فرقه گرایی در لبنان

فرقه‌گرایی، مذهب‌گرایی یا طائفی‌گری در لبنان (عربی: الطائفية‎ یا عربی: المذهبية‎) به سازماندهی رسمی و غیررسمی سیاست و جامعه لبنان در راستای مرزهای مذهبی اشاره دارد. فرقه‌گرایی در لبنان در نهادهای دولتی و غیردولتی رسمی و قانونی شده و در قانون اساسی آن درج شده است. لبنان 18 فرقه مختلف را به رسمیت می شناسد: 67.6٪ از جمعیت مسلمان (31.9٪ سنی ، 31٪ شیعه ، درصد کمی علوی ها و اسماعیلیان ) و 32.4٪ مسیحی (اکثریت مارونی کاتولیک و یونانی ارتدوکس و درصد کمی کاتولیک یونانی, ارمنی ارتدوکس, ارمنی کاتولیک, سریانی ارتدوکس, سریانی کاتولیک ، آشوری ، کاتولیک کلدانی ، قبطی و پروتستان) و 4.52 درصد دروزی‌ها هستند. [۱] پایه‌های فرقه گرایی در لبنان به اواسط قرن نوزدهم در زمان حکومت عثمانی باز می گردد. فرقه‌گرایی متعاقباً با استقلال جمهوری لبنان در سال 1920، قانون اساسی 1926 و در پیمان ملی 1943 تقویت شد.[۲][۳] در سال 1990 پس از 15 سال جنگ داخلی و با انعقاد پیمان طائف ، قانون اساسی مورد بازنگری قرار گرفت اما جنبه‌های ساختاری مربوط به فرقه‌گرایی سیاسی چندان تغییر نکرد. [۴] این کشور همچنان تا امروز آمیزه‌ای از جوامع مذهبی و زیرمجموعه‌های بی‌شمار آن‌هاست که دارای نظم سیاسی و قانون اساسی است.[۵]

علیرغم ماهیت مذهبی خاستگاه‌های فرقه‌ای، فرقه‌گرایی در لبنان معمولاً یک پروژه سیاسی در نظر گرفته می شود، زیرا نه تنها از سویی بر روابط پیچیده و ناپایدار بین گرایش مذهبی و فرقه‌ای تکیه دارد بلکه از سوی دیگر سیاست، خشونت، تعارض و همزیستی متناسب با خود را بازتولید می‌کند. [۶] در لبنان از رهگذر گفتمان فرقه‌ای است که دین با پیروی از منطق رهبران مذهبی ابه ویژگی تعیین کننده سوژه عمومی و سیاسی تبدیل می‌شود. برخی از محققان و روزنامه‌نگاران فرقه‌گرایی را به عنوان تقسیم‌بندی‌های اجتماعی پیشاپیش موجود در جامعه تعریف می‌کنند و از آن برای توضیح درگیری‌های سیاسی، فرهنگی یا مذهبی بین گروه ها استفاده می‌کنند.[۷] ولی گروهی دیگر از محققان فرقه‌گرایی را مجموعه‌ای از کنش‌های جمعی می‌دانند که زندگی روزمره در آن بر پایهٔ هنجارهای جمعی سازماندهی می‌شود و افراد به طور استراتژیک از آن‌ها استفاده می کنند و از آن‌ها فراتر می روند.[۸][۹] تعریف دوم، نقش مردم را در تولید و اِعمال فرقه‌گرایی برجسته می‌سازد، به جای اینکه آن را ریشه‌دار در تقسیم‌بندی‌های متعارض و ازپیش‌تعیین‌شدهٔ جوامع بداند.[۷][۸]

منابع

  1. ↑ "2019 Report on International Religious Freedom: Lebanon". U.S. Department of State. Retrieved 14 May 2022.
  2. ↑ Weiss، Max (۲۰۱۰-۱۰-۳۰). In the Shadow of Sectarianism: Law, Shiʿism, and the Making of Modern Lebanon. Harvard University Press. صص. ۳, ۴, ۹–۱۱, ۱۱–۱۲۸, ۱۲۷, ۱۲۹, ۲۲۹. شابک ۹۷۸۰۶۷۴۰۵۲۹۸۷.
  3. ↑ Rogan، Eugene (۲۰۰۹). The Arabs: A History. New York: Basic Books. صص. ۲۴۲, ۴۱۱, ۴۶۰. شابک ۹۷۸۰۴۶۵۰۷۱۰۰۵.
  4. ↑ Bahout, Joseph (18 November 2013). "Sectarianism in Lebanon and Syria: The Dynamics of Mutual Spill-Over". United States Institute of Peace.
  5. ↑ Gardaz, Michel (2011-05-18). "Reviews of Books / Comptes Rendus: Beware of Small States : Lebanon, Battleground of the Middle East David Hirst New York : Nation Books, 2010. 480 p". Studies in Religion/Sciences Religieuses. 40 (2): 245–247. doi:10.1177/00084298110400020507. ISSN 0008-4298.
  6. ↑ Shakman Hurd, Elizabeth (2015). "Politics of Sectarianism: Rethinking Religion and Politics in the Middle East". Middle East Law and Governance. 7: 63.
  7. 1 2 Sayed، Linda (۲۰۲۲). «Negotiating Citizenship». Practising Sectarianism. Stanford:Stanford University Press. صص. ۳۱–۵۱. شابک ۹۷۸۱۵۰۳۶۳۳۸۶۵.
  8. 1 2 Sbaiti، Nadya (۲۰۲۲). «No Room for This Story». Practising Sectarianism. Stanford:Stanford University Press. صص. ۱۴–۳۰. شابک ۹۷۸۱۵۰۳۶۳۳۸۶۵.
  9. ↑ Sbaiti، N.؛ Nalbantian، T.؛ Deeb، L. (۲۰۲۲). «Introduction». Practicing sectarianism. Stanford: Stanford University Press. صص. ۱–۱۳. شابک ۹۷۸۱۵۰۳۶۳۱۰۹۰.