کارناوال

کارناوال یا شادپیمایی،[۱] یک جشن یا به عبارتی رژه همگانی در خیابان است که همراه با آن عنصرهایی از سیرکبازی و رقصهای خیابانی آمیزه شده است. کارناوال بیشتر متعلق به فرهنگ رومی-کاتولیک است و کمتر عنصرهای پروتستانی را در خود دارد. با این وجود، این جشن در بیشتر جهان غرب جای محکم خود را پیدا کردهاست.
اوج جشن کارنوال در ۲ هفته قبل از چله روزه است.
در بخشهایی از خاور و جنوب آلمان و اتریش جشنهای کارناوال را فاشینگ (Fasching) مینامند.
واژهشناسی
شادپیمایی در فارسی در معنی پیمودن مسافتی توسط دسته و گروهی به حالت شاد است.
این معنی در زبانهای اروپایی کارناوال نامیده میشود که واژهای ترکیبی متشکل از دو واژهٔ لاتینی «کارنیس» (به معنای گوشت) و «لهواره» (به معنای چیزی را از کسی گرفتن) است. در نتیجه این واژه به معنی «حذف گوشت» یا به نوعی وارد شدن به فصل روزه است. در قرون وسطی، زمانی که مقررات پرهیز چهله روزه (دورهای چهل روزه پیش از عید رستاخیز مسیح که در پرهیز و روزه به سر برده میشد) سختتر از امروز بوده و بهطور دقیق رعایت میشدند، مردم در چند روز منتهی به چهارشنبه خاکستر، همه غذاهایی که به زودی خوردنشان غیرمجاز میشد را میخوردند: گوشت، غذاهای چرب، تخم مرغ و … این روزها را در فرهنگ مسیحی غربی به اصطلاح «روزهای چرب» مینامیدند که در آنها جشنهای مردمی همراه با رژههای بزرگ و مسابقات سنتی و … برگزار میشدند و همگان به پایکوبی میپرداختند. اوج این جشن در روز پایانی آن بود که سه شنبه چرب نامیده میشد. این جشنها ریشه در فرهنگ پیشامسیحی داشتند و مشابه جشنهایی هستند که برای پایان زمستان برگزار میشدند.[۲]
این ریشهیابی از راه carnem levare در واژهنامههای تاریخی پشتوانه دارد؛ دوکانژ در واژهنامهٔ لاتین میانه ذیل مدخل Carnelevamen این واژه را معادل Carnevale ایتالیایی میآورد و آن را «گوشت کنار میرود» معنا میکند.[۳]
در برابر، این تصور رایج که کارناوال از carne vale به معنای «بدرود ای گوشت» آمده باشد، ریشهیابیای عامیانه است و دستکم از سدهٔ هفدهم رد شده است؛ دوکانژ خود یادآور میشود که برخی نویسندگان ایتالیایی چنین پنداشتهاند اما اوتاویو فراری این ریشهیابی را نپذیرفته است.[۳] پیشنهاد دیگری که گاه تکرار میشود، یعنی اشتقاق از carrus navalis به معنای «ارابهٔ کشتیمانند»، نیز در منابع ریشهشناختی معتبر پشتیبانی نمیشود.[۴]
مکانهای بزرگ جشن کارناوال در جهان
در اینجا بعضی از شهرهایی که، کارناوال آنها شهرت جهانی دارد، نامیده شدهاند.
کارناوال همچون وارونگی نظم
در پژوهشهای تاریخی و مردمشناختی، کارناوال تنها جشنی شاد نیست بلکه آیینی است که در آن نظم معمول جامعه برای مدتی وارونه میشود. چارلز تیلور کارناوال و جشنهای همانند آن مانند «عید احمقها» و «اسقف کودک» را دورههایی میداند که در آنها «جهان وارونه میشد»: فاصلهای بازیگونه که در آن پسربچهای تاج اسقفی بر سر میگذاشت یا دلقکی برای یک روز پادشاه میشد، آنچه معمولاً محترم بود ریشخند میشد و مردم به خود اجازهٔ رفتارهایی میدادند که در روزهای عادی روا نبود.[۸]
به گفتهٔ تیلور، معنای این جشنها برای انسان امروزی معماگونه است، زیرا برخلاف آنچه در سیاست مدرن انتظار میرود، این آیینها نظمی جایگزین در برابر نظم مستقر پیش نمینهادند. ریشخند در چارچوب این فهم جای داشت که برتران و اقتدار کلیسایی باید حکم برانند؛ از این رو شوخی در نهایت جدی نبود. با این همه، چیزی فراتر از پذیرش نظم نیز در این خنده و نمایش خود را نشان میداد.[۹]
تیلور در تبیین این پدیده به کار ویکتور ترنر، مردمشناس، تکیه میکند که کارناوال را نمونهای از رابطهای فراگیر در جامعههای پیشامدرن میداند: هر ساختاری به پادساختار نیاز دارد. ترنر «ساختار» را آرایش الگومند نقشها و پایگاههای اجتماعی میخواند و «پادساختار» را وضعیتی که در آن نشانههای این نظم برای مدتی پاک میشوند؛ او وضعیت «آستانگی» را که آرنولد فان خنپ (به انگلیسی: Arnold van Gennep) نامگذاری کرده بود نمونهای از همین پادساختار میداند.[۱۰][۱۱]
باختین و امر کارناوالی
تأثیرگذارترین خوانش نظری از کارناوال از آن میخائیل باختین، نظریهپرداز ادبی روس، در کتاب فرانسوا رابله و فرهنگ عامهٔ سدههای میانه و رنسانس (۱۹۶۵) است که ترجمهٔ انگلیسی آن با عنوان رابله و جهان او منتشر شد. باختین مفهوم «امر کارناوالی» را پیش نهاد و کارناوال را زمانی میدانست که سلسلهمراتب رسمی به حالت تعلیق درمیآید و «جهان وارونه» میشود؛ او همچنین از «واقعگرایی گروتسک» و برجسته شدن تن و نیازهای آن در این آیینها سخن گفت.[۱۲]
خوانش باختین از همان آغاز محل مناقشه بوده و منتقدان آن از جهتهای گوناگون به آن تاختهاند. تری ایگلتون کارناوال را «گسستی مجاز در هژمونی» میداند، یعنی دریچهٔ اطمینانی که نظم مستقر خود آن را تحمل میکند چون محدود و زماندار است.[۱۳] اومبرتو اکو نیز بر آن است که تخطی خندهآور تنها در برابر پسزمینهای از قواعد کار میکند که خاموشانه همانها را دوباره تأیید میکند.[۱۴]
پیتر استالیبراس و آلون وایت هر دو صورتبندی «کارناوال همچون براندازی» و «کارناوال همچون دریچهٔ اطمینان» را بیش از حد کلی میدانند و یادآور میشوند که خشونت کارناوالی بارها متوجه فرودستان، از جمله یهودیان، زنان و بیگانگان، بوده است؛ از این رو نمیتوان آن را یکسره رهاییبخش خواند.[۱۵] پیتر برک از منظر تاریخی ایراد میگیرد که باختین «روح کارناوالی» واحدی را بر سدهها فرافکنی میکند، حال آنکه کارناوال نهادی مشخص و متعلق به اوایل دوران مدرن است،[۱۶] و آرون گورویچ فرهنگ عامهٔ باختین را یکدستتر از آنچه بوده و بیش از حد در برابر فرهنگ رسمی نشانده میداند.[۱۷]
سرکوب کارناوال
در سدههای شانزدهم و هفدهم، کارناوال هم از سوی اصلاحگران پروتستان و هم از سوی ضداصلاحات کاتولیکی زیر فشار قرار گرفت؛ این همزمانی نکتهای است که پیتر برک در بحث «اصلاح فرهنگ عامه» بر آن تأکید میکند.[۱۶] باب اسکریبنر نیز نشان داده است که خود تصویر «جهان وارونه» در جدلهای دوران اصلاح دینی به کار گرفته میشد.[۱۸]
منابع
- تیلور, چارلز (2007). A Secular Age (in English). انتشارات دانشگاه هاروارد. ISBN 978-0-674-02676-6.
- ↑ «مردم و عروسکها عید قربان در پارک آب و آتش تهران شادپیمایی میکنند». خبرگزاری پانا.
- ↑ آلمان، غرق در شادی و پایکوبی، دویچه وله فارسی
- 1 2 "CARNELEVAMEN". Du Cange, Glossarium mediae et infimae latinitatis (in Latin).
- ↑ "carnival (n.)". Online Etymology Dictionary (in English).
- ↑ "Over carnaval". Aalst Carnaval (in Dutch).
- ↑ «London Nottinghill Carnival». بایگانیشده از اصلی در ۱۰ مارس ۲۰۰۸. دریافتشده در ۷ مارس ۲۰۰۸.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ «Glasgow West End Festival and Street Carnival». بایگانیشده از اصلی در ۹ ژانویه ۲۰۰۶. دریافتشده در ۷ مارس ۲۰۰۸.
{{cite web}}: بیش از یک پارامتر|تاریخ بایگانی=و|archive-date=دادهشده است (کمک); بیش از یک پارامتر|نشانی بایگانی=و|archive-url=دادهشده است (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ تیلور، ۴۵–۴۶.
- ↑ تیلور، ۴۶.
- ↑ تیلور، ۴۷.
- ↑ ترنر, ویکتور (1969). The Ritual Process: Structure and Anti-Structure (in English). Aldine.
- ↑ باختین, میخائیل (1984). Rabelais and His World (in English). Translated by Hélène Iswolsky. انتشارات دانشگاه ایندیانا. ISBN 0-253-20341-4.
- ↑ ایگلتون, تری (1981). Walter Benjamin, or Towards a Revolutionary Criticism (in English). Verso. ISBN 0-86091-036-9.
- ↑ اکو, اومبرتو (1984). "The frames of comic 'freedom'". In Thomas A. Sebeok (ed.). Carnival! (in English). Mouton. pp. 1–10. doi:10.1515/9783110848717.1.
- ↑ استالیبراس, پیتر; وایت, آلون (1986). The Politics and Poetics of Transgression (in English). Methuen. ISBN 0-416-41570-9.
- 1 2 برک, پیتر (1978). Popular Culture in Early Modern Europe (in English).
- ↑ گورویچ, آرون (1988). Medieval Popular Culture: Problems of Belief and Perception (in English). انتشارات دانشگاه کیمبریج. ISBN 0-521-30369-9.
- ↑ اسکریبنر, باب (1978). "Reformation, carnival and the world turned upside-down". Social History (in English). 3 (3): 303–329. doi:10.1080/03071027808567430.
- کارناوال
- جشنوارهها
- جشنها و عیدهای مسیحیت
- جشنهای نقابپوشان
- رژهها
- فرهنگ خیابان
- کارناوالها
- مسیحیت غربی