مغالطه تقسیم

مغالطه تقسیم یا (به انگلیسی:Fallacy of division) یک مغالطه منطقی غیرصوری است که در آن گوینده شناسه‌ها و ویژگی‌های یک مجموعه یا گروه را بدون هیچ‌گونه بررسی خاصی به تک‌تک بخش‌ها یا افراد آن مجموعه یا گروه نسبت می‌دهد و بر این اساس، استدلال‌ورزی می‌کند. مواردی را هم می‌توان یافت که مغالطه تقسیم در آن‌ها موجود نباشد و اتفاقاً بتوان تمامی شناسه‌ها و ویژگی‌های مجموعه یا گروه را به همهٔ اجزا و افراد آن نسبت داد؛ امّا گوینده در هنگام سرایت و انتقال صفت‌های یک مجموعه به اجزای آن، باید هوشیار باشد که آیا چنین کاری مجاز است یا نه.[۱] برای مثال، اگر بگوییم: «این کتاب نسخه‌ای دست‌نویس و خطی است. پس تمام صفحات آن دست‌نویس و خطی است.» یا «همهٔ اجسام جرم و حجم دارند. پس مولکول‌ها و اتم‌ها نیز جرم و حجم دارند.»، دچار مغالطه تقسیم نشده‌ایم؛ زیرا در مواقعی که کل ویژگی‌هایی دارد که خواه‌ناخواه به اجزایش نیز تسری می‌یابد، این مغالطه اتفاق نمی‌افتد.

الگوی منطقی

A بخشی از B است.

B دارای ویژگی X است.

بنابراین A دارای ویژگی X است.

مثال

  • این ماشین از فلز تشکیل شده است. پس چرخ‌های آن هم از فلز تشکیل شده‌اند.
  • شنیده‌ام که خانوادهٔ پیتر، خانواده‌ای خوب هستند. پس پسر پیتر هم پسر خوبی است.
  • او در مؤسسهٔ بسیار مهم و معتبری کار می‌کند. پس او هم باید آدم مهمی باشد.
  • این کشور همواره در دنیا به عنوان کشوری مذهبی شناخته شده است. پس مردم این شهر نیز دین و مذهب را دوست دارند.
  • در این کشور هر خانواده به‌طور میانگین ۲ فرزند دارد. پس خانوادهٔ «الف» نیز حتماً ۲ فرزند دارد.
  • آمار رشوه‌خواری و فساد پلیس در این کشور بسیار بالاست. پس پلیس‌های این منطقه نیز رشوه‌خوار و فاسد هستند.
  • او در دانشگاهی که اعتبار و جایگاه علمی بالایی دارد، تحصیل کرده است. پس او نیز باید علم و دانش فراوانی داشته باشد.

منابع

  1. "Fallacy of division". Wikipedia (به انگلیسی). 2021-05-21.