نشانه‌های پیوند

در آغوش گرفتن کسی، نمونه‌ای از نشانه‌های پیوند است، همانطور که عکس‌هایی از چنین اقداماتی نیز نمونه‌ای از این نشانه‌ها هستند.

نشانه‌های پیوند (به انگلیسی: Tie signs) نشانه‌ها، علایم، سیگنال‌ها و نمادهایی هستند که از طریق اعمال افراد و همچنین اشیایی مانند حلقه نامزدی، حلقه‌های عروسی و عکس‌هایی با ماهیت شخصی آشکار می‌شوند که نشان دهنده وجود رابطه بین دو نفر هستند. برای زوج‌های عاشق، نمایش عمومی محبت (PDA) شامل مواردی مانند دست در دست هم گرفتن، دست دور شانه یا کمر شریک زندگی، دوره‌های طولانی تماس فیزیکی، نزدیکی فیزیکی بیش از حد معمول، آرایش شریک زندگی و "صحبت‌های شیرین" همگی نمونه‌هایی از نشانه‌های پیوند رایج هستند.[۱] نشانه‌های پیوند، شرکت‌کنندگان و همچنین افراد خارجی را در مورد ماهیت یک رابطه، وضعیت آن و حتی اینکه یک رابطه در چه مرحله‌ای است، آگاه می‌کند.[۱]

پیشینه

خالکوبی‌ها نمونه‌های رایجی از نشانه‌های پیوند هستند که بیانگر رابطه بین فرد استفاده‌کننده و موضوع خالکوبی هستند.

ابداع اصطلاح «نشانه‌های پیوند» حداقل توسط یک منبع به دزموند موریس، جانورشناس و نویسنده انگلیسی، نسبت داده شده است.[۲] با این حال، اروینگ گافمن (۱۱ ژوئن ۱۹۲۲- ۱۹ نوامبر ۱۹۸۲) جامعه‌شناس کانادایی - آمریکاییِ ، نیز به دلیل استفاده از این اصطلاح در سال ۱۹۵۹، تقریباً دو دهه قبل، مورد توجه قرار گرفته است.[۳]

استفاده

تقریباً هر چیزی می‌تواند یک نشانه پیوند باشد، چه یک عمل باشد و چه یک شیء، بسته به زمینه‌ای که در آن مشاهده می‌شود. در بیشتر موارد، اصطلاح نشانه پیوند به زوج‌های عاشقانه اشاره دارد ولی می‌تواند در مورد گروه‌هایی مانند خانواده‌ها و دوستان نیز صدق کند. علاوه بر این، "نام بردن" نمونه‌ای از یک نوع نشانه پیوند غیر عاشقانه است.[۱] جایی که کسی سعی می‌کند به دیگران بفهماند که رابطه‌ای بین گوینده و شخصی وجود دارد که او نام برده است.

وابستگی به زمینه

دست در دست هم قرار دادن زوج‌ها در ملاءعام یک نشانه پیوند رایج است.

موریس می‌گوید یکی از دشواری‌های مرتبط با درک نشانه‌های پیوند این است که تقریباً هر چیزی می‌تواند بسته به شرایط، به عنوان یکی از آنها در نظر گرفته شود.[۱] برای مثال، اگرچه دست در دست هم دادن یک نشانه پیوند رایج است ولی تفاوت آشکاری بین مرد و زنی که دست در دست هم در محراب عروسی ایستاده‌اند، در مقایسه با پزشک زنی وجود دارد که دست بیمار مرد را در مطب پزشک گرفته است. گافمن این نظر را تکرار می‌کند وقتی می‌گوید: «نشانه پیوند در واقع برای معنای خود به زمینه وابسته است.»[۴]

استفاده از نشانه‌های پیوند در رسانه‌های اجتماعی

«لایک کردن» صفحه فیسبوک کسی نمونه‌ای از نشانه پیوند از طریق رسانه‌های اجتماعی است

ظهور رسانه‌های اجتماعی، مجرای جدیدتری برای نشانه‌های پیوند ایجاد کرده است. علاوه بر پخش تصاویر زوج‌هایی که نشانه‌های سنتی پیوند مانند بوسیدن، دست در دست هم گرفتن، بغل کردن، عکس‌های عروسی و حلقه‌های نامزدی و غیره را نشان می‌دهند، رسانه‌های اجتماعی فرصتی برای سیگنال‌های دیگری مانند "لایک کردن" صفحه کسی یا تگ کردن شخص دیگری در یک عکس فراهم می‌کنند. علاوه بر این، اگرچه ممکن است ناظران شاهد عمل "لایک کردن" در حین انجام آن نباشند ولی شواهد چنین اقداماتی در صفحه گیرنده برای دیگران در طول زمان باقی می‌ماند.

شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد توقف استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای اهداف حفظ رابطه می‌تواند به "بیگانگی و کاهش تنش در رابطه" کمک کند، در حالی که در گذشته مشکلی نبود، صرفاً به این دلیل که فرصت برقراری ارتباط از طریق رسانه‌های اجتماعی وجود نداشت.[۵]

کاربردها

عفیفی و جانسون

ولید ای. عفیفی و میشل ال. جانسون دوستی‌های بین دو جنس (دوستی‌های بین یک مرد و یک زن) و اینکه چگونه استفاده از نشانه‌های پیوند در روابط غیر عاشقانه با همان نشانه‌های پیوند هنگام استفاده در روابط عاشقانه بین دو جنس متفاوت است را بررسی کردند. به عنوان مثال، بغل کردن به عنوان سلام و احوالپرسی، یک نشانه پیوند پذیرفته شده برای دوستی بین دو جنس و همچنین روابط عاشقانه بین دو جنس است. عفیفی و جانسون به برخی تفاوت‌ها بین دو جنس در معانی پشت نشانه‌های پیوند در شرایط خاص اشاره می‌کنند.[۶] به عنوان مثال، زنان، بیشتر از مردان، اظهار داشتند که استفاده از نشانه‌های پیوند برای "ابراز شمول و صمیمیت" در نظر گرفته شده است.[۶] عفیفی و جانسون همچنین اظهار می‌کنند که نشانه‌های پیوند کمتر آشکار، حتی با آگاهی از زمینه و وضعیت فعلی رابطه، اغلب مبهم هستند. به همین دلیل است که اروینگ گافمن استدلال می‌کند که نشانه‌های پیوند ماهیتاً آموزنده است و نه نوعی ارتباط یا زبان که بتواند به تنهایی پابرجا باشد.[۴]

گافمن

مانند موریس، کار گافمن روی نشانه‌های پیوند، که در سال ۱۹۷۱ حق نشر آن محفوظ ماند،[۴] بیشتر توصیفی بود تا مبتنی بر پژوهش زیرا او در حال تعریف یک مفهوم جدید بود. با این کار، گافمن بر روابط بین دو نفر (دوتایی) تمرکز می‌کند و به شرکت‌کنندگان هم به عنوان "میخ‌ها" و هم "اهداف" اشاره می‌کند که در "روابط لنگر انداخته" به هم متصل شده‌اند.[۴] و همچنین نحوه‌ای که اعمال عمدی و غیرعمدی که توسط این زوج نشان داده می‌شود، وضعیت فعلی رابطه آنها را منعکس می‌کند. گافمن استدلال می‌کند که نشانه‌های پیوند "اصطلاحات آیینی" هستند.[۴] که حاوی اطلاعاتی هستند که در تضاد با یک پیام خاص هستند، تا حد زیادی به این دلیل که نشانه‌های پیوند اغلب مستعد تفسیرهای نادرست هستند.[۴] به نوبه خود، ناظران شخص ثالث تمایل دارند به دنبال نشانه‌های پیوند اضافی باشند تا سوءظن‌های خود را در مورد موضوعاتی که مشاهده می‌کنند تأیید یا رد کنند. گافمن نشانه‌های پیوند را به سه دسته مجزا تقسیم می‌کند:[۴]

  1. آیین‌ها: اینها نشانه‌های پیوند درونی بین افراد در یک رابطه هستند. به عنوان مثال، در یک رابطه جدید، که در آن طرفین با گرفتن دست، حفظ تماس چشمی طولانی مدت و غیره، توجه بیشتری به یکدیگر نشان می‌دهند.[۴] نشانه‌های پیوندهای آیینی می‌توانند ظریف یا آشکار باشند ولی اگرچه ممکن است برای افراد خارجی قابل درک باشند ولی بین شرکت‌کنندگان به سمت داخل هدایت می‌شوند.
  2. نشانگرها: همانطور که از نامشان پیداست، این نوع نشانه‌های پیوند آشکارتر هستند و توسط حداقل یکی از شرکت‌کنندگان در یک رابطه در نظر گرفته شده‌اند تا توسط دیگران تفسیر شوند که نوعی رابطه وجود دارد.[۴]
  3. علامت های تغییر: چیزهایی مانند عروسی و تولد نمونه‌هایی از سیگنال‌های تغییر هستند. علایم تغییر همچنین عموماً شامل این می‌شوند که یکی از طرفین رابطه، بخش خوبی از رابطه را بدیهی بداند، یا به قول گافمن، «گرفتن آزادی».[۴] به عنوان مثال، دادن کت یا کیف به شریک بدون پرسیدن، و بدون اینکه لحظه‌ای در مورد این عمل فکر کند، نمونه‌ای از یک «میخ» رابطه‌ای است که نشان می‌دهد رابطه‌ای با دیگری وجود دارد.

گوئررو و اندرسون

لورا کی. گوئررو و پیتر ای. اندرسن پژوهش کردند که چگونه اجتناب از لمس، مراحل مختلف روابط عاشقانه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.[۷] نتایج گوئررو و اندرسون به وضوح نشان می‌دهد که پس از رسیدن رابطه به مرحله "پایدار"، کاهش چشمگیری در لمس بین زوجین رخ می‌دهد. پژوهش های نویسندگان مشخص نمی‌کند که آیا کاهش لمس کردن پس از رسیدن به شرایط «پایدار» به این دلیل است که لمس کردن به اندازه زمانی که رابطه هنوز در حال شکل‌گیری است، مورد نیاز نیست، یا اینکه نیاز یا تمایل به لمس کردن در ملاء عام با افزایش تماس فیزیکی در خلوت جایگزین می‌شود،[۷] یا با ارتباطات و حرکات کمتر آشکار مانند نگاه‌های آگاهانه بین زوج‌ها.[۱][۴]

کار گوئررو و اندرسون از ادعای موریس مبنی بر اینکه نشانه‌های پیوند با بلوغ روابط، فراوانی و صمیمیت را کاهش می‌دهند، پشتیبانی می‌کند.[۱]

اروینگ گافمن از این روند به عنوان «آزادی گرفتن» یاد می‌کند.[۱] شاید تا حدودی برخلاف ظاهرش، عدم لمس بین یک «جفت لنگر انداخته»[۴] همچنین یک نشانه پیوند است که می‌تواند نشان دهد رابطه یک زوج در مرحله بلوغ و پایداری است. [۱][۴][۷]

دزموند موریس

موریس

کار دزموند موریس با نشانه‌های پیوند، مانند گافمن، ماهیت توصیفی‌تری داشت، زیرا او در حال توصیف یک مفهوم جدید بود، برخلاف پژوهش های دیگران که پس از او انجام شد. موریس نشانه پیوند را به عنوان "هر عملی که بیانگر وجود یک رابطه شخصی است" تعریف می‌کند.[۱] علاوه بر این، او تعریف خود را با گنجاندن اشیایی مانند حلقه نامزدی، عکس‌های خانوادگی و خالکوبی، و همچنین "نشانه‌های غیرمستقیم پیوند"[۱] همانند زوجی که بعد از شام دسر را با هم به اشتراک می‌گذارند، و "نشانه‌های مستقیم پیوند"[۱] همانند حفظ نزدیکی به یکدیگر، تمام کردن جملات یکدیگر و تماس بدنی طولانی و مکرر، گسترش می‌دهد.[۱]

سوسیک و بازارووا

ویکتوریا شواندا سوسیک و ناتالیا بازارووا در مورد حفظ رابطه از طریق شبکه‌های اجتماعی، از جمله افزایش حس «در ارتباط ماندن» و فراوانی تماس، پژوهش کردند.[۵] حتی با وجود اشاره به کاهش تلاش یا «هزینه حفظ رابطه»[۵] نویسندگان استدلال می‌کنند که فعالیت در صفحه رسانه‌های اجتماعی یک آشنا همچنان به عنوان نشانه‌ای از یک رابطه مشترک عمل می‌کند. سوسیک و بازارووا همچنین استدلال می‌کنند که سلسله مراتبی از سیگنال‌ها در دسترس هستند، از جمله نظرات شخصی‌تر و کتبی که به صورت عمومی یا خصوصی ارسال می‌شوند، «لایک کردن» چیزی در صفحه رسانه اجتماعی شخص دیگر، تگ کردن شخص دیگر هنگام فعالیت در صفحات دیگر و غیره.[۵] دو تفاوت بین نشانه پیوند حضوری و نشانه پیوند در یک محیط رسانه اجتماعی عبارتند از: اول - اندازه بالقوه بیشتر مخاطبان، و دوم - ماندگاری نشانه‌های پیوند که در گذشته ایجاد شده‌اند و به نوبه خود، سیگنالی طولانی مدت برای هر کسی که آن را می‌بیند مبنی بر وجود یک رابطه ایجاد می‌کنند.

تانگ و والتر

در کتاب «ارتباطات کامپیوتری در روابط شخصی» نوشته رایت و وب،[۸] استفانی تام تانگ و جوزف والتر بررسی می‌کنند که آیا فعالیت رسانه‌های اجتماعی به حفظ رابطه بین افرادی که از نظر جغرافیایی پراکنده نیستند و به هر نحوی با یکدیگر ارتباط اجتماعی دارند، کمک می‌کند یا خیر. حتی اگر افراد ممکن است خارج از رسانه‌های اجتماعی رابطه‌ای داشته باشند، اغلب ترجیح می‌دهند با نشانه‌های ارتباطی که از طریق پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی ارائه می‌شوند، به دیگران نشان دهند که رابطه‌ای وجود دارد.[۸]

نقد

در «روابط در ملاءعام»، گافمن اذعان می‌کند که بررسی او از نشانه‌های پیوند بر جامعه غربی آن زمان، به ویژه «آمریکایی‌های طبقه متوسط» متمرکز است.[۴]

پانویس

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 موریس, دزموند (1977). دیده‌بانی انسان: راهنمای میدانی برای رفتار انسان. نیویورک, NY: H.N. Abrams. pp. 86–91. ISBN 978-0810913103.
  2. "Oxford Reference". oxfordreference.com. Retrieved 12 June 2018.
  3. Duck, Steve (2011). بازنگری در روابط. Sage. pp. 91. ISBN 978-1-4129-5876-9.
  4. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 اروینگ, گافمن (1972). روابط در ملاءعام؛ مطالعات خرد نظم عمومی. نیویورک: هارپر و رو. ISBN 978-0060902766. OCLC 1433020.
  5. 1 2 3 4 Sosik, Victoria Schwanda; Bazarova, Natalya N. (2014). "Relational maintenance on social network sites: How Facebook communication predicts relational escalation". Computers in Human Behavior. 35: 124–131. doi:10.1016/j.chb.2014.02.044. ISSN 0747-5632.
  6. 1 2 Afifi, Walid A.; Johnson, Michelle L. (1999). "The Use and Interpretation of Tie Signs in a Public Environment: Relationship and Sex Differences". Journal of Social and Personal Relations. 16 (1): 9–38. doi:10.1177/0265407599161002. ISSN 0265-4075. S2CID 145757367.
  7. 1 2 3 Guerrero, Laura K.; Andersen, Peter A. (1991). "The Waxing of Relational Intimacy: Touch as a Function of Relation Stage, Gender and Touch Avoidance". Journal of Social and Personal Relations. 8 (2): 147–165. doi:10.1177/0265407591082001. ISSN 0265-4075. S2CID 144087996.
  8. 1 2 Computer-mediated communication in personal relationships. Wright, Kevin B., Webb, Lynne M. New York: Peter Lang. 2011. ISBN 978-1433110818. OCLC 667213140.{{cite book}}: نگهداری CS1: سایر موارد (link)