فرضیه شکار

فرضیه شکار (به انگلیسی: The Hunting Hypothesis) در دیرینمردمشناسی، فرضیهای است که بیان میکند فرگشت انسان اساساً تحت تأثیر فعالیت شکار حیوانات نسبتاً بزرگ و سریع بوده و همین فعالیت شکار، اجداد انسان را از سایر انسانتباران متمایز کرده است.
اگرچه در این واقعیت که انسانهای اولیه شکارچی بودهاند تردیدی نیست، اما اهمیت این موضوع در مراحل نهایی ظهور انسان (سرده) از جنوبیکپیآسا اولیه — با ویژگی دوپایان و تولید ابزار سنگی (از حدود ۲٫۵ میلیون سال پیش) و در نهایت چیرگی انسان نخستین بر آتش (از حدود ۱٫۵ میلیون سال پیش) — در «فرضیه شکار» مورد تأکید قرار میگیرد؛ در حالی که در سناریوهایی که بر وضعیت همهچیزخوار بودن انسان به عنوان رمز موفقیت و بر رابطه اجتماعی از جمله جفتگیری به عنوان عوامل حیاتی در ظهور زبان و فرهنگ تأکید دارند، از اهمیت آن کاسته میشود.
مدافعان فرضیه شکار تمایل دارند باور داشته باشند که استفاده از ابزار و ابزارسازی که برای شکار مؤثر ضروری بود، بخش بسیار مهمی از فرگشت انسان بوده است و خاستگاه زبان و دینهای پیشاتاریخ را در بافتار شکار جستجو میکنند.
به عنوان شواهد اجتماعی، دیوید باس خاطرنشان میکند که جمعیتهای قبیلهای مدرن از شکار به عنوان روش اصلی تهیه غذا استفاده میکنند.[۱] پیگمههای آکا در جمهوری آفریقای مرکزی ۵۶٪ از زمان تلاش خود برای تغذیه را صرف شکار، ۲۷٪ را صرف گردآوری و ۱۷٪ را صرف فرآوری غذا میکنند. علاوه بر این، مردم کونگ در بوتسوانا ۴۰٪ از کالری خود را از شکار بهدست میآورند که این درصد بسته به فصل بین ۲۰٪ تا ۹۰٪ متغیر است.[۲] برای شواهد فیزیکی، باس ابتدا به دستگاه گوارش انسان و میمونها نگاه میکند. دستگاه گوارش انسان عمدتاً از لوله گوارش کوچک تشکیل شده است که مسئول تجزیه سریع پروتئینها و جذب مواد مغذی است، در حالی که روده میمونها عمدتاً روده بزرگ است که رژیم غذایی گیاهخواری را نشان میدهد. این تفاوت ساختاری از فرضیه شکار به عنوان یک نقطه انشعاب فرگشتی بین انسان مدرن و نخستینسانان مدرن حمایت میکند. باس همچنین به دندانهای انسان استناد میکند و میگوید دندانهای فسیلشده انسان دارای پوشش مینای نازکی هستند که فرسایش شدید ناشی از رژیم غذایی گیاهی در آنها بسیار کم است. نبود مینای ضخیم نیز نشان میدهد که انسانها در طول تاریخ رژیم غذایی سنگین بر پایه گوشت داشتهاند.[۲] باس خاطرنشان میکند که استخوانهای حیوانات کشته شده توسط اجداد انسان در اولدووای دارای علائم برش در نقاط استراتژیک هستند که نشاندهنده استفاده از ابزار و شواهدی از قصابیِ نیاکان ما است.[۲]
در پژوهشهای روانشناسی فرگشتی دین، استدلال میشود که تفاوت در راهبردهای بقای نیاکان، منجر به شکلگیری الگوهای متفاوت دینداری در دو جنس شده است. بر اساس این دیدگاه، مردان (در نقش تاریخی شکار) برای موفقیت در دستیابی به منابع و جلب نظر جفت، به جسارت و ریسکطلبی نیاز داشتند؛ این روحیه در بافتار دینی به صورت مشارکت در «مناسک پرهزینه و خطرناک» یا نقشهای حفاظتی و «دفاع از کیان مذهب» تبلور یافته است.[۳] در مقابل، زنان (در نقش تاریخی گردآورنده) به دلیل صیانت از بقای فرزندان، استراتژیهای محافظهکارانهتری برگزیدهاند که منجر به نوعی دینداری ریسکگریزتر، با تمرکز بر انسجام اجتماعی و رفتارهای حمایتی شده است.[۴]
منابع
- ↑ Buss, David (1999). Evolutionary Psychology: The new Science of the Mind (in انگلیسی). New York: Allyn & Bacon.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - 1 2 3 Buss, David M. (2011). Evolutionary Psychology: The New Science of the Mind (in انگلیسی). Boston: Allyn & Bacon. p. 80.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) - ↑ Sosis، Richard (۲۰۰۳). «Why are Men Bound into Religious Communities? Religious Costly Signaling and Conflict». Current Anthropology. ۴۴ (۵): ۶۹۷–۷۲۷. doi:10.1086/378656. دریافتشده در ۵ فوریه ۲۰۲۵.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Stark، Rodney (۱۹۹۶). «Chapter ۴: The Role of Women in Christian Growth». The Rise of Christianity: A Sociologist Reexamines History. Princeton University Press. شابک ۹۷۸-۰۶۹۱۰۲۷۴۹۴. دریافتشده در ۵ فوریه ۲۰۲۵.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
پیوند بیرونی
- Human Evolution - MSN Encarta (Archived (Archived 2009-10-31) and بایگانیشده در ۲۰۰۷-۰۷-۱۵ توسط Wayback Machine - Discussion of the hunting hypothesis from Encarta
- http://www.indiana.edu/~origins/teach/P380/P380hominid.html
- فرگشت انسان
- انسانشناسی
- تاریخ شکار
- فرضیههای زیستشناختی