محمدحسن الامین

محمدحسن الامین
محمد حسن الأمين
محمدحسن الامین، سخنرانی در یکی از سمینارهای فکری، ۲۰۱۲
زادهٔنوامبر ۱۹۴۶
درگذشت۱۰ آوریل ۲۰۲۱ (۷۴ سال)
ملیتلبنانی
پیشه(ها)فقیه جعفری، قاضی شرعی، شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده
سال‌های فعالیت۱۹۶۳–۲۰۲۱

سید محمدحسن الامین (نوامبر ۱۹۴۶ – ۱۰ آوریل ۲۰۲۱) فقیه جعفری و اندیشمند مسلمان لبنانی بود. او از خانواده‌ای برجستهٔ دینی، آل امین برآمد. مجموعه‌ای از افکار نوگرایانه را مطرح کرد که از فرهنگ سیاسی رایج اسلامی بیرون بود، او از طرفداران دولت مدنی و خواهان جدایی دین از دولت، سکولاریسم، بود. در سال‌های ۱۹۶۰–۱۹۷۲ به تحصیلات دینی خود در نجف ادامه داد و پس از آن به لبنان بازگشت و تا سال ۱۹۷۵ در زادگاهش شقراء اقامت داشت. در همان سال وارد دستگاه قضایی شرعی جعفری شد و به‌عنوان قاضی در شهر صور منصوب گردید. در سال ۱۹۷۷ به شهر صیدا منتقل شد و تا سال ۱۹۹۷ ریاست دادگاه آن را بر عهده داشت، تا آن‌که به دیوان عالی کشور به‌عنوان مشاور منتقل گردید. تجربهٔ قضایی او متمایز بود، چرا که در آن دوران با رویکرد معاصر به دین و احکام فقهی نگاه می‌کرد. او به عنوان شخصیتی برجسته در عرصه‌های قضایی، فرهنگی و سیاسی لبنان به مواضع معتدل خود شناخته شده بود و نقش مهمی در تقویت وحدت ملی و معرفی دیدگاه‌های نوین دینی و فکری ایفا کرد. آرای او که با دیدگاه‌های حزب‌الله و جنبش امل، مغایرت داشت، به‌ویژه در سال ۲۰۰۵ پس از ترور نخست‌وزیر رفیق الحریری به‌وضوح نمایان شد، و پس از آن او به مواضع حمایتی خود از انقلاب‌های عربی، از جمله انقلاب سوریه، شناخته شد. امین همچنین در عرصهٔ شعر نیز حضور پررنگی داشت، با این حال، هرگز دیوانی کامل منتشر نکرد و اشعارش را جمع‌آوری نکرد. او به سن ۷۴ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری کرونا درگذشت.[۱][۲][۳]

زندگی و پیشه

سال‌های اولیه

محمدحسن الامین در نوامبر سال ۱۹۴۶ در روستای شقراء از توابع شهرستان بنت جبیل، استان نبطیه زاده شد. پدرش علی‌مهدی امین بود و از خانواده‌ای دینی و ریشه‌دار در جبل عامل برمی‌آمد، خانواده‌ای که با سید محسن امین، صاحب کتاب رسالة التنزیه آغاز می‌شود.[۱] او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در زادگاهش به پایان رساند و هم‌زمان، نزد پدرش علوم زبان، نحو، صرف و منطق را فرا گرفت.[۱][۳]

تحصیل او به‌طور روزانه تحت نظر پدرش بود. به‌عنوان مثال، در ایام تعطیلات، آموزش به مدت ۳ یا ۴ ساعت ادامه می‌یافت و حتی در هنگام صرف غذا از او می‌خواست تا اِعراب یک بیت شعر یا جملهٔ خاصی را بیان کند. پدرش همچنین بر حضورش در جلساتی که در دیوان او برگزار می‌شد، تأکید داشت. در این جلسات برخی از ادیبان، فقیهان و کسانی که به ادب علاقه‌مند بودند، آثار خود را می‌خواندند.[۳] امین از سن ۷ سالگی و در طول تحصیل ابتدایی و متوسطه، تحت نظر پدرش به دنبال مطالعات حوزوی، به‌ویژه در نحو، صرف، منطق و حفظ تعدادی از قصاید و اشعار مختلف بود. پدرش علاوه بر اینکه فقیهی بزرگ و مجتهدی معروف بود، در زبان عربی، نحو و ادب عربی نیز بسیار متخصص بود. محمدحسن امین امین در این باره گفته است: «او طبق حدیث پیامبر (ص) در خصوص تربیت فرزندان عمل می‌کرد که فرموده بودند: «آن‌ها را هفت سال رها کنید، هفت سال به آن‌ها آموزش دهید، و هفت سال با آن‌ها همراهی کنید.» من خوشبختانه توانستم در دو مرحلهٔ اول و دوم آموزش در کنار او زندگی کنم. او در سن ۱۴ سالگی‌ام درگذشت، و این پایان دوران آموزشی من بود. پس از آن به نجف رفتم و در آنجا توانستم به سرعت مسائل نحو، بلاغه و کمی هم فقه را که از پدر آموخته بودم، به خوبی فرا بگیرم. همچنین از سن ۷ سالگی آیات زیادی از قرآن کریم را حفظ کرده بودم.»[۳]

تحصیلات در نجف

امین در سال ۱۹۶۰ به نجف، پادشاهی عراق رفت و وارد دانشکدهٔ فقه آن شد و در سال ۱۹۶۷ از آن فارغ‌التحصیل گردید.[۲] از جمله اساتید برجست ی حوزوی او: محمدتقی حکیم، محمدتقی ایروانی، عبدالمهدی مطر، محمدتقی جوهری که مکاسب را از او آموخت و محمدحسین حکیم که رسائل را از او فرا گرفت. در دانشکده فقه نجف که تحصیلات آکادمیک گذراند، از اساتید گوناگونی فراگرفت، از جمله: حاتم کعبی در جامعه‌شناسی، عبدالرزاق محی‌الدین، مدنی صالح، محمد شمشاد عالم هندی و محمدرضا مظفر، که مؤسس دانشکده فقه بود. همچنین مدتی کوتاه تحت نظر ابوالقاسم خویی در مرحلهٔ بحث خارج در اصول فقه تحصیل کرد. مدتی محدود نزد محمدباقر صدر درس گرفت، ولی ارتباط دائمی با او داشت. دیدارهایش با او مکرر بود و رابطه‌ای شخصی میانشان شکل گرفت. الامین بیان کرده است که صدر به دانشجویانی که «دارای آرمان‌های فکری و فرهنگی خارج از الگوی سنتی حوزه بودند»، علاقه‌مند بود.[۳]

الامین از زمان مهاجرت خود به نجف با محمدرضا مظفر ارتباط داشت که همسایهٔ پدرش در مدرسهٔ عاملیهٔ در نجف بود. زمانی که خواست وارد دانشکدهٔ فقه شود، شرط سنی‌اش با قانون ورود مغایرت داشت چون هنوز به ۱۸ سال نرسیده بود؛ در آن زمان، مظفر مسئولیت این موضوع را بر عهده گرفت و او را حمایت کرد. در طول دوران تحصیل در دانشکده، همیشه تحت حمایت و حسن ظن مظفر قرار داشت. مظفر، او را به فلسفه علاقه‌مند ساخت که بعدها در این رشته به تسلط نسبی دست یافت. در سال ۱۹۶۷، پایان‌نامه‌اش در دورهٔ دانشگاهی با عنوان «فلسفه وجودی» بود که در آن زمان برای بسیاری تعجب‌آور بود، زیرا برخی اگزیستانسیالیسم را به عنوان دعوت به انحطاط و الحاد می‌دانستند.[۳]

در طول سال‌های تحصیلش در نجف (۱۹۶۰–۱۹۷۲) تنها سه بار در تعطیلات تابستانی به لبنان سفر کرد. فضای نجف در در دههٔ ۱۹۶۰، شعری و ادبی بود و الامین از سنین جوانی شروع به انتشار شعرهایش در مجلات مختلف کرد. با وجود تحصیلات دینی، از سنین جوانی به فرهنگ عمومی و ادب توجه داشت. در سال ۱۹۶۳ در مجلهٔ کلمه و عبقر در نجف شعر منتشر کرد و در سال ۱۹۶۸ نیز در مجلهٔ العرفان آثارش به چاپ رسید. علاوه بر این، در انتشار مجلة النجف با هانی فحص و عبدالهادی حکیم همکاری داشت. این مجله از طرف دانشکدهٔ فقه منتشر می‌شد و آثار اساتید و برخی از دانشجویان را شامل می‌شد. او و هانی فحص بخش عمده‌ای از مجله را ویراستاری می‌کردند. علاوه بر این، مقالاتی ادبی و نقدی نیز در روزنامه‌های عراقی و لبنانی، از جمله العرفان و الادیب منتشر کرد.[۳] اولین شعر او در مجلّهٔ العرفان با عنوان «رمضان» در اوایل سال ۱۹۶۲ منتشر شد. همچنین در کفنرانس ادیبان عرب که در سال ۱۹۶۹ در بغداد و نجف برگزار شد، با شعری شرکت کرد. این شعر در نجف به عنوان «قصیده مهرجان» شناخته شد و یکی از مهم‌ترین آثار آن رویداد بود. در این رویداد، شاعران عراقی و مصری حضور داشتند و بسیاری از آنها تعجب کردند که یک عالِم دینی معمّم بتواند شعری با مضمون غزل بسراید. در نجف، علاوه بر شاعری، به نقد ادبی و نقد اندیشهٔ دینی اسلامی نیز روی آورد.[۳]

قضاوت شرعی و فعالیت‌های سیاسی

محمدحسن امین پس از پایان تحصیلاتش در نجف در سال ۱۹۷۳ به لبنان بازگشت و در همان سال برای قضاوت شرعی درخواست داد و در آزمون آن قبول شد. در ابتدا در رتبه اول قرار گرفت، اما به دلیل شرایط خاص، این آزمون لغو شد و دوباره در سال ۱۹۷۴ آزمون تکرار شد که در آن نیز موفق شد و به عنوان قاضی شرعی منصوب شد.[۳] او یکی از مهم‌ترین مسائلی که «همیشه در فکر و احساسات» او باقی مانده بود، مسئلهٔ فلسطین نامید، به ویژه در دههٔ ۱۹۷۰. الامین در جنبش مقاومت فلسطینی مشارکت داشت. در نوشتن مقالات و تحقیقاتی در زمینهٔ نظریات مقاومت فعالیت کرد که در مراکز مطالعات فلسطینی منتشر می‌شد. در سال ۱۹۷۳ رابطهٔ نزدیکی با موسی صدر برقرار کرد. او هر هفته با صدر در مدرسهٔ صور که برای دانشجویان علوم دینی تأسیس کرده بود، دیدار می‌کرد و صدر نیز چندین بار به منزل امین در شقراء رفت. در سال ۱۹۷۵ امین که برای عضویت در مجلس اعلای شیعیان لبنان درخواستی نداده بود، به دلیل اصرار موسی صدر، به این شورا انتخاب شد و این رابطه تا زمان غیبت صدر در ۱۹۷۸ ادامه داشت.[۳]

در صیدا، محمد حسن امین در برابر اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل در سال ۱۹۸۲ در پی جنگ ۱۹۸۲ لبنان ایستادگی کرد و از ارتباط نزدیکی که با جنبش فتح و گروه‌های فلسطینی در جنوب داشت، بهره برد تا آن‌ها را در کنار مقاومت ملی لبنان فعال کند. خانه‌اش به محلی برای گردهمایی مقاومتگران و فعالان از تمامی گروه‌های ملی و اسلامی تبدیل شد.[۲] راغب حرب و عبداللطیف امین گاهی به خاطر فرار از تعقیب‌های اطلاعاتی اسرائیل در خانهٔ او پناه می‌بردند. در ژوئیهٔ ۱۹۸۴، نیروهای اسرائیلی به خانهٔ امین حمله کردند و او را دستگیر کردند و سپس به بیروت تبعید کردند. از آن زمان، مبارزه‌اش به جنبه‌های سیاسی و تبلیغی علیه اشغالگران و ابزارهای آنان کشیده شد.[۲] پس از دستگیری، به مدت دو روز در منزل محمدحسین فضل‌الله در بیروت ماندگار شد و پس از آن به منزل یکی از نزدیکانش منتقل شد. در طول این مدت، همواره در تماس با فضل‌الله بود. پس از آن به مدت یک سال در بیروت زندگی کرد. در بیروت، در مبارزه با اشغالگری اسرائیل و حمایت از مقاومت فلسطین نقش فعال‌تری یافت. به بسیاری از منابر سیاسی و علمی دعوت شد و در سخنرانی‌هایی دربارهٔ خطرات اشغالگری و ضرورت وحدت ملی مشارکت داشت.[۳]

زمانی که اسرائیل در سال ۱۹۸۵ از شهر صیدا عقب‌نشینی کرد، امین به خانه‌اش بازگشت و با استقبال عمومی مواجه شد. در صیدا، او به کار در دستگاه قضاوت شرعی جعفری ادامه داد و در عین حال، فعالیت‌های مبارزاتی خود را پی گرفت.[۲] امین که در این روزگار با لقب «علامه» شهرت یافت، در مناطق مختلف لبنان و بعدها در برخی از پایتخت‌های عربی و جهانی، سخنرانی‌های خود را ایراد می‌کرد.[۲]

اندیشه و دیدگاه‌ها

محمدحسن امین او در زمینه‌های گوناگونی چون انقلاب‌های عربی و ایران، مسئلهٔ سکولاریسم، دولت مدنی، وضعیت شیعیان لبنان و ازدواج مدنی، دیدگاه‌ها و مواضعی بحث‌برانگیز و نقادانه ارائه کرد. او از چهره‌های دینی شیعه‌ای بود که با الگوی فرهنگی ایرانی هم‌سو نبود، هرچند در آغاز از انقلاب ایران حمایت می‌کرد و در دوران اقامت در نجف، آیت‌الله خمینی را می‌شناخت. در برهه‌ای نیز به‌عنوان هماهنگ‌کنندهٔ ارتباط میان یاسر عرفات و روح‌الله خمینی برای حمایت از مسئلهٔ فلسطین برگزیده شد. در دههٔ ۱۹۸۰ چند بار به تهران سفر کرد، با شخصیت‌های ایرانی دیدار داشت و حتی شعری در مدح انقلاب ایراد کرد.[۳]

از نظر فکری، امین به جریان موسوم به «سکولاریسم مؤمن» وابسته بود؛ جریانی که با اندیشه‌های هانی فحص نیز هم‌سو است. سخنان و دیدگاه‌های او بسیاری از نخبگان شیعیِ چپ‌گرا و مدنی را به خود جذب کرد. او بر این باور بود که: «هنگامی که به مفهوم سکولاریسم (به عربی: العِلمانية) می‌پردازیم، درمی‌یابیم که این واژه در ذهن بسیاری – نه لزوماً دانشمندان و متفکران بزرگ، بلکه در میان کسانی که با علوم انسانی و مفاهیم فلسفی سر و کار دارند – به‌درستی شناخته نشده است. برخی آن را از ریشهٔ عِلم دانسته و آن را عِلمانیه با کسرهٔ عین تلفظ می‌کنند، در حالی که در اصل از واژهٔ عالَم (دنیا) مشتق شده است، نه از علم.» او در تبیین منشأ تاریخی سکولاریسم چنین می‌گوید: «این گرایش از دلِ نزاع میان کلیسا و کسانی که خواستار رهایی از سلطهٔ آن بودند، در روندی تاریخی زاده شد که رنسانس غربی اروپا آن را تجربه کرد؛ دورانی که کلیسا سلطه‌ای فراگیر داشت، چه از نظر قدرت سیاسی، چه از نظر تفسیر دینیِ پدیده‌های طبیعی و اجتماعی.» امین در نتیجه‌گیری می‌گوید: «سکولاریسم چیزی جز همین معنا نیست و هیچ ارتباطی با ایمان یا الحاد ندارد. طرفداران سکولاریسم الزاماً بی‌دین نیستند. در واقع، بیشتر کشورهایی که نظام سکولار را پذیرفته‌اند، هرگز مردم خود را به پذیرش عقیدهٔ الحاد وادار نکرده‌اند. پدیدهٔ الحاد از سرچشمه‌های ایدئولوژیک دیگری برخاسته است، چنان‌که در کشورهای کمونیستی مشاهده می‌شود.»[۳]

امین در گفت‌وگویی دیگر بر این باور بود که میان دو اصطلاح «دولت مدنی» و «دولت سکولار» تفاوتی وجود ندارد. او از کسانی که در کشوری مانند لبنان با مفهوم دولت سکولار مخالفت می‌کنند، اظهار شگفتی کرد و گفت: «نظام سیاسی لبنان اساساً نظامی سکولار است، زیرا منابع قانون‌گذاری در آن بر پایهٔ هیچ دین یا شریعت مذهبی بنا نشده است. تنها راه برای آن‌که لبنان به‌معنای واقعی کلمه دولتی مدنی یا سکولار شود، کنار گذاشتن نظام سهمیه‌بندی و تقسیم مسئولیت‌ها بر اساس طایفه است. مشکل ما با دین نیست، بلکه با طایفه‌گرایی سیاسی است.» او توضیح داد که: «دولت مدنی یا آنچه من آن را سکولاریسم مؤمن می‌نامم، در حقیقت برای حفظ حق دینداری است، نه لزوماً برای حمایت از بی‌دینان، چنان‌که برخی می‌پندارند.» دربارهٔ ازدواج مدنی نیز امین تأکید کرد که: «ازدواج در اسلام، در اصل ازدواجی مدنی است؛ یعنی نیازی به چیزی شبیه سرّ مذهبی یا تقدس کلیسایی ندارد، بلکه همانند سایر قراردادهای مدنی میان مردم است که طرفین را به شروط و مفاد آن متعهد می‌سازد.»[۳]

پس از ترور رفیق حریری در ۱۴ فوریهٔ ۲۰۰۵، امین کوشید تا جریان شیعی متفاوتی از دوگانهٔ سنتی شیعیان لبنان (حزب‌الله و جنبش امل) پدیدآورد. او پایه‌گذار تجمعی به نام «نشست شیعیان لبنان» بود؛ محفلی که مجموعه‌ای از شخصیت‌های متنوع شیعی را در بر می‌گرفت. اما ائتلاف چهارگانه میان حزب‌الله، جریان المستقبل، جنبش امل و حزب سوسیالیست ترقی‌خواه، این تجربه را ناکام گذاشت و پیامدهای منفی آن بر امین و نزدیکانش سنگینی کرد؛ تا آنجا که برخی از اعضای آن گروه بعدها به صفوف «محور مقاومت» پیوستند.[۳]

امین مدتی از فعالیت سیاسی کناره گرفت، ولی گه‌گاه در موضوعات فکری، به‌ویژه دربارهٔ سکولاریسم و فرهنگ عمومی، اظهار نظر می‌کرد. از آنجا که دیدگاه‌ها و منش فکری‌اش با فرهنگ حزب‌الله سازگار نبود، رسانه‌های وابسته به محور مقاومت او را به تمسخر و اتهام، «شیعهٔ وهابی» یعنی وابسته به عربستان سعودی می‌نامیدند.[۳] او از انقلاب‌های بهار عربی حمایت کرد و همراه با هانی فحص در میدان‌ها حضور یافت. اما پس از درگذشت فحص در سال ۲۰۱۴، خود را تنها یافت و در سوگ او شعری سرود که بر سنگ مزارش نقش بست.[۳] امین و فحص بیانیه‌ای دربارهٔ انقلاب سوریه صادر کردند که در آن آمده بود: «بی‌آن‌که میان ظالمی و ظالمی دیگر، یا مستبدی و مستبدی دیگر، یا ملتی و ملتی تفاوت نهیم، از مردم خود می‌خواهیم که با وجدان خویش در تأیید خیزش‌های عربی هم‌نوا باشند، با اطمینان به درستی آن‌ها و با نگرانیِ برادرانه و خردمندانه نسبت به سرنوشتشان… به‌ویژه در مورد خیزش برحق ملت سوریه.» امین در سخنان خود نیز می‌گفت: «من آنچه را ائتلاف اقلیت‌ها علیه اکثریت سنی می‌نامند، مردود می‌دانم؛ من سنی‌ام همان‌گونه که شیعه‌ام.» او همچنین تصریح می‌کرد: «تجربهٔ ولایت فقیه نه برای ایرانیان و نه برای مسلمانان هیچ دستاوردی نداشته است.» و در جای دیگر افزود: «وابستگی به نظام اسد یا به حکومت ایران، هیچ پیوندی با عقیدهٔ شیعه ندارد.»[۳]

زندگی شخصی

محمدحسن امین در سن ۱۷ سالگی، سه سال پس از ورودش به نجف، ازدواج کرد، امری که آن هنگام در میان طلاب حوزوی نجف رایج بود.[۳]

درگذشت

سید محمد حسن امین بر اثر ابتلا به بیماری کرونا در شب ۲۲ مارس ۲۰۲۱، به بیمارستان دَلّاعة در صیدا منتقل شد تا درمان خود را دریافت کند، او نیاز به درمان ویژه و دستگاه‌های تنفس ضروری پیدا کرد.[۴] سرانجام در عصر ۱۰ آوریل ۲۰۲۱ در سن ۷۴ سالگی درگذشت.[۲]نخست‌وزیر سعد الحریری در حساب کاربری خود در توییتر دربارهٔ ی او نوشت: «با درگذشت علامه سید محمد حسن الامین، عقل روشنی از میان می‌رود که تمام عمر خود را وقف وحدت مسلمانان و خیر مردم لبنان کرد.» رئیس مجلس علمای شیعه عبدالامیر قبلان او را «فقید علم و دانشمندان، متفکر اسلامی و ادیبی که بیشتر عمر خود را در خدمت دین و جامعه و تبلیغ احکام شرعی و حمایت از مسائل حقه ملت‌های مستضعف سپری کرد» توصیف کرد. همچنین، مفتی جعفری احمد قبلان دربارهٔ او اظهار داشت: «او زندگی خود را میان فکر، قضاوت، مسائل دینی، ملی و وحدت‌طلبی گذراند و ردپای خود را در مباحث و مسائل گفت‌وگوهای فکری دینی و انسانی بر جای گذاشت.»[۵] مراسم تشییع جنازهٔ او در زادگاهش، شقراء، در ۱۱ آوریل برگزار شد. در این مراسم، علی‌رغم درخواست خانواده برای احتیاط در برابر بیماری همه‌گیر کرونا، صدها نفر از مناطق مختلف لبنان حضور داشتند. این افراد شامل علما، شخصیت‌های اجتماعی، سیاسی، حزبی، شهرداری و اعضای شوراهای محلی بودند.[۶]

آثار

از جمله کتاب‌های وی:

  • الاجتماع العربي الإسلامي [جامعه‌شناسی عربی ـ اسلامی]
  • نقد العلمنة والفكر الديني [نقد سکولاریسم و اندیشه ی دینی]
  • بين القومية والإسلام [میان ملی‌گرایی و اسلام]
  • الإسلام والديموقراطية [اسلام و دموکراسی]
  • مساهمات في النقد العربي [جستارهایی در نقد اندیشه عربی]
  • وضع المرأة الحقوقي بين الثابت والمتغير [وضعیت حقوقی زن میان ثوابت و متغیرات]
  • حقوق وواجبات المرأة المسلمة في لبنان [حقوق و وظایف زن مسلمان در لبنان] با همکاری دیگران
  • الإمام محمد باقر الصدر، سمو الذات وخلود العطاء [امام محمدباقر صدر: والایی شخصیت و جاودانگی بخشش]

منابع

  1. 1 2 3 «رحیل العلاّمة محمد حسن الأمین… العاملی المناصر للثورات». almodon.com (به عربی). المدن. ۱۱ آوریل ۲۰۲۱. بایگانی‌شده از اصلی در ۳ نوامبر ۲۰۲۴.
  2. 1 2 3 4 5 6 7 «العلامة السید محمد حسن الأمین فی ذمة الله.. بعد 6 عقود زاخرة بالدین والعلم والادب والفلسفة». janoubia.com (به عربی). جنوبیه. ۱۰ آوریل ۲۰۲۱. بایگانی‌شده از اصلی در ۳ نوامبر ۲۰۲۴.
  3. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 «حیاة وذکریات العلاّمة السید محمد حسن الأمین». janoubia.com (به عربی). جنوبیه. ۲۰ ژوئن ۲۰۱۸. بایگانی‌شده از اصلی در ۳ نوامبر ۲۰۲۴.
  4. "لبنان.. كورونا يغيّب السيّد محمد حسن الأمين". الوطن. 11 آوریل 2021.
  5. "رحيل العلامة محمد حسن الأمين... رجل الاعتدال السياسي والديني". aawsat.com.
  6. d, ali (12 آوریل 2021). "تشييع حاشد للعلامة الأمين في شقرا..ومواقف تؤكد على خطه الوحدوي والوطني".