نظریه بینفردی خودکشی
نظریهٔ بینفردی خودکشی تلاشی است برای توضیح اینکه چرا برخی افراد دست به خودکشی میزنند و شناسایی افرادی که در معرض خطر قرار دارند. این نظریه توسط توماس جوینر مطرح شد و بهطور مفصل در کتاب چرا مردم بر اثر خودکشی میمیرند شرح داده شده است.[۱]
این نظریه از سه مولفه تشکیل شده است که در کنار هم میتوانند به اقدام به خودکشی منجر شوند. بر اساس این چارچوب، همزمانی ناکامی در تعلق اجتماعی و احساس سرباربودن ادراکشده باعث شکلگیری میل به خودکشی میشود. با این حال، وجود میل به خودکشی بهتنهایی برای وقوع مرگ بر اثر خودکشی کافی نیست. جوینر استدلال میکند که فرد باید توانایی اکتسابی لازم را نیز برای غلبه بر ترس طبیعی از مرگ بهدست آورده باشد.
عوامل خطر متعددی با رفتار خودکشی مرتبط دانسته شدهاند و نظریههای گوناگونی این عوامل شناختهشده را در خود ادغام کردهاند. با این حال، تعداد کمی از این نظریهها میتوانند تمام پدیدههای مرتبط با رفتار خودکشی را بهخوبی نظریهٔ بینفردی خودکشی توضیح دهند. یکی از نقاط قوت این نظریه، قابلیت آزمون تجربی آن است، زیرا بهگونهای صورتبندی شده که امکان ابطالپذیری دارد. پژوهشهای متعددی دستکم حمایت نسبی از این نظریه را نشان دادهاند.[۲][۳]
مرور نظاممند ۶۶ مطالعه مبتنی بر این نظریه نشان داده است که رابطهٔ احساس سرباربودن ادراکشده با افکار خودکشی، بیشترین میزان آزمون و بیشترین حمایت تجربی را داشته است. سایر پیشبینیهای نظریه، بهویژه در زمینهٔ اثرات تعاملی بحرانی، حمایت ضعیفتری دریافت کردهاند.[۴]
میل به خودکشی
ناکامی در تعلق اجتماعی
تعلق اجتماعی، یعنی احساس پذیرفتهشدن از سوی دیگران، بهعنوان یکی از نیازهای بنیادین انسان در نظر گرفته میشود که برای سلامت و بهزیستی روانی فرد ضروری است.[۵]
افزایش ارتباط اجتماعی که سازهای مرتبط با تعلق اجتماعی است، با کاهش خطر خودکشی همراه بوده است. بهطور مشخص، متاهلبودن، داشتن فرزند و داشتن دوستان بیشتر با کاهش خطر رفتار خودکشی ارتباط دارد.[۶]
همچنین نشان داده شده است که همبستگی جمعی، مانند گردهمایی برای رویدادهای ورزشی یا جشنها، میتواند اثر پیشگیرانه داشته باشد.[۷]
در مقابل، انزوای اجتماعی اغلب در افرادی گزارش شده است که پیش از مرگ بر اثر خودکشی، از آن رنج میبردهاند.[۸]
احساس سرباربودن ادراکشده
احساس سرباربودن ادراکشده به وضعیتی اشاره دارد که فرد خود را باری بر دوش دیگران یا جامعه تلقی میکند. جوینر این مفهوم را با این باور توصیف میکند که مرگ من ارزشی بیش از زندگی من دارد. [۹]
بیکاری، مشکلات پزشکی یا سلامتی و زندانیشدن از جمله شرایطی هستند که میتوانند این احساس را در فرد ایجاد کنند. باید توجه داشت که این احساس سرباربودن، احساسی است که توسط خود فرد حس میشود و اغلب باوری نادرست محسوب میشود. بر اساس نظریه، هنگامی که ناکامی در تعلق اجتماعی و احساس سرباربودن ادراکشده بهطور همزمان وجود داشته باشند و فرد آنها را پایدار و تغییرناپذیر تلقی کند، میل فعال به خودکشی شکل میگیرد.[۱۰]
توانایی اکتسابی
جوینر این مولفه را توانایی اکتسابی مینامد زیرا انسانها با آن زاده نمیشوند. ترس از مرگ یک غریزهٔ طبیعی و قدرتمند است. طبق این نظریه، مواجههٔ مکرر با درد جسمی یا تجربههای تحریککنندهٔ زندگی میتواند این ترس را تضعیف کند و به بیباکی و کاهش حساسیت به درد بینجامد.
این تجربهها میتوانند شامل آسیب دوران کودکی، مشاهدهٔ رویدادهای آسیبزا، ابتلا به بیماریهای شدید یا دچار شدن به خودآزاری باشند.[۱۱]
این فرایند باعث خوگیری نسبت به محرکهای دردناک میشود و توانایی فرد برای انجام رفتارهای خودکشی را افزایش میدهد. این مولفه در شناسایی افرادی که احتمال اقدام یا مرگ بر اثر خودکشی در آنها بیشتر است اهمیت ویژهای دارد. برای نمونه، برخی مشاغل مانند نظامیان، جراحان و نیروهای پلیس در معرض درد جسمی یا تجربههای تحریککننده قرار دارند. بهویژه، نظامیانی که سابقهٔ حضور در جنگ دارند، اغلب با جراحتهای شدید و مرگ دیگران مواجه شدهاند و نسبت به ترس از تجربههای دردناک خو گرفتهاند.[۱۲]
همچنین دادهها نشان میدهند که سابقهٔ اقدام به خودکشی قویترین پیشبینیکنندهٔ اقدامهای بعدی است.[۱۳][۱۴]
پیامدها
مطالعهای مبتنی بر پیمایش جمعیتی گسترده نشان داده است که تعامل میان ناکامی در تعلق اجتماعی و احساس سرباربودن ادراکشده، افکار خودکشی را پیشبینی میکند و ترکیب افکار خودکشی با توانایی اکتسابی، با برنامهریزی و اقدام واقعی به خودکشی مرتبط است.[۱۵]
این نظریه عواملی را مشخص میکند که متخصصان بالینی باید برای ارزیابی خطر خودکشی بررسی کنند و همچنین اهدافی را برای پیشگیری و درمان پیشنهاد میدهد.[۱۶]
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ Joiner، T. E. (۲۰۰۵). Why People Die by Suicide. Cambridge, MA: Harvard University Press.
- ↑ Van Orden، K. A. (۲۰۱۰). «The interpersonal-psychological theory of suicidal behavior». Psychological Review. ۱۱۷ (۲): ۵۷۵–۶۰۰.
- ↑ Joiner، T. E. (۲۰۰۹). «Main predictions of the interpersonal-psychological theory of suicidal behavior». Journal of Abnormal Psychology. ۱۱۸ (۳): ۶۳۴.
- ↑ Ma، Jennifer (۲۰۱۶). «A systematic review of the predictions of the Interpersonal–Psychological Theory of Suicidal Behavior». Clinical Psychology Review. ۴۶: ۳۴–۴۵. doi:10.1016/j.cpr.2016.04.008. PMID 27155061.
- ↑ Baumeister، R. F. (۱۹۹۵). «The need to belong». Psychological Bulletin. ۱۱۷: ۴۹۷–۵۲۹.
- ↑ Hoyer، G. (۱۹۹۳). «Suicide among women related to number of children in marriage». Archives of General Psychiatry. ۵۰: ۱۳۴–۱۳۷.
- ↑ Joiner، T. E. (۲۰۰۷). «Pulling together is associated with lower suicide rates». Journal of Social and Clinical Psychology. ۲۵: ۱۸۰–۱۹۶.
- ↑ Trout، D. L. (۱۹۸۰). «The role of social isolation in suicide». Suicide and Life-Threatening Behavior. ۱۰: ۱۰–۲۳.
- ↑ Borowsky، I. W. (۲۰۰۱). «Adolescent suicide attempts: risks and protectors». Pediatrics. ۱۰۷ (۳): ۴۸۵–۴۹۳. doi:10.1542/peds.107.3.485. PMID 11230600.
- ↑ Kessler، R. C. (۱۹۹۹). «Prevalence of and risk factors for lifetime suicide attempts in the National Comorbidity Survey». Archives of General Psychiatry. ۵۶ (۷): ۶۱۷–۶۲۶. doi:10.1001/archpsyc.56.7.617. PMID 10401507.
- ↑ Joiner، T. E. (۲۰۱۰). «Overcoming the fear of lethal injury». Clinical Psychology Review. ۳۰ (۳): ۲۹۸–۳۰۷. doi:10.1016/j.cpr.2009.12.004.
- ↑ Joiner، T. E. (۲۰۰۵). Why People Die by Suicide. Cambridge, MA: Harvard University Press.
- ↑ Borowsky، I. W. (۲۰۰۱). «Adolescent suicide attempts». Pediatrics. ۱۰۷ (۳): ۴۸۵–۴۹۳.
- ↑ Kessler، R. C. (۱۹۹۹). «Prevalence and risk factors for lifetime suicide attempts». Archives of General Psychiatry. ۵۶ (۷): ۶۱۷–۶۲۶.
- ↑ Christensen، H. (۲۰۱۳). «A test of the interpersonal theory of suicide». Journal of Affective Disorders. ۱۴۴ (۳): ۲۲۵–۲۳۴. doi:10.1016/j.jad.2012.07.002.
- ↑ Stellrecht، N. E. (۲۰۰۶). «Clinical applications of the interpersonal-psychological theory». Journal of Clinical Psychology. ۶۲ (۲): ۲۱۱–۲۲۲.