نظریه عاطفه

نظریهٔ عاطفه (به انگلیسی: Affect Theory) یک حوزهٔ نظری میان‌رشته‌ای در فلسفه، روان‌شناسی و مطالعات فرهنگی است که به بررسی «عواطف» (Affects) می‌پردازد. این نظریه، «عاطفه» را از «هیجان» (Emotion) و «احساس» (Feeling) متمایز می‌کند. در این دیدگاه، عاطفه به مثابهٔ یک نیروی بدنی، غیرارادی، پیش-شناختی (pre-cognitive) و پیش-شخصی (pre-personal) تعریف می‌شود؛ یک «شدت» (intensity) یا ظرفیتِ «تأثیر گذاشتن و تأثیر پذیرفتن» (to affect and be affected)[۱].

در مقابل، «هیجان» (مانند خشم، شادی، ترس) به عنوان تفسیرِ شناختی، نام‌گذاری‌شده و اجتماعی‌شدهٔ آن شدتِ بدنی در نظر گرفته می‌شود. به عبارت دیگر، عاطفه آن چیزی است که پیش از زبان و آگاهی رخ می‌دهد، در حالی که هیجان، «دستگیر کردن» و «معنا بخشیدن» به آن عاطفه در یک چارچوب روایی و اجتماعی است[۲].

بنیان‌های نظری

نظریهٔ عاطفه معاصر عمدتاً بر دو سنت فکری متفاوت استوار است:

۱. سنت روان‌شناختی: سیلوان تامکینز

سیلوان تامکینز (Silvan Tomkins)، روان‌شناس و نظریه‌پرداز آمریکایی، یکی از پایه‌گذاران اصلی این حوزه محسوب می‌شود. تامکینز در مجموعهٔ چهار جلدی خود Affect Imagery Consciousness (۱۹۶۲-۱۹۹۲)، استدلال کرد که «عواطف» (Affects) و نه «سائقه‌ها» (Drives) (مانند سائقه‌های فرویدی)، انگیزاننده‌های اصلی حیات انسانی هستند. او ۹ عاطفهٔ بنیادین و زیستی (مانند علاقه-هیجان، لذت-شادی، شگفتی، ترس-وحشت، خشم-غضب، شرم-تحقیر) را شناسایی کرد که به صورت برنامه‌هایی فطری در بدن عمل می‌کنند و به محرک‌ها پاسخ می‌دهند[۳]. کارهای تامکینز بعدها، به ویژه توسط ایو سجویک (Eve Kosofsky Sedgwick) در نظریه فراهنجار (Queer Theory) مورد توجه قرار گرفت[۴].

۲. سنت فلسفی: اسپینوزا و دلوز

ریشهٔ دوم این نظریه به فلسفه قاره‌ای، به ویژه بازخوانی ژیل دلوز از آثار باروخ اسپینوزا بازمی‌گردد. اسپینوزا میان Affectio (یک حالت خاص یا احساس نام‌گذاری‌شده) و Affectus (ظرفیت مستمر بدن برای تأثیر پذیرفتن یا تأثیر گذاشتن) تمایز قائل شد[۵].

دلوز و فلیکس گاتاری این ایده را در کتاب هزار فلات (۱۹۸۰) گسترش دادند. از دیدگاه آن‌ها، عاطفه نیرویی غیرشخصی و مستقل از سوژه است. عاطفه آن چیزی است که از بدنی به بدن دیگر منتقل می‌شود (مانند ترس در یک جمعیت) و ظرفیت‌های بدن برای کنش را افزایش یا کاهش می‌دهد. در این دیدگاه، عاطفه کاملاً از شناخت و شخص جدا است؛ یک «شدت» ناب که در ریخت‌شناسی‌های مختلف جریان می‌یابد[۶].

تمایز کلیدی: عاطفه در برابر هیجان

تمایز میان عاطفه و هیجان، هستهٔ اصلی این نظریه است:

  • عاطفه (Affect):
   *پیش-شناختی و بدنی: یک واکنش خودگردان در بدن است (مانند سرخ شدن، افزایش ضربان قلب، «دل‌شوره»).
   *شدت (Intensity):قابل اندازه‌گیری نیست، بلکه بر اساس شدت و ضعف سنجیده می‌شود.
   *پیش-شخصی: پیش از آن رخ می‌دهد که «من» (سوژه) آن را به عنوان «احساسِ من» شناسایی کند.
   *استقلال (Autonomy):دارای منطق و پویایی خاص خود است و لزوماً تابع شناخت نیست. برایان ماسومی استدلال می‌کند که یک «وقفهٔ نیم‌ثانیه‌ای» میان واکنش عاطفی بدن و درک شناختی آن وجود دارد[۷].
  • هیجان (Emotion):
   *شناختی و اجتماعی:نتیجهٔ تفسیر و نام‌گذاریِ شناختیِ آن شدتِ بدنی است.
   *کیفیت (Quality):دارای یک نام و کیفیت مشخص است (خشم، غم، شادی).
   *شخصی:به یک سوژه یا «من» نسبت داده می‌شود (من عصبانی هستم).
   *اجتماعی‌شده:ما یادمی‌گیریم که چگونه عواطف خود را بر اساس هنجارهای فرهنگی به هیجانات خاصی ترجمه کنیم.


چرخش عاطفی (The Affective Turn)

از اواخر دههٔ ۱۹۹۰، علاقه‌ای دوباره به این مفاهیم در علوم انسانی و علوم اجتماعی شکل گرفت که به «چرخش عاطفی» (The Affective Turn) مشهور شد[۸]. این چرخش، واکنشی بود به تسلط نظریه‌های متمرکز بر زبان، گفتمان و ساختارگرایی (که تجربهٔ زیسته و بدن را نادیده می‌گرفتند). نظریه‌پردازان «چرخش عاطفی» استدلال می‌کنند که برای درک کامل پدیده‌های اجتماعی مانند قدرت، سیاست و فرهنگ، دیگر نمی‌توان تنها به تحلیل «معنا» و «بازنمایی» بسنده کرد، بلکه باید به تحلیل «شدت‌ها» و «انتقال‌های عاطفی» نیز پرداخت.

برای مثال، در تحلیل سیاسی، این نظریه بررسی می‌کند که چگونه پوپولیسم سیاسی، نه از طریق اقناع منطقی، بلکه از طریق بسیج و انتقال عواطف جمعی (مانند خشم، ترس یا حس تعلق) عمل می‌کند[۹].

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ Gregg, M., & Seigworth, G. J. (Eds.). (2010). The Affect Theory Reader. Duke University Press. p. 1. ISBN 978-0822347767.
  2. ↑ Massumi, B. (2002). Parables for the Virtual: Movement, Affect, Sensation. Duke University Press. p. 28. ISBN 978-0822328971.
  3. ↑ Tomkins, S. S. (1962). Affect Imagery Consciousness: Volume I, The Positive Affects. Springer Publishing. pp. 243-248. ISBN 978-0826104427.
  4. ↑ Sedgwick, E. K. (2003). Touching Feeling: Affect, Pedagogy, Performativity. Duke University Press. p. 19. ISBN 978-0822330158.
  5. ↑ Deleuze, G. (1988). Spinoza: Practical Philosophy. City Lights Books. p. 48. ISBN 978-0872862180.
  6. ↑ Deleuze, G., & Guattari, F. (1987). A Thousand Plateaus: Capitalism and Schizophrenia. University of Minnesota Press. p. xvi (Translator's Introduction by Brian Massumi). ISBN 978-0816614028.
  7. ↑ Massumi, B. (2002). Parables for the Virtual: Movement, Affect, Sensation. Duke University Press. p. 24. ISBN 978-0822328971.
  8. ↑ Clough, P. T. (2007). The Affective Turn: Theorizing the Social. Duke University Press. p. 1. ISBN 978-0822341642.
  9. ↑ Massumi, B. (2015). Politics of Affect. Polity Press. p. 5. ISBN 978-0745689814.