نبرد اهرام

نبرد اهرام
بخشی از لشکرکشی فرانسه به مصر و سوریه و جنگ‌های انقلاب فرانسه

نبرد اهرام، اثر فرانسوا لویی ژوزف واتّو، ۱۷۹۸ یا ۱۷۹۹. اهرام در واقع در فاصله‌ای قابل توجه از میدان اصلی نبرد در امبابه قرار داشتند.
تاریخ۲۱ ژوئیهٔ ۱۷۹۸
موقعیت
امبابه، در کرانهٔ غربی رود نیل در نزدیکی قاهره، مصر عثمانی
۳۰°۰۵′ شمالی ۳۱°۱۲′ شرقی / ۳۰٫۰۸۳°شمالی ۳۱٫۲۰۰°شرقی / 30.083; 31.200
نتایج پیروزی قاطع فرانسه
تغییرات
قلمرو
عقب‌نشینی مراد بیگ به مصر علیا و گشوده شدن راه قاهره برای ارتش فرانسه
طرف‌های درگیر
فرانسه جمهوری اول فرانسه

امپراتوری عثمانی مصر عثمانی

فرماندهان و رهبران

ناپلئون بناپارت
لوئی دزه
ژان لوئی ابنزر رینیر
شارل فرانسوا ژوزف دوگوآ
اونوره ویال
لوئی آندره بون

توما الکساندر دوما

مراد بیگ

ابراهیم بیگ
قوا
حدود ۲۰٬۰۰۰ تا ۲۵٬۰۰۰ نفر[۱][۲] برآوردهای متفاوت، حدود ۶٬۰۰۰ سوار مملوک به همراه چندین هزار پیاده و نیروی نامنظم، مجموع برآوردها از حدود ۲۱٬۰۰۰ تا ۵۰٬۰۰۰ نفر متغیر است[۱][۳]
تلفات و خسارات
حدود ۲۹ کشته و ۲۶۰ زخمی در یکی از برآوردهای نظامی متداول[۴] نامشخص، از حدود ۲٬۰۰۰ مملوک کشته در گزارش ناپلئون تا چندین هزار کشته و زخمی در برآوردهای بعدی[۵][۳]

نبرد اهرام (فرانسوی: Bataille des Pyramides‎)، که در منابع هم‌زمان با نام نبرد امبابه نیز شناخته می‌شود، نبردی در ۲۱ ژوئیهٔ ۱۷۹۸ میان ارتش شرق فرانسه به فرماندهی ناپلئون بناپارت و نیروهای مملوک و محلی مصر عثمانی به رهبری مراد بیگ بود. نبرد در دشت‌های پیرامون امبابه در کرانهٔ غربی رود نیل و در نزدیکی قاهره رخ داد. نام مشهور آن را ناپلئون با اشاره به اهرام جیزه رواج داد، هرچند اهرام چندین کیلومتر از میدان اصلی نبرد فاصله داشتند و در خود درگیری نقشی نداشتند.[۶][۷]

نبرد مهم‌ترین رویارویی زمینی در نخستین مرحلهٔ لشکرکشی فرانسه به مصر و سوریه بود. نیروهای فرانسوی پس از اشغال اسکندریه و پیشروی دشوار از دلتای نیل به سوی قاهره، با ارتشی روبه‌رو شدند که هستهٔ اصلی آن را سواران مملوک تشکیل می‌دادند. ناپلئون پنج لشکر پیادهٔ خود را در آرایش‌های بزرگ چهارگوش سازمان داد. این آرایش‌ها امکان می‌دادند پیاده‌نظام و توپخانه از چند جهت به حملات سواره‌نظام پاسخ دهند. یورش‌های مملوک‌ها نتوانست این آرایش را درهم بشکند و حملهٔ فرانسویان به مواضع مستحکم امبابه نیز به فروپاشی بخش دیگری از نیروهای مراد بیگ انجامید.[۵][۱]

پیروزی فرانسه راه قاهره را گشود. مراد بیگ به مصر علیا عقب نشست و ابراهیم بیگ که نیروهای او در سوی دیگر نیل مستقر بودند، به سوی شرق حرکت کرد. نیروهای فرانسوی چند روز بعد وارد قاهره شدند و ناپلئون نظام اداری تازه‌ای برای مناطق اشغال‌شده ایجاد کرد. شکست امبابه کنترل سیاسی مملوک‌ها بر پایتخت را درهم شکست، اما مقاومت آنان پایان نیافت. مراد بیگ در مصر علیا به جنگ ادامه داد و شبکه‌های مملوکی پس از خروج فرانسویان در ۱۸۰۱ نیز بار دیگر در سیاست مصر ظاهر شدند.[۸][۹]

اهمیت راهبردی پیروزی چند روز بعد محدود شد. ناوگان بریتانیا به فرماندهی هوریشیو نلسون در ۱ اوت ناوگان فرانسه را در نبرد نیل در خلیج ابوقیر نابود کرد و ارتش فرانسه را از ارتباط دریایی امن با فرانسه محروم ساخت. به همین دلیل نبرد اهرام یک پیروزی زمینی بسیار مهم بود، اما نتوانست امنیت بلندمدت اشغال فرانسه را تضمین کند.[۶]

زمینهٔ سیاسی مصر

مراد بیگ، یکی از دو چهرهٔ اصلی قدرت مملوکی در مصر در آستانهٔ حملهٔ فرانسه. این تصویر را آندره دوترتر برای مجموعهٔ توصیف مصر تهیه کرد.

مصر از زمان فتح مملوکان به دست سلیم یکم در ۱۵۱۷ رسماً یکی از ایالات امپراتوری عثمانی بود. ادارهٔ کشور در طول سده‌های بعد میان والی عثمانی، واحدهای نظامی مستقر در مصر و خاندان‌های قدرتمند مملوک تقسیم شده بود. مملوک‌ها پس از فتح عثمانی از ساختار سیاسی و نظامی مصر حذف نشدند و در سدهٔ هجدهم دوباره بخش بزرگی از قدرت عملی را در اختیار گرفتند. جین هاتاوی نشان داده است که در آستانهٔ ورود فرانسویان، نخبگان نظامی مصر همچنان به میزان زیادی از شبکهٔ خاندان‌های مملوکی تشکیل می‌شدند و بسیاری از مملوک‌ها از قفقاز، به ویژه گرجستان، به مصر آورده شده بودند.[۱۰]

در دهه‌های پایانی سدهٔ هجدهم دو تن از بیگ‌های مملوک، مراد بیگ و ابراهیم بیگ، پس از دوره‌ای طولانی از کشمکش میان خاندان‌های نظامی به مهم‌ترین صاحبان قدرت در مصر تبدیل شدند. والی عثمانی همچنان در قاهره حضور داشت و حاکمیت سلطان از نظر رسمی پابرجا بود، اما مراد و ابراهیم بر بخش بزرگی از درآمدها، نیروهای نظامی و انتصاب‌های سیاسی کنترل داشتند. لشکرکشی عثمانی در ۱۷۸۶ و ۱۷۸۷ برای بازگرداندن کنترل مستقیم استان موفقیت پایدار نداشت و دو بیگ چند سال بعد بار دیگر موقعیت خود را تثبیت کردند.[۱۱][۱۲]

ساختار مملوکی از نظر نظامی بر شبکهٔ شخصی بیگ‌ها و سواران آموزش‌دیده‌ای تکیه داشت که در جنگ تن‌به‌تن، سوارکاری و استفاده از شمشیر، تپانچه و تفنگ مهارت داشتند. این نیروها در کنار ینی‌چری‌ها، پیاده‌نظام محلی، روستاییان بسیج‌شده و نیروهای نامنظم عمل می‌کردند. تمرکز و انضباط این اجزا با ارتش‌های سازمان‌یافتهٔ اروپایی یکسان نبود. این تفاوت در نبرد اهرام اهمیت فراوان یافت، زیرا توان فردی سواره‌نظام مملوک در برابر آتش منظم پیاده‌نظام و توپخانهٔ فرانسوی با محدودیت جدی روبه‌رو شد.[۱۰][۷]

در عین حال، توصیف نبرد به عنوان رویارویی سادهٔ یک ارتش «مدرن» با ارتشی کاملاً «کهنه» تصویر دقیقی از ساختار نظامی مصر ارائه نمی‌دهد. مملوک‌ها از تفنگ و تپانچه استفاده می‌کردند و نیروهای مدافع در امبابه ده‌ها توپ در اختیار داشتند. مشکل اصلی در چگونگی سازمان‌دهی، فرماندهی، آموزش جمعی و کاربرد این سلاح‌ها بود. بسیاری از توپ‌های اردوگاه امبابه در مواضع ثابت قرار داشتند و استفادهٔ مؤثر از آن‌ها در برابر حرکت لشکرهای فرانسوی دشوار بود.[۳][۶]

لشکرکشی فرانسه و راه قاهره

تصمیم فرانسه برای حمله به مصر در شرایط رقابت شدید با بریتانیا اتخاذ شد. پس از پایان جنگ ائتلاف اول، دایرکتوار فرانسه و ناپلئون به دنبال راهی برای فشار بر منافع اقتصادی و امپراتوری بریتانیا بودند. مصر از نظر جغرافیایی در مسیرهای ارتباطی میان مدیترانه، دریای سرخ و هند قرار داشت و بازرگانان فرانسوی نیز پیشینه‌ای طولانی در تجارت با این کشور داشتند. ناپلئون همچنین تصور می‌کرد استقرار فرانسه در مصر می‌تواند پایهٔ نفوذ گسترده‌تری در شرق ایجاد کند.[۸][۷]

ناوگان فرانسه در مه ۱۷۹۸ از بنادر مدیترانه حرکت کرد. فرانسویان در راه مالت را تصرف کردند و در ۱ ژوئیه به ساحل مصر رسیدند. ارتش در نزدیکی اسکندریه پیاده شد و شهر در ۲ ژوئیه پس از درگیری کوتاهی به دست فرانسویان افتاد. ناپلئون در اعلامیه‌های خود تلاش کرد حمله را اقدامی علیه مملوک‌ها معرفی کند و بر احترام فرانسه به اسلام و سلطان عثمانی تأکید داشت. دولت عثمانی در این زمان هنوز رسماً با جمهوری فرانسه وارد جنگ نشده بود.[۸][۷]

فرانسویان برای رسیدن به قاهره بخشی از مسیر را از منطقه‌ای خشک میان اسکندریه و دلتای نیل طی کردند. کمبود آب، گرمای شدید، بیماری و دشواری تأمین غذا روحیه و سلامت سربازان را تحت فشار قرار داد. ارتش سرانجام به نیل رسید و در ۱۳ ژوئیه با نیروهای مراد بیگ در نبرد شبراخیت روبه‌رو شد. در این نبرد ناپلئون لشکرهای خود را در آرایش‌های چهارگوش قرار داد و حملات سواره‌نظام مملوک نتوانست آن‌ها را درهم بشکند.[۱۳][۵]

تجربهٔ شبراخیت مستقیماً بر طرح نبرد بعدی اثر گذاشت. ناپلئون مشاهده کرده بود که حملات سواران مملوک بر خطوط بستهٔ پیاده‌نظام تأثیر کمی دارد، مشروط بر اینکه سربازان جای خود را حفظ کنند و آتش منظم داشته باشند. ارتش پس از شبراخیت به حرکت در امتداد نیل ادامه داد و در ۲۰ ژوئیه اهرام جیزه را از دور مشاهده کرد. همان شب اطلاعاتی به ناپلئون رسید که مراد بیگ در امبابه اردو زده و مواضعش را با توپخانه تقویت کرده است.[۵]

میدان نبرد و نیروهای دو طرف

جزئی از تصویر گستردهٔ لوئی فرانسوا لژون از نبرد. اثر در ۱۸۰۶، چند سال پس از رویداد، خلق شد و صحنه را با آزادی هنری بازسازی می‌کند.

میدان نبرد در کرانهٔ غربی نیل در برابر قاهره قرار داشت. روستای امبابه در نزدیکی رودخانه مرکز مواضع دفاعی مراد بیگ بود. بیگ‌های مملوک در پیرامون روستا خاکریزها و استحکامات صحرایی ایجاد کرده و توپ‌هایی در آن مستقر کرده بودند. جنوب و غرب این محل دشت بازتری قرار داشت که برای عملیات سواره‌نظام مناسب بود. قاهره در سوی دیگر نیل قرار داشت و اهرام جیزه در فاصله‌ای دورتر در جنوب غرب دیده می‌شدند.[۱۳][۱]

مراد بیگ فرمانده نیروی اصلی در کرانهٔ غربی بود. هستهٔ ارتش او را چند هزار سوار مملوک تشکیل می‌دادند که از نظر تجهیزات شخصی و مهارت سوارکاری شهرت داشتند. پیاده‌نظام محلی، نیروهای نامنظم و مردانی که از روستاها و شهرها گردآوری شده بودند شمار کلی سپاه را افزایش می‌دادند. برآورد شمار این نیروها در منابع تفاوت بسیار زیادی دارد. دیوید چندلر از حدود ۶٬۰۰۰ مملوک و ۱۵٬۰۰۰ پیاده یاد می‌کند و برخی منابع دیگر شمار نیروهای نامنظم را بسیار بیشتر می‌دانند.[۱][۳]

ابراهیم بیگ با بخش دیگری از نیروهای مصر در کرانهٔ شرقی نیل، نزدیک قاهره، قرار داشت. موقعیت او سبب شد هنگام نبرد نتواند به صورت مستقیم و گسترده به مراد بیگ کمک کند. جدایی دو نیروی اصلی در دو سوی رودخانه یکی از مشکلات مهم مدافعان بود. ناپلئون توانست عمدهٔ ارتش خود را در برابر مراد متمرکز کند و پس از شکست او به مقابله با نیروهای ابراهیم بپردازد.[۷][۸]

ارتش فرانسه در روز نبرد حدود ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر داشت. پنج لشکر اصلی تحت فرمان دزه، رینیر، دوگوآ، ویال و بون قرار داشتند. شمار سواره‌نظام فرانسه نسبت به مملوک‌ها محدود بود و بسیاری از اسب‌های ارتش در جریان سفر دریایی یا حرکت در مصر از دست رفته یا ضعیف شده بودند. قدرت اصلی فرانسویان در پیاده‌نظام آموزش‌دیده، توپخانهٔ متحرک، تجربهٔ چند سال جنگ در اروپا و توان فرماندهی در سطح لشکر و تیپ قرار داشت.[۱][۱۳]

هر لشکر هنگام نزدیک شدن به دشمن به صورت چهارگوش بزرگی آرایش یافت. سربازان چند ردیف عمیق در اضلاع مستطیل قرار می‌گرفتند و توپخانه در گوشه‌ها یا فضاهای مناسب مستقر می‌شد. سواره‌نظام، افسران، دانشمندان همراه لشکر و بخشی از بار و تجهیزات در فضای داخلی قرار می‌گرفتند. این آرایش از هر جهت جبهه‌ای از سرنیزه و آتش تفنگ ایجاد می‌کرد و امکان حملهٔ مؤثر سواره‌نظام به جناح یا پشت نیروها را بسیار کاهش می‌داد.[۵][۱]

روند نبرد

فرانسویان در نخستین ساعات ۲۱ ژوئیه با پیش‌قراولان نیروهای مصر تماس پیدا کردند و آنان را از چند روستا عقب راندند. بنا بر گزارش بعدی ناپلئون، ارتش حدود ساعت دو بعدازظهر به نزدیکی مواضع اصلی امبابه رسید. او دزه و رینیر را در جناح راست به سوی منطقهٔ میان جیزه و امبابه فرستاد. هدف این حرکت تهدید مسیر عقب‌نشینی مراد بیگ به سوی مصر علیا و وادار کردن او به واکنش بود.[۵]

مراد بیگ در برابر حرکت جناح راست فرانسه بخش مهمی از سواره‌نظام خود را به حمله فرستاد. سواران مملوک با سرعت به سوی چهارگوش‌های دزه و رینیر حرکت کردند. فرانسویان تا رسیدن مهاجمان به فاصله‌ای کوتاه آتش خود را نگه داشتند و سپس با تفنگ و توپ به آنان شلیک کردند. گروهی از سواران کوشیدند از فضای میان دو لشکر عبور کنند، اما در معرض آتش از دو جهت قرار گرفتند.[۵][۳]

تصویری از نبرد اهرام در مجموعهٔ موزه متروپولیتن هنر. آثار تصویری اروپایی نبرد معمولاً بر برخورد سواران مملوک با صفوف منظم فرانسوی تمرکز دارند.

توانایی فردی سواران مملوک در این مرحله نتوانست مزیت تاکتیکی مشخصی ایجاد کند. گروه‌هایی از آنان به خطوط فرانسوی نزدیک شدند و درگیری‌های بسیار نزدیک نیز رخ داد، اما چهارگوش‌ها انسجام خود را حفظ کردند. فرانسویان در صورت نزدیک شدن سواره‌نظام از چند ضلع آتش می‌کردند و توپ‌های سبک مستقر در گوشه‌های آرایش نیز با گلوله و ساچمه به مهاجمان شلیک می‌کردند. تکرار حملات تلفات مملوک‌ها را افزایش داد و نیروی حمله به تدریج پراکنده شد.[۱][۳]

ناپلئون هم‌زمان به لشکر بون که نزدیک‌تر به نیل بود فرمان داد مواضع امبابه را مورد حمله قرار دهد. لشکر ویال نیز به گونه‌ای حرکت کرد که ارتباط میان سواره‌نظام مملوک و اردوگاه را دشوار کند. نیروهای بون ابتدا بخشی از آرایش چهارگوش را حفظ کردند و سپس ستون‌های حمله را برای تصرف استحکامات به جلو فرستادند. ژنرال ژان رامپون از فرماندهانی بود که در حمله به خاکریزها نقش داشت.[۵]

توپخانهٔ مدافعان از مواضع امبابه شلیک می‌کرد، اما استقرار ثابت بسیاری از قطعات و سازمان ضعیف‌تر آن‌ها امکان پاسخ به مانور فرانسویان را محدود می‌کرد. گروهی از مملوک‌ها برای مقابله با ستون‌های فرانسوی از مواضع خارج شدند. پیاده‌نظام فرانسه توانست آرایش خود را دوباره ببندد و مهاجمان را با آتش تفنگ و سرنیزه متوقف کند. نیروهای بون و ویال سپس وارد مواضع دفاعی شدند و اردوگاه امبابه فروپاشید.[۵][۱۳]

مرحلهٔ پایانی نبرد با عقب‌نشینی آشفتهٔ بخشی از مدافعان به سوی نیل همراه شد. راه‌های خروج از اردوگاه محدود شده بود و شماری از افراد هنگام تلاش برای عبور از رودخانه غرق شدند. گروه‌های دیگری به سوی جنوب عقب نشستند. مراد بیگ توانست همراه بخشی از سواران باقی‌مانده از میدان خارج شود و راه مصر علیا را در پیش گیرد.[۷][۵]

در سوی شرقی نیل، ابراهیم بیگ و نیروهایش قادر نبودند نتیجهٔ نبرد را تغییر دهند. با روشن شدن ابعاد شکست مراد، آنان نیز آمادهٔ تخلیهٔ قاهره شدند. بنابراین پیروزی در امبابه در همان روز ساختار دفاعی پایتخت را از هم گسست و امکان مقاومت منظم در برابر ورود ارتش فرانسه به قاهره را به شدت کاهش داد.[۷]

تلفات و غنائم

شمار تلفات نبرد یکی از بخش‌های نامطمئن روایت تاریخی آن است. ناپلئون در گزارش رسمی خود ادعا کرد فرانسویان تنها حدود ۲۰ تا ۳۰ کشته و ۱۲۰ زخمی داشته‌اند. او تلفات سواران نخبهٔ مملوک را حدود ۲٬۰۰۰ نفر برآورد کرد. گزارش‌های رسمی نظامی به دلیل نقش تبلیغاتی و سیاسی آن‌ها باید با منابع دیگر مقایسه شوند.[۵]

دیوید چندلر در بررسی نظامی خود رقم ۲۹ کشته و ۲۶۰ زخمی برای فرانسویان را نقل می‌کند. پل استراترن و شماری از نویسندگان بعدی تلفات نیروهای مصر را در سطح بسیار بالاتری برآورد کرده‌اند و رقم‌هایی تا حدود ۱۰ هزار کشته و زخمی نیز در آثار ثانویه دیده می‌شود. تفاوت میان این ارقام از دشواری تفکیک سواران مملوک، پیاده‌نظام محلی، افرادی که در نیل غرق شدند و نیروهایی که پس از فروپاشی اردوگاه کشته شدند ناشی می‌شود.[۴][۳]

منابع مصری نیز تصویر متفاوتی از رویداد ارائه می‌کنند. عبدالرحمن جبرتی، تاریخ‌نگار قاهره که شاهد دورهٔ اشغال فرانسه بود، جزئیات نبرد و پیامدهای آن را از دید جامعهٔ مصر ثبت کرد. پژوهش اوگنیا پروسکایا دربارهٔ منابع عربی نشان می‌دهد که جبرتی شکست را با ضعف سازمان و اعتماد بیش از حد رهبران مملوک مرتبط می‌کرد و روایت او با گزارش‌های پیروزمندانهٔ نظامی فرانسه تفاوت چشمگیری داشت.[۱۴][۱۵]

غنائم فرانسویان نیز قابل توجه بود. ناپلئون در گزارش خود از تصرف بیش از ۴۰۰ شتر حامل بار و حدود ۵۰ قبضه توپ خبر داد. بخشی از ثروت شخصی مملوک‌های کشته‌شده، شامل سلاح، لباس، زین و اشیای گران‌بها، نیز به دست سربازان فرانسوی افتاد. تجهیزات پرزرق و برق سواران مملوک بعدها در خاطرات سربازان و هنر ناپلئونی به یکی از عناصر شناخته‌شدهٔ تصویر این نبرد تبدیل شد.[۵][۱۶]

سقوط قاهره و ادامهٔ مقاومت

شکست مراد بیگ وضعیت سیاسی قاهره را به سرعت تغییر داد. رهبران مملوک و بسیاری از افراد وابسته به آنان در شب پس از نبرد شهر را ترک کردند. مراد به سوی جنوب رفت و ابراهیم بیگ همراه والی عثمانی و گروهی از نیروها به سوی شرق عقب نشست. فرانسویان در روزهای بعد وارد قاهره شدند و مرکز سیاسی و اقتصادی مصر را در اختیار گرفتند.[۸][۷]

یک بازنمایی اروپایی سدهٔ نوزدهم از شکست مملوک‌ها. آثار تصویری بعدی نبرد در شکل‌گیری تصویری قهرمانانه از لشکرکشی ناپلئون نقش داشتند.

ناپلئون پس از ورود به شهر تلاش کرد دستگاهی برای حکومت بر مناطق اشغال‌شده ایجاد کند. او دیوان‌هایی از علما و بزرگان محلی تشکیل داد، مالیات‌ها را سازمان داد و در اعلامیه‌های خود بار دیگر مدعی احترام به اسلام شد. این سیاست با واقعیت اشغال نظامی، نیاز ارتش به منابع، مالیات‌های تازه و دخالت فرانسویان در ادارهٔ شهر همراه بود و رابطهٔ آنان با مردم قاهره به سرعت دچار تنش شد.[۸][۷]

شکست امبابه به معنای نابودی نیروهای مملوک نبود. مراد بیگ شمار قابل توجهی از سواران خود را حفظ کرد و در مصر علیا به بازسازی نیروهایش پرداخت. ناپلئون در اوت لوئی دزه را با چند هزار سرباز برای تعقیب او به جنوب فرستاد. این عملیات نزدیک به دو سال ادامه یافت و نبردهای دیگری در صعید رخ داد. مراد از تحرک بالا، شبکه‌های محلی و فضای جغرافیایی گستردهٔ مصر علیا برای ادامهٔ مقاومت استفاده کرد.[۱۷][۹]

ابراهیم بیگ نیز پس از درگیری‌های بعدی به سوریهٔ عثمانی عقب نشست. دو شبکهٔ مملوکی در سال‌های اشغال فرانسه به شکل‌های مختلف به فعالیت ادامه دادند و پس از خروج فرانسویان بار دیگر در کشمکش برای قدرت مشارکت کردند. سرانجام ظهور محمدعلی پاشا و مبارزات سیاسی و نظامی دههٔ نخست سدهٔ نوزدهم موقعیت مملوک‌ها را به شکلی بنیادی‌تر دگرگون کرد.[۸][۱۸]

محدودیت راهبردی پیروزی

نبرد اهرام از نظر عملیاتی هدف فوری ناپلئون را تحقق بخشید. ارتش اصلی مراد بیگ از مسیر قاهره کنار زده شد و مرکز حکومتی مصر در اختیار فرانسه قرار گرفت. فرانسویان اکنون می‌توانستند از منابع قاهره و دلتای نیل استفاده کنند و برای گسترش کنترل خود به نقاط دیگر کشور نیرو بفرستند. این پیروزی همچنین اعتبار شخصی ناپلئون را در میان ارتش و در تبلیغات بعدی فرانسه افزایش داد.[۶]

جایگاه راهبردی لشکرکشی با این حال وابسته به کنترل دریا بود. ناوگان فرانسه پس از پیاده کردن ارتش در مصر در خلیج ابوقیر لنگر انداخته بود. در ۱ اوت، تنها یازده روز پس از نبرد اهرام، ناوگان بریتانیا به فرماندهی هوریشیو نلسون در نبرد نیل به فرانسویان حمله کرد و بیشتر ناوگان خط فرانسه را نابود یا تصرف کرد. ارتش شرق از آن پس برای نیروی کمکی، تجهیزات و ارتباط منظم با فرانسه با مشکلات بسیار جدی روبه‌رو شد.[۶]

پیروزی امبابه همچنین واکنش عثمانی را متوقف نکرد. دولت فرانسه در آغاز کوشیده بود حمله را علیه مملوک‌ها معرفی کند و از جنگ مستقیم با سلطان پرهیز کند، اما اشغال یکی از مهم‌ترین ایالات عثمانی امکان حفظ این موضع را از میان برد. سلیم سوم در سپتامبر ۱۷۹۸ علیه فرانسه وارد جنگ شد و بریتانیا و عثمانی برای بیرون راندن فرانسویان همکاری کردند.[۸]

در داخل مصر نیز کنترل فرانسه محدود و ناپایدار باقی ماند. قاهره در اکتبر ۱۷۹۸ شاهد شورشی بزرگ علیه اشغالگران بود و مناطق مختلف دلتا و مصر علیا در طول اشغال صحنهٔ مقاومت و عملیات نظامی بودند. بنابراین نبرد اهرام برتری تاکتیکی ارتش فرانسه را آشکار کرد، ولی مسئلهٔ حکومت بر مصر و حفظ ارتباطات راهبردی را حل نکرد. نیروهای فرانسه پس از سه سال جنگ سرانجام در ۱۸۰۱ مصر را تخلیه کردند.[۸][۶]

نام نبرد و روایت ناپلئونی

نام «نبرد اهرام» تا حد زیادی حاصل انتخاب و تبلیغات فرانسوی بود. میدان نبرد در امبابه قرار داشت و در برخی منابع هم‌زمان نیز نبرد با نام این محل ثبت شده است. عنوان اهرام پیوندی مستقیم میان پیروزی نظامی فرانسه و شناخته‌شده‌ترین آثار مصر باستان ایجاد می‌کرد و از همان سال‌های نخست به بخشی از روایت عمومی لشکرکشی تبدیل شد.[۱۶]

مشهورترین عبارت منسوب به ناپلئون نیز به همین فرایند حافظه‌سازی تعلق دارد. جمله‌ای که معمولاً به صورت «از فراز این اهرام، چهل قرن به شما می‌نگرد» نقل می‌شود، در شکل شناخته‌شدهٔ امروزین خود در منابع بعدی رواج یافت. بنیاد ناپلئون اشاره می‌کند که صورت قدیمی‌تر سخن با مضمون نگاه کردن «چهل قرن» از فراز این بناها وجود داشته و روایت سدهٔ نوزدهم آن را به عبارت مشهور کنونی تبدیل کرده است.[۱۶] پژوهش مربوط به سفرنامه‌های آمریکایی نیز یادآوری می‌کند که عبارت مشهور در اسناد نظامی ناپلئون در زمان نبرد ثبت نشده و نخستین نمونه‌های چاپی آن پس از لشکرکشی ظاهر شدند.[۱۹]

بازنمایی سخنرانی ناپلئون پیش از نبرد بر پایهٔ اثر آنتوان ژان گروس. تصویر اهرام و سخنان مشهور منسوب به ناپلئون به اجزای اصلی حافظهٔ هنری نبرد تبدیل شدند.

هنرمندان فرانسوی نیز در ساخت این حافظه نقش داشتند. واتّو اندکی پس از نبرد تصویری از آن پدید آورد و هنرمندانی چون آنتوان ژان گروس و لوئی فرانسوا لژون در سال‌های بعد صحنه‌هایی عظیم و نمایشی از رویارویی ارتش فرانسه و مملوک‌ها خلق کردند. در این آثار، اهرام اغلب بسیار بزرگ‌تر و نزدیک‌تر از موقعیت واقعی آن‌ها در میدان جنگ نشان داده شدند. این انتخاب هنری پیروزی ناپلئون را در برابر پس‌زمینه‌ای از قدمت مصر قرار می‌داد و بر جنبهٔ حماسی روایت تأکید می‌کرد.[۱۶]

از سوی دیگر، منابع عربی معاصر نگاه متفاوتی ارائه می‌کنند. نوشته‌های عبدالرحمن جبرتی و نیکولا الترک تجربهٔ حمله و اشغال را از محیط مصر و مشرق عربی ثبت کرده‌اند. پروسکایا در بررسی تطبیقی این منابع نشان می‌دهد که آنان به ضعف سازمان مملوک‌ها، واکنش مردم، تبلیغات فرانسوی و پیامدهای اجتماعی اشغال توجه داشتند. استفادهٔ هم‌زمان از این روایت‌ها و اسناد فرانسوی امکان می‌دهد تاریخ نبرد از محدودهٔ روایت پیروزی نظامی ناپلئون فراتر رود.[۱۴]

ارزیابی نظامی و تاریخی

در تاریخ نظامی، نبرد اهرام نمونه‌ای شناخته‌شده از کاربرد هماهنگ پیاده‌نظام و توپخانه در برابر سواره‌نظام پرتحرک است. آرایش چهارگوش اختراع ناپلئون نبود و ارتش‌های اروپایی پیش از آن نیز از شکل‌های مشابه برای مقابله با سواره‌نظام استفاده می‌کردند. ویژگی عملیات مصر در مقیاس بزرگ آرایش‌ها و تبدیل هر لشکر به یک واحد بسته و نسبتاً مستقل بود که می‌توانست هم‌زمان حرکت کند، تیراندازی کند و بار و فرماندهی خود را محافظت کند.[۱]

مملوک‌ها از نظر مهارت فردی و سوارکاری نیرویی نیرومند بودند و تجهیزات آنان توجه بسیاری از فرانسویان را جلب کرد. ساختار نبرد جمعی آنان برای شکستن خطوط متراکم و منضبط پیاده‌نظام مجهز به توپخانه مناسب نبود. حملات سواره هنگامی که نتوانستند شکافی در چهارگوش‌ها ایجاد کنند، سواران را در برابر آتش نزدیک و متمرکز قرار دادند. مواضع امبابه نیز نتوانستند پشتیبانی مؤثری برای این حملات فراهم کنند.[۵][۱۶]

پیروزی فرانسه در عین حال نباید به عنوان نابودی فوری ساختار نظامی و سیاسی مملوک‌ها تفسیر شود. مراد بیگ از میدان گریخت و سال‌ها پس از نبرد نیز یکی از بازیگران سیاسی مصر باقی ماند. مملوک‌ها پس از خروج فرانسویان دوباره برای کنترل قاهره و ایالات وارد رقابت شدند. برتری فرانسه در امبابه بیش از همه نشان‌دهندهٔ تفاوت در سازمان میدان نبرد، فرماندهی و کاربرد جمعی آتش بود.[۹][۱۸]

در تاریخ گسترده‌تر خاورمیانه، نبرد بخشی از اشغال سه‌ساله‌ای بود که توجه بسیار گسترده‌ای در تاریخ‌نگاری به خود جلب کرده است. دارل دایکسترا خاطرنشان می‌کند که دورهٔ کوتاه ۱۷۹۸ تا ۱۸۰۱ در مقایسه با طول آن حجم چشمگیری از منابع و پژوهش تولید کرده است. بخشی از این توجه از نقش ناپلئون و فعالیت دانشمندان همراه ارتش ناشی می‌شود و بخشی دیگر به جایگاه لشکرکشی در تاریخ روابط اروپا و مصر، رقابت امپراتوری‌ها و تحولات سیاسی بعدی مصر مربوط است.[۸]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Chandler, David G. (2009). The Campaigns of Napoleon (in انگلیسی). Simon and Schuster. p. 224. ISBN 9781439131039.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  2. ↑ Roberts, Andrew (2015). Napoleon: A Life (in انگلیسی). Penguin. p. 132. ISBN 9780143127857.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  3. 1 2 3 4 5 6 7 Strathern, Paul (2008). Napoleon in Egypt: The Greatest Glory (in انگلیسی). London: Vintage. pp. 119 تا 128. ISBN 9781844139170.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  4. 1 2 Chandler, David G. (2009). The Campaigns of Napoleon (in انگلیسی). Simon and Schuster. p. 226. ISBN 9781439131039.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  5. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 "Bonaparte's despatches from Egypt, Part I". Revue du Souvenir Napoléonien (in انگلیسی). Fondation Napoléon. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  6. 1 2 3 4 5 6 Tchoudinov, Alexander (2023). "The Egyptian Campaign and the Middle East". In Bruno Colson; Alexander Mikaberidze (eds.). The Cambridge History of the Napoleonic Wars, Volume 2: Fighting the Napoleonic Wars (in انگلیسی). Cambridge University Press. pp. 607 تا 626. doi:10.1017/9781108278096.030.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  7. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Cole, Juan (2007). Napoleon's Egypt: Invading the Middle East (in انگلیسی). New York: Palgrave Macmillan. ISBN 9781403964311.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  8. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Dykstra, Darrell (1998). "The French occupation of Egypt, 1798–1801". In M. W. Daly (ed.). The Cambridge History of Egypt, Volume 2: Modern Egypt, from 1517 to the End of the Twentieth Century (in انگلیسی). Cambridge University Press. pp. 113 تا 138. doi:10.1017/CHOL9780521472111.006.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  9. 1 2 3 "The Chase in the Desert: Empires and Civil War in Egypt, 1801–1812". Dangerous Gifts: Imperialism, Security, and Civil Wars in the Levant, 1798–1864 (in انگلیسی). Oxford University Press. 2021.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  10. 1 2 Hathaway, Jane (1995). "The Military Household in Ottoman Egypt". International Journal of Middle East Studies (in انگلیسی). 27 (1): 39 تا 52. doi:10.1017/S0020743800061572.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  11. ↑ Crecelius, Daniel (1998). "Egypt in the eighteenth century". In M. W. Daly (ed.). The Cambridge History of Egypt, Volume 2: Modern Egypt, from 1517 to the End of the Twentieth Century (in انگلیسی). Cambridge University Press. pp. 59 تا 86.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  12. ↑ "Egypt and the Nile Valley". The Cambridge History of Africa (in انگلیسی). Cambridge University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  13. 1 2 3 4 Hourtoulle, François-Guy. "La campagne d'Égypte" (in فرانسوی). Fondation Napoléon. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  14. 1 2 Prusskaya, Evgeniya (2015). "Arab Chronicles as a source for studying Bonaparte's Expedition to Egypt". Napoleonica. La Revue (in انگلیسی) (24): 48 تا 60. doi:10.3917/napo.024.0048.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  15. ↑ al-Jabarti, Abd al-Rahman (1975). Shmuel Moreh (ed.). Al-Jabarti's Chronicle of the First Seven Months of the French Occupation of Egypt (in انگلیسی). Leiden: E. J. Brill. ISBN 9789004038813.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  16. 1 2 3 4 5 "A Mamluk's harness" (in انگلیسی). Fondation Napoléon. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  17. ↑ "DESAIX, Louis-Charles-Antoine, général" (in فرانسوی). Fondation Napoléon. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  18. 1 2 "Egypt to c. 1919". The New Cambridge History of Islam (in انگلیسی). Cambridge University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  19. ↑ "Napoleon and the French Savants in Egypt". American Travelers on the Nile: Early US Visitors to Egypt, 1774–1839 (in انگلیسی). American University in Cairo Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)

منابع

  • Chandler, David G. (2009). The Campaigns of Napoleon (in انگلیسی). Simon and Schuster. ISBN 9781439131039.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Cole, Juan (2007). Napoleon's Egypt: Invading the Middle East (in انگلیسی). New York: Palgrave Macmillan. ISBN 9781403964311.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Crecelius, Daniel (1998). "Egypt in the eighteenth century". In M. W. Daly (ed.). The Cambridge History of Egypt, Volume 2: Modern Egypt, from 1517 to the End of the Twentieth Century (in انگلیسی). Cambridge University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Dykstra, Darrell (1998). "The French occupation of Egypt, 1798–1801". In M. W. Daly (ed.). The Cambridge History of Egypt, Volume 2: Modern Egypt, from 1517 to the End of the Twentieth Century (in انگلیسی). Cambridge University Press. pp. 113 تا 138. doi:10.1017/CHOL9780521472111.006.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • al-Jabarti, Abd al-Rahman (1975). Shmuel Moreh (ed.). Al-Jabarti's Chronicle of the First Seven Months of the French Occupation of Egypt (in انگلیسی). Leiden: E. J. Brill. ISBN 9789004038813.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Roberts, Andrew (2015). Napoleon: A Life (in انگلیسی). Penguin. ISBN 9780143127857.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Strathern, Paul (2008). Napoleon in Egypt: The Greatest Glory (in انگلیسی). London: Vintage. ISBN 9781844139170.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Tchoudinov, Alexander (2023). "The Egyptian Campaign and the Middle East". In Bruno Colson; Alexander Mikaberidze (eds.). The Cambridge History of the Napoleonic Wars, Volume 2: Fighting the Napoleonic Wars (in انگلیسی). Cambridge University Press. pp. 607 تا 626. doi:10.1017/9781108278096.030.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)

پیوند به بیرون