نخستین لشکرکشی اردشیر بابکان به میانرودان

First Mesopotamian campaign of Ardashir I
بخشی از جنگ‌های ایران و روم

اردشیر بابکان در نقش رستم، تاج پادشاهی را از اهورامزدا دریافت می‌کند.
تاریخ229 – 233 AD
موقعیت
نتایج بی‌فرجام[۱]
طرف‌های درگیر
ساسانیان امپراتوری روم
فرماندهان و رهبران
اردشیر بابکان الکساندر سوروس
قوا
صد هزار سرباز در راستای خطوط خاوری

نخستین لشگرکشی اردشیر بابکان به میانرودان، بخشی از دوره تازه‌ای از جنگ‌ها میان رومیان و ساسانیان را نشان می‌داد. جنگ میان امپراتوری روم به رهبری امپراتور الکساندر سوروس (۲۲۲–۲۳۵) و شاهنشاهی ساسانی به رهبری اردشیر بابکان (۲۲۴–۲۴۱)، از سال ۲۲۹ تا ۲۳۳ میلادی به درازا انجامید.[۲]

زمینهٔ تاریخی

میان سال‌های ۲۲۴ تا ۲۲۶/۲۲۷ رویدادی برجسته و سرنوشت‌ساز پیوند میان امپراتوری روم و امپراتوری ایران را دگرگون ساخت: در خاور، واپسین فرمانروای اشکانی، اردوان چهارم، پس از شکست در «سه نبرد» برانداخته شد و شورشی‌ای به نام اردشیر بابکان، دودمان ساسانی را بنیاد نهاد؛ دودمانی که تا سدهٔ هفتم میلادی هماورد خاوری رومیان بود. از سال ۲۲۹/۲۳۰ میلادی، ساسانیان و رومیان نخستین‌بار با یکدیگر درگیر شدند. اردشیر یکم نخستین شاه پارسی (و نه پارتی) بود که یارای یورش بر پادشاهی اشکانیان را داشت و نخستین کسی بود که توانست امپراتوری را برای ایرانیان بازپس گیرد.[۳]

در سوی روم، دودمان نوپای سورانی که میان پایان سدهٔ دوم و دو دههٔ آغازین سدهٔ سوم میلادی (۱۹۳ تا ۲۳۵) بر امپراتوری روم فرمان می‌راند ــ با یک گسست کوتاه در زمان ماکرینوس (۲۱۷–۲۱۸) ــ و نیای آن سپتیمیوس سوروس بود، اینک در دست امپراتوری جوان به نام الکساندر سوروس بود. او پس از چند سال کشته‌شد و واپسین بازماندهٔ آن دودمان گردید. این دودمان تازه بر خاکستر دوران طولانی جنگ‌های درون‌کشوری پدید آمده بود، زمانی که سه مدعی دیگر جز سپتیمیوس سوروس (دیدیوس ژولیانوس، پسنیوس نیگر و کلودیوس آلبینوس) برای تاج‌وتخت با یکدیگر جنگیدند.

ریشه جنگ

ریشه جنگ، خواست امپراتوری ساسانی بود که خود را وارث پارسیان می‌دانست و خواهان در دست داشتن سراسر شاهنشاهی هخامنشی، از جمله سرزمین‌هایی بود که اکنون در دست روم بود: آسیای کوچک و خاور نزدیک تا دریای اژه.

اردشیر بابکان بر این باور بود که سراسر قاره‌ای که در برابر اروپا جای دارد و دریای اژه و دریای مرمره آن را از اروپا جدا می‌سازد، و همچنین سرزمینی که «آسیا» نامیده می‌شود، از آنِ اوست به حق پرودگار، می‌خواست آن را برای شاهنشاهی ایران بازستاند. او بازگو کرد همهٔ سرزمین‌های میان ایونیه و کاریه در گذشته به دست ساتراپ‌های ایرانی گردانده می‌شدند، از زمان کوروش بزرگ ــ که نخست فرمانروایی را از مادها به پارسیان جابجا کرد ــ تا داریوش سوم، واپسین شاه پارسی، که فرمانروایی‌اش به دست اسکندر مقدونی نابود شد. از این رو به گمان او درست بود که آن پادشاهی بار دیگر برای ایرانیان بازسازی و یکپارچه گردد.[۴]

نیروهای آوردگاه

شاهنشاهی ساسانی

به درستی آشکار نیست که شاهنشاهی ساسانی چند سرباز و چگونه سپاهی را به آوردگاه می‌آورد. کاسیوس دیو (Cassius Dio) بازگو می‌کند که این ارتش بی‌گمان لشکری بزرگ بود و می‌توانست تا نه تنها استان رومی میانرودان (Mesopotamia) که سوریه، در باختر فرات، را نیز به هراس اندازد.

آنچه از این ارتش می‌دانیم این است که مانند ارتش روم، همیشگی نبود و سربازان حرفه‌ای نداشت که به طور منظم برای کار خود دستمزد دریافت کنند. تنها یک بخش کردنِ بهره‌های جنگی در پایان کار دیده می‌شد. بلکه، سامانه همانند فئودالیسم بود؛ اینگونه که برای هر لشکرکشی، بایسته بود ارتشی گذرا دربرگیرنده اشراف در سرکردگی «طوایف» خود، که سپس زیر فرماندهی یک شاهزاده از خاندان شاهی جای می‌گرفتند، گردآوری شود. پس نه افسران کارآزموده جنگی بودند که پیوسته کار کنند، و نه یک سامانه پایدار برای سربازگیری، زیرا یگان‌های لشگری همیشگی دیده نمی‌شدند، اگرچه اشراف فراوانی در ارتش ساسانی بودند. از همین رو، آنها بیشتر، ارتش‌های مزدور را به‌کارگیری می‌کردند.

وارونِ رومیان که پیاده‌نظام را بهتر می‌دانستند ساسانیان بیشتر از کمان و اسب در جنگ بهره‌وری می‌کردند، تا آنجا که گفته می‌شود ساسانیان از کودکی با اسب‌سواری و تیراندازی با کمان بزرگ می‌شدند و زندگی‌شان همیشه در جنگ و شکار بود.

با این همه، وارونِ اشکانیان (پارتیان ارشکی)، ساسانیان تلاش کردند تا در درازای نبرهادی بزرگ، نیروهای خود را برای سال‌های بیشتری پوشیده‌زره نگه دارند، و روند سربازگیری ارتش‌هایشان را تندتر کنند. همچنین، آنها توانستند فن‌های محاصره دشمنان رومی خود را بهتر بیاموزند و در خود بیامیزند، چیزی که هرگز به درستی از پیشینیان خود یادنگرفته بودند.[۵][۶][۶][۷][۸]

امپراتوری روم

این، شناخته شده است که ردیف‌های خاوری ارتش روم، دربرگیرنده نیروهای به‌کارگماشته شده از سوی لژیون‌ها و نیروهای کمکی بود؛ نیروهایی که به گفتهٔ کاسیوس دیو، از دید آیین‌مندی و انگیزه‌مندی برای رویارویی با این خطر تاره خاوری به اندازه بسنده آماده نبودند.[۵]

منابع

  1. ↑ "ARDAŠĪR I i. History". Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی). Retrieved 2025-06-02. The war ended unrewardingly for the Romans, whose early victories were outweighed by later defeats (Herodian 6.5f.); but the result of this first trial of strength was not exactly advantageous to Ardašīr either
  2. ↑ Pat Southern, The Roman Empire: from Severus to Constantine, p. 61.
  3. ↑ هرودین، تاریخ امپراتوری پس از مارکوس آئورلیوس، کتاب ششم، بند ۲٫۶
  4. ↑ هرودین، تاریخ امپراتوری پس از کلودیوس آلبینوس، کتاب ششم، بند ۲٫۲
  5. 1 2 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Dione80,4.1 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  6. 1 2 Herodian, History of the Empire after Marcus Aurelius, VI, 5.3.
  7. ↑ Herodian, History of the Empire after Marcus Aurelius, VI, 5.4.
  8. ↑ Pat Southern, The Roman Empire: from Severus to Constantine, pp. 231-232.