکومت طاهر و یعقوب از همان ابتدا با دو چالش بزرگ روبرو شد. یکی نفوذ فرماندهان نظامی داخلی و دیگری تهدید خارجی خلافت عباسی.

از آغاز سلطنت، طاهر و برادرش عملاً تحت نفوذ شدید فرمانده غلامان ترک، که سبکری نام داشت قرار گرفتند. غلامان ترک (غلمان) هسته اصلی ارتش صفاریان بودند و با ضعف امیران، به قدرت سیاسی بالایی رسیدند. سبکری از نفوذ نظامی خود استفاده کرد و توانست وزیر طاهر را نابود کرده و فرد دیگری را که باب میل خودش بود جایگزین کند و کنترل کامل دستگاه اداری را در دست بگیرد. طاهر بیشتر اوایل سلطنت خود را در بخش غربی قلمرو خود گذراند. او مجبور بود با اشغال فارس توسط خلیفه عباسی، معتضد بالله، پس از سقوط عمرو مقابله کند. فارس اصلی‌ترین منبع درآمد صفاریان بود و اشغال آن توسط خلیفه در ۲۷۹ خورشیدی تلاشی برای تضعیف حکومت جدید طاهر بود. طاهر و سبکری یک عملیات نظامی موفق داشتند و فارس را به‌طور موقت بازپس گرفتند اما پس از مدتی و با لشکرکشی خلیفه عقب‌نشینی کردند. لشکرکشی دوم منجر به یک توافق صوری با خلیفه شد و خلیفه، رسماً ولایت فارس را به نام طاهر صادر کرد تا او مشروعیت ظاهری داشته باشد، اما در عمل هم فارس و هم کرمان به دست سبکری افتاد. این وضعیت، تضاد قدرت عمیقی را میان امیر و فرمانده نظامی‌اش ایجاد کرد.

سقوط نهایی و فرجام کار

پس از بازگشت از دومین لشکرکشی فارس، طاهر به زرنگ بازگشت (اواسط ۲۸۳ خورشیدی). در طول چند سال بعد، هم او و هم یعقوب تسلیم زندگی لذت‌جویانه شدند و ثبات ولایات با مقابله جناح‌های رقیب با یکدیگر کاهش یافت. تا ۲۸۴ خورشیدی، سبکری که عملاً حاکم بلامنازع فارس و کرمان بود، از ارسال مالیات‌های کلان جمع‌آوری شده به زرنگ دست کشید. این عمل، یک اعلام استقلال عملی و فاجعه اقتصادی برای طاهر بود، زیرا او دیگر پولی برای حفظ حمایت سپاه خود نداشت. در اواخر ۲۸۷ خورشیدی، یکی دیگر از صفاریان، بنام لیث صفاری، از ضعف مرکز استفاده کرد و با سپاهی کوچک به زرنگ رسید و بخشی از شهر را اشغال کرد. طاهر و یعقوب که توان شکست دادن لیث را نداشتند، به دلیل کمبود پول برای حفظ حمایت اطرافیان خود، تصمیم گرفتند از پایتخت فرار کرده و به نزد سبکری پناه ببرند. طاهر و یعقوب در میانه راه، به فرمانده ترک (سبکری) بدگمان شدند و تصمیم گرفتند با او بجنگند. این نبرد نهایی در خرداد ۲۸۸ خورشیدی رخ داد. سبکری که از قبل فرماندهان طاهر را تطمیع کرده بود، به آسانی پیروز شد و برادران را دستگیر کرد. سبکری برای جلب رضایت خلافت عباسی، طاهر و یعقوب را به عنوان اسیران مهم به نزد خلیفه فرستاد. آن‌ها در بغداد زندانی شدند، هرچند بر خلاف سرنوشت پدربزرگشان، تا پایان عمر با آن‌ها به خوبی رفتار شد. با دستگیری طاهر و یعقوب حکومت مستقیم شاخه اصلی صفاریان بر سیستان به پایان رسید و سبکری به عنوان یک نیروی مستقل در منطقه ظاهر شد.

یادداشت

  1. ↑ با نام کامل:ابوالحسن طاهر بن محمد بن عمرو

منابع

  • Bosworth, C.E. (1975). "The Ṭāhirids and Ṣaffārids". In Frye, R.N. (ed.). The Cambridge History of Iran, Volume 4: From the Arab Invasion to the Saljuqs. Cambridge: Cambridge University Press. pp. 90–135. ISBN 0-521-20093-8.
  • Bosworth, C.E. The History of the Saffarids of Sistan and the Maliks of Nimruz (247/861 to 949/1542-3). Costa Mesa, California: Mazda Publishers, 1994.
پیشین:
عمرو بن لیث
صفاریان امیر
۲۸۰–۲۸۸ خورشیدی
پسین:
لیث بن علی