موسیقی بین‌النهرین

a depiction of a lyre player entertaining guests, made with shell, lapis lazuli, red limestone, and bitumen
تصویری از یک خواننده و نوازندهٔ چنگ که در ضیافتی مهمانان را سرگرم می‌کنند ح.۲۵۰۰ پیش از دوران مشترک.موسیقی بخشی عادی از زندگی اجتماعی در بین‌النهرین بود. جزئی از پرچم اور. موزه بریتانیا، لندن.[۱]

موسیقی در طول تاریخ بین‌النهرین حضوری سراسری داشت و نقش مهمی در هر دو زمینهٔ مذهبی و سکولار ایفا کرد. بین‌النهرین مورد توجه ویژه پژوهشگران است زیرا شواهدی از این منطقه — که شامل مصنوعات، تصاویر هنری و سوابق مکتوب می‌شود — آن را در زمرهٔ اولین فرهنگهایی قرار می‌دهد که به خوبی در تاریخ موسیقی مستند شده‌اند. کشف یک ساز بادیِ استخوانی مربوط به هزاره پنجم پیش از دوران مشترک اولین گواه فرهنگ موسیقی در بین‌النهرین است. تصاویری از موسیقی و نوازندگان در هزاره چهارم پیش از دوران مشترک، و پس از آن، در شهر اوروک، ظاهر می‌شود. پیکتوگرام‌های «چنگ» و «نوازنده» در میان اولین نمونه‌های شناخته‌شده خط وجود دارد.

موسیقی نقشی اساسی در دین بین‌النهرین ایفا می‌کرد و برخی از سازها خود در جایگاه خدایان خُرد در نظر گرفته می‌شدند و اسمهای خاص مانند نینیگیزیبارا به آنها داده می‌شد. استفاده از موسیقی در مناسبت‌های سکولار شامل جشن‌ها، جنگ‌ها و سوگواری — در میان تمام طبقات جامعه رایج بود. ساکنان بین‌النهرین، سازهای کوبه‌ای، بادی و زهی را به هنگام خواندن، می‌نواختند. دستورالعمل نواختن آنها بر روی لوحهای گلی کشف شد. مصنوعات باقی مانده شامل قدیمی‌ترین سازهای زهی شناخته‌شده، چنگ‌های اور، که شامل چنگ سرگاو اور است.

چندین اثر از موسیقی مکتوب باقی مانده است. آهنگ‌های هوری، به ویژه «سرود نیکال»، قدیمی‌ترین موسیقی نت‌نویسی‌شدهٔ شناخته‌شده را نشان می‌دهد. محققان مدرن کوشیده‌اند تا ملودی‌های این آثار را بازآفرینی کنند، اگرچه هیچ اتفاق نظری در مورد نحوهٔ دقیق صدای موسیقی وجود ندارد. بین‌النهرینی‌ها سیستم پیچیده‌ای از تئوری موسیقی و سطحی از آموزش موسیقی داشتند. ‌موسیقی در بین‌ا‌لنهرین بر موسیقی در فرهنگ‌های همسایهٔ دوران باستان مستقر در مصر، شرق و غرب آفریقا و سواحل مدیترانه تأثیر گذاشت و ازآنان تحت تأثیر قرار گرفت.

بسیاری از آنچه محققان در مورد موسیقی بین‌النهرین می‌دانند از لوح‌های گلی به دست آمده است. کاتبان از قلم نی استفاده می‌کردند تا نقش‌های گوه‌مانند در خاک رس خیس ایجاد کنند و لوح‌ها پخته می‌شدند. آنها با استفاده از این خط میخی، متونی را ضبط کردند که ژانرها و عناوین آهنگ‌ها را فهرست می‌کرد و شامل دستورالعمل‌هایی می‌شد که در مورد نحوهٔ نواختن سازها بود و تئوری موسیقی آنها را روشن بیان می‌کرد. محققان با کنار هم چیدن هزاران لوح باقی‌مانده و نیز بررسی آثار هنری و سازهای باقی‌مانده، توانسته‌اند تصویری دقیق از فرهنگ موسیقی بین‌النهرین ارائه دهند.

موردهای استفاده از موسیقی

مذهبی

برخی از آیین‌ها شامل خود سازها می‌شدند، که الهی شده بودند و می‌توانستند قربانی حیوانات را به عنوان خدایان دریافت کنند.[۲]

سکولار

نوازندگان ارتش آشور ح. ۶۴۵ پیش از دوران مشترک. کاخ آشوربانی‌پال، نینوا.

واژه اکدی برای موسیقی، nigūtu، همچنین به معنای «خوشی» و «نشاط» بود که به خوبی توسط مُهری در لوور نشان داده شده است که صحنه‌ای آرام از یک چوپانِ در حال نواختن فلوت برای گله خود را نشان می‌دهد.[۳] موسیقی بخشی عادی از زندگی اجتماعی در بین‌النهرین[۳] بود و در بسیاری از زمینه‌های سکولار استفاده می‌شد.[۴] موسیقی نقش مهمی در مراسم تشییع جنازه،[۵] در میان خانواده سلطنتی،[۶] ایفا کرد و همچنین در رابطه با ورزش و سکس به تصویر کشیده شد.[۷] ترانه‌های عاشقانهٔ بین‌النهرین، که نشان‌دهندهٔ ژانر متفاوتی از موسیقی بودند، با این وجود ویژگی‌های مشترکی با موسیقی مذهبی داشتند. اینانا و دوموزی که اغلب در موسیقی عزا به تصویر کشیده می‌شوند، به‌عنوان عاشقان الهی در آهنگ‌های عاشقانه نیز برجسته هستند و هر دو ژانر از اِمِسال، لهجه‌ای مرتبط با زنان استفاده می‌کنند.[۸] استفاده از اِمِسال توسط زنان خواننده به ترانه‌های عروسی نیز گسترش یافت، اما با گذشت زمان این نقش‌های آوازخوانی توسط اجراگران مرد، حداقل در میان نخبگان، تصاحب شد.[۹] در دورهٔ دودمان نخستین سوم، موسیقی در ضیافت‌ها به تصویر کشیده می‌شد، اما هدف نامشخص است. این جشن ممکن است «یک رویداد تقویمی منظم، مانند جشن سال نو» یا مناسبت‌ها ممکن است «توسعهٔ تمرین‌های معبد یا جشن‌های مبارزات نظامی موفق» بوده باشد.[۴]

مانند فرهنگ‌های همسایه، موسیقی بین‌النهرین نقش مهمی در نظامی‌گری ایفا کرد.[۱۰]

نوازندگان

آموزش

همانند مصر باستان، مدارس بین‌النهرین موسیقی تدریس می‌کردند.[۱۱] این مدارس که در هزارهٔ سوم پیش از دوران مشترک فعال بودند — در سومری با واژه ایدوبا شناخته می‌شدند — عمدتاً برای آموزش کاتبان و کاهنان بودند.[۱۱][۱۲]

در قرن هجدهم پیش از دوران مشترک،[۱۳] یک مدرسه موسیقی نوپا در ماری وجود داشت که ممکن است در آن، موسیقیدان‌های جوان به عمد نابینا شده باشند.[۱۴][۱۵] این حقیقت که بین‌النهرینیان کوری[الف] را با نوازندگی مرتبط می‌کنند در ادبیات بیان شده است. گابای می‌نویسد: «در اسطوره سومری انکی و نینماه، الهه نینماه موجودات مختلف بشری را خلق می‌کند و سرنوشت آنها توسط خدای انکی تعیین می‌شود. وقتی نینماه یک فرد نابینا را خلق می‌کند، انکی «هنر نوازنده»[۱۷] را به او اختصاص می‌دهد.[۱۵] متون نشان می‌دهد که تعداد نامتناسبی از نوازندگان بین‌النهرین نابینا بوده‌اند.[۱۵]

در خارج از کلاس، موسیقی از طریق کارآموزی فرد به فرد آموزش داده می‌شد.[۱۸] نوازندگان زن و مرد هر دو آموزش می‌دیدند،[۱۹] که برخی از آنها با معلمان خود زندگی می‌کردند.[۱۵]

نقش اجتماعی

متن‌های به زبان سومری و اکدی در مورد نقش نوازندگان در جامعه، بینشی ارائه می‌دهند.[۲۰] دو گونهٔ متفاوت از نوازندگان شناخته شده است: گالا و نار.[۲۱]

سازها

الوهیت سازها

آلات موسیقی ارتباط نزدیکی با دین بین‌النهرین داشتند و برخی از آنها به عنوان خدایان خرُد در نظر گرفته می‌شدند: واسطه‌هایی که می‌توانستند به کاهن کمک کنند تا با خدای اصلی ارتباط برقرار کند.[۲۲][۲۳]

تئوری موسیقی

مجموعه‌ای از هزاران لوح گلی باقی‌مانده جزئیاتی در مورد تئوری موسیقی بین‌النهرین باستان ارائه می‌دهد.[۲۴]

تاثیر

a colored map showing Mesopotamia and Egypt
راه‌های تجاری بین‌النهرین-مصر
a colored map showing Mesopotamia and the Indus Valley
راه‌های تجاری بین‌النهرین-دره سند

موسیقی بین‌النهرین تأثیری پایدار و گسترده بر تاریخ موسیقی گذاشت. مسیرهای تجاری اجازهٔ جریان آزاد آلات موسیقی را می‌داد، در حالی که آموزش کلاسیک، تئوری و بینش موسیقی بین‌النهرین را گسترش داد.[۲۵] از سال ۱۳۰۰ پیش از دوران مشترک به بعد،[۲۶] نوازنده-کاهنان رسته تشکیل دادند و در کالجِ معبدی اسکان داده شدند و توجه فکری را از سراسر منطقه به خود جلب کردند.[۲۷] بحرین، با فرهنگ مستقل خود، هم با تمدن دره سند در جنوب شرقی و هم با بین‌النهرین در شمال ارتباط داشت.[۲۸] در طول بسیاری از تاریخ باستان، مصر، اسرائیل، فنیقیه، سوریه، بابل، آسیای صغیر، ایتالیا و یونان با هم چیزی را تشکیل دادند که کلر پولین موسیقی‌شناس آن را «ولایت موسیقیایی که در آن آمیزش آزاد باعث ایجاد تفاهم در مبادله موسیقی می‌شد».[۲۹] پیتر ون در مروی موسیقی‌شناس می‌نویسد:[۳۰]

a clay plaque in relief
لوحهٔ نشان‌دهندهٔ نوازنده‌ای در حال نواختن لوت، دورهٔ ایسین-لارا ۲۰۰۰ تا ۱۶۰۰ پیش از دوران مشترک. لوح پخته، موزهٔ موسسهٔ شرق‌شناسی، دانشگاه شیکاگو

لوت یا sinnitu،[۳۱] ممکن است از بین‌النهرین سرچشمه گرفته باشد، یا ممکن است از مناطق اطراف، مانند هیتی‌ها، هوری‌ها یا کاسیان،[۳۲] یا از غرب توسط مردم کوچ‌نشین دشت‌های نیمه بیابانی سوریه مرسوم شده باشد.[۳۳] این ساز تقریباً همزمان با ساز مشابهی در مصر (nefer)، در بین‌النهرین ظاهر شد.[۳۴] این ساز در سراسر خاور نزدیک به نام تنبور معروف شد، و با pan-tur سومری، pandoura یونانی، balalaika روسی، تار گرجی[۳۱] و عود عربی قابل مقایسه است.[۳۵] فلوت عبری (halil) از کلمه اکدی hal-hallatu گرفته شده است.[۳۶] لیرهای معاصر در شرق آفریقا و لوت‌های غرب آفریقا بسیاری از ویژگی‌های سازهای بین‌النهرینی را حفظ کرده‌اند.[۳۰] چنگ‌های بین‌النهرینی در غرب تا مدیترانه و در شرق تا آسیا پراکنده شدند.[۳۷] نفوذ بین‌النهرین باستان در فرهنگ سریانی را می‌توان در آلات abbūḇā (سریانی: ܐܒܘܒܐ)، ṭaḇlā (سریانی: ܛܒܠܐ)، p(ə)laggā (سریانی: ܦܠܓܐ)، qarnā (سریانی: ܩܪܢܐ) و zemmōrā مشاهده کرد.[۳۸]

دالسیمر در سراسر جهان گسترش یافت و انواع و مشتقات آن در ایران به سنتور، در مکان‌هایی که اسلام نفوذ دارد (مثلاً مصر، گرجستان، یونان، هند و اسلوونی) با عنوان senterija؛ در چین و هند به عنوان yang-ch’in؛ در مغولستان به عنوان youchin؛ در کره به عنوان yanggûm؛ در تایلند به عنوان kim؛ در اروپای شرقی به عنوان kim balon؛ در اروپای غربی به عنوان tympanon؛ در بریتانیا، آمریکای شمالی، و نیوزیلند به عنوان dulcimer (در صورت ضربه زدن) یا psaltery (در صورت کشیدن) معروف است.[۳۹] در حالی که یک ساز از خانواده دالسیمر معمولاً از بدنهٔ جعبهای با سوراخ های صوتی تشکیل شده است، مشتقات آن شامل تغییرات در اندازه بدنه، طول سیم، و کشش سیم،[۴۰] در میان ویژگیهای دیگر است.[۴۱] انواع دالسیمر در موسیقی کلاسیک ایرانی برجسته است.[۴۲]

آموزش کلاسیک همچنین به انتشار ایده‌های موسیقیایی کمک کرد. سیستم موسیقی بین‌النهرین بخشی از برنامهٔ درسی آموزش کلاسیک را تشکیل می‌داد که کاتبان، کاهنان و دیگر متخصصان تحصیلکرده آن را طی می‌کردند، و مراکز عمدهٔ موسیقی بین‌النهرین در معابد بابل، سیپار ، نیپور و ارخ وجود داشت.[۳۱] این مراکز موسیقی در جهان غرب شهرت یافتند و توجه یونانیان از جمله فیثاغورثیها[۴۳] را به دلیل دستاوردهای موسیقیایی خود علاوه بر دستاوردهای ریاضیات و نجوم به خود جلب کردند.[۴۴] این آموزش کلاسیک در طول هزاره دوم پیش از دوران مشترک در خارج از بین‌النهرین گسترش یافت و این سیستم‌های موسیقی نشان‌دهندهٔ زبان مشترکی بودند که شهرهای خارج از بین‌النهرین می‌توانستند با شرایط محلی خود به صورت تلفیقی با آن سازگار شوند.[۲۵]

به عنوان مثال، سفال‌ها در مدیترانه و خاور نزدیک، یک موتیف کلیشه‌ای مشترک را نشان می‌دهد — یک گروه موسیقی معمولی که در سراسر منطقه می‌توانند دیده شوند، متشکل از لیر، پایپ دوتایی و سازهای کوبه‌ای. تغییرات در این موتیف نشان‌دهندهٔ اقتباس محلی است، به عنوان مثال در یونان باستان، لیرهای نامتقارن سامی غربی با سازهای هلنیستی جایگزین شده است.[۴۵] اصطلاحات موسیقیایی در ارتباط با اعمال مذهبی نیز ظاهر می‌شوند. لوگوگرام سومری برای «گالا» (kalû در اکدی) در میان حتیان ظاهر شد، جایی که این کلمه همچنین یک نوازنده-کاهن — نوعی درامر — را مشخص می‌کرد و در هیتی به صورت šahtarili تلفظ می‌شد. در حالی که گالا و šahtarili هم نوازنده و هم کاهن بودند، با این حال یکسان نبودند. کاهنان سومری با نام گالا، غالباً با یک دستهٔ جنسیت سوم مرتبط بودند، در حالی که šahtarili معمولاً مرد بودند. علاوه بر این، هیچ همتای حتی برای ایشتار وجود نداشت — این دو گونه از کاهنان در پرستش دو پانتئون مجزا مشارکت داشتند.[۴۶]

ایران

ایرانیان مانند بین‌النهرینی‌ها موسیقی را به آسمان‌ها وصل کردند.[۴۷] بو لاورگرن یک مُهر ایرانی اولیه را توصیف می‌کند که یک چنگ را بالای سر الهه‌ای به تصویر می‌کشد و نتیجه می‌گیرد: «چنگ و آیین آنقدر به هم مرتبط بودند که نشان دادن نوازنده غیرضروری بود». با این وجود، آنها یکسان نیستند — در حالی که چنگ‌های نشان داده شده شبیه چنگ‌های بین‌النهرین بودند، آنها در یک محیط سکولار و پیچیده‌تر استفاده می‌شدند. لیرهای با سرگاو نیز میراثی را نشان می‌دهند. آنها ابتدا در بین‌النهرین شکوفا شدند اما به شوش گسترش یافتند و در آنجا ارتباط قوی خود را با حیوانات حفظ کردند. اولین لوتها در سال ۲۳۰۰ پیش از دوران مشترک در بین‌النهرین ظاهر شد؛ ۱۰۰۰ سال بعد لوت‌ها به ساز محبوب ایران تبدیل شد. اجرای آوازهای اشکانی امروزه در ایران ادامه دارد.[۴۸] ایران نیز به نوبه خود بر یونانیان، اعراب و هندیان تأثیر گذاشت.[۴۹]

یادداشت

  1. قدیمی‌ترین واژهٔ شناخته‌شدهٔ سومری برای «کوری» “igi-nu-du8 است.[۱۶]

پانویس

  1. British Museum e.
  2. Franklin 2006, p. 42.
  3. 1 2 Wellesz 1990, p. 236.
  4. 1 2 Cheng 2009, p. 165.
  5. Martens 1925, p. 198.
  6. Duchesne-Guillemin 1981, p. 295.
  7. Mirelman 2009, p. 12.
  8. Cooper 2006, p. 44.
  9. Cooper 2006, p. 45.
  10. Martens 1925, pp. 198-200.
  11. 1 2 Plummeridge 2001, §I "Ancient Traditions".
  12. Bowen 2020, p. 20.
  13. Ziegler 2010, p. 119.
  14. Kilmer & Mirelman 2013, §5 "Old Babylonian period".
  15. 1 2 3 4 Ziegler 2010, p. 129.
  16. Gelb 1973, p. 87.
  17. Gabbay 2015.
  18. Ziegler 2010, pp. 123-124.
  19. Ziegler 2010, p. 121.
  20. Mirelman 2009, p. 13.
  21. Mirelman 2009, p. 14.
  22. Bowen 2020, p. 70.
  23. Franklin 2015, chapter 2.
  24. Kilmer & Mirelman 2013, § "Introduction".
  25. 1 2 Franklin 2006, p. 41.
  26. Franklin 2006, p. 46.
  27. Wellesz 1990, p. 232.
  28. Thomas 1970, p. 337.
  29. Polin 1974, p. 36.
  30. 1 2 van der Merwe 1989, p. 10.
  31. 1 2 3 Polin 1974, p. 20.
  32. Turnbull 1972, p. 58.
  33. Turnbull 1972, p. 63.
  34. Wilson 2011, p. 582.
  35. British Museum d.
  36. Polin 1974, p. 17.
  37. Duchesne-Guillemin 1981, p. 299.
  38. Wellesz 1990, p. 424.
  39. Sadie 2001, pp. 695-696.
  40. Sadie 2001, p. 697.
  41. Sadie 2001, p. 699.
  42. Sadie 2001, p. 707.
  43. Wellesz 1990, p. 242.
  44. Wellesz 1990, p. 246.
  45. Franklin 2006, p. 45.
  46. Peled 2017, pp. 109–111.
  47. Wellesz 1990, p. 426.
  48. Lawergren 2016.
  49. Spencer 2004, p. 87.

منابع

  • Aruz, Joan; Wallenfels, Ronald, eds. (2003). Art of the First Cities: The Third Millennium B.C. from the Mediterranean to the Indus. New York: Metropolitan Museum of Art. ISBN 978-1-58839-043-1.
  • Bowen, Joshua (2019). Learn to Read Ancient Sumerian: An Introduction for Complete Beginners (به انگلیسی). Digital Hammurabi Press. ISBN 978-1-7343586-0-5.
  • Bowen, Joshua (2020). Learning to Pray in a Dead Language: Education and Invocation in Ancient Sumerian. Digital Hammurabi Press. ISBN 978-1-7343586-6-7.
  • Burkholder, J. Peter; Grout, Donald Jay; Palisca, Claude V. (2014). A History of Western Music (9th ed.). New York: W. W. Norton & Company. ISBN 978-0-393-91829-8.
  • Dorf, Samuel (2020). "Ancient Mesopotamian Music, the Politics of Reconstruction, and Extreme Early Music". In Barolsky, Daniel; Epstein, Louis (eds.). Open Access Musicology. Lever Press. pp. 31–59. doi:10.3998/mpub.12063224. ISBN 9781643150215. JSTOR 10.3998/mpub.12063224. S2CID 229208136.
  • Duchesne-Guillemin, Marcelle (1984). A Hurrian Musical Score from Ugarit: The Discovery of Mesopotamian Music. Sources from the Ancient Near East. Vol. 2. Malibu, California: Undena Publications. ISBN 978-0-89003-158-2.
  • Dumbrill, Richard (2011). "Organology and philology of an Urukean Lute". Proceedings of the 2011 International Conference of Near-Eastern Archaeomusicology (Senate House, University of London, 1-3 December 2011). ICONEA Publications.
  • Engel, Carl (1864). The Music of the Most Ancient Nations, Particularly of the Assyrians, Egyptians, and Hebrews: With Special Reference to Recent Discoveries in Western Asia and in Egypt. London: J. Murray.
  • Franklin, John (2015). Kinyras: the divine lyre. Washington, D.C.: Center for Hellenic Studies, Trustees for Harvard University. ISBN 978-0-674-08830-6.
  • Hallo, William W.; van Dijk, J. J. A. (1968). The Exaltation of Inanna (PDF). New Haven and London: Yale University Press.
  • Krispijn, Theo J. H. (2008). "Music and Healing for Someone Far Away from Home HS 1556, A Remarkable Ur III Incantation, Revisited". In Van der Spek, Bert (ed.). Studies in ancient Near Eastern world view and society : presented to Marten Stol on the occasion of his 65th birthday,10 November 2005, and his retirement from the Vrije Universiteit Amsterdam. Bethesda, Maryland: CDL Press. pp. 173–194. ISBN 978-1-934309-18-6.
  • Krispijn, Theo J. H. (2010). "Musical Ensembles in Ancient Mesopotamia". In Dumbrill, Richard; Finkel, Irving (eds.). Proceedings of the International Conference of Near Eastern Archaeomusicology (ICONEA 2008), The British Museum, London, December 4–6, 2008. London: Iconea Publications. pp. 125–150.
  • Lawergren, Bo (2000). "Extant Silver Pipes from Ur, 2450 BC" (PDF). In Hickmann, Ellen; Laufs, Ingo; Eichmann, Ricardo (eds.). Music Archaeology of Early Metal Ages, Studien zur Musikarchäologie: Studies in Music Archaeology. Vol. 2: Papers from the 1st Symposium of the International Study Group on Music Archaeology, Monastery Michaelstein, Blankenburg, Sachsen–Anhalt, Germany, May 18–24, 1988. Rahden: Verlag Marie Leidorf, GmbH. pp. 121–132. ISBN 978-3-89646-637-2.
  • Lawergren, Bo (2016). Pre-Islamic Iran (به انگلیسی). Encyclopaedia Iranica (online ed.).
  • Lord, Maria (2008). The story of music from antiquity to the present (به انگلیسی). H.F. Ullmann.
  • Lucas, Christopher J. (Autumn 1979). "The Scribal Tablet-House in Ancient Mesopotamia". History of Education Quarterly. 19 (3): 305–332. doi:10.2307/367648. JSTOR 367648. S2CID 146869360.
  • Malm, William P. (1967). Music cultures of the Pacific, the Near East, and Asia. Englewood Cliffs, N.J.: Prentice-Hall.
  • Nettl, Bruno (2015) [1983]. The Study of Ethnomusicology: Thirty-Three Discussions (3rd ed.). Champaign: University of Illinois Press. ISBN 978-0-252-09733-1.
  • Ossendrijver, Mathieu (2020). "The Moon and Planets in Ancient Mesopotamia". Oxford Research Encyclopedias. Oxford University Press. doi:10.1093/acrefore/9780190647926.013.198. ISBN 978-0-19-064792-6. Retrieved January 31, 2023.
  • Polin, Claire C.J. (1974) [1974]. Music of the Ancient Near East (به انگلیسی). Greenwood Press. ISBN 0-8371-5796-X.
  • Sachs, Curt (2012) [1940]. The History of Musical Instruments. Mineola: Dover Publications.
  • Sadie, Stanley (2001) [1904]. The New Grove Dictionary Of Music And Musicians 5 Ed. 2nd (به انگلیسی).
  • Spencer, Lauren (2004). Iran: A Primary Source Cultural Guide (به انگلیسی). New York: Rosen Publishing Group.
  • van der Merwe, Peter (1989). Origins of the Popular Style: The Antecedents of Twentieth-Century Popular Music (3rd ed.). Oxford: Clarendon Press. ISBN 978-0-19-316121-4.
  • van der Woude, A.S. (2022). Prophets, Worship and Theodicy. Leiden: Brill Publishers. ISBN 978-90-04-49459-6.
  • Wellesz, Egon (1990). New Oxford History of Music Volume I: Ancient and Oriental Music (به انگلیسی). Oxford: Oxford University Press.
  • Woolley, Leonard (1934). Ur Excavations, Volume II (به انگلیسی).
  • The Epic of Gilgamesh. Translated by George, Andrew. London: Penguin Classics. 1999.
  • Ziegler, Nele (2010). "Teachers and Students. Conveying Musical Knowledge in the Kingdom of Mari". In Pruzsinszky, Regine; Shehata, Dahlia (eds.). Musiker und Tradierung: Studien zur Rolle von Musikern bei der Verschriftlichung und Tradierung von literarischen Werken. Vienna: Wiener Offene Orientalistik. ISBN 978-3-643-50131-8.
Articles
Other

برای مطالعه بیشتر

  • Collon, Dominique (2010). "Playing in Concert in the Ancient Near East". In Dumbrill, Richard; Finkel, Irving (eds.). Proceedings of the International Conference of Near Eastern Archaeomusicology (ICONEA 2008), The British Museum, London, December 4–6, 2008. London: Iconea Publications. pp. 47–65.
  • de Schauensee, Maude (2002). Two lyres from Ur (1st ed.). Philadelphia: University of Pennsylvania Museum of Archaeology and Anthropology. ISBN 978-0-924171-88-8.
  • Duchesne-Guillemin, Marcelle (1980). "Sur la restitution de la musique hourrite". Revue de Musicologie. 66 (1): 5–26. doi:10.2307/928544. JSTOR 928544.
  • Dumbrill, Richard J. (2010). "Evidence and Inference in Texts of Theory in the Ancient Near East". In Dumbrill, Richard; Finkel, Irving (eds.). Proceedings of the International Conference of Near Eastern Archaeomusicology (ICONEA 2008), The British Museum, London, December 4–6, 2008. London: Iconea Publications. pp. 105–116.
  • During, Jean; Mirabdolbaghi, Zia, eds. (1991). "A Contemporary Master's Lesson From Dariush Safvat". The Art of Persian Music. Washington D.C.: Mage Publishers. ISBN 978-0-934211-22-2.
  • Ellermeier, Friedrich (1970). Sibyllen, Musikanten, Haremsfrauen. Aufsätze. Herzberg am Harz: Jungfer. ISBN 978-3-921747-05-6.
  • Kilmer, Anne Draffkorn (1995). "Music and Dance in Ancient Western Asia". In Sasson, Jack M. (ed.). Civilizations of the Ancient Near East. Vol. 4. New York: Charles Scribner's Sons. pp. 2601–2613. ISBN 978-0-684-19723-4. OCLC 32013077.
  • Krispijn, Theo J. H. (1990). "Beiträge zur altorientalischen Musikforschung. 1. Šulgi und die Musik". Akkadica. 70: 1–27.
  • Michalowski, Piotr (2010). "Learning Music: Schooling, Apprenticeship, and Gender in Early Mesopotamia". In Pruzsinszky, Regine; Shehata, Dahlia (eds.). Musiker und Tradierung: Studien zur Rolle von Musikern bei der Verschriftlichung und Tradierung von literarischen Werken. Wien: LIT Verlag. pp. 199–240. ISBN 978-3-643-50131-8.
  • Mitchell, T. C. (1992). "The Music of the Old Testament Reconsidered". Palestine Exploration Quarterly. 124 (2): 124–143. doi:10.1179/peq.1992.124.2.124. ISSN 0031-0328.
  • Norborg, Åke (1995). Ancient Middle Eastern Lyres (به انگلیسی). Musikmuseets.
  • Rimmer, Joan (1969). Ancient musical instruments of Western Asia in the Department of Western Asiatic Antiquities, the British Museum. London. ISBN 978-0-7141-1045-5.