فاطمه خاتون
فاطمه خاتون یکی از قهرمان و تأثیر گذارترین زنان تاریخ ایران است. او زنی بود که از بردگی به قدرتمندترین درجه در پادشاهی مغولها رسید.
بانویی ایرانیتبار و خراسانی بود که توانست با نفوذ در دربار مغول و ایجاد اختلال در عملیات مردم ستیز آنان گامهایی چند به سود هموطنانش بردارد. در هنگامهٔ هجوم مغولان به ایران و به اسارت درآمدن گروه بی شماری از زنان در میان اسیرانی که از توس به قراقروم پایتخت چنگیز مغول در مغولستان فرستاده شدند. زن هوشیار و تدبیرمندی به نام فاطمه خاتون وجود داشت که در ظاهر برای گذران زندگی در بازار شهر به دلالی سرگرم بود. اما او که آرمانی بزرگ را در سر میپروراند به زمان حکومت اوکتای خان خود را به آرام به دربار توراکینا خاتون عروس چنگیز نزدیک کرد و با زیرکی خاصی که داشت چنان توجه توراکینا خاتون را به خود جلب کرد که پس از مرگ اوکتای قاآن به سمت مشاور نایب السلطنهٔ وقت که همان توراکینا خاتون بود برگزیده شد.
با ظرافتهای فکری و هوشیاری خاصی که داشت چنان در او نفوذ کرد که خیلی زود به صورت یکی از محرمان خاص توراکینا خاتون درآمد و در پشت همهٔ فرمانهایی که از سوی او صادر میشد جای گرفت و در واقع نقش مشاور عروس چنگیز مغول را بر عهده گرفت و تمام مدتی که در کنار توراکینا خاتون جای داشت و از ارکان اصلی دولت او بهشمار میآمد. توراکینا خاتون در غیاب پسرش گیوک خان به مدت چهار سال زمام امور را به دست گرفت و به یاریگری فاطمه خاتون به کوتاه کردن دست دشمنان به ویژه شیعه مذهبان مخالف خلافت بغداد قدرت داده و از قدرت مغولان عیسوی در دستگاه حکومتی بکاهد و با کمکهای او بود که گروه زیادی از ایرانیان به ویژه خراسانیها در رأس کارهای مهم قرار گرفتند و مغولان از همان دستگاهها اخراج شدند.
بدینسان بسیاری از بزرگان مغول نسبت به آیندهٔ خود بدبین شدند اما چون نوبت به زمامداری گیوک خان رسید دوران قدرت فاطمه خاتون به پایان آمد و دشمنان این زن ایرانی توانستند ذهن گیوک خان را نسبت به او چنان پرآشوب سازند که او به زودی از مادرش خواست فاطمه خاتون را به مأموران او بسپارد. توراکینا خاتون نیز که با وجود علاقهٔ بسیار به فاطمه خاتون چارهٔ دیگری نداشت در برابر خواست پسرش سر تسلیم فرود آورد و در آن هنگام که فاطمه خاتون را به جرم سحر و جادو علیه «کوتان» برادر گیوک خان محاکمه میکردند توراکینا خاتون نیز آخرین لحظات عمر خویش را گذرانید و دیده از زندگی فروبست بدین ترتیب چنانکه در تاریخ جهانگشای عطاملک جوینی آمده است. فاطمه خاتون را به روزها و شبها آن قدر برهنه بسته و تشنه و گرسنه نگاه داشتند تا سرانجام زبان به اعتراف گشود و در حقیقت به جرم وطنپرستی بود که او را در نمدی پیچیده و به آب انداختند.[۱][۲]
خواجه رشیدالدین همدانی از شخصی علوی و اهل سمرقند به نام علی خواجه نیز یاد میکند که از کارگزاران دربار «گیوک» خان مغول بوده است. این شخص به انتقام قتل فاطمه خاتون، مسبب این قتل دربارش خبرچینی کرد و تهمت زد تا به قتلش رساندند.[۳]