پاسکینو

پاسکینو سال ۲۰۱۸
پاسکینادهایی به زبان ایتالیایی روی پایه مجسمه

پاسکینو یا پاسکوین (لاتین: Pasquinus, Pasquillus) نامی است که رومیان از اوایل دوران نوین آغازین برای توصیف مجسمه‌ای فرسوده به سبک عصر هلنیستی که در قرن پانزدهم در منطقه پاریون رم کشف شد، به کار می‌بردند. این مجسمه در میدانی به همین نام در گوشه شمال غربی کاخ براسکی (موزه رم) و در نزدیکی محلی که در آن کشف شد، قرار دارد.

این مجسمه به دلیل سنت چسباندن انتقادات ناشناس به پایه آن، به عنوان اولین مجسمه سخنگو در روم شناخته می‌شود. گونه ادبی طنزآمیز pasquinade یا pasquil نام خود را از این سنت گرفته است.

موضوع اصلی این مجسمه، منلائوس است که بدن پاتروکلوس را نگه داشته است و این موضوع ترکیبی که برای سایر پیکره‌ها مانند مجسمه‌های اسپرلونگا به کار رفته است، بارها در مجسمه‌سازی کلاسیک دیده می‌شود، جایی که اکنون به عنوان «گروه پاسکینو» شناخته می‌شود. شناسایی واقعی موضوع مجسمه در قرن هجدهم توسط انیو کویرینو ویسکونتی عتیقه‌شناس انجام شد که آن را به عنوان نیم‌تنه منلائوس که از پاتروکلوس در حال مرگ حمایت می‌کند شناسایی کرد. مشهورترین نسخه از دو نسخه مدیچی این مجسمه در لوجیا دی لانزی در فلورانس ایتالیا قرار دارد. پاسکینو اخیراً به عنوان یک مجسمه هلنیستی قرن سوم پیش از میلاد یا یک کپی رومی شناخته می‌شود.[۱]

تاریخچه

نصب پوستر روی مجسمه ممنوع است. «پاسکینادس» باید روی یک تخته کناری قرار داده شود.

شهرت این مجسمه به اوایل قرن شانزدهم میلادی برمی‌گردد، زمانی که کاردینال اولیویه‌رو کارافا به مناسبت جشن سنت مارک، نیم‌تنه مرمری مجسمه را در یک توگا پوشاند و آن را با تقریظ قصار لاتین تزئین کرد.

اقدامات کاردینال منجر به رواج رسم انتقاد از پاپ یا دولت او با نوشتن اشعار طنز به گویش رومانسکو که پاسکوینادس نامیده می‌شد شد. بدین ترتیب پاسکوینو به اولین مجسمه سخنگو روم تبدیل گشت. او در مورد نارضایتی مردم صحبت می‌کرد، بی‌عدالتی را محکوم می‌کرد و به سوءمدیریت اعضای کلیسا حمله می‌کرد. از این سنت، اصطلاحات انگلیسی پاسکویناد و پاسکویل گرفته شده است که به نقیضه ناشناس در نظم یا نثر اشاره دارد.[۲]

ریشه‌شناسی

پاسکینو در سال ۱۵۵۰ اثر نیکلاس بئاتریزه

ریشه نام «پاسکینو» همچنان مبهم است. در اواسط قرن شانزدهم گزارش شده است که نام «پاسکینو» از نام خیاطی در همان نزدیکی گرفته شده که به خاطر هوش و ذکاوتش مشهور بود؛ گمانه‌زنی‌ها حاکی از آن بود که میراث او از طریق مجسمه، به «افتخار و یادبود جاودانه خیاط فقیر» منتقل شده است.[۳]

سنت ادبی

دیری نپایید که مجسمه‌های دیگری نیز در صحنه ظاهر شدند و نوعی محفل ادبی یا آکادمی عمومی به نام «کنگره عقل و خرد» (Congresso degli Arguti) را تشکیل دادند که در آن پاسکینو همیشه رهبر بود و مجسمه‌هایی که رومی‌ها آنها را مارفوریوس، راهب لوئیجی، ایل فاچینو، ماداما لوکرزیا و ایل بابوینو می‌نامیدند، همکاران صریح او بودند.[۴] کارتلی (به معنای پوستر، پلاکارد، تخته؛ احتمالاً معادل جزوه) که این اشعار بر روی آنها نوشته شده بود، به سرعت دست به دست می‌شد و نسخه‌هایی از آنها تهیه می‌شد که تعدادشان آنقدر زیاد بود که نمی‌توانستند جلوی انتشار آنها را بگیرند.[۵] این اشعار توسط جاکومو مازوکی چاپگر رومی، در اوایل سال ۱۵۰۹، سالانه با عنوان کارمینا آپوزیتا پاسکینو جمع‌آوری و منتشر می‌شدند و در سراسر اروپا به خوبی شناخته می‌شدند.

منابع

  1. ↑ Early discussion was summarised in B. Schweitzer and F. Hackenbeil, Das Original der sogennanten Pasquino-Gruppe (Leipzig: Hirtzl) 1936; the modern opinion is from Wolfgang Helbig.
  2. ↑ Spaeth, John W. (1939). "Martial and the Pasquinade". Transactions and Proceedings of the American Philological Association. 70: 242–255. doi:10.2307/283087. ISSN 0065-9711. JSTOR 283087.
  3. ↑ "The Border Magazine". John Rennison. 22 March 1833.
  4. ↑ Ponti 1927; Enciclopedia Italiana, s.v. "Pasquino e Pasquinate".
  5. ↑ Copies in private daybooks have preserved some that were too scurrilous to print.

پیوند به بیرون