لیبرالیسم مدرن در ایالات متحده آمریکا
لیبرالیسم مدرن، که اغلب به سادگی به آن لیبرالیسم اطلاق میشود، نسخه چیره لیبرالیسم در ایالات متحده است. این ایدئولوژی بیشتر مترادف با ایدئولوژی است که به عنوان لیبرالیسم اجتماعی در بسیاری از نقاط جهان شناخته میشود، اما به عنوان ترکیب کننده عناصری از لیبرالیسم فرهنگی، ترقیخواهی، آزادی مدنی و برابری اجتماعی با حمایت از عدالت اجتماعی و اقتصاد مختلط هم شناخته میشود. لیبرالیسم مدرن، شاخه غالب لیبرالیسم در ایالات متحده است و آن را در کنار محافظهکاری به یکی از دو ایدئولوژی سیاسی اصلی در ایالات متحده تبدیل میکند. به گفته فیلسوف آمریکایی، ین آدامز، همه احزاب اصلی آمریکایی «لیبرال هستند و همیشه بودهاند. اساساً آنها از لیبرالیسم کلاسیک حمایت میکنند، که نوعی قانون اساسی خواهی دموکراتیزه شده ویگی به علاوه بازار آزاد است. نقطه تفاوت، بر سر نفوذ لیبرالیسم اجتماعی است.»
از نظر اقتصادی، لیبرالیسم مدرن نقشی را برای دولت میپذیرد که در برابر شکستهای بازار محافظت کند، از رقابت حمایت کند، از انحصار شرکتها جلوگیری کند و از حقوق کارگران حمایت کند.[۱] سیاست مالی آن از بودجه کافی برای یک شبکه امنیت اجتماعی حمایت میکند، در حالی که همزمان سیاستهای اصلاح مالیاتی متناسب با درآمد را برای کاهش کسری بودجه ترویج میدهد. این ایدئولوژی خواستار مشارکت فعال دولت در سایر امور اجتماعی و اقتصادی مانند کاهش نابرابری اقتصادی، گسترش دسترسی به آموزش و مراقبتهای سلامت و حفاظت از محیط زیست طبیعی مشترک است.[۲] لیبرالیسم مدرن در قرن بیستم در پاسخ به رکود بزرگ شکل گرفت. نمونههای اصلی برنامههای سیاست لیبرال مدرن شامل نیو دیل، فر دیل، نیو فرانتیر، جامعه بزرگ، لایحه مراقبت مقرون به صرفه و طرح «بازسازی بهتر» است.
در نیمه اول قرن بیستم، هر دو حزب اصلی آمریکا، جناحهای محافظهکار و لیبرال تأثیرگذاری داشتند. جمهوریخواهان محافظهکار شمالی و دموکراتهای جنوب، ائتلاف محافظهکاران را تشکیل دادند که از سال ۱۹۳۷ تا زمان دولت جانسون بر کنگره ایالات متحده تسلط داشتند. از دوران رکود بزرگ، دموکراتهای شمالی بهطور فزایندهای از حقوق مدنی و نیروی کار سازمانیافته حمایت میکردند، در حالی که رأیدهندگان و سیاستمداران در جنوب سابقاً یکپارچه، از درون حزب دموکرات با آنها مخالفت میکردند. پس از تصویب قانون حقوق مدنی سال ۱۹۶۴، دموکراتهای محافظهکار شروع به خروج از حزب کردند و در سال ۱۹۶۸ از ریچارد نیکسون، نامزد جمهوریخواه، حمایت کردند تا دهه ۱۹۷۰، حزب دموکرات عمدتاً لیبرال و حزب جمهوریخواه عمدتاً محافظهکار شد.[۳]
در قرن بیست و یکم، مناطق شهری لیبرالتر و مناطق روستایی محافظهکارتر شدهاند.[۴][۵] از انتخابات سال ۲۰۰۰، آبی و قرمز به ترتیب رنگ حزب دموکراتها و جمهوریخواهان بودهاند؛ این در تضاد با استفاده تاریخی از قرمز برای نمایندگی سوسیالیسم و کمونیسم است، مثلاً «ترس سرخ».[۶]
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ Zieger, Robert H. (1993). Orren, Karen (ed.). "How Organized Labor Created Modern Liberalism". Reviews in American History. 21 (1): 111–115. doi:10.2307/2702959. ISSN 0048-7511. JSTOR 2702959.
- ↑ "The 2016 Democratic Platform". Democratic National Committee. Archived from the original on September 27, 2018. Retrieved September 26, 2018.
- ↑ Gelman, Andrew (2013-11-08). "The Twentieth-Century Reversal: How Did the Republican States Switch to the Democrats and Vice Versa?". Statistics and Public Policy. 1 (1): 1–5. doi:10.1080/2330443x.2013.856147. ISSN 2330-443X.
- ↑ Graham, David A. (February 2, 2017). "Red State, Blue City". Theatlantic.com. Retrieved October 4, 2018.
- ↑ "Similarities and differences between urban, suburban and rural communities in America". Pewsocialtrends.org. May 22, 2018. Retrieved October 4, 2018.
- ↑ Mokalla, Matteen (2016-09-15). "Why red means Republican and blue means Democrat". Vox (به انگلیسی). Retrieved 2022-11-28.