پوشاک لکی

لباس لکی (به لکی: پِرتال، دوِلِنگ، جِنِک) که آمیخته‌ای از آیین‌ها و آداب و رسوم مردم لک و همچنین بسته به قدرت اجتماعی، دارایی‌های اشخاص، گرایش‌های مذهبی، شرایط اقلیمی و به فراخور حالت شادی و غم گوناگون بوده است، همچنان‌که در ابیات چهل سرود و «هوره» و مور (مویه) نمایان می‌شود.[۱][۲][۳] بسیاری از انواع لباس‌ها و لوازم مورد استفاده در طی دوران دست‌خوش دگرگونی شده و برخی نیز به فراموشی سپرده‌اند. به فرمان رضاشاه، تغییراتی که در لباس ساکنان این خطه صورت گرفت یقه لباس مردان یا همان «ستره» از یقه ساده به یقه برگردان (بلیزر)، مشهور به «یقه تیری» در لرستان، تغییر داده شد و لباس زنان «کلنجه» بدون چاک دوخته می‌شد.

از نظر ظاهری لباس اقوام لک و لر و کردهای جنوبی بسیار به هم شباهت دارد و گاهی وقت‌ها با هم اشتباه گرفته می‌شود به‌ویژه در نوع زنانه آن بسیار رخ می‌نماید.

دو مادر عشایر با پوشش مردمان لک

لباس زنانه

کراس

کِراس یا (به فارسی: پیراهن) بر پایه پژوهش‌ها زنان، در دوران مادها پیراهن بلند چین داری می‌پوشیدند که در دوران پادشاهی پارسها نیز رایج بوده است. پوشش هخامنشیان نیز با اندکی تفاوت همان پوشش مادها است. با کمی تأمل در خصوصیات و چگونگی پوشاک مادها و هخامنشیان از روی نقوش به جا مانده از آن زمان به شباهت پوشش زنان بومی آنان برمی‌خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند با چینهایی در کمر است پیراهن محلی زنان لک زبان شباهت زیادی به این پوشش دارد، هرچند بلندای آن تا پشت پاهایشان می‌آید و بیشتر از آن را «زمین مال» می‌گفته‌اند.[۴]

عناصر شعری؛
پیراهن مخملی: معمولاً در مراسم جشن و شادی می‌پوشیدند.
پیراهن تریژ بالا: پیراهن زنانه‌ای که در قسمت بالاتنه در حلقه آستین پارچه ای به صورت مثلث به بالاتنه وصل می‌شد و به آستین می‌دوختند این کار سبب گشادی حلقه آستین پیراهن می‌شد در غیر این صورت حلقه آستین تنگ بود و زمان کار با مشکل مواجه می‌شدند.
کراس کرچ و نو کردیه سی ور

کراسم بریایه چنه قروشی
کراسیْ کردیهِ سر تا پا، لالٰه
کراسِت نازک، مخمل پووسه
کراست چیته چیت گل داره
کراست چیته، وَر نمه‌گری

کراس تریژ بالا: کراسه‌کی مهناز ژ هفتا رنگه
هوا برز بیهٔ کس نمه کی تو سر

خودا برسن پارچه فروشی
نه کُل، نه کوتاه نه زمین مالهَ
خوشاله یکی، و گردت دووسه
سیصد کشتیه‌سیْ، پونصد بیماره
دووسی من و تو، سَر نمه‌گری

اوساکِی کور بو بن بالٰی تنگه
ژیر کراس (ژیر جومه)
نگاره‌های از دو بانوی لک احتمالا در دهه ۵۰ خورشیدی
زیر پیراهن: زیرجامه یا ژیر کراس که جنس آن از شال یا از پارچه‌های پنبه ای است و آستین آن کوتاه و بلندی آن تا زیر زانو است. این تن‌پوش دارای یقه‌ای گرد و از جلوی گردن چاک می‌خورد. معمولاً دور تا دور گردن آن را با نوارهای رنگی نواردوزی می‌کنند.
کراست حریر ژیْر کراس تافتهلو چو پری گل تازه شکافته

کلنجه

کلنجه تن‌پوشی زنانه است که آستین ندارد[۵] معمولاً در زیر سرداری و روی پیراهن می‌پوشند و همانند کت معمولی جلو آن باز است در بسیاری از موارد با سکه‌های قدیمی رویه جلوی آن را سکه دوزی و تزیین می‌کنند.[۶] کلنجه را معمولاً از جنس مخمل‌های بدون طرح و به رنگ‌های سبز، مشکی و قرمز می‌دوزند.

سرداری مخمل کُلنجه زرین
کلنجت مخمل نوک بالی زرین
چوی کَل کَلما، ار نوم قی گرین (کل بز در باغ انجیر وحشی)
مری کوگی کین داته‌سو گرین

سرون

بانو قزی حسنوند خواهر مهرعلی خان حسنوند امیر منظم نمونه ای از پوشش زیبای زنان لک

سربند یا (به لکی: سرون) که دارای چند نوع می‌باشد از جمله، گلونی، لچک، کت هراتی، امیری و کلهر.

عناصر شعر؛
سنگه لا: سبک کج بستن سربند حاکی از موقعیت اجتماعی اقتصادی بالا یا غرور خانم‌هایی است که این گونه سربند بر سر می‌بندند.
هرگز وی خاصی سرون نوستی

یا همسات بیام، یا وه رَونِت( رونت=رونده و هم‌مسیرت)

ای هوارر هتین، توپْ گولَ دَمیْ
و بان سَرون، چَپِی گول بستی

یا گولی بیام ار قی سرونت

سرون سنگه لای پیاله چمی

گلونی

دختر لک با سربند لکی گلونی در نشریه «اخبار مصور لندن Illustrated London News» در سال ۱۹۳۲ (۹۳ سال پیش)

گلونی[۷] پارچه ابریشمی مخصوصی است که زنان به سر می‌بندند.[۸] این پارچه پشت گردن را هم می‌پوشاند؛ به گونه‌ای که دنباله آن بر پشت سر آویزان می‌شود و با روش‌های ویژه گره زده می‌شود.[۹] این سربند ابعاد مختلفی دارد، برخی از زنان چهار تخته گلونی را به هم می‌دوزند تا سربند بزرگتری به دست آید. بزرگی سربند متأثر از موقعیت اجتماعی و سن قرار می‌گیرد. این سربند معمولاً ترکیبی از رنگهای قرمز سفید و مشکی می‌باشد.

بچم تجارت و یاری علیارانت بــــارم دَسیْ گولونی

لچک

لچک پارچه‌ای مربع شکل است که زنان هر دو گوشه آن را بر روی هم اندازند و مثلث شود[۱۰] لچک بلند و جنس آن از پنبه است.[۱۱]

لچک نارنجی، گِری لا سَرون مَر شیرن بستوی، ژَ شهر ارمن

کت

کت چهار تخته پارچه ابریشمی ۱۱ متر است که آن را به صورت مربع به هم وصل می‌کنند. ترکیبی از رنگ‌های مشکی و جگری است که زنان لک زبان در زمان عزاداری به سر می‌بندند. گاهی یک کت و یک گلونی را به هم می‌دوزند تا سربند بزرگتری به دست آید کت ویژهٔ زنان میان سال یا مسن است. افزون بر سربند از آن به عنوان چارقد نیز استفاده می‌کنند و روی دوش می‌اندازند و در مراسم عزا شرکت می‌کنند[۱۲]

پنج گز فاق دیز کردیه سیه کراس کَت کرماشونی آشتیو شون راس

امیری

امیری نوعی سربند ابریشمی است در ابعاد ۲٫۵ × ۲٫۵ متر زمینه این سربند ترکیبی از رنگ‌های مشکی و جگری است و حاشیه آن خط‌های باریکی از رنگ‌های سبز جگری آبی و مشکی دارد سربند امیری را زنان میان سال و پیری می‌پوشند که موقعیت مالی و اجتماعی بالایی دارند.

سرت و سرون امیری پتیهاین و تیارک مونگ روژیتی

سرداری

سرداری مهم‌ترین لباس سنتی زنان لک است که بلندی آن مانند پالتو تا زیر زانوست و بر روی لباس‌های دیگر پوشیده می‌شود دلیل نام‌گذاری آن به سرداری این است که شبیه به لباس سرداران و بزرگان بوده است. جنس سرداری از مخمل‌های رنگی شاد است و آستین بلند دارد.[۱۳]

عناصر شعری: سرداری مخمل یا رنگ‌های جیق و شاد را مناسب دختران جوان و میان سال می‌داند.
دم دّر، دنو دّر، دّر اربان دّر(در=مروارید)

میمی تو پیرین گوپت قوپایه

سرداری مخمل تازه قیچی بر
سرداریه مخمل و تومنایه

لباس مردانه

بزرگان ایل لک زبان کاکاوند در سالهای دور
یارمحمدخان کرمانشاهی (سمت راست)، حسین خان نصرت المله (وسط)، حسین خان امیربرق (سمت چپ) در لباس رزمی عشایر لک کرمانشاه

ستره

ستره از لباس‌های سنتی مردانه و روپوشی با طرحی ساده و به رنگ‌های گوناگون است و بلندی آن تا ساق پا می‌باشد و جلوی آن باز بوده و در دو پهلو، جیب دارد و یقه برگردان است.

این لباس یادآور لباس کشتی یا کستی زرتشتیان است که در سن مخصوصی هر مرد زرتشتی باید طی مراسمی آن را بپوشد و شالی بر روی کمر ببندد. این شال پارچه‌ای سفید رنگ بلندی است که بر روی ستره به دور کمر بدون گره بسته می‌شود.[۴]

متن از مور درباره استفاده شخص مرده از ستره.
ای ستره و شاله کی کرد خلاتت

یاران کیِ دیه کُر، ویِ رنگینی

اِ سال نکیشیا منه میراتت
ستره لطیفی، شال اِ گلونی

شال

ستره و شال و کلاه نمدی نمونه ای از پوشاک مشترک بین مردان لک و لر

از بین پوشش مردان از شال کمر که بر روی ستره بسته می‌شود، در «مور» بسیار یاد شده است. این شال در اصل از جنس چلوار سفیدرنگ و پارچه‌ای بلند به طول ۹۶ متر و عرض ۶۰–۹۰ سانتی‌متر است که مردان آن را با شیوه‌ای ویژه بدون گره بر دور کمر می‌پیچند. گاهی بزرگان ایل و طایفه به جای شال سفید، سربند هراتی بر دور کمر می‌بندند که نوعی سربند ابریشمی زنانه است، به دور کمر بستن هراتی نشانگر شأن و منزلت والای اجتماعی پوشنده آن است. مردان شکارچی و تفنگ‌چیان نگهبان، قطار فشنگ (فانوسقه) را روی شال کمر می‌بندند.

اِ هوارر هتین قی و شال بسته

قیت و شال نوْن شالش ارزانه

هی که وَ میدان وراژ لیسک هوَر
ذهنم کور نکه رستم هر یسه

وَ هراتی بوْن هن بزرگانه

قِت وَ شال بوَس، دو قطار وَ سر

کُله‌بال

کُله‌بال پوششی از پشم گوسفند است که از سوی نمدمال درست می‌شود. کله بال تقریباً تا زانو بوده و آستین ندارد. این تن‌پوش نمدی را بیشتر، مردان عشایر هنگام کوچ می‌پوشند.

ا توو کُله‌باَلت بچر گُرانینوخوای بمری و نوجوانی

جوخا

چوخا یا چوغا نوعی بالاپوش مردانه از جنس پشم سفید طبیعی با راه راه‌های سیاه یا نیلی که به صورت عمودی یافته می‌شود. هر چه نخ نازک‌تر باشد، بافت چوغا زیباتر است. بلندی این تن‌پوش بدون آستین تا روی زانوست و روی شانه درزهای آن به هم بافته شده و سردوزی می‌شود لبه‌های جلو و دور آستین را حاشیه دوزی می‌کنند تا ضخیم‌تر باشد. در زیر این تن‌پوش پیراهن آستین دار می‌پوشند. ظریف‌ترین چوغا به اقتباس از نام دهکده‌ای در لرستان به نام «لیواس» و به سبب دوخت اهالی آن روستا معروف به «چوغا لیواسی» نام گرفته است.[۱۴] معمولاً بر روی چوغا، شالی هم به دور کمر می‌بندند. این شال پارچهٔ سفید و بلند است که چند بار به دور کمر می‌گردانند بدون اینکه گره بخورد. چوغا تا حدود ۲۰–۳۰ سال پیش رواج چشمگیری داشت؛ اما اندک اندک کم رنگ شد و در حال حاضر تنها عده کمی از مردان سال خورده و بزرگان ساکن روستاها از آن استفاده می‌کنند. چوغا دو نوع است؛ یکی بتیه یعنی چوغایی که از رنگ طلایی یا سفید بافته شود که بیشتر جوان ترها در مراسم‌های شادی می‌پوشند و دیگری (آبا) یا عباست که رنگ آن مشکی است و مردان سال خورده آن را در مراسم عزا می‌پوشند.[۱۵]

کلاو (کلاه)

کلاه یا (به لکی: کلاو)، که مردان لک چند نوع کلاه دارند که از پشم گوسفند شش‌ماهه با نام «وِرِنیْ» نمدمالی شده و درست می‌شود. هرچه این کلاه بلندتر باشد شکوه آن بیشتر است. بلندی این کلاه نمدی حدود ۲۸–۲۵ سانتی‌متر و به شکل یک نیم کره است. این کلاه، شباهت این کلاه مانند، کلاه داریوش بزرگ در نقوش تخت جمشید است.[۱۶] پایین کلاه نمدی جایی که بر پیشانی قرار دارد را دستمال کلاغی ریشه دار می‌بندند و ریشه‌های آن را در پیرامون سر و صورت آویزان می‌کنند.

مه اِ بالا دوس کلاوم لاره نه گوشمِو سرهنگ، نه اِو تیمساره

کلاو چرمی

نوعی کلاه نمدی سفید رنگ که هیچ درزی ندارد و در نوک کلگی کلاه، حدود پنج سانتی‌متر از آن را به هم می‌چسبانند. این نوع کلاه را کلاه منگنه دار هم می‌گویند.

کلاه «کویرک»

نوعی دیگر از کلاه مردان که از کرک بز «کویرک» و گوسفند نر جوان «ورن» درست می‌شود این کلاه را معمولاً شکارچیان و سوارکاران می‌پوشیدند و گاهی هم جوانان در جشن‌ها و مهمانی‌ها همراه با چوغا می‌پوشیدند.

فدای هراتی دورِ کویرکت بام چوار لِو اِور هَنگتیْ، نوا تیپت بام

کلاو اسبیْ

نوع دیگر کلاه نمدی مردان که از پشم بره «ورک» درست می‌شود. در نوک این کلاه که نقش حفاظتی در برابر عوامل طبیعی را دارد سوراخ‌های ریزی می‌گذارند به نام «دی‌ژنه» به معنی بادکش که گرمای سر را خارج می‌کند. این کلاه نمدی سفید رنگ به شکل نیم کره است.

بری تفنگ‌چی رشیانه بونهکُل کلاو اسبیْلْ برناو اَ شونه

شاوال

شلوار مردان لک، مشابه شلوار کردی است و دمپای آن تنگ است. در قسمت کمر این شلوار به‌جای کش نخ بافته شده‌ای قرار می‌گیرد که مردان آن را گره می‌زنند تا باز نشود. به شلوار مردان لک «سواره‌بر» نیز گفته می‌شود، چرا که برای سوار شدن بر اسب بسیار راحت بوده است. در قدیم مردان این شلوار را به‌هنگام جنگ و دیگر مراسم‌ها می‌پوشند.[۱۷] در عصر حاضر شلوار مردان لک، «شاوال جافی» گفته می‌شود که نوعی شلوار کردی می‌باشد و در میان اقشار مردم رواج دارد.

وصف پوشاک در ادبیات

مور

در ابیات تک بیتی‌های «مور» که بیشتر به توصیف پوشش مردان می‌پردازد گاهی به شباهت پوشش مردان لک زبان با پوشش دولت مردان حکومت ماد اشاره می‌شود.[۱۳] در بیت زیر از اهمیت شال کمر و آویزه‌های آن و همچنین خز حیوانات آمده است:

«کلپوس» نیم تنه‌ای که معمولاً رؤسای ایل هنگام شرکت در مراسم عزاداری بر تن داشتند یا درمی‌آوردند و بر روی دوش و پشت خود آویزان می‌کردند. «رؤسای ایل پوست یوزپلنگ، نگهبانان و محافظان پوست بز کوهی و مردم عادی پوست گوسفند می‌پوشیدند»
نهَ رَشمهَ کَمَر، نه پووس کَلٰپووس، کوولٰ کَمَر وَ بیْ شالٰ، شالٰ بیْ کَشکوولٰ
ابیاتی از نوشاد ابوالوفایی، شاعر دوران ملوک الطوایفی در منظومه «دار جنگه» در وصف پوششی مردانه از پوست بز کوهی.
هام‌دلان وختی، هام‌دلان وختی
چوی قیس پوشاویم، ژ کل‌پوس رختی
ژ روژان روژی، ژ وختان وختی
را کم کته پای، عالم درختی

زیورآلات در پوشش

پاوینک

تزیین دم‌پای شلوار زنانه که از پارچهٔ مخمل ضخیم و آستردوزی شده با عرض ۴ تا ۸ سانتی‌متر و طول دم‌پا شلوار دوخته می‌شود. آن را به دم‌پا می‌دوزند یا با دکمه پیوند می‌دهند. روی آن با منجوق، سکّه و مهره تزیین می‌شود.[۱۸]

ملینک یا ملوانک

ملینک یا گردن‌بند، انواع گوناگونی دارد. نوعی گردنبند لوله‌ای که کاربرد اعتقادی آن قرار دادن آیات قران بوده است. نوع دیگر آن، گل میخک است. به دلیل دارا بودن ویژگی پزشکی و خوشبو بودن، کاربرد داشته و رایج‌ترین گردن‌آویز بوده است.[۱۹]

لارزونه

نوعی سرآویز که به وسیله زنجیری دو قطعه فلز را با اشکال مختلف در دو طرف صورت در کنار گوش آویزان نگه می‌دارد که روی سربند قابل استفاده است. تزییناتی که کنار گوش قرار می‌گیرند از گوشواره‌های معمولی بسیار بزرگ‌تر و سنگین‌تر هستند. علت استفاده از چنین زیورآلاتی تمایل به نمود بیشتر فرد از نظر موقعیت اجتماعی بوده است.[۱۹]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. خان محمدی، محمدحسین؛ اکرم، سیابی (۱ مهر ۱۳۹۵). «جایگاه پوشش سنتی لک زبانان لرستان در تک بیتی‌های آنان». مجله نور. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰ دسامبر ۲۰۲۵.
  2. «جایگاه پوشش سنتی لک زبانان لرستان در تک بیتی‌های آنان». سیویلیکا. ۱۰ دی ۱۴۰۳.
  3. نوراحمدی، سهیلا (۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰). مطالعهٔ نشانه‌شناسی پوشاک اقوام لرستان در تبیین هویت فرهنگی. بایگانی‌شده از اصلی (پی‌دی‌اف) در ۳۰ آذر ۱۴۰۴.
  4. 1 2 زینی‌پور، مهدی (۱۹ مرداد ۱۳۹۳). «پوشش سنتی لک و لر». روزنامه کاسیت (نشریه کاسیت کنونی): ۹.
  5. دوستی، کرم (۱۳۹۲). مردم‌شناسی ادبیات لکی. سپهر ادب، خرم‌آباد. ص. ۹۹. شابک ۹۷۸۹۶۴۹۹۲۳۸۷۱.
  6. دوستی، کرم (۱۳۹۲). مردم‌شناسی ادبیات لکی. سپهر ادب، خرم‌آباد. ص. ۹۹. شابک ۹۷۸۹۶۴۹۹۲۳۸۷۱.
  7. میراث، صدای (۲۰۱۸-۰۹-۱۱). ««گُلونی» قوم لک چرا ثبت‌ملی شد؟ - صدای میراث». صدای میراث - پایگاه خبری تحلیلی صدای میراث دوم خردادماه 1397 فعالیت خود را در عرصه رسانه‌ای کشور آغاز کرد. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۲۱.
  8. پارسا، بهجت الله (دی ۱۳۸۸). لرستان در باستان و امروز. شاپور خواست. ص. ۵۵. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۵۶۷۳-۰۳-۶.
  9. بیرانوند، میثم (شهریور ۱۳۹۰). شناخت لرستان و شهرهای آن. اردیبهشت جانان. ص. ۴۵.
  10. «تاریخچه پوشش سر در ایران». نشر مدیر، تهران. ۱۳۷۴. ص. ۱۷.
  11. بومیان دره مهرگان. ۱۳۷۹. ص. ۱۱۵.
  12. عسکری عالم، علی‌مردان (۱۳۸۷). فرهنگ عامهٔ لرستان. ج. دوم. ص. ۲۷.
  13. 1 2 دوستی، کرم (۱۳۹۲). مردم‌شناسی ادبیات لکی. سپهر ادب، خرم‌آباد. ص. ۹۹. شابک ۹۷۸۹۶۴۹۹۲۳۸۷۱.
  14. متین، پیمان (۱۳۸۲). پوشاک در ایران زمین. ص. ۳۵۷.
  15. رحیمی عثمانوندی، رستم (۱۳۷۹). بومیان دره مهرگان. ص. ۱۱۶.
  16. پهلوانی، لیلا (۱۳۹۲). مستندنگاری البسه محلی لرستان. اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی استان لرستان: معاونت صنایع دستی.
  17. آرین پور، افسانه (۱۴۰۰). «بررسی هویت فرهنگی قوم لر و قوم لک با تکیه بر پوشاک». پایگاه داده‌های علمی ایران (گنج).
  18. لباس لرهای فیلی در استانهای لرستان، ایلام و کرمانشاه. قم: نشر مطیع. ۱۳۹۳. ص. ۵۱.
  19. 1 2 رضی، مهدی (۱۳۹۲). مستندنگاری زیورآلات سنّتی استان لرستان، اداره کلّ میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری استان لرستان. ص. ۳۳.