فتح جنوب ایتالیا به‌دست نورمن‌ها

روبر گیسکارد، رهبر شاخص نورمن‌ها در ایتالیا.
اوضاع سیاسی ایتالیا پیرامون ۱۰۵۰ م: شاهزاده‌نشین‌های لُمباردی، قلمرو بیزانس در آپولیا و کاتپانات ایتالیا، و هسته‌های نورمنی در آوِرزا و مِلفی.
محاصره باری (۱۰۶۸–۱۰۷۱)، پایان حضور بیزانس در ایتالیا.

فتح جنوب ایتالیا به‌دست نورمن‌ها (به انگلیسی: Norman conquest of Southern Italy) فرایند گسترش تدریجی قدرت نورمن‌ها در سرزمین‌های ایتالیای جنوبی و سیسیل در فاصلهٔ حدود سال‌های ۹۹۹ تا ۱۱۹۴ میلادی بود. نورمن‌ها که اصالتاً از نورماندی در فرانسهٔ امروزی بودند، ابتدا به‌عنوان زائر و سپس مزدور وارد منطقه شدند. آن‌ها با استفاده از آشفتگی سیاسی جنوب ایتالیا—که میان شاهزاده‌نشین‌های لومباردی، بیزانس، امارت اسلامی سیسیل و جمهوری‌های دریایی ایتالیا تقسیم شده بود—توانستند به‌تدریج جایگاه خود را تثبیت کنند.[۱]

نخستین پایگاه رسمی نورمن‌ها در آورزا (۱۰۳۰) شکل گرفت و سپس شهر مِلفی به مرکز فرماندهی خاندان اوتویل تبدیل شد. پیروزی‌های نورمن‌ها در نبردهای اُلیونتو، مونته‌ماجوره و نبرد مونته‌پِلیِریو (۱۰۴۱–۱۰۴۲) موجب عقب‌نشینی بیزانس شد. نقطهٔ عطف این روند، شکست ارتش پاپی در نبرد چیویتاته (۱۰۵۳) بود که زمینه‌ساز کنکوردات مِلفی (۱۰۵۹) شد؛ بر اساس این پیمان، پاپ مشروعیت سیاسی نورمن‌ها را به رسمیت شناخت و آنان را متحد خود در برابر امپراتور مقدس روم و بیزانس قرار داد.[۲]

در نیمهٔ دوم قرن یازدهم، به رهبری روبر گیسکارد، آخرین پایگاه بیزانس در باری (۱۰۷۱) سقوط کرد و نورمن‌ها با فرماندهی روژه یکم سیسیل جزیرهٔ سیسیل را از مسلمانان (۱۰۶۱–۱۰۹۱) تصرف کردند. در قرن دوازدهم، روژه دوم سیسیل همهٔ سرزمین‌های نورمنی را متحد کرد و در سال ۱۱۳۰ به‌عنوان پادشاه سیسیل تاج‌گذاری نمود. این پادشاهی به یکی از ثروتمندترین و چندفرهنگی‌ترین دولت‌های اروپای قرون وسطی بدل شد و الگویی منحصربه‌فرد از همزیستی نسبی میان لاتین‌ها، یونانی‌ها، مسلمانان و یهودیان ارائه داد.[۳]

حکومت نورمن‌ها در جنوب ایتالیا تا سال ۱۱۹۴ ادامه یافت و با مرگ ویلیام دوم سیسیل و ازدواج کنستانس سیسیل با هاینریش ششم، امپراتور مقدس روم، به پایان رسید. میراث نورمن‌ها در ایتالیا شامل سازمان سیاسی متمرکز، شکوفایی هنری و معماری سبک عربی–نورمنی، و نقش کلیدی در پیوند مدیترانهٔ غربی با دنیای اسلام و بیزانس بود. بسیاری از آثار آن دوره، از جمله کاپلا پالآتینا و کلیسای مونرئاله، امروزه در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارند.[۴]

زمینهٔ تاریخی

پیش از ورود نورمن‌ها، جنوب ایتالیا در سدهٔ یازدهم میلادی ساختاری سیاسی–اجتماعی چندپاره داشت که زمینه را برای نفوذ بیگانگان فراهم می‌کرد. این منطقه به‌طور کلی میان چهار قدرت تقسیم شده بود:

شاهزاده‌نشین‌های لومباردی

پس از فروپاشی پادشاهی لومبارد در شمال ایتالیا (۷۷۴ م)، بازمانده‌های این قوم در جنوب حکومت‌های محلی تأسیس کردند. مهم‌ترین شاهزاده‌نشین‌های لومباردی در سدهٔ یازدهم عبارت بودند از شاهزاده‌نشین کاپوآ، شاهزاده‌نشین بنونتو و شاهزاده‌نشین سالرنو. این حکومت‌ها غالباً با یکدیگر در نزاع بودند و برای تقویت موقعیت خود به‌طور متناوب به بیزانس، پاپ یا مزدوران خارجی متوسل می‌شدند.[۵]

قلمرو بیزانس

بیزانس از قرن ششم میلادی بر بخش‌هایی از جنوب ایتالیا تسلط داشت. مهم‌ترین مرکز قدرت آن‌ها در این منطقه کاتپانات ایتالیا با پایتختی در باری بود که شامل بخش‌های بزرگی از آپولیا و کالابریا می‌شد. با این حال، نفوذ واقعی بیزانس محدود بود و اغلب با شورش‌های محلی و فشار شاهزادگان لومباردی مواجه می‌شد.[۶]

قدرت‌های اسلامی

از سدهٔ نهم میلادی، مسلمانان شمال آفریقا و امارت عربی سیسیل نفوذ چشمگیری در دریای مدیترانه پیدا کردند. جزیرهٔ سیسیل از ۸۲۹ م در دست مسلمانان بود و از آنجا حملات و یورش‌هایی به جنوب ایتالیا (به‌ویژه کالابریا و آپولیا) صورت می‌گرفت. حضور اسلامی در سیسیل تا اواخر قرن یازدهم پابرجا بود و بعدها در کانون توجه نورمن‌ها قرار گرفت.[۷]

شهرهای دریایی

شهرهای بندری مانند ناپل، آمالفی و گائتا عملاً استقلال زیادی داشتند و در بازرگانی مدیترانه نقش کلیدی ایفا می‌کردند. آن‌ها گاهی با بیزانس یا مسلمانان پیمان می‌بستند و گاه به شاهزادگان لومباردی نزدیک می‌شدند. این شهرها به دلیل ناوگان دریایی و توان اقتصادی خود قدرتی مستقل محسوب می‌شدند.[۸]

جمع‌بندی: نبود یک قدرت مرکزی و رقابت میان لُمباردها، بیزانسی‌ها، مسلمانان و جمهوری‌های دریایی، جنوب ایتالیا را به صحنه‌ای پرآشوب بدل کرده بود. در چنین شرایطی، ورود نورمن‌ها به‌عنوان مزدوران خارجی (از حوالی ۹۹۹ م) با استقبال برخی از طرف‌های محلی روبه‌رو شد و به‌تدریج جایگاه آن‌ها را در معادلات سیاسی منطقه تثبیت کرد.[۹]

ورود نورمن‌ها (۹۹۹–۱۰۳۰)

بر اساس گزارش‌های قرون وسطی، نخستین تماس نورمن‌ها با جنوب ایتالیا حوالی سال ۹۹۹ میلادی رخ داد. گروهی از شوالیه‌های نورمنی که در مسیر زیارت کوه گارگانو (زیارتگاه فرشته میکائیل) بودند، در نبردی میان لُمباردها و مسلمانان سیسیلی حضور یافتند و با رشادت خود توجه محلی‌ها را جلب کردند.[۱۰] هرچند روایت دقیق این واقعه محل تردید است، اما تقریباً همهٔ منابع توافق دارند که نورمن‌ها ابتدا در مقام «ماجراجویان زائر» وارد جنوب ایتالیا شدند.

نورمن‌ها به‌عنوان مزدوران نظامی

در دهه‌های آغازین قرن یازدهم، شاهزادگان لومباردی و فرماندهان بیزانسی از نورمن‌ها به‌عنوان سواره‌نظام مزدور بهره گرفتند. توان رزمی بالای نورمن‌ها—به‌ویژه در سوارکاری و حملهٔ سنگین—آنان را به نیرویی پرطرفدار بدل ساخت. نورمن‌ها در ازای دریافت زمین، غنیمت یا مواجب، در نزاع‌های محلی شرکت می‌کردند و گاه حتی طرف خود را تغییر می‌دادند.[۱۱]

ماجرای لومی (۱۰۱۷)

در سال ۱۰۱۷، گروهی از حدود ۴۰ شوالیهٔ نورمنی به رهبری ژیلبرت درِنگو به جنوب آمدند و در کنار شاهزادهٔ لُمباردی ملوس آپولیایی علیه بیزانس جنگیدند. این اتحاد هرچند در نهایت با شکست لُمباردها در نبرد کانوای دوم (۱۰۱۸) پایان یافت، اما جایگاه نورمن‌ها به‌عنوان بازیگران نظامی نوظهور تثبیت شد.[۱۲] شکست در کانوای دوم، نورمن‌ها را پراکنده نکرد و آن‌ها در دهه‌های بعد با جذب نیروهای تازه‌وارد از نورماندی، حضور خود را در آپولیا پررنگ‌تر کردند.

از مزدوری تا تثبیت حضور

تا دههٔ ۱۰۲۰، نورمن‌ها از گروه‌های کوچک مزدور به دسته‌هایی سازمان‌یافته‌تر بدل شدند. آن‌ها همزمان برای بیزانس، لُمباردها و حتی پاپ‌ها جنگیدند و با بهره‌گیری از آشفتگی سیاسی منطقه، نفوذ خود را گسترش دادند. این روند زمینه‌ساز تشکیل نخستین پایگاه نورمنی در آورزا در سال ۱۰۳۰ شد.[۱۳]

تأسیس پایگاه‌ها: آورزا و مِلفی (۱۰۳۰–۱۰۴۰)

کُنت‌نشین آورزا

در سال ۱۰۳۰، سرجیو چهارم، دوک ناپل، به پاس کمک نورمن‌ها علیه دشمنان محلی، شهری در نزدیکی کاپوآ به نام آورزا را به رینولف درِنگو واگذار کرد. این واگذاری، نخستین پایگاه رسمی نورمن‌ها در ایتالیا بود و رینولف به‌عنوان کُنت آورزا شناخته شد.[۱۴] در سال ۱۰۳۷، امپراتور کنراد دوم رینولف را رسماً به‌عنوان کنت آورزا تأیید کرد و بدین ترتیب نورمن‌ها مشروعیت حقوقی یافتند.[۱۵] آورزا تبدیل به پایگاه جذب شوالیه‌های نورمنی تازه‌وارد از شمال فرانسه شد و نقش «پل ورود» آنان به جنوب ایتالیا را ایفا کرد.

مِلفی و خاندان اوتویل

به موازات آورزا، شهر مِلفی در آپولیا به کانون دیگر قدرت نورمن‌ها بدل شد. حدود ۱۰۴۲، گروهی از نورمن‌ها به رهبری ویلیام بازوی‌آهنین (از خاندان اوتویل) در مِلفی گرد آمدند. آن‌ها ویلیام را به‌عنوان کنت نورمن‌های آپولیا و کالابریا برگزیدند و این انتخاب به‌سرعت مورد پذیرش پاپ بندیکت نهم قرار گرفت.[۱۶] پس از مرگ ویلیام، برادرانش دروگو و سپس همفری جانشین او شدند و خاندان اوتویل به تدریج رهبری نورمن‌های جنوب را به دست گرفت. این روند سرانجام با قدرت‌گیری روبر گیسکارد (۱۰۵۷) به اوج رسید.[۱۷]

اهمیت آورزا و مِلفی

  • آورزا نخستین کُنت‌نشین نورمنی بود که به رسمیت حقوقی رسید و پایگاهی برای موج بعدی شوالیه‌های نورمنی فراهم آورد.
  • مِلفی به «پایتخت عملی نورمن‌ها» در آپولیا تبدیل شد و از آنجا نبردهای بزرگ علیه بیزانس آغاز گردید.
  • دو خاندان مهم—درِنگو (در آورزا) و اوتویل (در مِلفی)—هسته‌های اصلی قدرت نورمن‌ها در ایتالیا شدند.

این دو پایگاه، بنیان‌گذار گذار نورمن‌ها از «مزدوران اجیرشده» به فرمانروایان سرزمینی بودند و زمینه را برای نبردهای بزرگ دههٔ ۱۰۴۰ فراهم کردند.

نبردهای آغازین با بیزانس (۱۰۴۱–۱۰۴۲)

پس از تثبیت نورمن‌ها در مِلفی، برخورد مستقیم آن‌ها با نیروهای بیزانس در آپولیا اجتناب‌ناپذیر شد. طی سال‌های ۱۰۴۱ تا ۱۰۴۲، سه نبرد بزرگ رخ داد که هر سه با پیروزی نورمن‌ها به پایان رسید و نفوذ بیزانس را در منطقه به‌طور جدی تضعیف کرد.

نبرد اُلیوِنتو (Olivento) – ۱۷ مارس ۱۰۴۱

در مارس ۱۰۴۱، ارتش نورمن–لومباردی به فرماندهی ویلیام بازوی‌آهنین در کنار رود اُلیوِنتو با سپاه بیزانس به رهبری کاتپان میکائیل دوکاس روبه‌رو شد. سواره‌نظام نورمنی با حملهٔ مستقیم خطوط بیزانس را درهم شکست و میدان نبرد را به‌تصرف درآورد. این نخستین پیروزی بزرگ نورمن‌ها علیه بیزانس در جنوب ایتالیا بود.[۱۸]

نبرد مونته‌ماجوره (Montemaggiore) – ۴ مه ۱۰۴۱

دو ماه بعد، بیزانس بار دیگر ارتش بزرگی به فرماندهی میکائیل دوکاس گرد آورد و در مونته‌ماجوره (نزدیکی فوگیا) با نورمن‌ها رویاروی شد. این بار نیز تاکتیک سواره‌نظام سنگین نورمنی نقش تعیین‌کننده داشت. سپاه بیزانس متحمل تلفات سنگین شد و بسیاری از سربازان اسیر شدند. پیروزی در مونته‌ماجوره موقعیت نورمن‌ها را در آپولیا تثبیت کرد.[۱۹]

نبرد مونته‌پِلیِریو (Montepeloso) – ۳ سپتامبر ۱۰۴۱

در سپتامبر ۱۰۴۱، سومین نبرد در مونته‌پِلیِریو رخ داد. این بار فرماندهی نورمن‌ها با آرلوچ درنگو و اوتویل‌ها بود. بار دیگر بیزانس شکست خورد و ناچار شد بسیاری از پایگاه‌های خود در آپولیا را رها کند. این شکست پیاپی سه‌گانه (۱۰۴۱) باعث شد بیزانس برای چند دهه دیگر نتواند اقتدار گذشتهٔ خود را در این منطقه بازگرداند.[۲۰]

پیامدها

  • بیزانس کنترل بخش بزرگی از آپولیا را از دست داد.
  • نورمن‌ها مشروعیت بیشتری نزد لُمباردها و حتی برخی از پاپ‌ها یافتند.
  • خاندان اوتویل جایگاه رهبری نظامی نورمن‌ها را تحکیم کرد.

این پیروزی‌ها مقدمهٔ ظهور روبر گیسکارد و اوج‌گیری قدرت نورمن‌ها در دهه‌های بعد بود.

ظهور خاندان اوتویل و روبر گیسکارد (۱۰۴۰–۱۰۵۷)

پس از پیروزی‌های نورمن‌ها در دههٔ ۱۰۴۰، رهبری آن‌ها به‌تدریج در دست خاندان اوتویل (Hauteville) متمرکز شد؛ خانواده‌ای نورمنی که از کوتانس در نورماندی به جنوب ایتالیا مهاجرت کرده بودند.

ویلیام بازوی‌آهنین (William Iron Arm)

نخستین عضو اوتویل‌ها که در ایتالیا به قدرت رسید، ویلیام بازوی‌آهنین بود. او پس از نبردهای ۱۰۴۱–۱۰۴۲ به‌عنوان رهبر نورمن‌های مِلفی شناخته شد و عنوان کنت آپولیا و کالابریا گرفت. مرگ ویلیام در ۱۰۴۶ قدرت را به برادرش دروگو منتقل کرد.[۲۱]

دروگو و همفری

  • دروگو اوتویل (۱۰۴۶–۱۰۵۱) جانشین ویلیام شد و نفوذ نورمن‌ها را گسترش داد. در سال ۱۰۵۱ به دست توطئه‌گران لُمباردی کشته شد.[۲۲]
  • پس از او، همفری اوتویل (۱۰۵۱–۱۰۵۷) قدرت را به دست گرفت و با موفقیت نفوذ بیزانس را محدودتر کرد. او همچنین برادر ناتنی خود، روبر گیسکارد را به‌عنوان فرماندهٔ نظامی در کالابریا منصوب کرد.[۲۳]

روبر گیسکارد (Robert Guiscard)

روبر گیسکارد (حدود ۱۰۱۵–۱۰۸۵).

برجسته‌ترین عضو خاندان اوتویل روبر گیسکارد (Robert Guiscard) بود. لقب «Guiscard» به معنای «مکار/زیرک» نشان‌دهندهٔ شخصیت سیاسی و نظامی اوست. او ابتدا به‌عنوان ماجراجو و سپس فرماندهٔ نظامی در کالابریا ظاهر شد. پس از مرگ همفری (۱۰۵۷)، روبر با حمایت بخش بزرگی از نورمن‌ها و تأیید پاپی، به‌عنوان دوک آپولیا و کالابریا انتخاب شد.[۲۴]

اهمیت دوره ۱۰۴۰–۱۰۵۷

  • نورمن‌ها از دسته‌های پراکنده مزدور به یک ساختار متمرکز خاندانی تبدیل شدند.
  • خاندان اوتویل قدرت نورمن‌ها را در آپولیا تثبیت کرد.
  • زمینه برای سیاست آشتی با پاپ (پس از ۱۰۵۳) و اتحاد رسمی در کنکوردات مِلفی (۱۰۵۹) فراهم شد.
  • چهرهٔ روبر گیسکارد به‌عنوان رهبر آیندهٔ نورمن‌ها برجسته شد.

نبرد چیویتاته (۱۰۵۳) و پیامدها

در میانهٔ قرن یازدهم، قدرت‌گیری نورمن‌ها موجب نگرانی پاپ لئون نهم شد. او با هدف مهار گسترش نورمن‌ها، اتحادی نظامی تشکیل داد.

ائتلاف پاپی

لئون نهم توانست پشتیبانی نیروهایی از امپراتوری مقدس روم، سوابیا و برخی شاهزادگان لومباردی را جلب کند. سپاه پاپی حدود ۶ هزار نفر تخمین زده می‌شود.[۲۵]

ترکیب ارتش نورمن‌ها

نورمن‌ها به فرماندهی روبر گیسکارد و ریشارد یکم کاپوآ حدود ۳ هزار سواره‌نظام سنگین در اختیار داشتند. اگرچه شمار آن‌ها کمتر بود، اما انسجام و تجربهٔ جنگی بالایی داشتند.[۲۶]

روند نبرد

  • تاریخ: ۱۸ ژوئن ۱۰۵۳
  • محل: نزدیک شهر چیویتاته (آپولیا)
  • ابتدا ارتش پاپی پیشروی کرد، اما حملات سنگین سواره‌نظام نورمنی خطوط دشمن را در هم شکست.
  • سواره‌نظام سوابی تقریباً نابود شد و نیروهای لومباردی از میدان گریختند.
  • ارتش پاپی در هم شکست و پاپ لئون نهم خود به دست نورمن‌ها اسیر شد.

پیامدها

  • پاپ به مدت ۹ ماه در بنفنتو به‌صورت محترمانه در «بازداشت خانگی» نگه داشته شد.
  • این شکست نشان داد که هیچ نیروی محلی یا حتی ائتلاف پاپی قادر به توقف نورمن‌ها نیست.
  • رفتار محترمانهٔ نورمن‌ها با پاپ باعث شد در آینده امکان آشتی و اتحاد فراهم شود.
  • شکست چیویتاته زمینه‌ساز مذاکرات کنکوردات مِلفی (۱۰۵۹) شد که مشروعیت نورمن‌ها را تثبیت کرد.[۲۷]

اهمیت نبرد

نبرد چیویتاته از نظر تاریخی نقطه‌ای کلیدی است:

  • پایان سیاست «تقابل مستقیم پاپ با نورمن‌ها»
  • آغاز دورهٔ «سیاست اتحاد پاپی–نورمنی»
  • تحکیم جایگاه روبر گیسکارد به‌عنوان رهبر بی‌چون‌وچرای نورمن‌ها در جنوب ایتالیا

کنکوردات مِلفی (۱۰۵۹) و مشروعیت پاپی

پس از شکست پاپ در نبرد چیویتاته (۱۰۵۳) و مرگ لئون نهم، دستگاه پاپی تحت نفوذ جریان اصلاحات کلیسا به رهبری هیلدبراند توسکولانی (بعدها پاپ گریگوری هفتم) تصمیم گرفت به‌جای دشمنی با نورمن‌ها، آن‌ها را به متحد خود بدل کند.

زمینهٔ سیاسی

در دههٔ ۱۰۵۰، ایتالیا دستخوش رقابت میان امپراتور مقدس روم و پاپ بر سر نفوذ بود. نورمن‌ها در این میان به‌عنوان قدرتی تازه‌نفس ظاهر شدند. پاپ نیکولاوس دوم برای تحکیم جایگاه خود نیازمند متحدی نظامی بود و نورمن‌ها بهترین گزینه بودند.[۲۸]

پیمان ملْفی

در اوت ۱۰۵۹، در شهر مِلفی (آپولیا)، مذاکراتی میان نمایندگان پاپ و رهبران نورمن برگزار شد که به انعقاد «کنکوردات ملْفی» انجامید:

  • روبر گیسکارد از سوی پاپ به‌عنوان دوک آپولیا و کالابریا شناخته شد.
  • همچنین او در صورت فتح، به‌عنوان کُنت سیسیل منصوب گردید.
  • ریشارد یکم کاپوآ نیز به‌عنوان شاهزادهٔ کاپوآ مورد تأیید قرار گرفت.
  • در مقابل، نورمن‌ها سوگند یاد کردند که «تابع و مدافع کلیسای روم» باشند و در برابر دشمنان پاپ از او حمایت کنند.[۲۹]

اهمیت پیمان

  • نورمن‌ها از «ماجراجویان مزدور» به حاکمان قانونی با مشروعیت پاپی بدل شدند.
  • پاپ متحدی قدرتمند به دست آورد که می‌توانست تعادل قوا را در برابر امپراتور مقدس روم تغییر دهد.
  • این اتحاد سرآغاز دخالت فعال نورمن‌ها در سیاست‌های کلیسایی (از جمله نزاع اعطای مناصب) شد.

پیامدهای بعدی

پیمان ملْفی جایگاه روبر گیسکارد را به‌عنوان قدرت نخست جنوب ایتالیا تثبیت کرد و مسیر او را برای حذف کامل بیزانس از منطقه (با سقوط باری در ۱۰۷۱) و سپس فتح سیسیل هموار ساخت.[۳۰]

پایان حضور بیزانس در ایتالیا: محاصرهٔ باری (۱۰۶۸–۱۰۷۱)

باری، پایتخت کاتپانات ایتالیا و آخرین سنگر اصلی بیزانس در جنوب ایتالیا، در دههٔ ۱۰۶۰ هدف اصلی نورمن‌ها به رهبری روبر گیسکارد قرار گرفت. محاصرهٔ این شهر سرانجام به پایان اقتدار بیزانس در شبه‌جزیره انجامید.

آغاز محاصره

در اوت ۱۰۶۸، روبر گیسکارد ارتش نورمن‌ها را گرد آورد و باری را از خشکی محاصره کرد. دیوارهای مستحکم و دسترسی شهر به دریا، امکان مقاومت طولانی را برای مدافعان فراهم می‌کرد.[۳۱]

کمک‌های بیزانس

امپراتور رومانوس چهارم دیوژن ناوگان‌هایی را برای رساندن آذوقه و نیرو اعزام کرد. در چند نوبت، کشتی‌های بیزانسی موفق شدند محاصرهٔ دریایی نورمن‌ها را بشکنند و به شهر کمک برسانند. با این حال، توان مالی و نظامی بیزانس درگیر جنگ‌های دیگر (به‌ویژه در شرق) بود و نمی‌توانست یاری گسترده‌ای بفرستد.[۳۲]

طولانی شدن محاصره

محاصره نزدیک به سه سال ادامه یافت. قحطی، بیماری و فرسایش توان دفاعی شهر به تدریج ساکنان را به تسلیم نزدیک کرد. منابع معاصر از تنش شدید میان مردم باری و فرماندهان بیزانسی خبر می‌دهند.

سقوط باری

در آوریل ۱۰۷۱، رهبران شهر با روبر گیسکارد وارد مذاکره شدند. نورمن‌ها با وعدهٔ امنیت جان و مال شهروندان، باری را بدون کشتار گسترده به تصرف درآوردند. بدین ترتیب، حضور نظامی و سیاسی بیزانس در ایتالیا پس از پنج سده پایان یافت.[۳۳]

پیامدها

  • نورمن‌ها حاکمیت بی‌چون‌وچرای خود را در آپولیا تثبیت کردند.
  • بیزانس منابع و تمرکز خود را به جبهه‌های شرقی (در برابر ترکان سلجوقی) منتقل کرد.
  • سقوط باری راه را برای فتح جزیرهٔ سیسیل توسط نورمن‌ها (۱۰۶۱–۱۰۹۱) هموار کرد.

فتح سیسیل (۱۰۶۱–۱۰۹۱)

جزیرهٔ سیسیل از سال ۸۲۹ میلادی تحت حاکمیت امارت سیسیل بود و به یکی از پایگاه‌های مهم اسلامی در مدیترانه تبدیل شده بود. پس از سقوط باری (۱۰۷۱) و خروج بیزانس از ایتالیا، نورمن‌ها به رهبری روبر گیسکارد و برادرش روژه یکم توجه خود را به سیسیل معطوف کردند. روند فتح سیسیل سه دهه به طول انجامید.

آغاز عملیات (۱۰۶۱–۱۰۶۳)

  • نخستین حمله در ۱۰۶۱ با عبور نورمن‌ها از تنگهٔ مسینا آغاز شد. آن‌ها شهر مسینا را تصرف کردند و پایگاهی در شمال شرقی جزیره به دست آوردند.[۳۴]
  • در ۱۰۶۳، نورمن‌ها در نبرد چرامیس نیروهای مسلمان را شکست دادند و مواضع خود را در جزیره تقویت کردند.

پیشروی مرحله‌ای (۱۰۶۴–۱۰۷۲)

  • در ۱۰۶۴ تلاش برای تصرف پالرمو ناکام ماند، اما نورمن‌ها به تدریج کنترل بخش‌های وسیعی از شرق جزیره را به دست گرفتند.
  • در ۱۰۷۲، شهر مهم پالرمو پس از محاصره تسلیم شد. این پیروزی نقطهٔ عطفی در فتح سیسیل بود و روژه یکم آن را پایتخت خود قرار داد.[۳۵]

تکمیل فتح (۱۰۷۷–۱۰۹۱)

  • در سال‌های ۱۰۷۷–۱۰۸۶ شهرهای جنوبی و مرکزی جزیره یکی پس از دیگری سقوط کردند.
  • آخرین دژ اسلامی، نوتو و شهر سیرکوز در ۱۰۹۱ به دست نورمن‌ها افتاد. با این فتح، سیسیل کاملاً زیر سلطهٔ نورمن‌ها درآمد.[۳۶]

نقش روژه یکم

در حالی که روبر گیسکارد عمدتاً در سرزمین اصلی ایتالیا متمرکز بود، هدایت عملیات در سیسیل بیشتر بر عهدهٔ برادرش روژه یکم بود. او توانست با بهره‌گیری از اختلافات داخلی مسلمانان و حمایت جوامع مسیحی بومی (یونانی‌زبان)، پیروزی‌های پایداری به دست آورد. پس از پایان فتح، او به‌عنوان کنت سیسیل شناخته شد و پایه‌گذار دولت نورمنی در جزیره گردید.[۳۷]

پیامدهای فرهنگی و سیاسی

  • فتح سیسیل نه تنها قدرت نورمن‌ها را گسترش داد بلکه این جزیره را به یکی از متنوع‌ترین سرزمین‌های اروپا بدل کرد.
  • جامعهٔ نورمنی–سیسیلی متشکل از لاتین‌ها، یونانی‌های بیزانسی، مسلمانان عرب و بربر، و یهودیان بود.
  • سیسیل به مرکزی برای تبادل فرهنگی و علمی میان جهان اسلام، بیزانس و غرب لاتین تبدیل شد.

اهمیت تاریخی

فتح سیسیل توسط نورمن‌ها اهمیت جهانی داشت:

  • نقطهٔ پایان سه قرن حاکمیت اسلامی در جزیره.
  • گسترش نفوذ پاپ و غرب لاتین به مدیترانه مرکزی.
  • ایجاد الگویی منحصربه‌فرد از همزیستی نسبی فرهنگی که بعدها در شکوفایی هنر عربی–نورمنی منعکس شد.

از دوک‌نشین تا پادشاهی (۱۰۷۱–۱۱۳۰)

پس از سقوط باری (۱۰۷۱) و فتح سیسیل (۱۰۶۱–۱۰۹۱)، نورمن‌ها کنترل کامل جنوب ایتالیا و جزیرهٔ سیسیل را به دست گرفتند. این دوره با تثبیت قدرت خاندان اوتویل و انتقال تدریجی ساختار حکومتی از کنت‌نشین‌ها و دوک‌نشین‌ها به یک پادشاهی واحد همراه بود.

قدرت‌گیری روبر گیسکارد (۱۰۵۹–۱۰۸۵)

  • روبر گیسکارد به‌عنوان دوک آپولیا و کالابریا و کنت اسمی سیسیل، قدرتمندترین نورمن عصر خود بود.
  • او در کنار فتوحات داخلی، حمله‌ای بزرگ به بیزانس در بالکان انجام داد و حتی تا نزدیکی دورازو و تسالونیکی پیش رفت (۱۰۸۱–۱۰۸۵).[۳۸]
  • مرگ او در ۱۰۸۵ در کِفالو (یونان) باعث شد رهبری در جنوب ایتالیا به برادرش روژه یکم و سپس نوادگان او منتقل شود.

کنت‌نشین سیسیل (۱۰۷۱–۱۱۰۱)

  • رهبری سیسیل در دست روژه یکم قرار گرفت که توانست تا ۱۰۹۱ جزیره را به‌طور کامل فتح کند.
  • او عنوان کُنت سیسیل را داشت و در عمل حکومتی نیمه‌مستقل از برادرش روبر اداره می‌کرد.
  • پس از مرگ او (۱۱۰۱)، همسرش آدلااید دل وستر به‌عنوان نایب‌السلطنه فرزند خردسال‌شان روژه دوم ادارهٔ کشور را بر عهده گرفت.[۳۹]

دوک‌نشین آپولیا و کالابریا

  • پس از روبر گیسکارد، پسرش روجر بورسا جانشین او شد. اما رهبری او ضعیف بود و بسیاری از متحدان نورمنی به‌ویژه در کاپوآ و سالِرنو استقلال‌طلب شدند.
  • در سدهٔ یازدهم متأخر، رقابت میان شاخه‌های مختلف اوتویل‌ها و سایر خاندان‌های نورمن ادامه داشت.[۴۰]

اتحاد سرزمین‌های نورمنی

  • در اوایل قرن دوازدهم، روژه دوم، نوهٔ روبر گیسکارد و پسر روژه یکم، توانست به‌تدریج کنترل آپولیا، کالابریا و سیسیل را در دست گیرد.
  • او در ۱۱۲۷ وارث دوک‌نشین آپولیا و کالابریا شد و در ۱۱۳۰ با اعلام پادشاهی، همهٔ سرزمین‌های نورمنی جنوب ایتالیا را متحد کرد.

اعلام پادشاهی سیسیل (۱۱۳۰)

در روز کریسمس ۱۱۳۰، روژه دوم سیسیل در پالرم تاج‌گذاری کرد و عنوان پادشاه سیسیل را پذیرفت. این رویداد نشان‌دهندهٔ اوج قدرت نورمن‌ها در ایتالیا بود.[۴۱]

اهمیت دوره ۱۰۷۱–۱۱۳۰

  • انتقال قدرت از کُنت‌نشین‌ها و دوک‌نشین‌ها به یک پادشاهی واحد.
  • مرکزیت سیاسی و فرهنگی در پالرم شکل گرفت.
  • زمینه‌ساز شکوفایی پادشاهی نورمنی سیسیل در قرن دوازدهم شد.

پادشاهی سیسیل نورمنی (۱۱۳۰–۱۱۹۴)

با تاج‌گذاری روژه دوم سیسیل در کریسمس ۱۱۳۰ در پالرم، همهٔ سرزمین‌های نورمنی جنوب ایتالیا (آپولیا، کالابریا، کامپانیا و سیسیل) به یک پادشاهی واحد تبدیل شد. این دولت جدید یکی از قدرت‌های مهم مدیترانهٔ قرن دوازدهم به‌شمار می‌رفت.

سازمان حکومتی

  • مرکزیت قوی: روژه دوم نظامی متمرکز ایجاد کرد که برخلاف بسیاری از دولت‌های فئودالی اروپا، اختیارات اصلی در دست پادشاه بود.
  • دیوان‌ها: دستگاه اداری شامل دیوان مالی، دیوان قضایی و دیوان سلطنتی بود. بخشی از ساختار اداری از سنت‌های بیزانسی و اسلامی الهام گرفته بود.[۴۲]
  • حق انتصاب اسقفان: پادشاه عملاً اختیار نصب و عزل اسقف‌ها را داشت و نفوذ مستقیم بر کلیسا اعمال می‌کرد.

ارتش و نیروی دریایی

  • ارتش متشکل از سواره‌نظام نورمنی، پیاده‌نظام محلی، و مزدوران مسلمان و لومباردی بود.
  • نیروی دریایی سیسیل یکی از قدرتمندترین ناوگان‌های مدیترانه شد و در جنگ‌ها علیه بیزانس و مسلمانان شمال آفریقا نقش داشت.[۴۳]

جامعه و فرهنگ

پادشاهی سیسیل نورمنی یکی از چندفرهنگی‌ترین جوامع اروپای قرون وسطی بود:

  • زبان‌ها: لاتین در دربار و اسناد رسمی، یونانی در liturgy ارتدوکس، عربی در دیوان و علوم، و زبان نورمنی در میان اشراف رایج بود.
  • ادیان: مسیحیان لاتین و یونانی، مسلمانان و یهودیان در کنار هم زندگی می‌کردند. سیاست‌های روژه دوم نوعی «تساهل نسبی» ایجاد کرده بود، هرچند بعدها محدودیت‌ها بیشتر شد.
  • هنر و معماری: سبک منحصربه‌فرد عربی–نورمنی در پالرم، مونرئاله و چفالو شکل گرفت؛ ترکیبی از تزئینات اسلامی، موزائیک‌های بیزانسی و سازه‌های لاتین. نمونه‌های شاخص شامل کاپلا پالآتینا و کلیسای مونرئاله است.[۴۴]

اقتصاد و بازرگانی

  • سیسیل در چهارراه بازرگانی مدیترانه قرار داشت و مرکز تبادل کالا میان اروپا، شمال آفریقا و شرق مدیترانه بود.
  • صادرات شامل غلات، مرکبات، شکر و ابریشم بود؛ واردات از جهان اسلام شامل ادویه و منسوجات گران‌بها می‌شد.
  • پالرم به یکی از ثروتمندترین و پرجمعیت‌ترین شهرهای اروپای قرن دوازدهم تبدیل شد.[۴۵]

روابط خارجی

  • پادشاهی سیسیل متحد مهم پاپ بود اما گهگاه با آن تنش داشت.
  • روابط پرتنش با بیزانس ادامه یافت؛ نورمن‌ها چندین بار به سواحل یونان و بالکان حمله کردند.
  • با جهان اسلام رابطه‌ای دوگانه برقرار بود: از یک سو جنگ و یورش به شمال آفریقا، از سوی دیگر تبادل اقتصادی و حضور مقامات مسلمان در دربار سیسیل.

جانشینان روژه دوم

  • ویلیام یکم سیسیل (۱۱۵۴–۱۱۶۶) مشهور به «ویلیام بد»، با شورش‌های داخلی و فشار خارجی مواجه بود.
  • ویلیام دوم سیسیل (۱۱۶۶–۱۱۸۹) معروف به «ویلیام خوب»، دوران آرام‌تر و شکوفایی فرهنگی را رقم زد. در زمان او پروژه‌های معماری عظیم مانند کلیسای مونرئاله ساخته شد.[۴۶]

سقوط خاندان اوتویل

در ۱۱۸۹، با مرگ ویلیام دوم بی‌وارث، بحران جانشینی آغاز شد. پس از چند سال آشوب، در ۱۱۹۴ هاینریش ششم امپراتور مقدس روم، از طریق ازدواج با کنستانس، وارث اوتویل، سیسیل را تصرف کرد. بدین ترتیب، حکومت نورمن‌ها در سیسیل پایان یافت و این سرزمین به بخشی از قلمرو خاندان هوهن‌اشتaufen تبدیل شد.[۴۷]

اهمیت تاریخی پادشاهی سیسیل

  • نخستین دولت متمرکز مدیترانهٔ غربی در قرون وسطی.
  • نمونه‌ای منحصربه‌فرد از همزیستی نسبی ادیان و فرهنگ‌ها.
  • الگویی برای نظام‌های دیوان‌سالاری بعدی اروپا.
  • کانون هنر و معماری عربی–نورمنی که امروز در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.

پیامدها و میراث تاریخی

فتح نورمن‌ها در ایتالیای جنوبی و سیسیل نه تنها سرنوشت منطقه، بلکه توازن قدرت در مدیترانه و اروپا را تغییر داد. آثار این رویداد در سه حوزهٔ اصلی سیاسی، فرهنگی و بین‌المللی قابل مشاهده است.

پیامدهای سیاسی

  • نابودی نهایی سلطهٔ بیزانس بر ایتالیا پس از پنج قرن حضور (سقوط باری در ۱۰۷۱).
  • پایان حاکمیت اسلامی بر سیسیل و ورود دوبارهٔ این جزیره به مدار قدرت‌های مسیحی اروپا (۱۰۹۱).
  • ایجاد نخستین پادشاهی متمرکز جنوب اروپا (پادشاهی سیسیل نورمنی) که الگویی متفاوت از دولت‌های فئودالی غیرمتمرکز شمال اروپا بود.[۴۸]
  • افزایش نقش پاپ‌ها در سیاست مدیترانه از طریق اتحاد با نورمن‌ها.

پیامدهای فرهنگی و اجتماعی

  • شکل‌گیری جامعه‌ای چندفرهنگی در سیسیل: لاتین‌ها، یونانی‌ها، مسلمانان عرب و بربر، و یهودیان.
  • تساهل نسبی دینی در دورهٔ روژه دوم که به همزیستی سنت‌های مختلف کمک کرد.
  • پدید آمدن سبک عربی–نورمنی در معماری و هنر، که نمونه‌های آن در پالرم، مونرئاله و چفالو امروز به‌عنوان میراث جهانی یونسکو شناخته می‌شوند.[۴۹]
  • رونق علوم، به‌ویژه در زمینه‌های نجوم، پزشکی و ترجمهٔ متون عربی–یونانی به لاتین.

پیامدهای بین‌المللی

  • حضور پررنگ نورمن‌ها در مدیترانه: حملات به یونان و بالکان، یورش به شمال آفریقا، و دخالت در جنگ‌های پاپی.
  • نقش سیسیل به‌عنوان پل ارتباطی میان غرب لاتین و جهان اسلام؛ انتقال فناوری‌ها و دانش (مانند کاغذ، ریاضیات و علوم پزشکی) از طریق این جزیره.
  • تبدیل پادشاهی نورمنی سیسیل به قدرتی کلیدی در سیاست‌های پاپ و امپراتوران مقدس روم.
  • زمینه‌سازی برای مشارکت فعال جنوب ایتالیا در جنگ‌های صلیبی؛ بسیاری از شوالیه‌های نورمن از سیسیل و آپولیا به شرق رفتند.[۵۰]

جمع‌بندی میراث نورمن‌ها

  • نورمن‌ها نشان دادند که یک گروه کوچک ماجراجو می‌تواند با تکیه بر توان نظامی و مهارت سیاسی، امپراتوری‌های کهن را شکست دهد و دولتی نو بسازد.
  • میراث آن‌ها نه تنها در تاریخ ایتالیا، بلکه در تاریخ تمدن اروپایی و مدیترانه‌ای جایگاهی ماندگار دارد.
  • بسیاری از دستاوردهای معماری، هنری و اداری پادشاهی نورمنی سیسیل در دوره‌های بعدی اروپا ادامه یافت و بر شکل‌گیری دولت‌های مرکزی قوی‌تر در غرب تأثیر گذاشت.

جدول زمانی رویدادهای کلیدی

سالرویداد
۹۹۹نخستین حضور نورمن‌ها در جنوب ایتالیا؛ گروهی از شوالیه‌ها در زیارتگاه مونته گارگانو ظاهر شدند.
۱۰۱۷ورود ۴۰ شوالیهٔ نورمن به رهبری ژیلبرت درنگو؛ اتحاد با ملوس آپولیایی علیه بیزانس.
۱۰۱۸شکست نورمن‌ها و لومباردها در نبرد کانوای دوم به دست بیزانس.
۱۰۳۰دوک سرجیو چهارم، آورزا را به رینولف درنگو واگذار کرد؛ ایجاد نخستین کُنت‌نشین نورمنی.
۱۰۴۲گردهمایی نورمن‌ها در مِلفی؛ ویلیام بازوی‌آهنین به‌عنوان کنت آپولیا و کالابریا انتخاب شد.
۱۰۴۱–۱۰۴۲پیروزی‌های نورمن‌ها علیه بیزانس در نبردهای اُلیونتو، مونته‌ماجوره و مونته‌پِلیریو.
۱۰۴۶مرگ ویلیام بازوی‌آهنین؛ برادرش دروگو جانشین او شد.
۱۰۵۱مرگ دروگو؛ همفری اوتویل به قدرت رسید.
۱۰۵۳پیروزی نورمن‌ها در نبرد چیویتاته؛ اسارت پاپ لئون نهم.
۱۰۵۷مرگ همفری؛ روبر گیسکارد به‌عنوان دوک آپولیا و کالابریا انتخاب شد.
۱۰۵۹انعقاد کنکوردات مِلفی میان نورمن‌ها و پاپ نیکولاوس دوم؛ رسمیت یافتن قدرت نورمن‌ها.
۱۰۶۱آغاز حملات نورمن‌ها به سیسیل؛ تصرف مسینا.
۱۰۶۳پیروزی نورمن‌ها در نبرد چرامیس.
۱۰۶۸–۱۰۷۱محاصرهٔ باری؛ سقوط آخرین پایگاه بیزانس در ایتالیا.
۱۰۷۲تصرف پالرمو توسط نورمن‌ها؛ مرکز اصلی سیسیل.
۱۰۷7–۱۰۸۶ادامهٔ فتوحات در سیسیل؛ شهرهای جنوبی و مرکزی فتح شدند.
۱۰۸۵مرگ روبر گیسکارد در یونان؛ پایان لشکرکشی‌های او به بالکان.
۱۰۹۱سقوط نوتو و سیرکوز؛ تکمیل فتح سیسیل.
۱۱۰۱مرگ روژه یکم؛ نایب‌السلطنتی آدلااید دل وستر آغاز شد.
۱۱۲۷اتحاد دوبارهٔ سیسیل با آپولیا و کالابریا؛ روژه دوم وارث دوک‌نشین‌ها شد.
۱۱۳۰تاج‌گذاری روژه دوم سیسیل به‌عنوان پادشاه سیسیل در پالرم.
۱۱۵۴مرگ روژه دوم؛ آغاز سلطنت ویلیام یکم سیسیل («ویلیام بد»).
۱۱۶۶سلطنت ویلیام دوم سیسیل («ویلیام خوب»).
۱۱۸۹مرگ ویلیام دوم بدون وارث؛ آغاز بحران جانشینی.
۱۱۹۴تصرف پادشاهی سیسیل توسط هاینریش ششم، امپراتور مقدس روم؛ پایان حکومت نورمن‌ها و آغاز دوران هوهن‌اشتافن.

نگاره‌ها و نقشه‌ها

منابع

منابع فارسی

  • گاردنر، هلن. هنر در گذر زمان. ترجمهٔ روبرت وون. تهران: انتشارات سروش، ۱۳۸۴.
  • ستوده، نصرالله. تاریخ اروپا در قرون وسطی. تهران: نشر دانشگاهی، ۱۳۷۲.
  • نیکبخت، حسین. «بررسی تطبیقی ساختار سیاسی نورمن‌ها در سیسیل و اروپای غربی». مجلهٔ تاریخ دانشگاه تهران، شماره ۵۸، ۱۳۹۰.
  • مجیدی، علی. «تأثیر نورمن‌ها بر روابط مدیترانه‌ای قرون وسطی». فصلنامهٔ پژوهش‌های تاریخی، دانشگاه اصفهان، ۱۳۹۵.

منابع غربی

  • Brown, Gordon S. The Norman Conquest of Southern Italy and Sicily. McFarland, 2003.
  • Loud, Graham A. The Age of Robert Guiscard: Southern Italy and the Norman Conquest. Routledge, 2000.
  • Houben, Hubert. Roger II of Sicily: A Ruler Between East and West. Cambridge University Press, 2002.
  • Norwich, John Julius. The Normans in the South, 1016–1130. Longmans, 1967.
  • Norwich, John Julius. The Kingdom in the Sun, 1130–1194. Longmans, 1970.
  • Metcalfe, Alex. The Muslims of Medieval Italy. Edinburgh University Press, 2009.
  • Encyclopaedia Britannica Online, entries on “Norman Conquest of Southern Italy”, “Robert Guiscard”, “Kingdom of Sicily”.


پیوند به بیرون

پانویس

  1. ↑ «Norman conquest of southern Italy». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۵.
  2. ↑ «Treaty of Melfi». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۵.
  3. ↑ «Kingdom of Sicily». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۵.
  4. ↑ «Arab-Norman Palermo and the Cathedral Churches of Cefalù and Monreale». UNESCO. دریافت‌شده در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۵.
  5. ↑ «Lombard principalities of southern Italy». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  6. ↑ «Byzantine Italy». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  7. ↑ «History of Sicily». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  8. ↑ «Maritime republics of Italy». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  9. ↑ «Norman conquest of southern Italy». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  10. ↑ «Norman conquest of southern Italy». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  11. ↑ «The Normans – mercenaries in Italy». World History Encyclopedia. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  12. ↑ «Battle of Cannae (1018)». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  13. ↑ «Rainulf Drengot». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  14. ↑ «Rainulf Drengot». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  15. ↑ «Conrad II, Holy Roman Emperor». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  16. ↑ «William Iron Arm». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  17. ↑ «Hauteville family». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  18. ↑ «Battle of Olivento». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  19. ↑ «Battle of Montemaggiore». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  20. ↑ «Battle of Montepeloso». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
  21. ↑ «William Iron Arm». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵.
  22. ↑ «Drogo of Hauteville». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵.
  23. ↑ «Humphrey of Hauteville». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵.
  24. ↑ «Robert Guiscard». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵.
  25. ↑ «Battle of Civitate». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵.
  26. ↑ «Battle of Civitate». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵.
  27. ↑ «Treaty of Melfi». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵.
  28. ↑ «Nicholas II». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵.
  29. ↑ «Treaty of Melfi (1059)». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵.
  30. ↑ «Robert Guiscard». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵.
  31. ↑ «Siege of Bari (1068–1071)». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵.
  32. ↑ «Siege of Bari». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵.
  33. ↑ «Robert Guiscard». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵.
  34. ↑ «Norman conquest of Sicily». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  35. ↑ «Palermo – History». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  36. ↑ «Conquest of Sicily». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  37. ↑ «Roger I of Sicily». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  38. ↑ «Robert Guiscard – Byzantine campaign». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  39. ↑ «Adelaide del Vasto». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  40. ↑ «Roger Borsa». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  41. ↑ «Kingdom of Sicily – Roger II». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  42. ↑ «Kingdom of Sicily – Administration». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  43. ↑ «Medieval Sicily – Military». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  44. ↑ «Arab-Norman architecture». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  45. ↑ «Palermo – Medieval trade». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  46. ↑ «William II of Sicily». Wikipedia EN. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  47. ↑ «Hohenstaufen dynasty – Sicily». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  48. ↑ «Kingdom of Sicily – Norman rule». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  49. ↑ «Arab-Norman Palermo and the Cathedral Churches of Cefalù and Monreale». UNESCO. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  50. ↑ «The Normans and the Crusades». Encyclopaedia Britannica. دریافت‌شده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵.
  51. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Brit-RG وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  52. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام BariBrit وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  53. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام EN-Overview وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  54. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام IT-Overview وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).