ویلیام ماریون برانهام
ویلیام ماریون برانهام | |
|---|---|
![]() | |
| نام هنگام تولد | ویلیام ماریون برانهام |
| زادهٔ | ۶ آوریل ۱۹۰۹ |
| درگذشت | ۲۴ دسامبر ۱۹۶۵ (۵۶ سال) |
| ملیت | ایالات متحده آمریکا |
| پیشه | دعوت |
| همسران |
|
| فرزندان | ۵ |
ویلیام ماریون برانهام (انگلیسی: William M. Branham؛ ۶ آوریل ۱۹۰۹ – ۲۴ دسامبر ۱۹۶۵) واعظ دینی اهل ایالات متحده آمریکا بود که آغازگر جنبش احیای شفابخشی پس از جنگ جهانی دوم بود و ادعا میکرد پیامبری است با مسحِ الیاس، که آمده تا مقدمهای بر ظهور دوم مسیح باشد.[۱][۲][۳] برخی تاریخنگاران مسیحی او را بهعنوان یکی از معماران اصلی اندیشهٔ استعادیه در میان کاریزماتیکها معرفی کردهاند.[۴] او را «چهرهی پیشرو در موج دوم جنبش پنطیکاستی» نامیدهاند. او تأثیر ماندگاری بر تلوانجلیسم و جنبش کاریزماتیک مدرن گذاشت [۵] و «حضورش بر صحنه همچنان افسانهای بیهمتا در تاریخ جنبش کاریزماتیک» به شمار میرود. در زمان برگزاری، گردهماییهای بینفرقهای برانهام بزرگترین اجتماعات مذهبی در برخی شهرهای آمریکا بودند. برانهام نخستین واعظ آمریکاییِ رهاییبخش بود که توانست در اروپا کارزار موفقی برگزار کند؛ خدمت او مخاطبان جهانی را دربر گرفت و کارزارهای بزرگی در آمریکای شمالی، اروپا، آفریقا و هند برگزار کرد. برانهام ادعا میکرد که در ۷ مه ۱۹۴۶ دیداری فرشتهگون داشته که او را مأمور خدمت جهانی کرده و آغازگر فعالیتهای تبلیغیاش در میانه همان سال شد. شهرت او به سرعت گسترش یافت، زیرا مردم مجذوب روایتهایش از دیدارهای فرشتگان و گزارشهای معجزاتی بودند که در گردهماییهایش رخ میداد. خدمت او الهامبخش بسیاری از پیروان شد و جنبش گستردهی احیای شفابخشی را به راه انداخت که بعدها به جنبش کاریزماتیک مدرن تبدیل شد. در اوج محبوبیتش در دهه ۱۹۵۰، برانهام بهطور گسترده مورد ستایش قرار گرفت و «جهان نئوپنطیکاستی برانهام را پیامبر نسل خود میدانست».[۶] از سال ۱۹۵۵، از سال ۱۹۵۵، فعالیتهای تبلیغی و محبوبیت برانهام رو به کاهش گذاشت، زیرا کلیساهای پنطیکاستیسم بهطور عمده به دلایل مالی حمایت خود را از کارزارهای شفابخشی او پس گرفتند.
تا سال ۱۹۶۰، برانهام مسیر خود را تغییر داد و به خدمت آموزشی روی آورد. برخلاف همعصرانش که آموزههای عقیدتی شناختهشده بهعنوان سنت «انجیل کامل» را دنبال میکردند، برانهام الهیات متفاوتی پدید آورد که عمدتاً آمیزهای از آموزههای کالوینی و آرمینی بود و تمرکز زیادی بر «بخشودگیگرایی» و دیدگاههای منحصر به فرد او درباره فرجامشناسی داشت. در حالیکه آموزهی «استعادیه» که او در دوران احیای شفابخشی مطرح میکرد بهطور گسترده پذیرفته شد، تعالیم متفاوت او پس از آن دوران، از سوی همعصران کاریزماتیک و پنطیکاستی بهطور فزایندهای بحثبرانگیز تلقی شد و بسیاری از آن آموزهها را بهعنوان «جنون مکاشفهای» رد کردند.[۷] آموزههای نژادی برانهام درباره «بذر مار» و باور او به اینکه عضویت در یک فرقه مسیحی با «نشان وحش» پیوند دارد، بسیاری از هواداران پیشینش را از او دور کرد.
همچنین ادعاهای نبوتی او پیرامون شمار تلفات انسانی پل شهرداری ، شکار خرس گریزلی ، برگزاری جلسه ۳۰۰ هزار نفری در آفریقای جنوبی با شکست مواجه شد و باعث گردید مشخصاتی که کتاب تثنیه باب ۱۸ آیات ۲۰ به بعد در مورد یک نبی حقیقی اعلام میکند در مورد او دیگر صدق نکند. همچنین برخی نبوت های او بعد از رویداد بود نه قبل از رویداد که باز هم اعتبار او را به عنوان نبی زیر سوال برد.
با این حال، نزدیکترین پیروانش خطابههای او را همچون کتاب دینی شفاهی پذیرفتند و تعالیمش را «پیام» مینامند. علیرغم مخالفتهای خود برانهام، برخی از پیروانش در سالهای پایانی زندگی او، وی را در مرکز یک کیش شخصیت قرار دادند. برانهام ادعا میکرد که در طول دوران خدمتش بیش از یک میلیون نفر را به مسیحیت آورده است. تعالیم او همچنان توسط «انجمن بشارتی ویلیام برانهام» ترویج میشود؛ این انجمن گزارش داد که در سال ۲۰۱۸ حدود دو میلیون نفر مطالب آن را دریافت کردهاند. برانهام در سال ۱۹۶۵ بر اثر سانحه رانندگی درگذشت.
منابع
- ↑ Lupton, Andrew (September 17, 2017). "How a dead U.S. evangelist inspires London's reviled street preachers". CBC. Archived from the original on July 29, 2021. Retrieved July 29, 2021.
- ↑ Sim, Jane (April 26, 2019). "LFP Longform: Inside the doomsday cult-inspired world of London's abusive street preachers". London Free Press. Archived from the original on July 29, 2021. Retrieved July 29, 2021.
- ↑ "Trinidad: Cash pastor's sermons linked to 'doomsday prophet'". Stabroek News. January 4, 2020. Archived from the original on April 24, 2024. Retrieved July 29, 2021.
- ↑ Moriarty 1992, p. 119.
- ↑ Sims 1996, p. 195.
- ↑ Harrell 1978, p. 39.
- ↑ Moriarty 1992, p. 55.
