هندوشاه نخجوانی

هندوشاه نخجوانی
زادهٔ۶۴۵ هجری قمری
درگذشت۷۳۰ هجری قمری
دیگر نام‌هافخرالدین ابوالفضل هندوشاه ابن بدرالدین سنجر ابن عبدالله صاحبی گیرانی نخجوانی
پیشه(ها)زبان‌شناس، شاعر، فیلسوف، مورخ
فرزندانمحمد ابن هندوشاه نخجوانی

هندوشاه ابن بدرالدین سنجر ابن عبدالله صاحبی گیرانی نخجوانی ملقب به فخرالدین نویسنده، ادیب، مورخ و شاعر قرون هفتم و هشتم هجری است.[۱] از آثار مهم او می‌توان به صحاح العجم، موارد الادب و تجارب السلف اشاره کرد.[۲]

زندگی‌نامه

نام کامل او ابوالفضل ابن بدرالدین سنجر ابن عبدالله صاحبی گیرانی نخجوانی است. او در اشعارش هندوشاه تخلص می‌کرد.[۳] نام کامل او در کتب خود[۱][۴] و هم‌چنین در آثار پسرش شمس‌الدین محمد منشی ذکر شده است.[۵] پسرش از وی اینگونه یاد می‌کند:

«پدرم فاضل سعید مغفور مولانا فخرالدین هندوشاه نخجوانی-قدس الله روحه العزیز-...»[۵]

از این جمله اینگونه برمی‌آید که لقب او فخرالدین بوده است. او اصالتاً اهل اهل روستای گیران از شهر اردوباد از توابع نخجوان است. خود وی در اشعارش به زادگاهش نخجوان اشاره می‌کند:

«... بار دیگر چنانچه مطلوبست/برسانم به خطه نشوی»[۶]

با توجه به نگارش لغتنامه «صحاح عجم» به سال ۶۷۷ هجری قمری به یقین وی در نیمه نخست قرن هفتم بدنیا آمده و در نیمه نخست قرن هشتم حدود سال ۷۲۸–۷۲۷ هجری فوت کرده است.[۲] برخی محققان از روی پاره‌ای قرائن به‌طور ضمنی تاریخ تولد هندوشاه را حدود ۶۴۵ هجری تخمین زده‌اند.[۷] هم‌چنین تاریخ وفات وی را گاه حدود ۷۳۰ هجری[۸][۹] و گاه دقیقاً در سال ۷۳۰ ق. گزارش کرده[۱۰] و برخی او را در ۷۳۰ هجری در قید حیات دانسته‌اند.[۱۱][۱۲] هندوشاه تحصیلات خود را در مدرسهٔ مستنصریهٔ بغداد به پایان رساند و نیز نزد شمس‌الدین محمد کیشی تحصیل کرد. ابن الفَوطی، دانشمند معاصر هندوشاه که در سال ۶۷۹ ق. در مدرسه نظامیه بغداد با وی ملاقات کرده، مقام علمی هندوشاه را فراتر از این توصیف نموده و چنین نوشته است:

«فخرالدین، ابوالفضل، هندوشاه ابن سنجر صاحبی، حکیم و منجّم و ادیب و از زمره افاضل علما است… وی به آموختن علم نجوم و ریاضی و انواع حکمت و فنون ادب همت گماشت…».[۱۱]

وی از منشیان صاحبدیوان خاندان جوینی، آباقاخان و ایلخانان پس از او بود.[۱۳] او سه برادر بنامهای ناصرالدین قتلغشاه، عزالدین دولتشاه و حسام‌الدین توغانشاه داشت که همگی در مناصب دولتی بوده‌اند.[۲] در ۶۷۴ هجری قمری به نیابت از برادر خود، سیف الدوله امیر محمود، چندی بر کاشان حکمرانی کرد و در آن جا مدرسه‌ای ساخت و کتاب‌های بسیاری وقف کرد. مدتی نیز در محضر جماالدین ابوالقاسم کاشی بود. ظاهراً او در پی فوت عطا ملک جوینی به سال ۶۸۱ قمری و قتل خواجه شمس الدین‌جوینی به همراه تنی چند از فرزندانش توسط ارغون خان به سال ۶۸۲ قمری و زوال اقتدارخاندان جوینی،[۱۴] چند گاهی به خدمت دستگاه زنگی شاه بن حسن بن احمد دامغانی درآمد. او به هر دلیل، مدتی از اشتغالات حکومتی منعزل و در وطن مألوف خود، نخجوان، اقامت داشته تا این‌که در سال ۷۱۴ قمری به دستگاه اتابکان لر بزرگ، نصرةالدین احمد بن یوسف شاه(۶۹۶–۷۳۳ هجری)، پیوست و کتاب تجارب السلف را به نام او تألیف کرد.[۱۲][۱۳] عباس اقبال آشتیانی در این باره می‌نویسد:

«در اواخر ایام اتابکی نصرةالدین احمد لر هندو شاه که در نخجوان می‌زیسته، به عزم رسیدن به خدمت آن اتابک که به فضل دوستی شهرتی داشته است، حرکت کرده و برای آنکه تحفه ای به رسم ارمغان تقدیم او نماید، کتاب معروف منیة الفضلاء … تألیف ابن الطقطقی را به فارسی ترجمه کرده و مطالب بسیار دیگر نیز از سایر کتب اقتباس کرده و بر آن افزوده و کتاب تجارب السلف را … به نام اتابک مزبور به رشته تألیف درآورده است.»[۴]

آثار

لغت‌نامه منثور فارسی به ترکی است که هندوشاه آن را به تاریخ ۶۷۷ هجری برای نوآموزان فارسی در آذربایجان تألیف کرد.[۱] از این کتاب بیش از ۱۰۰ نسخه خطی موجود است.[۲]

این کتاب در ۷۲۳–۷۲۴ تألیف شده است و موضوع آن تاریخ خلیفه‌ها و وزیران اسلام تا برچیده شدن خلافت عباسی است. هندوشاه در تألیف تجارب السلف از منیه الفضلاء فی تواریخ الخلفاء و الوزراء صفی الدین ابن طقطقی استفاده مستقیم کرد با این تفاوت که قسمت‌هایی از آن حذف کرده و مطالبی از کتاب‌های معروف دیگر عربی و فارسی بر آن افزوده است. قدیمی‌ترین نسخه آن، نسخه برگردان اصفهان است.[۱۳]

موارد الادب

کتابی تألیف ۷۰۷ هجری به فارسی است. تنها نسخه خطی آن در استانبول قرار دارد.[۲]

دیوان اشعار

برخی اشعار او را فرزندش در کتاب صحاح الفرس خود ذکر کرده است. اما دیوان کامل آن به دست ما نرسیده است.[۳]

ابن الفوطی می‌نویسد:

«... من او را در سال ۶۷۹ در مدرسه نظامیه [بغداد] دیدم، ولی مطلبی از وی‌ننوشتم و روایت نکردم. وی دارای شعر فارسی نیکو می‌باشد. هم‌چنین شنیدم که او به عربی نیز شعر سروده است، ولی شعر عربی وی به دست من نرسیده است.»[۱۱]

منابع

  1. 1 2 3 صاحبی گیرانی نخجوانی، هندوشاه ابن بدرالدین سنجر ابن عبدالله (۱۳۶۱). صحاح العجم (به فارسی و ترکی). به کوشش بیگدلی، غلامحسین. مرکز تولید و انتشارات مجتمع دانشگاهی ادبیات و علوم انسانی-تهران.
  2. 1 2 3 4 5 صاحبی گیرانی نخجوانی، هندوشاه ابن بدرالدین سنجر ابن عبدالله (۲۰۲۴). فخرالدین هندوشاه نخجوانی صحاح عجم کبیر و مختصر (به فارسی و ترکی). به کوشش رفاهی علمداری، فیروز. فیروزان. ص. ۱۸.
  3. 1 2 جواد, بشری (2008-01-01). "نکته‌هایی تازه دربارهٔ هندوشاه نخجوانی و فرزندش شمس منشی". 2 (12): 187–198. {{cite journal}}: Cite journal requires |journal= (help)
  4. 1 2 صاحبی گیرانی نخجوانی، هندوشاه ابن بدرالدین سنجر ابن عبدالله (۱۳۵۷). تجارب السلف در تواریخ خلفا و وزرای ایشان. به کوشش اقبال آشتیانی، عباس. طهوری - تهران - ایران.
  5. 1 2 نخجوانی، شمس الدین محمد منشی (۱۹۶۴). دستور الکاتب فی تعیین المراتب. به کوشش علی‌اوغلی، عبدالکریم. فرهنگستان علوم. انستیتوی خاورشناسی - مسکو - روسیه.
  6. صحاح الفرس: فرهنگ لغات فارسی از قرن هشتم هجری. به کوشش طاعتی، عبدالعلی. بنگاه ترجمه و نشر کتاب. ۱۳۵۵.
  7. ابن اثیر، عز الدین علی بن محمد شیبانی؛ الکامل فی التاریخ؛ بیروت: دار صادر،1385 ق. 1965 م‌
  8. ابن خلدون، عبدالرحمن؛ مقدمه ابن خلدون؛ چ اول؛ بیروت: دارالکتب العلمیة،1413 ق. 1993 م‌
  9. مجله رشد آموزش ادب فارسی، س 4، ش 17-18، تابستان و پاییز 1368، صفحه 21، غلامحسین بیگدلی
  10. ابن طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا؛ الفخری فی الاداب السلطانیه و الدول اسلامیة؛ چ‌اول؛ الاسلامیه؟ قم: شریف رضوی، 1414 ق. 1372 ش.
  11. 1 2 3 ابن الفُوَطی، کمال الدین عبدالرزاق؛ الحوادث الجامعة و التجارت النافعة فی المائده‌السابعة؛ بیروت: دارالفکر الحدیث، 1407 ق. 1987 م.
  12. 1 2 دشتی، محمد (۱۳۸۷). «هندوشاه و تجارب السلف». م: مؤسسه فرهنگی و اطلاع‌رسانی تبیان.
  13. 1 2 3 جویا, جهانبخش (2006-01-01). "هندوشاه نخجوانی و سروده‌های بازیافته اش". 4 (32): 38–59. {{cite journal}}: Cite journal requires |journal= (help)
  14. المنجد فی الاعلام؛ [مؤلف مشخصی ندارد]؛ چ بیست و یکم؛ بیروت: دارالمشرق،1973 م.