فهرست واژههای متفاوت در فارسی تاجیکستان و ایران
فهرست واژههای متفاوت در فارسی تاجیکستان و ایران:
فهرست واژهها
| فهرست |
|---|
آ
- آثارخانه = موزه
- آشیانه = طبقه
- آموخته = عادت کرده
- از دست دادن دارد: در حال از دست دادن است
- افسانوی: افسانهای
- اَنداز = مالیات
- انکشاف: رشد، گسترش
- انتقامجویی، پدرکشتگی: سُهرابکُشتگی
- اِغواگری= توطئه
- اولادکُشی، کودککُشی: سُهرابکُشی، مرگِ سُهراب (اشاره به کشتن سُهراب به تیغ پدرش رستم)
- اینچنین: همچنین
ب
- بازداشتن = توقّف، منع، ممنوعیّت
- بالشتک = استامپ
- باوری همدیگری = اعتماد متقابل
- بخشیده = تقدیم کرده، هدیه کرده
- بدنامکنی = اتّهام
- برابری = تعادل
- برهم دادن = انحلال
- بستگی = التزام
- بس کرده = متوقف
- به پُرّگی = بهطور کامل
- به گردن بار کردن = تحمیل کردن
- به هم آوردن = اتّفاق
- بیماری خرچنگ = سرطان
- به اعتبار گرفتن: در نظر گرفتن
- به خلاصه آمدن: به نتیجه رسیدن
پ
- پایافزار = کفش
- پُرّه= کامل، کاملاً
- پیچه = مُهر
- پیش بَری = ارائه
- پیش تره = سابق، قبلی
- پیشروی = سبقت
- پیشکی = قبلاً، از قبل
- پیوند = جذب
- پریدمیت (از روسی): موضوع
- پُرّه: کامل
- پیشتره: پیشین
ت
- تنقیدی: انتقادی
- تاب = مقاومت
- تا رفت = رفته رفته، کم کم ، به تدریج
- تارون = گیاهی ترش مزّه ، نوعی ریواس (شاید ازبکی)
- تازه= تمیز ، پاک
- تازه کردن = تازه شدن ، به روز شدن ، تمیز و پاکیزه کردن
- تالار= سالن، کافۀ رقص
- تالار خوانش = تالار مطالعه
- تب لرزه = تب و لرز، تشنّج، بیماری مالاریا
- تحفه = هدیه
- تخم بریان: نیمرو
- تَربُز = هندوانه
- تِرزه / تِرِزه / تریزه = پنجره
- ترس خورد= بترسد
- تَرکش = بُمب، انفجار
- ترکیده = منفجر شده
- تِرَن = راه آهن
- تِز = زود ( تلفظی از همان تیز فارسی است )
- تعمیر شده ایستاده است = دارد تعمیر می شود
- تَغا= دایی
- تُفلی = (туфли) کفش (روسی)
- تکّه محبّت = تحفه ، ارمغان
- تَگ = زیر. به همین گونه در یزد به کار می رود
- تولدخانه= زایشگاه
- تَمات= (томат)رُبّ گوجه فرنگی (روسی)
- تَماته = گوجه فرنگی ، در یزد هم به کار می رود. (برگرفته از tomato انگلیسی یا томатная روسی)
- تماشا بینان = تماشاگران
- تَماکو = سیگار/ سیگرت
- تندرستی = بهداشت
- تن فروشی = روسپی گری، فاحشگی
- تنقیدی: انتقادی
- تَنگه = سکّه، درم، درهم
- توش بَرَه = یک نوع خوراک با گوشت و خمیر
- تونِل = غار
- تویانه = هدیۀ عروسی
- تویی = مجلس عروسی و هر نوع جشنی (اُزبکی)
- تیار = آماده
- تیره ماه = فصل پائیز
- تیزَک = فلفل
- تیلیفون = تلفن در گویش یزدی هم همین گونه است
- تینج = آرام ، خوب، سلامت
ث
- ثمره ناک = سود رسان، باثمر
ج
- جای گذاری= انتصاب
- جایگردان/جایگیر کردن = استقرار
- جایگیر / جاگیر شوی = قرار گرفتن، استقرار، مستقر
- جدا کرده شده = در نظر گرفته شده
- جدول = خط کش
- جدولِ کاری= برنامۀ کار
- جرّاحی را گذرانیدن = جرّاحی کردن
- جُرغات = ماست ( ترکی)
- جفت = همسر
- جگر بند = پارۀ جگر ، دلبند، فرزند، خویش بسیار نزدیک
- جَلَب = فاحشه
- جَلَبی = فاحشگی، روسپی گری
- جمع بست= نتیجه گیری
- جمع بست نمودن = پایان کار، پایان دادن، خلاصه کردن
- جواب داده شده= کنار گذاشته شده
- جوره = دوست، رفیق، دوست صمیمی ، دوست نزدیک (برای مرد)
- جیبک= جیب
- جیغ زدن = صدا زدن، فراخوندن یک نفر
چ
- چارغاوَک = چهار دست و پا راه رفتن کودکان ، سینه خیز رفتن
- چاره = راه ، اندیشه
- چاره بینی = چاره جویی، چاره اندیشی
- چاره های عِلاوگی = تدابیر و چاره اندیشی بیشتر
- چایخانه = قهوه خانه
- چای دم گرفتن = چایی دم کشیدن
- چای دم گرفته = چای دم کشیده
- چای سیاه = چای معمولی
- چای فامیلی = چای سیاه
- چای کبود = چای سبز
- چای نَیک = (чайник) قوری، کتری (روسی)، دمابان (فلاسک)
- چپه کردن = زیرو رو کردن
- چرخ بال = هلی کوپتر، بالگرد
- چُکوری/ چُکری = ریواس
- چَکّه = ماستینه، ماست چکیده
- چِلّه نشین = خانه نشین ( اصطلاحی در عرفان)
- چَنبَره = حلقه
- چَنگ = سنتور
- چَه = پسوند تصغیر(گاهی تحبیب) . مانند: کوزه چه ، پیاله چه ، شیشه چه ، پسرچه
- چهارمغز= گردو
- چُقورروی: ژرفکاوی
- چَندِرپیچ کردن: محکم بستن
خ
- خاموشی = سکوت
- خَلطه = پاکت
- خواجگی = اداره
- خواجه = رئیس
- خوانش = مطالعه
- خوانشگاه = سالن مطالعه
- خوراک = غذا
- خوراک خوری = غذاخوری
- خوراندن = تغذیه
د
- دخلدار = مسئول
- دخلناک: مربوط
- در دوام: در طی
- درآمدگاه = محلّ ورود، ورودیه
- درازدست = مقتدر
- درآورده شدن: درج شدن
- درکار = لازم
- دریافت = استقرار
- دستدرازی کردن = تصرّف
- دستگیری = مساعدت
- دسته = تیم، گروه ورزشی
- دگر ساختن = عوض کردن
- دَم گیری = استراحت
- دوام = مدّت
- دوجان: آبستن
- دیار = وطن
ر
- رانده شدن = اخراج شدن
- روان = جاری
- روی خط = کپی، فتوکپی
- رایون: بخش، ناحیه
- ریم: چرک
ز
- زیست = اقامت
س
- سازشنامه = قرارداد، صلحنامه، مصالحه
- ستارهگرمی: دلفریبی، جذابیت
- سر شدن: آغاز شدن
- سحر = صبح
- سرداور= داور وسط در بازیهای ورزشی
- سرود سال = فستیوال آواز
- سنجش = قیاس، مقایسه
- سودا = معامله
ش
- شاهمات = شطرنج
- شد = قبول
- شفت: سقف
- شِکنک = قندشکن، گردو شکن و نظایر آن
ص
- صابونک زانو: کاسه زانو
- صداناک: مصوت، واکه
- صنف = کلاس، پایه
ض
- ضیائیان: روشنفکران
ع
- عاید به: مربوط به
- عکس نمودن: منعکس کردن
- عنعنه: رسم
ف
- فارَم = معتدل
- فشرده= خلاصه
- فرق کُناندن: تشخیص دادن
- فهمِش = درک
ق
- قفا = عقب
- قفا ماندگی = عقبماندگی
- قوس = پرانتز
ک
- کاخ = سالن
- کارتوتیکه: برگه، فیش
- کان = معدن
- کردار = عمل
- کرده نمیتواند= نمیتواند انجام دهد
- کرسی چه = صندلی
- کِشار یافتن = طولانی شدن
- کلان: زیاد، بزرگ
- کلَسیکی: کلاسیک
- کمان = پرانتز
- کمبودی = نقص
- کمِش = (kamesh) حدّ اقل
- کنده = (kandaeh) قطع
- کورپه = لحاف
- کورس = سال تحصیلی دانشگاهی
- کهنه = عتیقه
گ
- گپ = بحث، حرف، صحبت
- گذرش = انتقالی
- گُرده = (gordah) کلیّه
- گراماتیکه: دستور زبان
- گرسنه نشینی = اعتصاب غذا
- گزَک = (gazak) ساندویچ
- گشایَک = دربازکن
- گفت و شنید = مذاکرات
- گل چنبره = حلقۀ گل
- گمان بر = مظنون
- گنده = (gandah) فاسد
ل
- لَت = ضربه
- لت خوردن = مضروب شدن
- لهجوی: لهجهای
م
- ماشین بارکش خودریز = کامیون کمپرسی
- مانندی = شباهت
- مراسا = موافقت
- مربّع = کروشه
- مرکز گرمی = تأسیسات حرارت مرکزی
- مشق = رژه، مانور
- مغز = اصل
- منبر = تریبون
- محاکمه: بررسی
- مَدّه: چرک، چرکابه
- مصلحت: راهنمایی
- معنیداد: تعریف
- موقع: جایگاه
- میبرآید: به دست میآید
ن
- ناترسی= شجاعت
- ناخنک = گیومه
- نارسا = نقص
- ناشتا: صبحانه
- نَسک = عدس
- نشئه مند = معتاد
- نغز= عالی
- نُکس = (noks) نقص
- نوار = فیلم
- نوار بردار = فیلمبردار
- نواربرداری = فیلمبرداری
- نیاگان = نیاکان
- نیست کردن = منهدم
و
- واخوردن: برخورد کردن، ملاقات
- والا = عزیز
- وامخواه = طلب کار
- وزین = ثقیل
- وهم = وحشت
- ویران شدن = نقض
- واریانت: گونه
ه
- هدهه = عجله
- همدیگر بخشی = صلح و صفا، کنار گذاشتن جنگ و کدورت و خصومت، عفو عمومی
- همدیگری = متقابل
- همزاد = دوقلو
- همیان = جیب
- هَندله = طالبی
- هنگام = درکُل
- هوسکار = آماتور
- هیکل = (haykal) مجسّمه
ی
- یاور = معاون
- یَراق = سلاح
- یکجا شوی = تجمّع
- یکرَویی: لجبازی، یکدندگی
- یَنوَر (جنوری): ژانویه
منابع
شکوری، محمدجان، فرهنگ فارسی تاجیکی، ویرایش محسن شجاعی، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۸۴.