هلن
| هلن | |
|---|---|
| |
![]() تندیس «هلن» (۱۸۵۹)، اثر آنتوان اتکس، واقع در نمای غربی حیاط مربع کاخ کاخ لوور، پاریس. | |
| اقامتگاه | اسپارت |
| اطلاعات شخصی | |
| تولد | |
| درگذشت | |
| والدین | |
| خواهر و برادر | |
| شریک زندگی | |
| زادگان | هرمیون |
هِلِن (یونانی باستان؛ Ἑλένη)، که با نامهای هلنِ اسپارت و هلنِ تروا نیز شناخته میشود و در زبان لاتین هلنا نام دارد، از شخصیتهای برجستهٔ اساطیر یونان است و گفته میشود زیباترین زن جهان بوده است. بر پایهٔ باورهای اساطیری، او دختر زئوس و لِدا بود؛ هرچند در برخی روایتها، مادرش نمسیس دانسته شده است. هلن خواهر کلوتایمنسترا، کاستور، پولوکس، فیلونوه، فوبه و تیماندرا به شمار میرفت. نخستین همسر او منلائوس، پادشاه اسپارت، بود. از این ازدواج، دختری به نام هرمیونه زاده شد و بنا بر برخی روایتها، پسری به نام نیکوستراتوس نیز فرزند آن دو بوده است. ازدواج بعدی ــ یا بنا بر برخی روایتها، ربوده شدن او ــ به دست پاریس، شاهزادهٔ تروا، مهمترین و مستقیمترین رویدادی بود که به آغاز جنگ تروا انجامید.
بخشهای گوناگون آنچه زندگینامهٔ افسانهای هلن دانسته میشود، از آثار نویسندگان یونانی و رومی باستان، از جمله هومر، هزیود، اوریپید، ویرژیل و اووید، برگرفته شده است. بر پایهٔ اسطورهها، هلن در جوانی به دست تسئوس ربوده شد. بعدها، خواستگاران بسیاری برای ازدواج با او گرد آمدند و سرانجام منلائوس در این رقابت پیروز شد. پیش از ازدواج، همهٔ خواستگاران هلن ناچار شدند سوگندی یاد کنند که بعدها به سوگند تیندارئوس شهرت یافت. آنان تعهد کردند که اگر هلن روزی از همسرش ربوده شود، همگی برای یاری رساندن به شوهر او به جنگ برخیزند. همین پیمان سرانجام به وقوع جنگ تروا انجامید. هلن هنگام ازدواج با منلائوس هنوز بسیار جوان بود. در بیشتر روایتها، از جمله در آثار هومر، او سرانجام دلباختهٔ پاریس شد و با میل خود همراه او به تروا رفت؛ هرچند روایتهایی نیز وجود دارند که میگویند پاریس او را ربود.
روایتهای مربوط به زندگی هلن در دوران اقامتش در تروا یکسان نیستند. هومر شخصیتی دوگانه از او ترسیم میکند؛ زنی که هم از انتخاب خود پشیمان است و هم میکوشد با زیرکی چهرهٔ خود را در نظر دیگران بازسازی کند. اما در برخی روایتهای دیگر، هلن زنی خیانتکار است که آیینهای باخوسی را بهظاهر اجرا میکند و از خونریزی و ویرانیای که خود سبب آن شده، خشنود است. در برخی نسخههای اسطوره نیز هلن هرگز به تروا نمیرسد، بلکه تمام دوران جنگ را در مصر میگذراند. سرانجام پاریس در نبرد کشته میشود و در روایت هومر، هلن بار دیگر به منلائوس میپیوندد؛ اما در برخی روایتهای دیگر، او به کوه المپ عروج میکند و در شمار ایزدان قرار میگیرد. در دورهٔ هلنیستی، آیینی برای پرستش هلن در لاکونیا، بهویژه در اسپارت و همچنین در نواحی دیگر، پدید آمد. در تراپنِه، او و منلائوس پرستشگاهی مشترک داشتند. هلن همچنین در آتیکا و رودوس نیز مورد پرستش قرار میگرفت.
داستان زیبایی شگفتانگیز هلن الهامبخش هنرمندان و نویسندگان بیشماری بوده است و آنان او را تجسم زیبایی آرمانی انسان دانستهاند. تصویر هلن از حدود سدهٔ هفتم پیش از میلاد در آثار هنری دیده میشود. در یونانِ عصر کلاسیک، گریختن هلن با پاریس یا ربوده شدن او از محبوبترین موضوعهای هنری بود. در نگارههای قرون وسطی، این رویداد غالباً به صورت اغوا شدن هلن تصویر میشد، اما در نقاشیهای دورهٔ رنسانس معمولاً به شکل ربوده شدن اجباری او به دست پاریس به نمایش درمیآمد. از مشهورترین اشارههای ادبی به زیبایی هلن، سخن کریستوفر مارلو در نمایشنامهٔ دکتر فاوستوس است: «آیا این همان چهرهای است که هزار کشتی را به حرکت درآورد و برجهای سر به فلک کشیدهٔ ایلیون را به آتش کشید؟»
ریشهشناسی
ریشهٔ نام هلن (یونانی باستان: Ἑλένη) همچنان از مسائل حلنشدهٔ زبانشناسی تاریخی و اسطورهشناسی یونان به شمار میرود و تاکنون دربارهٔ منشأ آن دیدگاههای گوناگونی مطرح شده است.[۱] در سدهٔ نوزدهم، گئورگ کورتیوس نام هلن را با سلنه، الههٔ ماه، مرتبط دانست.[۱] اما کشف دو کتیبهٔ کهن لاکونیایی که به هلن تقدیم شدهاند و نام او را با دیگاما (ϝ) آغاز میکنند، این ریشهشناسی را رد کرد؛ زیرا نشان میدهد نام او در شکل کهن خود با واجی آغاز میشده که با نام سلنه سازگار نیست.[۲]
در اوایل سدهٔ بیستم، امیل بواساک پیشنهاد کرد که نام هلن از واژهٔ یونانی «هلنه» (ἑλένη) به معنای «مشعل» گرفته شده باشد.[۳] همچنین برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که همخوان «ل» در این نام در اصل «ن» بوده و ازاینرو، ممکن است با همان ریشهای ارتباط داشته باشد که نام ونوس از آن مشتق شده است.[۴] با این حال، لیندا لی کلیدر هیچیک از این فرضیهها را رضایتبخش نمیداند.[۵]
اتو اسکوتش نظریهای متفاوت مطرح کرد و استدلال نمود که «هلن» در اصل ممکن است از دو ریشهٔ مستقل پدید آمده باشد که هر یک به شخصیتی اسطورهای جداگانه تعلق داشتهاند. به باور او، یکی از این شخصیتها الههای مرتبط با نور و درخشندگی و خواهر دیوسکوریها بود، در حالی که دیگری ایزدبانویی وابسته به رویش گیاهان به شمار میرفت که در تراپنه با لقب «هلنِ درختان» پرستش میشد.[۶]
گروهی دیگر از پژوهشگران نیز منشأ نام هلن را به یک الههٔ خورشیدی نیا-هندواروپایی نسبت دادهاند. آنان به همانندی این نام با واژههای مربوط به خورشید در چند زبان هندواروپایی و نیز با نام هلیوس اشاره کردهاند. بر پایهٔ این دیدگاه، داستان ازدواج هلن بازتابی از الگوی گستردهتر «ازدواج الههٔ خورشید» در اساطیر هندواروپایی است.[۷] از همین رو، مارتین ال. وست پیشنهاد کرده است که نام هلنا را میتوان به معنای «بانوی روشنایی خورشید» یا «بانوی نور خورشید» تفسیر کرد.[۸] با وجود همهٔ این نظریهها، هنوز اجماعی دربارهٔ ریشهٔ نام هلن وجود ندارد و بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که منشأ واقعی این نام در حال حاضر قابل تعیین نیست.[۳][۱]
اسطورهشناسی
تولد
در بیشتر منابع اساطیری یونان، از جمله ایلیاد و اودیسه، هلن دختر زئوس و لدا، همسر تیندارئوس، پادشاه اسپارت، معرفی شده است.[۹][۱۰] کهنترین روایت متفاوت دربارهٔ تبار هلن در کیپریا، از منظومههای چرخهٔ حماسی، دیده میشود. در این روایت، هلن دختر زئوس و نمسیس، الههٔ انتقام، است.[۱۱] بر پایهٔ این اسطوره، نمسیس برای گریز از خواست زئوس، بارها هیئت خود را به جانوران گوناگون دگرگون کرد و سرانجام به غازی تبدیل شد. زئوس نیز به همان صورت درآمد و با او همبستر شد. نمسیس سپس تخممرغی گذاشت که هلن از آن زاده شد.[۱۱][۱۲] به احتمال زیاد، در روایت کیپریا، این تخم بعدها به لدا سپرده شد. نویسندگان متأخر روایت کردهاند که یا چوپانی آن را در بیشهای در آتیکا یافت و نزد لدا برد، یا هرمس آن را در دامان لدا نهاد تا او کودک را بزرگ کند.[۱۳][۱۲] آسکلپیادسِ تراگیلوسی و شبهاراتوستن نیز همین روایت را نقل کردهاند، با این تفاوت که در روایت آنان، زئوس و نمسیس هر دو به قو تبدیل میشوند، نه غاز.[۱۴][۱۵] تیموتی گانتس احتمال داده است که داستان مشهور زئوس در هیئت قو و لدا، در واقع از همین روایت کهن زئوس و نمسیس پدید آمده باشد.[۱۶]
قدیمیترین منبعی که روایت مشهور زئوس و لدا را بهصورت کامل نقل میکند، نمایشنامهٔ هلن اثر اوریپید است که در اواخر سدهٔ پنجم پیش از میلاد نوشته شد. در این روایت، اگرچه تیندارئوس پدر قانونی هلن به شمار میرفت، پدر واقعی او زئوس بود. زئوس برای نزدیک شدن به لدا، خود را به شکل قویی سپید درآورد که عقابی در تعقیب او بود. لدا پرنده را در آغوش گرفت و زئوس در همان هیئت با او همبستر شد. سپس لدا تخممرغی گذاشت که هلن از آن زاده شد.[۱۷] دربارهٔ شمار تخمها و فرزندانی که از آنها زاده شدند، روایتها یکسان نیست. اسطورهنگار نخست واتیکان میگوید دو تخم پدید آمد؛ از یکی کاستور و پولوکس و از دیگری هلن و کلوتایمنسترا زاده شدند.[۱۸] اما همین نویسنده در بخشی دیگر از اثر خود، و نیز فولگنتیوس، روایت کردهاند که هلن، کاستور و پولوکس همگی از یک تخم سر برآوردند.[۱۹][۲۰] شبهآپولودوروس نیز مینویسد که لدا در همان شب هم با زئوس و هم با تیندارئوس همبستر شد؛ ازاینرو، برخی فرزندان او منشأیی الهی و برخی دیگر منشأیی انسانی داشتند.[۲۱]
پاوسانیاس گزارش میکند که در میانهٔ سدهٔ دوم میلادی، در یکی از پرستشگاههای دژ اسپارت، پوستهٔ تخممرغی را که با نوارهایی از سقف آویخته شده بود، به مردم نشان میدادند و باور داشتند که همان تخم افسانهای است که هلن از آن زاده شده است. او مینویسد که خود این یادگار را هنگام سفر به اسپارت دیده است.[۲۲] پاوسانیاس همچنین از روایتی محلی یاد میکند که بر پایهٔ آن، دیوسکوریها، یعنی کاستور و پولوکس، در جزیرهٔ پفنوس زاده شدند و میافزاید که شاعر اسپارتی آلکمان نیز همین روایت را نقل کرده است. کاربرد لقب «پفنایی» برای هلن در آثار لیکوفرون نیز نشان میدهد که احتمالاً سنتی وجود داشته است که زادگاه هلن را نیز همین جزیره میدانست.[۲۲][۲۳]
ربوده شدن هلن در نوجوانی به دست تسئوس

بر پایهٔ بیشتر روایتهای اساطیری، تسئوس و پیریتوس، که هر دو خود را فرزندان خدایان میدانستند، پیمان بستند که تنها با دختران زئوس ازدواج کنند. از اینرو، تصمیم گرفتند هر یک در ربودن همسر آیندهٔ دیگری یاری رسانند.[۲۴][۲۵] تسئوس هلن را برگزید و پیریتوس خواهان پرسفونه، همسر هادس، شد. تسئوس پس از ربودن هلن، او را نزد مادرش آیترا پنهان کرد؛ هرچند در برخی روایتها آمده است که او را به دوست خود آفیدنوس سپرد تا در شهر آفیدنای از وی نگهداری کند.[۲۴][۲۶] پس از آن، تسئوس و پیریتوس برای ربودن پرسفونه به جهان زیرین رفتند. هادس در ظاهر از آنان به گرمی پذیرایی کرد و آنان را به نشستن فراخواند؛ اما به محض آنکه بر جای خود نشستند، بر «صندلی فراموشی» یا «صندلی دلبستگی» گرفتار شدند و مارهایی آنان را در بند کشیدند، به گونهای که دیگر توان برخاستن نداشتند.[۲۷][۲۸] در همین هنگام، کاستور و پولوکس برای نجات خواهر خود به آتیک یورش بردند. آنان پس از تصرف آفیدنای، آیترا را به اسارت گرفتند و هلن را به اسپارت بازگرداندند.[۲۹][۲۶]
سن هلن در زمان ربوده شدن، در روایتهای گوناگون یکسان نیست. هلانیکوس لسبوسی میگوید او تنها هفت سال داشت،[۳۰] در حالی که دیودوروس سیسیلی سن او را ده سال ذکر میکند.[۳۱] در مقابل، استسیخوروس روایت کرده است که ایفیژنی دختر تسئوس و هلن بوده است؛ روایتی که مستلزم آن است که هلن در آن زمان به سن بلوغ رسیده باشد.[۳۲] با این همه، در سنت غالب اساطیر یونان، ایفیژنی دختر آگاممنون و کلوتایمنسترا دانسته میشود؛ هرچند دوریس ساموسی و شماری دیگر از نویسندگان، از جمله آنتونینوس لیبرالیس، روایت استسیخوروس را نیز نقل کردهاند.[۳۳][۳۴]
نویسندگان رومی نیز گاه تصویری متفاوت از هلنِ جوان ارائه کردهاند. اووید در قهرمانان، او را شاهزادهای نوجوان توصیف میکند که در پالسترا به تمرینهای ورزشی و کشتی میپردازد؛ تصویری که احتمالاً بازتاب آموزشهای بدنی دختران در اسپارتِ دورهٔ کلاسیک است، نه عصر میسنی.[۳۵] همچنین سکستوس پروپرتیوس هلن را دوشیزهای جنگاور تصویر میکند که در کنار برادرانش، کاستور و پولوکس، به اسبسواری، شکار و آموزشهای رزمی میپردازد:
«... همچون هلن بر کرانههای اورتاس، در میان کاستور و پولوکس؛ یکی استاد مشتزنی و دیگری چیرهدست در اسبسواری. او نیز جنگافزار برمیگرفت و در کنار برادران ایزدی خود هیچ شرمی از برهنگی سینه نداشت.»[۳۶]
سوگند تیندارئوس
هنگامی که زمان ازدواج هلن فرا رسید، پادشاهان و شاهزادگان بسیاری از سراسر جهان یونانی برای خواستگاری او آمدند. آنان یا شخصاً با هدایایی گرانبها به دربار تیندارئوس رفتند یا نمایندگانی را از سوی خود فرستادند.[۳۷][۳۸] در جریان این خواستگاری، کاستور و پولوکس نقش مهمی در سامان دادن به امور خواستگاران داشتند، هرچند تصمیم نهایی بر عهدهٔ تیندارئوس بود.[۳۹] منلائوس، که بعدها همسر هلن شد، شخصاً در این مراسم حضور نداشت، بلکه برادرش آگاممنون را به نمایندگی از خود فرستاد. سرانجام او برگزیده شد، زیرا از همه ثروتمندتر بود و ارزشمندترین هدایا را پیشکش کرده بود.[۳۹][۳۸]
تیندارئوس از انتخاب داماد بیم داشت، زیرا نگران بود که رد کردن دیگر خواستگاران موجب رنجش آنان و آغاز دشمنی و جنگ شود. اودیسئوس نیز از جملهٔ خواستگاران بود، اما چون گمان میکرد بخت چندانی برای پیروزی ندارد، هدیهای با خود نیاورده بود. او به تیندارئوس پیشنهاد کرد که راهحلی برای این مشکل ارائه دهد، به شرط آنکه تیندارئوس نیز در ازدواج او با پنلوپه، دختر ایکاریوس، از او حمایت کند.[۳۹][۳۸] تیندارئوس این پیشنهاد را پذیرفت و اودیسئوس پیشنهاد کرد که پیش از انتخاب داماد، همهٔ خواستگاران سوگندی مقدس یاد کنند که اگر روزی کسی به شوهر برگزیدهٔ هلن ستم کرد یا همسرش را از او ربود، همگی برای دفاع از او به یاریاش بشتابند.[۳۹][۳۸] پس از آنکه همهٔ خواستگاران این سوگند را یاد کردند و پذیرفتند که به تصمیم تیندارئوس اعتراض نکنند، منلائوس بهعنوان همسر هلن برگزیده شد؛ زیرا بیش از همه دارایی داشت و گرانبهاترین هدایا را پیشکش کرده بود. برای تأکید بر اهمیت این پیمان، تیندارئوس اسبی را قربانی کرد.[۴۰][۳۸] پس از آنکه تیندارئوس و لدا از پادشاهی کنارهگیری کردند، هلن و منلائوس فرمانروایان اسپارت شدند. آن دو دستکم ده سال بر اسپارت فرمان راندند و صاحب دختری به نام هرمیونه شدند. همچنین، بنا بر برخی روایتهای اساطیری، سه پسر به نامهای آئتیولاس، مارافیوس و پلئیستنس نیز داشتند.[۴۱][۴۲][۴۳]
ازدواج هلن و منلائوس سرآغاز پایان عصر قهرمانان در اساطیر یونان به شمار میرود. هزیود در پایان فهرست زنان از تصمیم زئوس برای نابود کردن نسل انسانها، بهویژه نسل قهرمانان، سخن میگوید. جنگ تروا، که در پی رفتن یا ربوده شدن هلن به دست پاریس آغاز شد، همان وسیلهای بود که زئوس برای تحقق این تصمیم برگزید.[۴۴][۴۵]
ربایش توسط پاریس
پیش از سفر پاریس به اسپارت، زئوس برای پرهیز از جانبداری در اختلاف میان هرا، آتنا و آفرودیته، داوری دربارهٔ زیبایی آنان را به پاریس، شاهزادهٔ تروا، واگذار کرد و هرمس را مأمور ساخت تا سه الهه را به کوه ایدا نزد او ببرد.[۴۶][۴۷] هر یک از این سه ایزدبانو کوشیدند با وعدهای نظر او را جلب کنند. هرا فرمانروایی بر آسیا و اروپا، آتنا پیروزی، خرد و کامیابی در جنگ، و آفرودیته عشق زیباترین زن جهان را به او وعده دادند.[۴۸][۴۹] پاریس نیز آفرودیته را برگزید و بدین ترتیب دشمنی هرا و آتنا با تروا آغاز شد.[۵۰] پس از این داوری، پاریس به اسپارت رفت. در بیشتر روایتها، این سفر در ظاهر مأموریتی دیپلماتیک بود و او در کاخ منلائوس مورد پذیرایی قرار گرفت.[۵۱] هنگامی که منلائوس برای شرکت در مراسم خاکسپاری کاترئوس به کرت رفته بود، پاریس فرصت یافت با هلن دیدار کند.[۵۱]
اگرچه در بسیاری از منابع متأخر از «ربوده شدن هلن» سخن گفته شده است، منابع باستانی روایتهای یکسانی از این رویداد ارائه نمیکنند. در ایلیاد، هلن خود را به سبب ترک خانه و خانواده سرزنش میکند و در عین حال نقش آفرودیته را در کشاندن خود به تروا یادآور میشود.[۵۲] در کیپریا نیز آمده است که آفرودیته پس از آنکه پاریس هدایایی به هلن داد، او را با شاهزادهٔ تروا همراه ساخت.[۵۳] آپولودوروس نیز مینویسد که پاریس هلن را متقاعد کرد تا همراه او از اسپارت بگریزد.[۵۱] این برداشت در شعر سافو نیز بازتاب یافته است؛ او هلن را زنی معرفی میکند که از سر عشق، شوهر و فرزند خود را ترک گفت و به تروا رفت و بدین ترتیب عشق را بر هر چیز دیگری برتری داد.[۵۴]
هرودوت، هرچند از تعبیر «ربوده شدن» استفاده میکند، روایت دیگری نقل میکند که بر اساس آن پاریس پس از ترک اسپارت به مصر رسید و هلن در آنجا نزد پروتئوس باقی ماند و هرگز به تروا نرفت؛ ازاینرو، به باور او، یونانیان شهری را محاصره کردند که هلن در آن حضور نداشت.[۵۵] در مقابل، دیو خریسوستوم روایت سنتی را به کلی رد میکند و استدلال میکند که پاریس با رضایت تیندارئوس و خاندان او بهطور قانونی با هلن ازدواج کرد و سپس او را به تروا برد. این روایت که چندین سده پس از هومر نوشته شده است، معمولاً کوششی عقلگرایانه برای بازتفسیر اسطوره دانسته میشود، نه بازتاب سنت رایج یونانی.[۵۶][۵۷] در کیپریا آمده است که پاریس و هلن تنها سه روز پس از ترک اسپارت به تروا رسیدند.[۵۸] اما هومر روایت میکند که آن دو در جزیرهٔ کرانای توقف کردند و نخستین شب خود را در آنجا با یکدیگر گذراندند.[۵۹] به گفتهٔ کیپریا، این همبستری پیش از ترک اسپارت رخ داده بود.[۶۰]
پژوهشگران معاصر نیز بر تنوع این روایتها تأکید کردهاند. روبی بلوندل با بررسی منابع باستانی استدلال میکند که هیچیک از منابع اصلی یونانی بهصراحت نمیگویند پاریس هلن را برخلاف میل او ربود؛ بلکه در بیشتر روایتهای کهن، هلن ــ خواه از سر عشق و خواه تحت نفوذ آفرودیته ــ در همراهی با پاریس نقش و عاملیت دارد. به گفتهٔ او، رواج تعبیر «ربوده شدن هلن» بیشتر حاصل سنتهای ادبی و هنری متأخر است تا بازتاب مستقیم کهنترین روایتهای یونانی.[۶۱][۵۷]
پانویس
- 1 2 3 Edmunds 2016, p. 72.
- ↑ Clader 1976, pp. 73–74.
- 1 2 Beekes 2010, p. 449.
- ↑ Clader 1976, p. 74.
- ↑ Clader 1976, pp. 74–75.
- ↑ Skutsch 1987, pp. 188–194.
- ↑ West 2007, pp. 230–233.
- ↑ West 2007, p. 233.
- ↑ Homer 1924, Iliad.
- ↑ Homer 1919, Odyssey.
- 1 2 Cypria 2003, fr. 7.
- 1 2 Gantz 1993, pp. 318–320.
- ↑ Hyginus 1960, Fabulae 77.
- ↑ Pseudo-Eratosthenes 2015, Catasterismi.
- ↑ Gantz 1993, p. 319.
- ↑ Gantz 1993, pp. 319–320.
- ↑ Euripides 1938, Helen.
- ↑ First Vatican Mythographer 1987, I.78.
- ↑ First Vatican Mythographer 1987, II.191.
- ↑ Fulgentius 1971, Mythologiae.
- ↑ Apollodorus 1921, 3.10.7.
- 1 2 Pausanias 1918, 3.16.1.
- ↑ Lycophron 1921, Alexandra.
- 1 2 Apollodorus 1921, Epitome 1.23.
- ↑ Plutarch 1914, Theseus 31.
- 1 2 Plutarch 1914, Theseus 32.
- ↑ Apollodorus 1921, Epitome 1.24.
- ↑ Hyginus 1960, Fabulae 79.
- ↑ Herodotus 1920, 9.73.
- ↑ FGrHist, Hellanicus & fr. 168.
- ↑ Diodorus Siculus 1935, 4.63.2.
- ↑ Stesichorus, PMG & fr. 191.
- ↑ Antoninus Liberalis 1992, Synopsis.
- ↑ Gantz 1993, pp. 570–571.
- ↑ Ovid 1914, Heroides.
- ↑ Propertius 1990, Elegies.
- ↑ Apollodorus 1921, Epitome 3.8–9.
- 1 2 3 4 5 Hyginus 1960, Fabulae 81.
- 1 2 3 4 Apollodorus 1921, Epitome 3.9.
- ↑ Apollodorus 1921, Epitome 3.10.
- ↑ Homer 1919, Odyssey 4.12–14.
- ↑ Apollodorus 1921, Epitome 6.23.
- ↑ Pausanias 1918, 3.19.9.
- ↑ Hesiod 2007, Catalogue of Women, fr. 204 MW.
- ↑ West 1985, pp. 95–99.
- ↑ Apollodorus 1997, p. 155.
- ↑ Gantz 1993, pp. 567–569.
- ↑ Apollodorus 1997, pp. 155–156.
- ↑ Cypria 2003, pp. 88–89.
- ↑ Gantz 1993, pp. 569–571.
- 1 2 3 Apollodorus 1997, p. 156.
- ↑ Homer 1999, pp. 89–91.
- ↑ Cypria 2003, pp. 90–91.
- ↑ Sappho 2002, pp. 58–59.
- ↑ Herodotus 1920, pp. 286–293.
- ↑ DioChrysostom 1932, pp. 48–61.
- 1 2 Blondell 2013, pp. 145–149.
- ↑ Cypria 2003, p. 91.
- ↑ Homer 1999, p. 95.
- ↑ Cypria 2003, p. 90.
- ↑ Blondell 2013, pp. 42–47.
منابع
- دورانت، ویل (۱۳۷۸)، تاریخ تمدن، یونان باستان (جلد دوم)، ترجمهٔ امیرحسین آریانپور و دیگران، به کوشش سرویراستار، محمود مصاحب.، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، شابک ۹۶۴-۴۴۵-۰۰۱-۹
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - نویسندگان ویکیپدیای انگلیسی؛Helen ,http://en.wikipedia.org/wiki/Helen ،(نسخه ۱۲ ژانویه ۲۰۰۷)
جستارهای وابسته
- هلن
- اسطورهشناسی یونانی
- افراد جنگ تروآ
- افراد ربودهشده
- الهههای یونانی
- ایزدبانوان باروری
- ایزدبانوان خورشید
- دوقلوهای الهی
- زنان در اسطورهشناسی یونانی
- شخصیتهای ایلیاد
- شخصیتهای در ادیسه
- شهبانوان در اسطورهشناسی یونانی
- فرزندان زئوس
- ملکهها در اسطورهشناسی یونانی
- نمودهای فرهنگی هلن تروا
- کردارهای آفرودیته
- اعدامشدگان با طناب دار
- تروجانها (مردم)
