معماری گورکانی نو

ساختمان‌های دادگاه عالی مدرس نمونه‌ای بارز از معماری گورکانی نو هستند که توسط جی. دابلیو. براسینگتون تحت راهنمایی معمار بریتانیایی هنری اروین در سال ۱۸۹۲ طراحی شدند.
کاخ یادبود ویکتوریا در کلکته، دارای ظرایف بسیار نامحسوس هندو-ساراسنی، مانند چتری‌های گوشه است؛ در کلان‌شهری از دوره راج که کمترین تأثیر را از این سبک پذیرفته است.
پایانه چاتراپاتی شیواجی (پایانه ویکتوریا پیشین) در بمبئی، ۸۸–۱۸۷۸. ترکیبی از عناصر معماری رمانسک، گوتیک و هندی.
بلوک شمالی از ساختمان‌های دبیرخانه در دهلی نو، طراحی‌شده توسط هربرت بیکر.

اصطلاح معماری گورکانی نو یا معماری هندی-ساراسنی (انگلیسی: Indo-Saracenic architecture)معمولاً به سبکی از معماری گفته می‌شود که در اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم، در دوران استعمار بریتانیا در شبه‌قارهٔ هند شکل گرفت. برای این اصطلاح، به‌درستی می‌توان از تعبیر «معماری گورکانی نو» استفاده کرد، چون این سبک آگاهانه به میراث معماری گورکانیان هند تکیه دارد، اما آن را در قالبی تازه و متناسب با نیازها و ذوق دوران استعماری بازسازی می‌کند.

معماری گورکانی نو در اصل تلاشی بود برای آشتی دادن دو جهان متفاوت. از یک‌سو، معماران بریتانیایی می‌خواستند بناهایی بسازند که کارکردهای امروزی و اداریِ حکومت استعماری را برآورده کند، مانند ایستگاه راه‌آهن، دادگستری، دانشگاه، شهرداری و موزه. از سوی دیگر، آن‌ها به‌خوبی می‌دانستند که معماری کاملاً اروپایی در فضای فرهنگی هند بیگانه به نظر می‌رسد. نتیجه، سبکی شد که عناصر شاخص معماری گورکانی و اسلامی هند را با فنون و سازمان‌دهی فضایی معماری اروپایی، به‌ویژه نئوکلاسیک و ویکتوریایی، درهم آمیخت.

در معماری گورکانی نو، نشانه‌های آشنای معماری گورکانی به‌وفور دیده می‌شود. گنبدهای بزرگ پیازی‌شکل، ایوان‌ها و طاق‌های قوسی، مناره‌ها یا برجک‌های گوشه‌ای، طاق‌نماهای تزیینی، مشبک‌های سنگی یا آجری، و استفاده از حیاط‌های مرکزی از عناصر رایج این سبک‌اند. این عناصر یادآور کاخ‌ها، آرامگاه‌ها و مسجدهای دوران گورکانیان هستند، اما در اینجا نه برای فضاهای آیینی یا سلطنتی سنتی، بلکه برای ساختمان‌های اداری و عمومی به کار می‌روند.

در عین حال، سازه و نقشهٔ بناها اغلب کاملاً امروزی و اروپایی است. استفاده از اسکلت‌های فلزی، پلان‌های منظم و متقارن، راه‌پله‌های وسیع، تالارهای بزرگ و نورگیری حساب‌شده نشان می‌دهد که این ساختمان‌ها با منطق مهندسی و کارکردگرای سدهٔ نوزدهم ساخته شده‌اند. به بیان ساده‌تر، پوسته و زبان بصری بنا «شرقی» و گورکانی است، اما استخوان‌بندی و شیوهٔ استفاده از فضا بیشتر «غربی» است.

معماری گورکانی نو فقط یک انتخاب زیبایی‌شناختی نبود، بلکه بُعدی سیاسی و نمادین هم داشت. حکومت استعماری بریتانیا می‌کوشید خود را وارث نظم و شکوه امپراتوری‌های پیشین هند، به‌ویژه گورکانیان، نشان دهد. با بهره‌گیری از زبان معماری آشنا برای مردم محلی، این پیام منتقل می‌شد که قدرت جدید ادامه‌دهندهٔ یک سنت دیرینهٔ فرمانروایی است، نه صرفاً نیرویی بیگانه و تحمیلی.

از نظر جغرافیایی، این سبک بیش از همه در شهرهایی مانند بمبئی، مدرس، کلکته، لاهور و دهلی نو گسترش یافت. بسیاری از بناهایی که امروز به‌عنوان نمادهای شهری این شهرها شناخته می‌شوند، محصول معماری گورکانی نو هستند و همچنان در چشم‌انداز شهری نقش پررنگی دارند.

معماری گورکانی نو سبکی التقاطی و آگاهانه است که از دل برخورد استعمار، سنت و امروزی‌سازی پدید آمد. این سبک نه بازتولید خالص معماری گورکانی است و نه تقلید ساده از معماری اروپا، بلکه تلاشی است برای ساختن زبانی تازه که هم ریشه در گذشتهٔ شبه‌قاره دارد و هم پاسخ‌گوی نیازهای دنیای جدید است.

منابع

    پیوند به بیرون