ورود ایتالیا به جنگ جهانی اول
ورود ایتالیا به جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۵ میلادی با هدف تکمیل وحدت ملی صورت گرفت. از همین رو، مداخلهٔ ایتالیا در جنگ جهانی اول را برخی تاریخنگاران بهعنوان چهارمین جنگ استقلال ایتالیا نیز در نظر میگیرند.[۱] این دیدگاه، جنگ جهانی اول را نقطهٔ پایانی بر وحدت ایتالیا میداند؛ فرایندی که اقدامات نظامی آن از انقلابهای ۱۸۴۸ با جنگ اول استقلال ایتالیا آغاز شده بود.[۲][۳]


مقدمه
پس از تصرف رم در سال۱۸۷۰ میلادی، تقریباً تمام ایتالیا در قالب یک دولت واحد پادشاهی ایتالیا متحد شد. با این حال، «سرزمینهای ایرردنت» همچنان بیرون از مرزها باقی مانده بودند؛ یعنی سرزمینهایی با جمعیت ایتالیاییزبان یا هویت تاریخی-جغرافیایی ایتالیایی که هنوز به دولت واحد ملحق نشده بودند. از جملهٔ این سرزمینها که زیر سلطهٔ اتریش-مجارستان باقی مانده بود، میتوان به فیومه ونتو, ترنتینو آلتو آدیجه و دالماتیا اشاره کرد.
جنبش ایرردنتیسم ایتالیایی با هدف پیوستن این سرزمینها به «مام میهن» در اواخر قرن ۱۹ میلادی و اوایل قرن ۲۰ میلادی فعال بود. در همین وضعیت، ایدهٔ(چهارمین جنگ استقلال ایتالیا) علیه اتریش-مجارستان شکل گرفت.[۴][۵] حتی جنگ عثمانی و ایتالیا نیز در این چارچوب بخشی از همان روند قلمداد شد.[۶]
پیمان لندن



با آغاز جنگ جهانی اول در ماه اوت ۱۹۱۴ میلادی، پادشاهی ایتالیا اعلام بیطرفی کرد. گرچه در ظاهر متحد آلمان و اتریش-مجارستان در اتحاد سهگانه (۱۸۸۲) بود، اما به دلیل ماهیت تهاجمی اقدامهای اتریش و آلمان، خود را ملزم به ورود به جنگ ندانست. در همین حال، ایتالیا با متفقین یعنی انگلستان و فرانسه مذاکره کرد تا سرزمینهایی از اتریش-مجارستان به دست آورد. این مذاکرات به امضای پیمان لندن (۱۹۱۵) انجامید و در ۲۳ مه ۱۹۱۵ میلادی ایتالیا علیه اتریش-مجارستان اعلام جنگ کرد.[۷]
با وجود پیوستن به متفقین، ایتالیا پس از جنگ تنها بخشی از وعدهها را دریافت کرد. این ناکامی به پیدایش مفهوم «پیروزی مثلث» انجامید و فضای سیاسی را برای ظهور بنیتو موسولینی و فاشیسم فراهم ساخت.[۸]
رهبری
در آستانهٔ جنگ، رهبری سیاسی ایتالیا تجربهٔ اندکی در سیاست خارجی داشت. آنتونیو سالاندرا (نخستوزیر)، آنتونیو دی سن جولیانو و سپس سیدنی سونینو (وزیران خارجه) نقش محوری داشتند. لوئیجی کادورنا نیز بهعنوان رئیس ستاد ارتش ایتالیا منصوب شد. همگی خواستار دستیابی به ترنتینو و تریسته بودند.[۹]
جبهه ایتالیا و نبردهای اصلی
جنگ برای ایتالیا عمدتاً در مرزهای کوهستانی شمال و شمال شرق، به ویژه در امتداد رودخانه ایسونزو و در کوههای دولومیت متمرکز بود. شرایط نبرد به دلیل زمین ناهموار و آبوهوای سخت بسیار دشوار بود.
- نبردهای ایسونزو (۱۹۱۵–۱۹۱۷): ارتش ایتالیا به فرماندهی لوئیجی کادورنا، یازده نبرد خونین و کمبازده را در امتداد رودخانه ایسونزو برای شکستن خطوط اتریشی انجام داد. تلفات بسیار سنگین بود و پیشرویهای ناچیزی حاصل شد.
- نبرد کاپورتو (اکتبر-نوامبر ۱۹۱۷): یک ضدحمله بزرگ مشترک آلمان و اتریش که منجر به یک شکست فاجعهبار برای ایتالیا شد. ارتش ایتالیا مجبور به عقبنشینی به سمت رودخانه پیاوه شد. این شکست منجر به برکناری لوئیجی کادورنا و انتصاب آرماندو دیاز به عنوان رئیس ستاد کل شد.[۱۰]
- نبرد پیاوه (ژوئن ۱۹۱۸): ارتش ایتالیا تحت فرمان دیاز، آخرین تلاش بزرگ اتریش-مجارستان برای عبور از رودخانه پیاوه را دفع کرد. این یک پیروزی دفاعی حیاتی برای روحیه ایتالیا بود.
- نبرد ویتوریو ونتو (اکتبر-نوامبر ۱۹۱۸): نبرد نهایی و تعیینکننده جبهه ایتالیا. ارتش ایتالیا با رخنه در خطوط اتریشی، نیروهای دشمن را منهدم کرد و منجر به تسلیم امپراتوری اتریش-مجارستان در ۴ نوامبر ۱۹۱۸ شد.
ناآرامیهای داخلی
در سال ۱۹۱۴ میلادی، اوضاع سیاسی و اجتماعی ایتالیا ناپایدار بود. اعتراضات گستردهٔ چپها به کشتار مخالفان نظامیگری در ماه ژوئن همان سال به «هفته سرخ(ایتالیا)» معروف شد. نیروهای ملیگرا و چپها در خیابانها درگیر شدند تا هنگامی که ارتش سلطنتی وارد عمل شد.[۱۱]
جامعهٔ ایتالیا بهشدت دربارهٔ جنگ دچار دو دستگی بود؛حزب سوسیالیست ایتالیا و چپها مخالف، و ملیگرایانی چون: گابریله دآنونزیو و لوئیجی فدرزونی موافق پیوستن به متفقین بودند.
تلفات و پیامدها
ایتالیا هزینه انسانی وحشتناکی پرداخت کرد:
- حدود ۶۵۰٬۰۰۰ کشته و نزدیک به یک میلیون زخمی.
- حدود ۶۰۰٬۰۰۰ اسیر جنگی (که بسیاری از آنها در اردوگاههای اتریشی بر اثر گرسنگی و بیماری مردند).
در کنفرانس صلح پاریس، ایتالیا با «پیروزی مخدوش» مواجه شد. اگرچه ایتالیا ترنتینو، آلتو آدیجه، ونتو جولیا و ایستریا را به دست آورد، اما وعدههای پیمان لندن به طور کامل محقق نشد. به ویژه، اعطای فیومه ونتو (رییکا) و حاکمیت بر دالماتیا به دلیل اصل حق تعیین سرنوشت رئیسجمهور آمریکا وودرو ویلسون و مخالفتهای یوگسلاوی آینده رد شد.[۱۲]
این احساس که «پیروزی دزدیده شده» است (vittoria mutilata)، خشم ملیگرایان را برانگیخت و نارضایتی عمیقی از دولت لیبرال ایجاد کرد. این احساس شکست در میان پیروزی، بستری حاصلخیز برای برآمدن فاشیسم و به قدرت رسیدن بنیتو موسولینی در سال ۱۹۲۲ میلادی را فراهم آورد.
منابع
- ↑ "Il 1861 e le quattro Guerre per l'Indipendenza (1848-1918)" (به ایتالیایی). 6 March 2015. Archived from the original on 19 March 2022. Retrieved 12 March 2021.
- ↑ "La Grande Guerra nei manifesti italiani dell'epoca" (به ایتالیایی). Archived from the original on 23 September 2015. Retrieved 12 March 2021.
- ↑ Genovesi, Piergiovanni (11 June 2009). Il Manuale di Storia in Italia (به ایتالیایی). FrancoAngeli.
- ↑ Scottà, Antonio (2003). La Conferenza di pace di Parigi fra ieri e domani (1919-1920) (به ایتالیایی). Rubbettino Editore.
- ↑ Lussu, Emilio (1997). La catena (به ایتالیایی). Baldini & Castoldi.
- ↑ Schiavulli, Antonio (2009). La guerra lirica: il dibattito dei letterati italiani sull'impresa di Libia (به ایتالیایی). Fernandel.
- ↑ C.J. Lowe, "Britain and Italian Intervention 1914–1915." Historical Journal (1969) 12#3: 533–48.
- ↑ H. James Burgwyn, The legend of the mutilated victory (Greenwood, 1993).
- ↑ Richard F. Hamilton and Holger H. Herwig, Decisions for War, 1914-1917 (2004), pp 184–89.
- ↑ Morselli, Mario (2001). Caporetto 1917: Victory or Defeat?. Routledge. ISBN 0-7146-5073-0.
- ↑ Martin Clark, Modern Italy: 1871–1982 (1984) p. 180
- ↑ MacMillan, Margaret (2003). Paris 1919: Six Months That Changed the World. Random House. ISBN 0-375-76052-0.