فنون چهارگانه

برای بیشتر دانشوران قرون وسطی که معتقد بودند خداوند کیهان را بر پایهٔ اصول هندسی و هماهنگ آفریده است، علم ــ به‌ویژه هندسه و اخترشناسی ــ مستقیماً با امر الهی پیوند داشت. از این رو، جست‌وجوی این اصول به معنای جست‌وجوی خدا تلقی می‌شد.[۱]

فنون چهارگانه یا کوادریویوم، واژه‌ای لاتین به معنای «چهار راه»،[۲] دسته‌ای آموزشی متشکل از چهار فن تاریخیِ ریاضی، یعنی حساب، هندسه، موسیقی و اخترشناسی بود که نخست در دوران باستان کلاسیک آموزش داده می‌شد و سپس در اروپای قرون وسطی احیا شد. فنون چهارگانه به همراه فنون سه‌گانه، هفت رشتهٔ کلاسیک آموزش هنرهای آزاد را تشکیل می‌دادند. از سدهٔ چهاردهم میلادی و با آغاز کار پترارک، مطالعات انسانی و شاخه‌هایی که بعدها از آن پدید آمدند، به‌تدریج جای فنون سه‌گانه و فنون چهارگانه را به‌عنوان چارچوب‌های اصلی برنامهٔ درسی گرفتند.

تاریخچه

فیلسوف رومی بوئتیوس، نویسندهٔ تسلی‌بخشی فلسفه

این چهار فن ریاضی، بخش دوم برنامهٔ آموزشی‌ای را تشکیل می‌دهند که افلاطون در جمهور ترسیم کرده است و در کتاب هفتم آن اثر، به ترتیب حساب، هندسه، اخترشناسی و موسیقی شرح داده شده‌اند.[۳] مفهوم فنون چهارگانه به‌طور ضمنی در نوشته‌های آغازین فیثاغوری‌گری و نیز در De nuptiis اثر مارتیانوس کاپلا وجود دارد، اما اصطلاح «کوادریویوم» تا اوایل سدهٔ ششم میلادی و زمان بوئتیوس به کار نرفت.[۴]

پروکلوس نوشته است:

فیثاغوریان همهٔ دانش ریاضی را به چهار بخش تقسیم می‌کردند: نیمی از آن را مربوط به کمیت و نیم دیگر را مربوط به مقدار می‌دانستند و هر یک از این دو را نیز به دو بخش تقسیم می‌کردند. کمیت را می‌توان یا به‌خودی‌خود بررسی کرد یا در نسبت با کمیتی دیگر؛ و مقدار نیز یا ساکن است یا در حرکت. حساب کمیت‌ها را فی‌نفسه بررسی می‌کند، موسیقی نسبت‌های میان کمیت‌ها را، هندسه مقدارِ ساکن را، و علم کره‌ها [اخترشناسی] مقدارِ ذاتاً متحرک را.[۵]

نخستین کاربرد اصطلاح «کوادریویوم» را به بوئتیوس نسبت داده‌اند،[۶] که گفته بود رسیدن به مرتبهٔ عالی فلسفه تنها از طریق «نوعی راه چهارگانه» ممکن است (quodam quasi quadruvio).[۷]: 199  فنون چهارگانه پایه‌ای برای مطالعهٔ فلسفه ــ که گاه «هنر آزاد به معنای اخص» دانسته می‌شد ــ[۸] و نیز الهیات به شمار می‌رفت.

کاربرد در قرون وسطی

زنی در حال آموزش ساخت اشکال هندسی. تصویر آغازین یکی از ترجمه‌های قرون وسطایی اصول اقلیدس، حدود ۱۳۱۰ میلادی

برنامهٔ درسی آموزش هنرهای آزاد در قرون وسطی با فنون سه‌گانه آغاز می‌شد و سپس به فنون چهارگانه می‌رسید.[۳] هفت هنر آزاد به‌عنوان «مهارت‌های اندیشیدن» در نظر گرفته می‌شدند و از فنون عملی مانند پزشکی و معماری متمایز بودند. در بسیاری از دانشگاه‌های قرون وسطی، گذراندن فنون چهارگانه بخشی از مسیر تحصیل برای دریافت درجهٔ کارشناسی ارشد هنر بود که پس از کارشناسی هنر قرار داشت. پس از دریافت این درجه، دانشجو می‌توانست وارد دورهٔ کارشناسی در دانشکده‌های عالی‌تر، یعنی الهیات، پزشکی یا حقوق، شود. هنوز هم برخی دوره‌های تحصیلات تکمیلی به درجاتی با عنوان «کارشناسی» منتهی می‌شوند؛ از جمله کارشناسی فلسفه و برخی درجات ادبی در نظام دانشگاهی بریتانیا.

از نظر آموزشی، فنون سه‌گانه و فنون چهارگانه در مجموع هفت مهارت بنیادی اندیشیدن در دوران باستان کلاسیک را به دانشجو منتقل می‌کردند.[۹] مجموعهٔ هفت هنر آزاد به «دانشکدهٔ پایین‌تر» یا دانشکدهٔ هنرها تعلق داشت، در حالی که پزشکی، حقوق و الهیات سه «دانشکدهٔ عالی‌تر» را تشکیل می‌دادند.[۱۰] از همین رو، در قرون وسطی بسیار معمول بود که مدرسان فنون سه‌گانه یا فنون چهارگانه خود هم‌زمان در یکی از دانشکده‌های عالی‌تر دانشجو باشند.

فلسفه معمولاً نه رشته‌ای مستقل بود و نه دانشکده‌ای جداگانه، بلکه به‌طور ضمنی به‌عنوان «ابزاری کمکی» در مباحث دانشکده‌های عالی‌تر، به‌ویژه الهیات، حضور داشت؛[۱۱] جدایی فلسفه از الهیات و تبدیل آن به رشته‌ای دانشگاهی مستقل، تحولی متعلق به دوران پس از قرون وسطی بود.[۱۲]

مطالعات در این نظام ماهیتی التقاطی داشت و اهداف فلسفی از طریق بررسی هر یک از جنبه‌های فنون چهارگانه در چارچوب کلی‌ای دنبال می‌شد که پروکلوس ترسیم کرده بود: از یک سو حساب و موسیقی[۱۳] و از سوی دیگر هندسه و کیهان‌شناسی.[۱۴]

فن موسیقی در فنون چهارگانه در اصل همان موضوع کلاسیک هارمونی بود، به‌ویژه مطالعهٔ نسبت‌های میان فاصله‌های موسیقایی که از تقسیم یک تک‌سیم به دست می‌آمد. پرداختن به موسیقی به آن شکلی که عملاً اجرا می‌شد، بخشی از این مطالعه نبود؛ با این حال، چارچوب هارمونی کلاسیک تأثیری چشمگیر بر محتوا و ساختار نظریهٔ موسیقی در هر دو فرهنگ اروپایی و اسلامی گذاشت.

افول

جایگزین شدن فنون چهارگانه با شیوه‌های دیگرِ تنظیم برنامهٔ درسی، از زمان پترارک آغاز شد و با تأکید بعدی رنسانس بر حوزه‌ای که امروزه علوم انسانی نامیده می‌شود، شتاب گرفت. علوم انسانی خود یکی از چهار حوزهٔ هنرهای آزاد در دوران جدید است و در کنار علوم طبیعی ــ که بخش بزرگی از موضوعات اصلی فنون چهارگانه اکنون در آن قرار گرفته‌اند ــ علوم اجتماعی و هنر جای می‌گیرد.

اگرچه ممکن است موسیقی در فنون چهارگانه در نگاه نخست یکی از شاخه‌های امروزی هنرهای نمایشی به نظر برسد، در آن زمان موسیقی نظامی انتزاعی از نسبت‌ها بود که جدا از اجرای عملی موسیقی مطالعه می‌شد و عملاً شاخه‌ای از نظریه موسیقی به شمار می‌رفت که پیوندش با حساب از پیوندش با بیان موسیقایی نزدیک‌تر بود.

کاربرد امروزی

در کاربردهای امروزیِ هنرهای آزاد به‌عنوان برنامهٔ درسی در کالج‌ها و دانشگاه‌ها، فنون چهارگانه را اغلب مطالعهٔ عدد و نسبت آن با فضا یا زمان دانسته‌اند: حساب، عددِ محض؛ هندسه، عدد در فضا؛ موسیقی، عدد در زمان؛ و اخترشناسی، عدد در فضا و زمان.

موریس کلاین چهار عنصر فنون چهارگانه را به‌ترتیب «عدد محض» در حساب، «عدد ساکن» در هندسه، «عدد متحرک» در اخترشناسی و «عدد کاربردی» در موسیقی طبقه‌بندی کرده است.[۱۵]

این اصطلاح همچنان در جنبش آموزش کلاسیک به کار می‌رود و به‌طور مشخص در مدرسهٔ مستقل اوندل در بریتانیا نیز استفاده می‌شود.[۱۶]

جستارهای وابسته

  • آندریاس کاپلانوس
  • ودانگه
  • مدارک دانشگاه آکسفورد
  • چهار هنر
  • مارتیانوس کاپلا
  • فنون سه‌گانه

منابع

  1. ↑ Hayes OFM, Fr. Zachary (1996). S. Bonaventura, De Reductione Artium ad Theologiam [St. Bonaventure, On the Reduction of the Arts to Theology] (in Latin and English). Ashland, Ohio: Franciscan Institute Publications. pp. 11–34, 37–47. ISBN 1-57659-043-7. OCLC 835507484.
  2. ↑ "Quadrivium (education)". Britannica Online. 2011. EB.
  3. 1 2 Gilman, D. C.; Peck, H. T.; Colby, F. M., eds. (1905). "Quadrivium" . International Encyclopedia (1st ed.). New York: Dodd, Mead.
  4. ↑ Marrou, Henri-Irénée (1969). "Les Arts Libéraux dans l'Antiquité Classique". pp. 6–27 in Arts Libéraux et Philosophie au Moyen Âge. Paris: Vrin; Montréal: Institut d'Études Médiévales. pp. 18–19.
  5. ↑ Proclus. A Commentary on the First Book of Euclid's Elements, xii. trans. Glenn Raymond Morrow. Princeton: Princeton University Press, 1992. pp. 29–30. شابک ‎۰−۶۹۱−۰۲۰۹۰−۶.
  6. ↑ Fried 2015, p. 2.
  7. ↑ Stahl, W. H. (6 November 1978). Roman Science: Origins, Development, and Influence to the Later Middle Ages. Praeger. ISBN 978-0-313-20473-9.
  8. ↑ Gilman, Daniel Coit, et al. (1905). New International Encyclopedia. Lemma "Arts, Liberal".
  9. ↑ Onions, C.T., ed. (1991). The Oxford Dictionary of English Etymology. p. 944.
  10. ↑ By way of example, until well into the 1970s, the faculty of Medicine of the University of Würzburg (Germany) was still officially referenced as a 'Hohe Fakultät' by its doctoral students in their written doctoral dissertations.
  11. ↑ Philosophia ancilla theologiae
  12. ↑ This separation is partly attributable to topical developments within philosophy itself, and due in part to Martin Luther's rejection of philosophy as 'useless for theology' as the Protestant Reformation evolved.
  13. ↑ Wright, Craig (2001). The Maze and the Warrior: Symbols in Architecture, Theology, and Music. Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press.
  14. ↑ Smoller, Laura Ackerman (1994). History, Prophecy and the Stars: Christian Astrology of Pierre D'Ailly, 1350–1420. Princeton: Princeton University Press.
  15. ↑ Kline, Morris (1953). "The Sine of G Major". In Mathematics in Western Culture. Oxford University Press.
  16. ↑ "Oundle School – Improving Intellectual Challenge". The Boarding Schools' Association. 27 October 2014. Archived from the original on 15 August 2020. Retrieved 10 December 2015.
    Each of these iterations was discussed in a conference at King's College London on "The Future of Liberal Arts بایگانی‌شده در ۲۰۱۶-۰۵-۲۵ توسط Wayback Machine" at schools and universities.

منابع کتابی

  • Fried, Johannes (2015). The Middle Ages (3rd ed.). Cambridge, MA: Harvard University Press. ISBN 978-0-67405-562-9.

پیوند به بیرون

  • الگو:ویکی‌واژه خطی

الگو:آموزش کلاسیک