میشانشاه

به فردی که استان میشان را کنترل و تحت حکومت داشت در دوره های ساسانی و اشکانی میگفتند میشان شاه میگفتن[۱][۲]
جمیعت استان میشان
میشان همانند سایر استانهای غربی ساسانی همچون دل ایرانشهر، دارای گروههای قومی متفاوتی بود؛ آشوریها، عربهای میشانی و بدوی، جمعیت سامیزبان استان را در کنار نبطیها و بازرگانان پالمیرایی میساختند. ایرانیها نیز در استان مستقر شده بودند و جاتها نیز در این استان یافت میشدند که از هند آمده بودند. گروهی از مالاییها نیز، یا به عنوان اسیر یا ملوان، در میشان زندگی میکردند.[۳][۲]
حکومت میشان قبل از اشکانیان

پادشاهی میشان یا میسان یا کرخ میشان (تلفظ یونانی: خاراسِن) بنیانگذاری شده توسط یک پادشاه ایرانی به نام هیسپاوسین است. نخستین آشنایی علمی باستان شناسان مربوط به سال ۱۸۱۱ میلادی و بر اثر کشف سکههایی به زبان یونانی بود. آنچه در این سکّهها نظر پژوهشگران را جلب کرد تطابق اسامی پادشاهان حک شده بر این سکهها با نامهای پادشاهانی بود که طبق نوشتههای مورخان باستانی روزگاری بر سرزمین میسان در شمال رأس خلیج فارس حکومت میکردند.[۳][۲]
نابودی حکومت میشان و استان شدن
حکومت میسانی توسط اردشیر اول، سرنگون شد. در این مورد پروفسور کریستین سن میگوید: «عاقبت میان اردشیر و شاهنشاه اشکانی جنگ درگرفت. اردوان پادشاه اهواز را فرمان داد که به جنگ اردشیر شتافته، او را دستبستهً به تیسفون فرستد. اردشیر مهلت نداد. بعد از آنکه شاذشاپور شهریار اصفهان را مغلوب و هلاک کرد، رو به جانب اهواز نهاد و شهریار آنجا را کاملاً مغلوب و کشور او را به قلمرو خود ملحق نمود. آنگاه ولایت کوچک میشان را، که در مصب شط دجله و ساحل خلیج فارس بود، به تصرف آورد. این ولایت در دست اعرابی بود، که از عمان آمده بودند و پیشرو طوایف عربی محسوب میشوند، که درست در آغاز سلطنت ساسانیان ناحیه حیره را در مغرب فرات فرو گرفتند.»[۳][۲]
دین میشان
هرچند در مورد دین میسانیان اطلاعات زیادی وجود ندارد اما از نام برخی پادشاهان آنان که به صورت یونانی درآمدهاند چون اتامبیلوس که در آن اشاره به بعل از خدایان سامی دارد و چون عبدنرگال که به معنی بندهٔ نرگال از خدایان سامی بینالنهرین است بنظر میآید که میسانیان از لحاظ دینی تفاوت چندانی با دیگر سامیان بینالنهرین نداشتند.[۳][۲]