مهینبانو خانم
| مهینبانو خانم | |||||
|---|---|---|---|---|---|
![]() تصویر احتمالی از مهینبانو خانم، در The Princely Lovers، منسوب به میرزا علی نگارگر، قزوین، حدود سال ۱۵۴۴.[۱] | |||||
| زاده | ۱۵۱۹ میلادی تبریز، ایران | ||||
| درگذشته | ۱۵۶۲ میلادی (۴۳ سال) قزوین، ایران | ||||
| آرامگاه | اردبیل، ایران | ||||
| فرزند(ان) | پسران بهرام میرزا را تحت سرپرستی گرفت. | ||||
| |||||
| دودمان | صفوی | ||||
| پدر | شاه اسماعیل یکم | ||||
| مادر | تاجلی بیگم | ||||
مهینبانو خانم (۱۵۱۹–۱۵۶۲) شاهدخت ایرانی و دختر شاه اسماعیل یکم و تاجلی بیگم بود.[۲] او همچنین کوچکترین خواهر شاه تهماسب یکم بود او از شخصیتهای برجسته دوران صفوی بود[۳] و تأثیر سیاسی و فرهنگی چشمگیری داشت.[۴]
زندگی
مهین بانو خانم در سال ۱۵۱۹ در تبریز به دنیا آمد.[۵] وی در سن پنج سالگی پدرش شاه اسماعیل یکم را از دست داد و تحت آموزش عالی در دربار قرار گرفت. زبان فارسی و قرآن را از معلمان تاجیک فرا گرفت و هم چنین نزد کتابدار خوش نویس بزرگ، مذهب نسخه های خطی و نقاش برجسته دوست محمد ۴۴ هنر آموخت و یکی از حامیان ادب فارسی و آثار مذهبی بود.[۶]
وی به سیاست علاقه زیادی داشت و مادرش تاجلی بیگم او را به خوبی با آن آشنا کرد. مهین بانو بعد از مرگ مادرش در سال ۱۵۴۰ به عنوان یگانه مشاور برادرش، شاه طهماسب انتخاب شد. مهینبانو در طول سلطنت برادر خود به بزرگترین بانوی امپراتوری صفوی مشهور بود. وی هرگز ازدواج نکرد و تمامی زندگی خودش را وقف دولت پدر و برادرش کرد، اما بعد از مرگ بهرام میرزا، سرپرستی سه فرزند او را به نامهای، سلطان حسین میرزا، سلطان ابراهیم میرزا و سلطان بدیعالزمان میرزا را بر عهده گرفت و آن هارا بزرگ کرد سپس با خواست او دو پسر کوچکتر بهرام میرزا با دو دختر بزرگ شاه طهماسب ازدواج کردند و مهین بانو پس از آن لقب سلطانم گرفت. مهین بانو سلطانم سرانجام در سال ۱۵۶۲ درسن ۴۳ سالگی در قزوین از دنیا رفت و به وصیت خودش در اردبیل در آرامگاه پدرش دفن شد.همچنین گفته میشود که او باغی را در قروین تأسیس کرده است که به نام او باغ مهین بانو (نام شخصیاش) نامگذاری شده است. این باغ بخشی از محله مسکونی سلطنتی بود که توسط شاه طهماسب تأسیس شد[۷]
نقل کردهاند که در روز هشتم محرم سال ۹۴۳ هجری، به شاه طهماسب خبر دادند که امیر معزالدین محمد صدر اصفهانی در اندیشه آن است که با خاندان علوی صفوی وصلت کند و خواستار ازدواج با شاهزاده سلطانم، یعنی مهینبانو، شده است. شاه طهماسب از شنیدن این سخن سخت خشمگین شد؛ بهگونهای که امیر معزالدین را از مقام خود عزل کرد و ملا رکنالدین حکیم کازرونی، که از دانشمندترین پزشکان زمانه بود و این خبر را به شاه رسانده بود، مورد غضب قرار داد و فرمان داد او را بسوزانند.[۸]
سیاست
مهین بانو سلطانم از زمان مرگ مادرش تا زمان مرگ خود، به مدت ۲۲ سال در سیاست حضور داشت.در امور سیاسی و اجتماعی زمان خود تأثیرگذار بود.او به عنوان خواهر شاه و یکی از شخصیتهای محبوب و بانفوذ دربار، در بسیاری از امور سیاسی و اجتماعی نقش داشت [۹]شاهزاده سلطانم مشاور نزدیک برادر به شمار می رفت [۱۰]شاه طهماسب همه امور کشوری و مالی و بدون مشورت او دست به کاری نمیزد [۱۱]و به او محبت تمام داشت و به راهنمایی های وی ارج می گذاشت.برخی از پادشاهان به او عریضه می نوشتند و برخی از شفاعت او بهره می جستند [۱۲]و در سفرهای شکار، شاه طهماسب را سوار بر اسب همراهی میکرد.[۱۳] در جریان اختلاف شاه طهماسب با برادرش بهرام میرزا با وساطت شاهزاده سلطانم به سبب میانجیگری او، شدت مجازات بهرام میرزا کاهش یافت[۱۴] مهین بانو خانم داری وزیری بود به یکی از پسران امیر محمد یوسف از صدروتاجیک تهماسب بود[۱۵] مهینبانو چنان جایگاهی داشت که او را ملکه زمان و بانوی روزگار میدانستند [۱۶]وی همواره با خرم سلطان نامهنگاری میکرد و دلیل آنها حملات زیاد عثمانیها به آذربایجان و پناهنده شدن شاهزاده بایزید در قزوین بود و پس از مرگ خرم این نامه نگاریها با مهرماه سلطان دختر خرم سلطان ادامه پیدا کرد. البته همواره در میان این نامه نگاریها هدیههایی دوجانبه نیز رد و بدل میشد که مشهورترین آنها فرش ایرانی است که به خرم سلطان هدیه شد. وی همچنین با حمیده بانو بیگم ملکه دربار گورکانیان نیز نامه نگاری داشته است.
اعتقادات
وی همچون دیگر اعضای خانواده به باورهای شیعی مقید[۱۷] بود و اهل توبه و دیانت و عمل به امور شرعی بود. در سفر زیارتی خود به مشهد، پنجره طلا را سامان داده و بار دیگر، اسباب و قنادیل همراه برد و جمیع سادات و علما و فضای آنجا را تفقّد نمود.[۱۸] همچنین هر ساله مبلغی کلی را وقف بر چهارده معصوم میکرد و تولیت آن را هم با پادشاه وقت قرار میداد. علیرغم آنکه بینالنهرین از ایران و حاکمیت صفویه خارج شده بود، وی هر ساله مبلغ قابل توجهی را برای اهالی کربلا، نجف، جبل عامل، سادات مدینه و هزینهٔ اسباب و یراق آستانهای مقدس ارسال میکرد.[۵]
وی جواهرات خود را وقف امام زمان و امام رضا کرده بود.[۵] شاه تهماسب به باور بحثبرانگیز شیعی دربارهٔ ظهور قریبالوقوع مهدی پایبند بود. او از ازدواج خواهر محبوبش، مهینبانو سلطان، جلوگیری کرد، زیرا او را به عنوان عروس حجت بن الحسن (مهدی) نگه داشته بود.[۱۹]
موقوفات
شاهزاده سلطانم زنی ثروتمند بود.داراییهای شخصی بسیاری را که به افراد مختلف و مؤسسات خیریه اهدا کرد.[۲۰]
مهین بانو خانم به عنوان زنی فرهیخته و برجسته شناخته میشد و به واسطهٔ حمایت از زیارتگاهها و اماکن مقدس، و بنیادهایی خیریه ای که از درآمد املاک او در شروان، تبریز، قزوین، ری و اصفهان تأسیس شده بود، شهرت یافت. همچنین، او موقوفهای برای حمایت از زنان ایجاد کرد که ازدواج دختران یتیم جوان آسان میکرد[۲۱]
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ Soudavar, Abolala (1992). Art of the Persian courts: selections from the Art and History Trust Collection. New York: Rizzoli. pp. 170–173. ISBN 978-0-8478-1660-6.
- ↑ پارسا دوست، منوچهر (۱۳۷۵). شاه اسماعیل اول پادشاهی با اثرهای دیرپای در ایران و ایرانی. ص. ۶۶۹.
- ↑ خلاصة التواریخ جلد ۱ صفحه ۴۲۹.
- ↑ Lal, Ruby (22 September 2005). Domesticity and Power in the Early Mughal World (به انگلیسی). Cambridge University Press. p. 222. ISBN 978-0-521-85022-3.
- 1 2 3 «شاه اسماعیل صفوی». ویکی فقه. ویکی فقه. دریافتشده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷.
- ↑ ایران عصر صفوی نوزایی امپراتوری ایران:اندرو جی نیومن صفحه ای ۸۲.
- ↑ Women in Iran from the Rise of Islam to 1800:by Guity Nashat, Lois Beck.
- ↑ خلاصه التورایخ جلد ۱ صفحه ای ۲۶۳.
- ↑ خلاصة التواریخ جلد ۱ صفحه ۴۲۹.
- ↑ ایران عصر صفوی نوزایی امپراتوری ایران :اندرو جی نیومن.
- ↑ خلاصه التورایخ ج ۱ صفحه ای ۶۳۰.
- ↑ زن در تاریخ نگاری صفویه:عباسقلی غفاری فرد صفحه ای ۳۴.
- ↑ Women in Iran from the Rise of Islam to 1800:Guity Nashat, Lois Beck.
- ↑ جواهر الاخبار از صفحه ای ۱۹۸ تا صفحه ای ۲۰۵.
- ↑ ایران عصر صفوی نوزایی امپراتوری ایران:اندرو جی نیومن.
- ↑ زنان فرمانروا و معرفی رساله ای درباره زنان حکومتگر در ایران:جهانبخش ثواقب صفحه ای ۴۱۲.
- ↑ «شاهان صفوی و زیارت». شیعهشناسی. shiitestudies. دریافتشده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷.
- ↑ احمد منشی قمی (۱۳۸۳). اشراقی، احسان، ویراستار. خلاصة التواریخ. تهران: دانشگاه تهران. ص. ۴۲۹۹-۴۳۰۰.
- ↑ Blow, David (2009). Shah Abbas: The Ruthless King Who Became an Iranian Legend. London: I. B. Tauris. p. 12. ISBN 978-1-84511-989-8. LCCN 2009464064.
- ↑ Women in Iran from the Rise of Islam to 1800:by Guity Nashat, Lois Beck.
- ↑ Women, Patronage, and Self-Representation In Islamic Societies:Ruggles Fairchild (editor), Albany: State University of New York Press, 2000.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Məhinbanu Sultan». در دانشنامهٔ ویکیپدیای آذربایجانی، بازبینیشده در ۲ مارس ۲۰۱۷.

