فلسفه اقتصاد
فلسفه اقتصاد (به انگلیسی: Philosophy of economics) شاخهای از فلسفه است که به بررسی پرسشهای بنیادین، مفهومی، روششناختی و اخلاقی در علم اقتصاد میپردازد. این رشته، اقتصاد را نه به عنوان یک حوزهی علمیِ بدیهی، بلکه به عنوان یک پدیدهی انسانی و اجتماعی مورد واکاوی قرار میدهد و مفروضات پنهان آن را آشکار میسازد.[۱]
این حوزه به سه پرسش اصلی تقسیم میشود:
- هستیشناسی: پدیدههای اقتصادی (مانند ارزش، بازار یا پول) چه نوع "وجودی" دارند؟ آیا آنها واقعیتهای عینی هستند یا برساختههای اجتماعی؟
- معرفتشناسی: اقتصاد تا چه حد میتواند ادعای علمی بودن داشته باشد؟ چگونه میتوان نظریههای اقتصادی را آزمود و تأیید یا رد کرد؟
- اخلاق و نظریه ارزش: اهداف اقتصاد چه باید باشد؟ مفاهیمی مانند رفاه، کارایی و عدالت چگونه باید تعریف شوند و چه رابطهای با یکدیگر دارند؟[۲]
تاریخچه
ریشههای فلسفه اقتصاد را میتوان در آثار فیلسوفان باستان مانند ارسطو جستجو کرد که بین دو نوع کسب ثروت تمایز قائل بود: oikonomia (مدیریت خانواده و مایحتاج زندگی) و chrematistics (هنر پول درآوردن به خاطر خود پول).[۳]
در دوران مدرن، اقتصاد به عنوان شاخهای از فلسفه اخلاق ظهور کرد. آدام اسمیت، که به عنوان بنیانگذار اقتصاد کلاسیک شناخته میشود، استاد فلسفه اخلاق بود و کتاب مشهور او، ثروت ملل، در امتداد اثر دیگرش، نظریه احساسات اخلاقی، قابل فهم است.[۴]
با "چرخش نئوکلاسیک" در اواخر قرن نوزدهم، اقتصاددانان تلاش کردند تا این رشته را به یک علم دقیق و ریاضی شبیه به فیزیک تبدیل کنند و آن را از ریشههای فلسفی و اخلاقیاش جدا سازند. این رویکرد پوزیتیویستی تا دههها حاکم بود. با این حال، در نیمه دوم قرن بیستم، متفکرانی مانند کارل پوپر با طرح مسئله ابطالپذیری، فریدریش هایک با تأکید بر محدودیتهای دانش، و آمارتیا سن با نقد مفهوم رفاه، دوباره پرسشهای فلسفی را به قلب مباحث اقتصادی بازگرداندند.[۵]
قلمرو و پرسشهای کلیدی
روششناسی و معرفتشناسی
یکی از بحثهای اصلی در فلسفه اقتصاد این است که آیا اقتصاد یک علم است یا خیر.
- مدلها و انتزاع: اقتصاددانان به شدت به مدلهای انتزاعی متکی هستند که اغلب بر مفروضات غیرواقعی (مانند اطلاعات کامل یا عقلانیت بینقص) استوارند. فیلسوفان میپرسند که این مدلها چگونه میتوانند چیزی درباره جهان واقعی به ما بیاموزند؟ نانسی کارترایت استدلال میکند که این مدلها ابزارهایی برای ساختن "ماشینهای نامیک" (nomological machines) هستند که فقط در شرایط بسیار خاص و کنترلشده کار میکنند.[۶]
- ابطالپذیری: به پیروی از کارل پوپر، برخی معتقدند که نظریههای اقتصادی باید ابطالپذیر باشند. با این حال، بسیاری از نظریههای اقتصادی به دلیل بندِ "شرایط یکسان" (ceteris paribus) به سختی قابل ابطال هستند. هرگاه پیشبینی یک نظریه شکست بخورد، طرفداران آن میتوانند ادعا کنند که "شرایط یکسان" برقرار نبوده است.[۷]
- اقتصاد به مثابه rhetoric: دیدره مککلاسکی استدلال کرده است که زبان اقتصاددانان بیش از آنکه شبیه به اثباتهای علمی باشد، نوعی بلاغت (rhetoric) است. آنها از استعاره، تمثیل و روایت برای متقاعد کردن مخاطبان خود استفاده میکنند.[۸]
نظریه انتخاب عقلانی
سنگ بنای بسیاری از مدلهای اقتصادی مدرن، نظریه انتخاب عقلانی است. این نظریه فرض میکند که افراد ترجیحات ثابت و کاملی دارند و همیشه گزینهای را انتخاب میکنند که مطلوبیت آنها را به حداکثر میرساند. این مدل از انسان اقتصادی (Homo economicus) از چند جهت مورد نقد قرار گرفته است:
- نقد تجربی: اقتصاد رفتاری، به رهبری روانشناسانی مانند دانیل کانمن و آموس تورسکی، نشان داده است که انسانها به طور سیستماتیک از اصول عقلانیت کامل منحرف میشوند. آنها تحت تأثیر سوگیری شناختی و اکتشافیهای ذهنی تصمیم میگیرند.[۹]
- نقد هنجاری: آیا دنبال کردن نفع شخصی همیشه "عقلانی" است؟ فیلسوفان استدلال میکنند که این دیدگاه، انگیزههای دیگر انسانی مانند تعهد، وفاداری و پایبندی به هنجارهای اجتماعی را نادیده میگیرد. آمارتیا سن مفهوم "احمق عقلانی" (rational fool) را برای توصیف فردی به کار میبرد که کورکورانه مطلوبیت خود را بدون توجه به ملاحظات دیگر به حداکثر میرساند.[۱۰]
اخلاق و عدالت توزیعی
برخلاف ادعای بسیاری از اقتصاددانان مبنی بر "بیطرفی ارزشی" (value-free) علم اقتصاد، فلسفه اقتصاد نشان میدهد که این رشته سرشار از قضاوتهای اخلاقی پنهان است.
- کارایی در برابر عدالت: اقتصاددانان اغلب بر مفهوم کارایی پارتو تمرکز میکنند، وضعیتی که در آن نمیتوان وضعیت کسی را بهتر کرد بدون اینکه وضعیت فرد دیگری بدتر شود. با این حال، یک توزیع منابع میتواند پارتو-کارآمد باشد اما به شدت ناعادلانه. برای مثال، وضعیتی که یک فرد همه چیز را در اختیار دارد و بقیه هیچ، از نظر پارتو کارآمد است.[۱۱]
- نظریههای عدالت: فیلسوفان نظریههای مختلفی برای عدالت توزیعی ارائه کردهاند که برای اقتصاد پیامدهای مهمی دارند:
- فایدهگرایی: سیاستی عادلانه است که "بیشترین خوشی را برای بیشترین تعداد" به ارمغان آورد. این دیدگاه زیربنای تحلیل هزینه-فایده است.
- لیبرالیسم برابریخواهانه: جان رالز در کتاب نظریهای در باب عدالت استدلال میکند که نابرابریهای اقتصادی تنها در صورتی قابل توجیهاند که به نفع محرومترین افراد جامعه باشند (اصل تفاوت).[۱۲]
- لیبرترینیسم: متفکرانی مانند رابرت نوزیک معتقدند که هر توزیعی از منابع که از طریق مبادلات داوطلبانه و مشروع به دست آمده باشد، عادلانه است، صرف نظر از میزان نابرابری حاصل. تمرکز آنها بر عدالت در "اکتساب" و "انتقال" است، نه بر نتیجه نهایی.[۱۳]
- رویکرد قابلیت: آمارتیا سن و مارتا نسبام استدلال میکنند که تمرکز نباید بر منابع (مانند درآمد) یا مطلوبیت (مانند شادی) باشد، بلکه بر "قابلیت" (capabilities) افراد برای انجام کارها و رسیدن به وضعیتهایی که برایشان ارزشمند است (مانند سالم بودن، مشارکت در زندگی اجتماعی و غیره).[۱۴]
هستیشناسی پدیدههای اقتصادی
این بخش به ماهیت خود مفاهیم اقتصادی میپردازد.
- ارزش: نظریه ارزش کار (که توسط اقتصاددانان کلاسیک و مارکس مطرح شد) ارزش را به میزان کار صرفشده برای تولید یک کالا مرتبط میداند. در مقابل، اقتصاد نئوکلاسیک نظریه ارزش ذهنی را مطرح میکند که ارزش را به ترجیحات و مطلوبیت افراد گره میزند.
- بازارها: آیا بازارها پدیدههایی "طبیعی" هستند که به طور خودجوش ظهور میکنند، یا نهادهایی هستند که توسط قوانین، هنجارها و قدرت دولتی شکل میگیرند؟
- پول و سرمایه: پول چیست؟ آیا صرفاً یک وسیله مبادله خنثی است یا خود یک نیروی اجتماعی قدرتمند است؟ کارل مارکس استدلال میکرد که سرمایه یک شیء نیست، بلکه یک "رابطه اجتماعی" است که در آن ارزش از طریق استثمار نیروی کار تولید میشود.[۱۵]
جستارهای وابسته
- اقتصاد سیاسی
- اقتصاد رفتاری
- نظریه انتخاب اجتماعی
- فلسفه سیاسی
- انتقاد از اقتصاد
منابع
- ↑ Hausman، Daniel M. (۱۹۹۲). The Inexact and Separate Science of Economics. Cambridge University Press. شابک ۹۷۸-۰۵۲۱۴۱۵۰۲۴ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ Reiss، Julian (۲۰۱۳). «Philosophy of Economics». Stanford Encyclopedia of Philosophy (ویراست Winter ۲۰۲۱).
- ↑ Aristotle (حدود ۳۵۰ پ.م.). Politics. به کوشش Translated by Benjamin Jowett. تاریخ وارد شده در
|سال=را بررسی کنید (کمک) - ↑ Smith، Adam (۱۷۵۹). The Theory of Moral Sentiments.
- ↑ Sen، Amartya (۱۹۸۷). On Ethics and Economics. Blackwell. شابک ۹۷۸-۰۶۳۱۱۶۴۰۱۲.
- ↑ Cartwright، Nancy (۱۹۹۹). The Dappled World: A Study of the Boundaries of Science. Cambridge University Press.
- ↑ Blaug، Mark (۱۹۹۲). The Methodology of Economics: Or, How Economists Explain (ویراست ۲nd). Cambridge University Press.
- ↑ McCloskey، Deirdre N. (۱۹۸۵). The Rhetoric of Economics. University of Wisconsin Press.
- ↑ Kahneman، Daniel (۲۰۱۱). Thinking, Fast and Slow. Farrar, Straus and Giroux. شابک ۹۷۸-۰۳۷۴۲۷۵۶۳۱.
- ↑
- ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامReiss2013وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Rawls، John (۱۹۷۱). A Theory of Justice. Harvard University Press.
- ↑ Nozick، Robert (۱۹۷۴). Anarchy, State, and Utopia. Basic Books.
- ↑ Sen، Amartya (۱۹۹۹). Development as Freedom. Oxford University Press.
- ↑ Marx، Karl (۱۸۶۷). Capital: A Critique of Political Economy, Volume 1.
برای مطالعه بیشتر
- Hausman, Daniel M., ed. (2007). The Philosophy of Economics: An Anthology. Cambridge University Press.
- Boumans, Marcel; Davis, John B. (2015). Economic Methodology: Understanding Economics as a Science. Palgrave Macmillan.
- Sandel, Michael J. (2012). What Money Can't Buy: The Moral Limits of Markets. Farrar, Straus and Giroux.
پیوندهای بیرونی
- مدخل فلسفه اقتصاد در دانشنامه فلسفه استنفورد.
- Philosophy, Politics, and Economics Society