ولودروم دیور

ولودروم دیوِر (فرانسوی: Vélodrome d'Hiver؛ تلفظ در فرانسوی: [velɔdʁɔm divɛʁ]؛ به معنای پیست دوچرخهسواری زمستانی) که در زبان عامیانه به آن وِل دیو (Vel' d'Hiv') میگفتند، یک پیست دوچرخهسواری سرپوشیده و استادیوم در خیابان نلاتون، در نزدیکی برج ایفل در پاریس بود. این مکان علاوه بر پیست دوچرخهسواری، برای هاکی روی یخ، بسکتبال، کشتی، بوکس، رولاسکیت، سیرک، گاوبازی، نمایشهای بزرگ و تجمعات مورد استفاده قرار میگرفت. این استادیوم نخستین پیست سرپوشیده دائمی در فرانسه بود و نام آن برای سایر پیستهای سرپوشیدهای که بعدها ساخته شدند نیز باقی ماند.
در ژوئیه ۱۹۴۲، پلیس فرانسه که تحت فرمان مقامات آلمانی در پاریسِ اشغالی عمل میکرد، از این استادیوم برای نگهداری هزاران یهودی و دیگر قربانیانی که در یک بازداشت دستهجمعی دستگیر شده بودند، استفاده کرد. این افراد پیش از انتقال به اردوگاه کار اجباری درانسی در حومه پاریس و سپس اعزام به اردوگاه مرگ آشویتس، در این پیست دوچرخهسواری نگهداری میشدند. این واقعه به بهصفکشی ول دیو شهرت یافت.
خاستگاه
پیست اصلی در ابتدا در «سالن ماشینها» (Salles des Machines) قرار داشت؛ ساختمانی که برای نمایش دستاوردهای صنعتی در نمایشگاه جهانی مورد استفاده قرار میگرفت و با پایان نمایشگاه در سال ۱۹۰۰، بلاتکلیف مانده بود.
در سال ۱۹۰۲، آنری دگرانژ (که سال بعد تور دو فرانس را از طرف روزنامهای که سردبیرش بود، یعنی «لو اوتو» بنیان نهاد)، سالن ماشینها را مورد بازرسی قرار داد. در این بازرسی، ویکتور گوده (خزانهدار روزنامه)، مهندسی به نام دوراند و معمار، گاستون لمبرت او را همراهی میکردند. لمبرت مدعی شد که میتواند این سالن را به یک میدان ورزشی با پیستی به طول ۳۳۳ متر و عرض ۸ متر تبدیل کند.[۱] او کار را در ۲۰ روز به پایان رساند.
نخستین گردهمایی در ۲۰ دسامبر ۱۹۰۳ با حضور ۲۰ هزار تماشاگر برگزار شد. آنها برای بهترین زاویه دید ۷ فرانک و برای جایی که تقریباً هیچچیز در آن دیده نمیشد، ۱ فرانک پرداختند. صندلیها بسیار ابتدایی بودند و سالن سیستم گرمایشی نداشت. اولین رویداد، نه مسابقه دوچرخهسواری، بلکه یک مسابقه پیادهروی ۲۵۰ متری بود. نخستین رقابت دوچرخهسواری نیز مسابقهای در پشت موتورسیکلتهای جلودار (Pacing) بود. تنها یک دوچرخهسوار به نام سیساک موفق شد تمام ۱۶ کیلومتر را طی کند؛ سایرین به دلیل شیب تند و غیرعادی کنارههای پیست، واژگون شده بودند.
تغییر نام و پیست
در سال ۱۹۰۹، سالن ماشینها در فهرست تخریب قرار گرفت تا منظره برج ایفل بهبود یابد. دگرانژ به ساختمان دیگری در همان نزدیکی، در تقاطع بلوار گرنل و خیابان نلاتون نقل مکان کرد. این مکان ولودروم دیوِر نامیده شد.[۲]
پیست جدید که آن هم توسط لمبرت طراحی شده بود، در لبه پایینی ۲۵۳٫۱۶ متر طول داشت، اما در خط مخصوص رکابزنانِ پشت موتور (که ستارههای آن دوران محسوب میشدند)، دقیقاً ۲۵۰ متر بود. لمبرت دو ردیف صندلی ساخت که بر فراز لبههای پیست برافراشته شده بودند؛ لبههایی که در آن زمان آنقدر تند بودند که به «صخرهمانند» تشبیه میشدند. در مرکز پیست، لمبرت یک زمین اسکیت به مساحت ۲٬۷۰۰ متر مربع بنا کرد و کل مجموعه را با ۱٬۲۵۳ لامپ آویز روشن نمود.[۱]
تعداد تماشاگرانی که برای تماشای مسابقات در مرکز پیست به هم میلولیدند چنان زیاد بود که به مسافران متروی پاریس در ساعات شلوغی شباهت داشتند.[۳] تماشاگران ثروتمندتر و حرفهایتر، صندلیهای کنار پیست را میخریدند و بقیه در بالکنهای بالایی جمع میشدند که از آنجا پیست شبیه به یک کاسه دور به نظر میرسید. بین تماشاگران ردیفهای بالا و پایین رقابتی شکل گرفته بود؛ تا جایی که بالانشینها گاهی سوسیس، نان و حتی بطری به سمت پاییندستیها یا اگر زورشان میرسید، به سمت پیست پرتاب میکردند. مدیران سالن ناچار شدند توری بزرگی برای مهار پرتابههای بزرگتر نصب کنند.[۳]

مسابقات ششروزه
مسابقات دوچرخهسواری ششروزه در قرن نوزدهم در لندن آغاز شد، اما پس از تغییر فرمت از رقابت انفرادی به تیمهای دونفره، به محبوبیت واقعی دست یافت. این فرمول جدید در آمریکا و در مدیسون اسکوئر گاردن ابداع شد که در زبان انگلیسی به نام مدیسن (Madison) و در فرانسوی به لامریکان (l'américaine) معروف گشت. نخستین دوره از این مسابقات ششروزه در «ول دیو» در ۱۳ ژانویه ۱۹۱۳ آغاز شد.[۱]
در میان رکابزنان، برندگان تور دو فرانس مانند لویی تروسلیه و اکتاو لاپیز و دیگر چهرههای سرشناس نظیر امیل ژرژه حضور داشتند. مسابقه ساعت ۶ عصر شروع شد و تا ساعت ۹ شب، تمام ۲۰ هزار صندلی فروخته شده بود. در میان تماشاگران، میلیاردر مشهور آنری دو روتشیلد حضور داشت که جایزهای ۶۰۰ فرانکی تعیین کرد و میستانگت (خواننده و بازیگر معروف) نیز ۱۰۰ فرانک جایزه پیشنهاد داد.[۱] برندگان نهایی، گوله و فوگلر، یک تیم مشترک آمریکایی-استرالیایی بودند.
رنه دو لاتور، نویسنده فرانسوی-آمریکایی، در این باره میگوید: «زمانی را به یاد دارم که راه یافتن به «ول دیو» در طول یک مسابقه ششروزه، خودش یک حماسه بود. پلیسهای اسبسوار دور تا دور بلوک را محاصره کرده بودند، در فاصلهای دورتر از ساختمان نردههای حفاظتی نصب شده بود و اگر بلیت یا کارت ورود نداشتید، اجازه نمیدادند حتی به نزدیکی ساختمان برسید. میتوانید حدس بزنید که هواداران ناامید، اغلب تا مرز شورش پیش میرفتند.»[۴]
از سال ۱۹۲۶، سنتی آغاز شد که در آن «ملکه مسابقات ششروزه» انتخاب میشد؛ وظیفه او از جمله شامل اعلام شروع مسابقه بود. از میان این ملکهها میتوان به ادیت پیاف، آنی کوردی و ایوت هورنر (نوازنده آکاردئون) اشاره کرد. (ایوت هورنر همان کسی است که بعدها بر سقف خودرویی که پیشاپیش رکابزنان تور دو فرانس حرکت میکرد، آکاردئون مینواخت).
گاهی در اصالت و سلامت مسابقات «ول دیو» تردیدهایی به وجود میآمد. با وجود اینکه این نمایش جمعیت زیادی را تا حد ظرفیت کامل استادیوم میکشاند، شایعاتی وجود داشت مبنی بر اینکه رکابزنان برتر مسابقه را کنترل میکنند. پییر شانی، روزنامهنگار فرانسوی، نوشت:
«دربارهٔ صداقت نتایج حرف و حدیثهای زیادی وجود داشت و روزنامهنگاران گاهی از خود میپرسیدند چه ارزشی باید برای پیروزی در این مسابقات ششروزه قائل شوند. مشخص بود که بهترینهای میدان با هم متحد میشدند تا علیه تیمهای دیگر بجنگند و بزرگترین جوایز را از آن خود کنند و سپس بین خود تقسیم نمایند. این ائتلاف که به طعنه قطار آبی [برگرفته از نام قطار لوکسی که ثروتمندان از آن استفاده میکردند] نامیده میشد، قوانین خود و حتی زمان مسابقه و طول دورههای استراحت را تحمیل میکرد. تیمهای کوچکتر در روزهای خاصی مقاومت میکردند، اما بهطور کلی، قانون در دست «نخبگان» (Cracks) بود که از نظر بدنی مجهزتر و اغلب سازمانیافتهتر بودند.»[۳]
المپیک تابستانی ۱۹۲۴
در طول بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۲۴، ولودروم دیور میزبان مسابقات بوکس، شمشیربازی، وزنهبرداری و کشتی بود.[۵]

ارنست همینگوی
ارنست همینگوی، نویسنده آمریکایی، در زمان اقامتش در پاریس از طرفداران پروپاقرص مسابقات ششروزه و دیگر رقابتهای «ول دیو» بود. او در این باره نوشت:
«من داستانهای زیادی را درباره مسابقات دوچرخهسواری شروع کردهام، اما هرگز نتوانستهام داستانی بنویسم که به خوبیِ خودِ مسابقات باشد؛ چه در پیستهای سرپوشیده و سرباز و چه در جادهها. اما بالاخره روزی فضای "ولودروم دیوِر" را با آن نورِ دودآلودِ عصرگاهی، پیست چوبی با لبههای بلند و صدای وِزوِز لاستیکها روی چوب به هنگام عبور رکابزنان به تصویر خواهم کشید؛ آن تلاشها و تاکتیکها را وقتی که رکابزنان بالا میرفتند و شیرجه میزدند، در حالی که هر کدام جزئی از ماشین خود شده بودند... من باید درباره دنیای عجیب مسابقات ششروزه و شگفتیهای مسابقات جادهای در کوهستان بنویسم. فرانسوی تنها زبانی است که این ورزش تا به حال به درستی در آن توصیف شده است؛ تمام اصطلاحات فرانسوی هستند و همین موضوع، نوشتن [درباره آن به زبان دیگر] را دشوار میکند.»[۶]
منابع
- 1 2 3 4 Grunwald, Liliane, and Claude Cattaert, Le Vel' d'Hiv' : 1903–1959 (Paris: Éditions Ramsay, 1979), شابک ((۲−۸۵۹۵۶)).
- ↑ Architecture et sport en France 1918-1945: une histoire politique et culturelle; www.archi.fr/DOCOMOMO-FR/sport-paris.htm, retrieved November 2007
- 1 2 3 Chany, Pierre (1988) La Fabuleuse Histoire du Cyclisme, Nathan, France
- ↑ De Latour, René: Adieu - Vel' d'Hiv', Sporting Cyclist, UK, 1959
- ↑ 1924 Olympics official report. بایگانیشده در ۲۰۰۸-۰۴-۰۸ توسط Wayback Machine pp. 182-3, 266, 400, 425, 507. (به فرانسوی)
- ↑ Hemingway, Ernest, A Moveable Feast (New York: Charles Scribner's Sons, 1964), LCCN 64-15441, pp. 64–65.