پانزرفاوست

پانزرفاوست
سرباز آلمانی در حال نشانه‌روی با پانزرفاوست ۳۰ در جنوب اوکراین، دسامبر ۱۹۴۳
نوعجنگ‌افزار ضدتانک تک‌تیر و بدون لگد[۱]
خاستگاهآلمان نازی آلمان نازی
تاریخچه خدمت
خدمتاوت ۱۹۴۳–۱۹۴۵ در نیروهای آلمانی[۲]
استفاده‌شده توسطکاربران را ببینید
جنگ‌هاجنگ جهانی دوم
تاریخچه تولید
طراحهاینریش لانگ‌وایلر و گروه پژوهشی شرکت هاساگ[۲]
تاریخ طراحی۱۹۴۲–۱۹۴۳
سازندههاساگ، روبرت توملر متال‌وارن‌فابریک
لوله‌ها: کارخانهٔ فولکس‌واگن در فالرس‌لبن[۳]
تاریخ تولیداکتبر ۱۹۴۳–مه ۱۹۴۵[۳]
تعداد ساخته‌شدهحدود ۸٬۲۵۴٬۳۰۰ قبضه از همهٔ گونه‌ها، با توجه به ناقص‌بودن اسناد ماه‌های پایانی جنگ[۳]
گونه‌هاپانزرفاوست ۳۰ کوچک و بزرگ
پانزرفاوست ۶۰
پانزرفاوست ۱۰۰
پانزرفاوست ۱۵۰
پانزرفاوست ۲۵۰، طرح تولیدنشده
ویژگی‌ها (پانزرفاوست ۶۰[۴])
وزن۶٫۸ کیلوگرم
طول۱٬۰۴۵ میلی‌متر
قطر۱۴۰ میلی‌متر، سرجنگی
۴۴ میلی‌متر، لوله
خدمه۱ نفر

سرعت دهانه۴۸ متر بر ثانیه
برد مؤثر۶۰ متر، برد بهینه
نشانه‌گیرهانشانه‌گیر برگه‌ای تاشو با روزنه‌های برد
خرجپنتول در سرجنگی خرج گود
سازوکار
انفجار
چاشنی برخوردی

پانزرفاوست (آلمانی: Panzerfaust، در معنای «مشت ضدزره») خانواده‌ای از جنگ‌افزارهای ضدتانک تک‌تیر، قابل حمل توسط یک نفر و بدون لگد بود که آلمان نازی در جنگ جهانی دوم برای استفادهٔ پیاده‌نظام توسعه داد. این جنگ‌افزار از یک لولهٔ فولادی سبک و از پیش بارگذاری‌شده با خرج پرتاب و یک سرجنگی بزرگ خرج گود تشکیل می‌شد. پس از شلیک، لوله در حالت معمول دور انداخته می‌شد. برخلاف پانتسرشرک و بازوکا، پرتابهٔ پانزرفاوست موتور راکتی نداشت. خرج باروت درون لوله سرجنگی را به جلو می‌راند و هم‌زمان گازهای حاصل از احتراق از انتهای باز لوله خارج می‌شدند تا نیروی پس‌زنی را تا حد زیادی خنثی کنند.[۵][۶]

توسعهٔ این خانواده در شرکت هاساگ در لایپزیگ زیر نظر هاینریش لانگ‌وایلر از اواخر ۱۹۴۲ آغاز شد. نخستین طرح آزمایشی، فاوست‌پاترونه ۴۲، برد و ارگونومی ضعیفی داشت، اما اصول اصلی سامانه را تثبیت کرد. دو مدل اصلاح‌شدهٔ پانزرفاوست ۳۰ کوچک و بزرگ در مارس ۱۹۴۳ آزمایش شدند، در اوت همان سال برای ارزیابی رزمی به جبههٔ شرقی رسیدند و تولید انبوه آنها در اکتبر آغاز شد. مدل‌های ۶۰ و ۱۰۰ با افزایش خرج پرتاب، نشانه‌گیر بهتر و سازوکار شلیک مطمئن‌تر، برد مؤثر را افزایش دادند. عدد هر مدل در اصل به برد بهینهٔ آن بر حسب متر اشاره داشت، نه قطر لوله یا سرجنگی.[۲][۴]

برد کوتاه پانزرفاوست تیرانداز را ناچار می‌کرد برای حمله به تانک تا فاصله‌ای بسیار نزدیک پیش برود و در زمین باز این کار پرخطر بود. با این حال سادگی، وزن اندک، تولید انبوه و توان سرجنگی خرج گود آن سبب شد در مواضع دفاعی، مناطق جنگلی و به‌ویژه نبردهای نزدیک شهری به جنگ‌افزاری مهم برای پیاده‌نظام آلمان تبدیل شود. موزه‌های جنگ امپراتوری استفادهٔ مؤثر آن در زمین بستهٔ نرماندی را از عواملی می‌دانند که آسیب‌پذیری تانک‌های فاقد پشتیبانی نزدیک پیاده‌نظام را آشکار کرد.[۷] آمار گردآوری‌شده در پژوهش گوردون راتمن مجموع تولید گونه‌های مختلف را حدود ۸٫۲۵ میلیون قبضه نشان می‌دهد، هرچند خود او به ناقص‌بودن اسناد ماه‌های پایانی جنگ هشدار می‌دهد. بخش مهمی از این تولید در کارخانه‌های هاساگ با استفاده از نیروی کار اجباری و زندانیان اردوگاه‌های کار اجباری انجام شد.[۳][۸]

توسعه و ورود به خدمت

نیاز به یک جنگ‌افزار ضدتانک سبک برای سرباز عادی در ۱۹۴۲ شدیدتر شد. تفنگ‌های ضدتانک و نارنجک‌های تفنگی آلمان در برابر زره تانک‌های جدید محدودیت فزاینده‌ای داشتند و استفاده از خرج‌های انفجاری دستی مستلزم نزدیک‌شدن خطرناک به خودرو بود. گروه پژوهشی هاساگ به سرپرستی لانگ‌وایلر در نوامبر ۱۹۴۲ کار بر فاوست‌پاترونه ۴۲ را آغاز کرد. این نمونه یک لولهٔ کوتاه ۲۸ میلی‌متری با خرج باروت سیاه و سرجنگی خرج گود ۸۰ میلی‌متری داشت. سازوکار آن راکتی نبود و با خروج گاز از عقب به صورت بدون لگد عمل می‌کرد. برد مؤثر فقط حدود ۲۰ تا ۳۰ متر بود و شکل کوتاه لوله، نشانه‌روی و دور نگه‌داشتن شعلهٔ عقب از بدن تیرانداز را دشوار می‌کرد. آزمایش محدود در جبههٔ شرقی نشان داد که برای تبدیل ایده به جنگ‌افزاری عملی باید لوله بلندتر، نشانه‌گیر ساده و سازوکار شلیک ایمن‌تری ساخته شود.[۲]

لانگ‌وایلر و همکارانش در دسامبر ۱۹۴۲ توسعهٔ پانزرفاوست ۳۰ کوچک و در ژانویهٔ ۱۹۴۳ مدل بزرگ را آغاز کردند. مدل کوچک که با نام Gretchen نیز شناخته می‌شد سرجنگی ۹۵ میلی‌متری داشت، در حالی که مدل بزرگ با سرجنگی ۱۴۰ میلی‌متری طراحی شد و سطح برخورد تخت‌تری داشت تا احتمال لغزیدن سرجنگی بر زره شیب‌دار کاهش یابد. هر دو در مارس ۱۹۴۳ در میدان آزمایش کومرسدورف با موفقیت نمایش داده شدند. در ژوئیه ارتش ۳٬۰۰۰ قبضه از هر مدل را برای آزمایش میدانی سفارش داد و نخستین سری در اوت به یگان‌های جبههٔ شرقی رسید. گزارش‌های اولیه به اندازهٔ کوچک، قابلیت حمل و قدرت سرجنگی واکنش مثبتی نشان دادند و تولید انبوه از اکتبر ۱۹۴۳ آغاز شد. مدل بزرگ از همان ابتدا مطلوب‌تر بود و در ادامه مبنای تکامل خانواده قرار گرفت.[۲]

توسعهٔ بعدی بیش از افزایش نفوذ زره، بر برد، دقت، مقاومت در برابر رطوبت و قابلیت اعتماد متمرکز شد. کار بر پانزرفاوست ۶۰ از میانهٔ ۱۹۴۳ آغاز شد و در اوایل ۱۹۴۴ به پایان رسید. خرج پرتاب بزرگ‌تر، سرعت دهانه را به حدود ۴۸ متر بر ثانیه رساند و نشانه‌گیر جدید برای بردهای ۳۰، ۶۰ و ۸۰ متر درجه‌بندی شد. پانزرفاوست ۱۰۰ که توسعهٔ آن در اواخر تابستان ۱۹۴۴ آغاز شد، دو خرج پرتاب داشت و روزنه‌های نشانه‌گیر آن برای ۵۰، ۱۰۰ و ۱۵۰ متر تنظیم شده بود. تولیدش در نوامبر تصویب شد و تا حوالی کریسمس به جبهه رسید. این فرایند نشان می‌دهد که خانوادهٔ پانزرفاوست یک طرح ثابت نبود، بلکه در دو سال پایانی جنگ پیوسته برای افزایش فاصلهٔ ایمن تیرانداز و آسان‌ترکردن کاربرد رزمی اصلاح می‌شد.[۴]

ساختمان و شیوهٔ عملکرد

پانزرفاوست ۶۰ و فاوست‌پاترونه ۳۰. این تصویر تفاوت اندازهٔ سرجنگی و لوله در دو نسل آغازین و میانی این خانواده را نشان می‌دهد.

ساختمان پانزرفاوست عمداً ساده نگه داشته شده بود. در مدل‌های اصلی، لولهٔ فولادی تقریباً ۸۰۹ میلی‌متر طول داشت و از مدل ۳۰ بزرگ به بعد قطر داخلی آن ۴۴ میلی‌متر بود. سرجنگی بزرگ‌تر از قطر لوله در دهانه قرار می‌گرفت و میلهٔ دنبالهٔ آن همراه با چهار پرهٔ فلزی تاشو وارد لوله می‌شد. پشت آن خرج پرتاب قرار داشت. با فشردن ماشه، چاشنی خرج باروت را روشن می‌کرد. فشار گاز سرجنگی را به جلو پرتاب می‌کرد و گازها از انتهای باز لوله به عقب خارج می‌شدند. پره‌ها پس از خروج باز می‌شدند و پرتابه را در پرواز پایدار می‌کردند. چون پرتابه پس از ترک لوله نیروی رانش دیگری دریافت نمی‌کرد، توصیف پانزرفاوست به‌عنوان راکت‌انداز از نظر فنی دقیق نیست.[۶][۵]

عامل اصلی اثر ضدزره سرجنگی، خرج گود بود. انفجار مادهٔ پنتول پیرامون آستر فلزیِ حفرهٔ مخروطی، آستر را به جریانی بسیار پرسرعت از فلز تبدیل می‌کرد که فشار آن می‌توانست زره را سوراخ کند. در نتیجه، نفوذ به سرعت برخورد پرتابه وابستگی اصلی نداشت و سلاح می‌توانست با وجود سرعت دهانهٔ پایین مؤثر باشد. منابع دورهٔ جنگ و پژوهش‌های بعدی برای پانزرفاوست ۳۰ کوچک حدود ۱۴۰ تا ۱۶۰ میلی‌متر و برای مدل‌های ۳۰ بزرگ، ۶۰ و ۱۰۰ حدود ۲۰۰ میلی‌متر نفوذ اسمی در شرایط مناسب ذکر می‌کنند. این ارقام آزمونگاهی‌اند و راتمن صریحاً یادآوری می‌کند که منابع مختلف ویژگی‌های اندکی متفاوت گزارش کرده‌اند. در میدان نبرد، زاویهٔ برخورد، محل اصابت، فاصله و شکل زره بر نتیجه اثر می‌گذاشتند. به همین دلیل حتی سرجنگی مدل ۳۰ بزرگ که علیه تی-۳۴ و ام۴ شرمن توانمند بود، لزوماً در هر اصابت از زره جلویی یا پوشش توپ عبور نمی‌کرد و شلیک از پهلو و عقب مطلوب‌تر بود.[۴][۵]

نشانه‌گیری نیز متناسب با ماهیت سادهٔ سلاح طراحی شده بود. تیرانداز صفحهٔ فلزی تاشوی بالای لوله را بالا می‌آورد و روزنهٔ برد را با نشانهٔ روی لبهٔ سرجنگی هم‌راستا می‌کرد. پانزرفاوست را می‌شد ایستاده، زانو‌زده یا خوابیده شلیک کرد، اما انتهای لوله باید از مانع و بدن تیرانداز فاصله می‌داشت. شعله و گاز داغ خروجی در پشت سلاح منطقه‌ای خطرناک ایجاد می‌کرد و در اتاق کوچک، سنگر بسته یا مقابل دیوار می‌توانست برای خود تیرانداز و همراهانش آسیب‌زا باشد. برد کوتاه نیز تیرانداز را در برابر مسلسل، سلاح سبک و پیاده‌نظام همراه تانک آسیب‌پذیر می‌کرد. این محدودیت تفاوت مهمی با پانتسرشرک داشت که پرتابگر راکتی چندبارمصرف و سنگین‌تری بود و از فاصلهٔ بیشتری به کار می‌رفت. مزیت پانزرفاوست در عوض آن بود که یک سرباز می‌توانست واحد کامل سلاح و مهمات را حمل کند و پس از شلیک لوله را رها کند، هرچند دستورالعمل‌ها گاه بازگرداندن لوله‌های مصرف‌شده برای بازیافت را توصیه می‌کردند.[۶][۵]

گونه‌ها و تولید

تفاوت مدل‌های اصلی بیش از همه در اندازهٔ سرجنگی، مقدار خرج پرتاب، سرعت و برد بهینه بود. نام‌گذاری عددی به برد بهینهٔ طراحی‌شده اشاره داشت. پانزرفاوست ۳۰ کوچک سبک‌تر بود اما هم برد و هم توان نفوذ کمتری داشت. مدل ۳۰ بزرگ سرجنگی ۱۴۰ میلی‌متری را تثبیت کرد و مدل‌های ۶۰ و ۱۰۰ همان اندازهٔ کلی را با خرج پرتاب و نشانه‌گیر بهتر ادامه دادند. جدول زیر ارقام گردآوری‌شده از پژوهش راتمن را نشان می‌دهد. این مشخصات را باید ارقام مرجع دانست، نه مقادیر کاملاً یکسان در همهٔ منابع تاریخی.[۴]

مشخصات گونه‌های اصلی پانزرفاوست[۴]
گونهوضعیت ورودوزنقطر سرجنگیسرعت دهانهبرد بهینهنفوذ اسمی زره
پانزرفاوست ۳۰ کوچکاوت ۱۹۴۳۳٫۲ کیلوگرم۹۵ میلی‌متر۲۸ متر بر ثانیه۳۰ متر۱۴۰–۱۶۰ میلی‌متر
پانزرفاوست ۳۰ بزرگاوت ۱۹۴۳۵٫۲۲ کیلوگرم۱۴۰ میلی‌متر۳۰ متر بر ثانیه۳۰ مترحدود ۲۰۰ میلی‌متر
پانزرفاوست ۶۰۱۹۴۴۶٫۸ کیلوگرم۱۴۰ میلی‌متر۴۸ متر بر ثانیه۶۰ مترحدود ۲۰۰ میلی‌متر
پانزرفاوست ۱۰۰اواخر ۱۹۴۴۶٫۸ کیلوگرم۱۴۰ میلی‌متر۶۲ متر بر ثانیه۱۰۰ مترحدود ۲۰۰ میلی‌متر
پانزرفاوست ۱۵۰آزمایش محدود در ۱۹۴۵، توزیع عمومی نشد۷ کیلوگرم۱۰۵ میلی‌متر۸۲ متر بر ثانیه۱۵۰ مترحدود ۲۲۰ میلی‌متر

پانزرفاوست ۱۵۰ در اواخر ۱۹۴۴ طراحی شد و در ژانویهٔ ۱۹۴۵ به صورت نخستین مدل تک‌تیر تکمیل شد. سرجنگی آن کوچک‌تر و آیرودینامیک‌تر بود و برای افزایش اثر، طراحی داخلی خرج گود تغییر کرد. تولید در فوریه آغاز شد و تا مه حدود ۱۰۰٬۰۰۰ قبضه ساخته شد، اما راتمن می‌نویسد که جز نمونه‌های آزمایشی، این مدل به صورت منظم میان یگان‌های رزمی توزیع نشد. گونهٔ قابل بارگذاری مجدد آن هنوز در دست توسعه بود که جنگ پایان یافت. طرح پانزرفاوست ۲۵۰ گام بعدی بود و قرار بود لولهٔ قابل استفادهٔ مجدد، قبضهٔ تپانچه‌ای و سرعت پرتاب بیشتری داشته باشد، اما حتی به مرحلهٔ نمونهٔ عملیاتی نرسید. بنابراین قرار دادن ۱۵۰ و به‌ویژه ۲۵۰ در کنار مدل‌های فراوان ۳۰، ۶۰ و ۱۰۰ بدون توضیح وضعیت تولید و خدمت، تصویری گمراه‌کننده از خانواده ایجاد می‌کند.[۴]

تولید انبوه از اکتبر ۱۹۴۳ گسترش یافت. هاساگ تولیدکنندهٔ اصلی بود، روبرت توملر متال‌وارن‌فابریک سهم کوچک‌تری داشت و کارخانهٔ فولکس‌واگن در فالرس‌لبن لوله‌های پرتابگر را می‌ساخت. هدف تولید ماهانهٔ ۱۰۰٬۰۰۰ پانزرفاوست ۳۰ کوچک و ۲۰۰٬۰۰۰ مدل بزرگ تا آوریل ۱۹۴۴ محقق شد. پانزرفاوست ۶۰ از سپتامبر ۱۹۴۴ وارد تولید کامل شد و تبدیل خطوط تولید مدل‌های قبلی به آن، هم‌زمان با فشار فزایندهٔ ارتش سرخ در شرق و پیشروی متفقین در غرب، شتاب گرفت. اسناد گردآوری‌شده توسط راتمن ۱٬۵۵۴٬۲۰۰ قبضه مدل ۳۰ کوچک، ۶٬۶۰۰٬۱۰۰ قبضه از مجموع مدل‌های ۳۰ بزرگ، ۶۰ و ۱۰۰ و ۱۰۰٬۰۰۰ قبضه مدل ۱۵۰ را ثبت می‌کنند که جمع آنها ۸٬۲۵۴٬۳۰۰ است. با این حال او تأکید می‌کند که اسناد ماه‌های آخر جنگ ناقص‌اند و این جمع را نباید دقتی فراتر از منابع موجود داد.[۳]

عضوی سالخورده از فولکس‌شتورم در حال آموزش نشانه‌روی با پانزرفاوست در برلین، بهار ۱۹۴۵. سادگی کار با سلاح با سیاست توزیع گستردهٔ آن در ماه‌های پایانی جنگ ارتباط داشت.

انبوه‌سازی پانزرفاوست بخشی از اقتصاد تسلیحاتی مبتنی بر اجبار آلمان نازی بود. یادمان کار اجباری لایپزیگ گزارش می‌کند که هاساگ، از بزرگ‌ترین شرکت‌های تسلیحاتی زاکسن، در کارخانهٔ اصلی خود در لایپزیگ بیش از ۱۰٬۰۰۰ کارگر غیرنظامی اجباری، اسیر جنگی و زندانی اردوگاه‌های کار اجباری را در تولید مهمات و پانزرفاوست به کار گرفت. در ۱۹۴۴ در همان مجموعه اردوگاهی فرعی از بوخن‌والد برای بیش از ۵٬۰۰۰ زن زندانی ایجاد شد و هاساگ در چند محل دیگر نیز از زندانیان استفاده می‌کرد.[۸] اسناد یادمان بوخن‌والد دربارهٔ کارخانهٔ شلیبن نشان می‌دهد زندانیان در شیفت‌های دوازده‌ساعته مواد خطرناک را برای سرجنگی‌ها آماده و جنگ‌افزارها را مونتاژ می‌کردند و انفجارهای کارخانه نیز قربانی می‌گرفت. بنابراین هزینهٔ پایین و حجم بالای تولید پانزرفاوست را نمی‌توان جدا از نظام کار اجباری و بهره‌کشی از زندانیان در صنایع جنگی نازی بررسی کرد.[۹]

کاربرد رزمی و تاکتیک‌ها

پانزرفاوست نخست در جبههٔ شرقی وارد میدان شد، جایی که پیاده‌نظام آلمان با شمار رو به افزایش تانک‌های شوروی روبه‌رو بود. کاربرد مؤثر آن بیش از توان نظری سرجنگی به شرایط تاکتیکی بستگی داشت. تیراندازان می‌کوشیدند در پوشش ساختمان، خاکریز، جنگل یا عوارض زمین پنهان شوند و اجازه دهند تانک تا محدودهٔ ۳۰ تا ۶۰ متری نزدیک شود. شلیک از پهلو یا عقب، که هم سطح زره آسیب‌پذیرتری ارائه می‌کرد و هم احتمال دیده‌شدن پیش از آتش را کاهش می‌داد، ترجیح داشت. آلمانی‌ها گروه‌های شکار تانک را با پانزرفاوست، پانتسرشرک، نارنجک، مین و سلاح سبک ترکیب می‌کردند و در صورت امکان از دود برای کورکردن خدمهٔ تانک و نزدیک‌شدن بهره می‌بردند. این شیوه به‌ویژه در دفاع مناسب بود. در زمین باز و در برابر تانکی که با پیاده‌نظام همراه و آتش مسلسل پشتیبانی می‌شد، نزدیک‌شدن تا چنین فاصله‌ای همچنان بسیار خطرناک بود.[۱۰]

در جبههٔ غربی از میانهٔ ۱۹۴۴، زمین محصور و نبردهای نزدیک فرصت بیشتری برای این نوع سلاح فراهم کرد. موزه‌های جنگ امپراتوری در بررسی نبرد نرماندی می‌نویسد که پیاده‌نظام آلمان در بوکاژ از پانزرفاوست با اثر زیاد استفاده کرد و تجربهٔ نبرد به متفقین نشان داد تانک‌هایی که بدون پشتیبانی نزدیک پیاده‌نظام و توپخانه جلو می‌رفتند در برابر مدافعان مخفی آسیب‌پذیر بودند.[۷] نمونهٔ روشن دیگری در آغاز عملیات مارکت گاردن در ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۴ رخ داد. ستون زرهی گارد بریتانیا در جاده‌ای باریک پیشروی می‌کرد و در دقایق نخست حمله، پیاده‌نظام آلمانی مجهز به پانزرفاوست ۹ تانک بریتانیایی را از کار انداخت. این رویداد به‌تنهایی نتیجهٔ عملیات را تعیین نکرد، اما محدودیت ستون زرهی در زمینی که امکان مانور و دورزدن کم بود را به‌خوبی نشان می‌دهد.[۱۱]

در ماه‌های آخر جنگ، هنگامی که آلمان با کمبود توپ ضدتانک، سوخت و نیروهای آموزش‌دیده روبه‌رو بود، پانزرفاوست بیش از پیش به دفاع محلی و جنگ شهری پیوند خورد. اعضای فولکس‌شتورم، که بسیاری از آنان آموزش نظامی محدودی داشتند، در شمار زیاد با این سلاح تمرین می‌کردند و در دفاع از شهرها به کار گرفته شدند. سادگی نسبی آموزش مزیت داشت، اما آن را به جانشینی هم‌ارز برای یگان ضدتانک آموزش‌دیده تبدیل نمی‌کرد. در نبردهای پایانی، خرابه‌ها، پنجره‌ها و معابر باریک برای کمین مناسب بودند، ولی شعلهٔ عقب استفاده در فضای بسته را خطرناک می‌کرد و دود و گردوخاک محل تیرانداز را آشکار می‌ساخت. به همین دلیل ارزیابی راتمن از اثر جنگ‌افزار محتاطانه است. پانزرفاوست و پانتسرشرک توان دفاع ضدتانک پیاده‌نظام را بالا بردند، اما «تغییردهندهٔ بازی» نبودند و برد کوتاه، دقت محدود و خطر آشکارشدن پس از شلیک همچنان محدودیت‌های اساسی باقی ماندند.[۱۰][۱۲]

کاربران خارجی و میراث

سربازان فنلاندی مجهز به پانزرفاوست در جریان نبردهای تابستان ۱۹۴۴ در جنگ مستمر، در کنار یک تانک منهدم‌شدهٔ تی-۳۴.

آلمان بخشی از تولید پانزرفاوست را به متحدانی داد که خود کمبود جنگ‌افزارهای ضدتانک سبک داشتند. فنلاند در آوریل ۱۹۴۴ پانزرفاوست ۳۰ کوچک و بزرگ دریافت کرد و از اوت همان سال آنها را با نام‌های F1 و F2 در رده‌بندی خود به کار برد. بلغارستان، مجارستان و رومانی نیز مدل‌های ۳۰ و ۶۰ را در شمار نسبتاً محدود دریافت کردند. ارقام دقیق و تاریخ نخستین تحویل برای همهٔ این کشورها در منبع اصلی مورد استفاده یکسان یا کامل نیست، بنابراین جدول از تبدیل عبارت‌هایی مانند «شمار اندک» به عدد ساختگی پرهیز می‌کند.[۱۳]

کاربران مستند پانزرفاوست در جنگ جهانی دوم
کشور یا نیرونخستین ورود یا کاربرد مستندتعداد یا رقم مستندتوضیح
آلمان نازی آلمان نازیاوت ۱۹۴۳مجموع تولید همهٔ گونه‌ها حدود ۸٬۲۵۴٬۳۰۰ قبضه[۳]کاربر و تولیدکنندهٔ اصلی
فنلاند فنلاندآوریل ۱۹۴۴رقم پانزرفاوست در منبع مورد استفاده مشخص نشدهپانزرفاوست ۳۰ کوچک و بزرگ، بعدها F1 و F2 نامیده شدند[۱۳]
مجارستان مجارستانتاریخ دقیق در منبع مورد استفاده ذکر نشدهشمار محدودگونه‌های ۳۰ و ۶۰، با نام páncélököl[۱۳]
بلغارستان بلغارستانتاریخ دقیق در منبع مورد استفاده ذکر نشدهشمار محدودگونه‌های ۳۰ و ۶۰[۱۳]
رومانی رومانیتاریخ دقیق در منبع مورد استفاده ذکر نشدهشمار محدودگونه‌های ۳۰ و ۶۰، با نام pumnul blindat[۱۳]
اتحاد جماهیر شوروی اتحاد جماهیر شورویدر جریان جنگ، به صورت غنیمتیرقم کل نامعلومارتش سرخ از پانزرفاوست‌های غنیمتی به‌طور گسترده استفاده کرد[۱۳]
بریتانیا بریتانیامارس ۱۹۴۵رقم کل نامعلومتیپ ۱ تکاور در عبور از راین نمونه‌های غنیمتی را برای دفاع ضدتانک به کار برد[۱۳]
ایالات متحده آمریکا ایالات متحده آمریکا۱۹۴۴–۱۹۴۵در یک نمونه، دو گردان تهاجمی هر یک ۲۰۰ قبضه دریافت کردند[۱۴]استفادهٔ غنیمتی علیه خودروها، ساختمان‌ها و استحکامات
لهستان مقاومت لهستانقیام ورشو، ۱۹۴۴«تعداد اندک» در منبعنمونه‌های غنیمتی پانزرفاوست و پانتسرشرک[۱۳]

پانزرفاوست تنها به دست متحدان آلمان نرسید. شمار بسیار زیادی از آن در پیشروی ارتش سرخ به غنیمت افتاد و سربازان شوروی به اندازه‌ای با سلاح آشنا شدند که آن را در نبردهای پایانی به‌طور گسترده به کار بردند. نیروهای بریتانیایی و آمریکایی نیز از نمونه‌های غنیمتی استفاده کردند. در عملیات عبور از راین در مارس ۱۹۴۵، دو هنگ لشکر ۷۹ پیاده‌نظام آمریکا، گردان‌های تهاجمی خود را هر یک به ۲۰۰ پانزرفاوست غنیمتی مجهز کرده بودند و از اثر انفجار آنها علیه ساختمان‌های دفاع‌شده استفاده کردند.[۱۴] این موارد به معنای پذیرش رسمی و سراسری پانزرفاوست در ارتش‌های متفقین نبود. برخی یگان‌ها به دلایل ایمنی یا خطر اشتباه‌گرفتن تیرانداز با نیروی آلمانی استفاده از آن را محدود می‌کردند. مقاومت لهستان نیز در قیام ورشو شمار اندکی پانزرفاوست و پانتسرشرک به دست آورد.[۱۳]

میراث اصلی پانزرفاوست پس از جنگ بیشتر در مفهوم جنگ‌افزار ضدتانک سبک و تک‌تیر باقی ماند تا در ادامهٔ مستقیم قطعات همان طرح. راتمن بر این نظر است که ایدهٔ یک سلاح ارزان، از پیش بسته‌بندی‌شده و دورریختنی که یک سرباز بتواند حمل و شلیک کند، بر نسل جنگ‌افزارهای یک‌بارمصرف پس از جنگ اثر عمیقی گذاشت. از دههٔ ۱۹۶۰ سامانه‌های تک‌تیر متعددی با همین منطق لجستیکی پدید آمدند، هرچند سازوکار فنی آنها الزاماً کپی پانزرفاوست نبود.[۱۲] او همچنین می‌نویسد که برخی عناصر طرح تولیدنشدهٔ پانزرفاوست ۲۵۰ بر مسیر طراحی آرپی‌جی-۲ شوروی اثر گذاشت، اما این موضوع با ادعای مهندسی معکوس مستقیم همهٔ پانزرفاوست‌ها تفاوت دارد. نام «پانزرفاوست» نیز در آلمان پس از جنگ باقی ماند. پانزرفاوست ۳ که چند دهه بعد توسعه یافت جنگ‌افزاری مدرن و جداگانه است و راتمن تأکید می‌کند که از نظر طراحی پیوند مستقیم اندکی با خانوادهٔ جنگ جهانی دوم دارد.[۱۲][۱۵]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ "Panzerfaust 60 Anti-Tank Weapon". Imperial War Museums (in English). Imperial War Museums. Retrieved 17 اوت 2026.
  2. 1 2 3 4 5 Rottman, Gordon L. (2014). Panzerfaust and Panzerschreck (in انگلیسی). Oxford: Osprey Publishing. pp. 12–20. ISBN 9781782007906.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  3. 1 2 3 4 5 6 Rottman, Gordon L. (2014). Panzerfaust and Panzerschreck (in انگلیسی). Oxford: Osprey Publishing. pp. 27–28. ISBN 9781782007906.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  4. 1 2 3 4 5 6 7 Rottman, Gordon L. (2014). Panzerfaust and Panzerschreck (in انگلیسی). Oxford: Osprey Publishing. pp. 20–23. ISBN 9781782007906.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  5. 1 2 3 4 "Handbook on German Military Forces, TM-E 30-451: Chapter VII, Equipment" (in English). U.S. War Department. 15 مارس 1945. Retrieved 17 اوت 2026.
  6. 1 2 3 Rottman, Gordon L. (2014). Panzerfaust and Panzerschreck (in انگلیسی). Oxford: Osprey Publishing. pp. 13–20. ISBN 9781782007906.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  7. 1 2 "Tactics and the Cost of Victory in Normandy". Imperial War Museums (in English). Imperial War Museums. Retrieved 17 اوت 2026.
  8. 1 2 "Zwangsarbeit bei der HASAG". Gedenkstätte für Zwangsarbeit Leipzig (in German). یادمان کار اجباری لایپزیگ. Retrieved 17 اوت 2026.
  9. ↑ "Schlieben". Buchenwald Subcamp Memorial (in German). Stiftung Gedenkstätten Buchenwald und Mittelbau-Dora. Retrieved 17 اوت 2026.
  10. 1 2 Rottman, Gordon L. (2014). Panzerfaust and Panzerschreck (in انگلیسی). Oxford: Osprey Publishing. pp. 40–68. ISBN 9781782007906.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  11. ↑ "The Story Of Operation 'Market Garden' In Photos". Imperial War Museums (in English). Imperial War Museums. Retrieved 17 اوت 2026.
  12. 1 2 3 Rottman, Gordon L. (2014). Panzerfaust and Panzerschreck (in انگلیسی). Oxford: Osprey Publishing. pp. 72–77. ISBN 9781782007906.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  13. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Rottman, Gordon L. (2014). Panzerfaust and Panzerschreck (in انگلیسی). Oxford: Osprey Publishing. pp. 68–70. ISBN 9781782007906.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  14. 1 2 MacDonald, Charles B. "The Last Offensive, Chapter XIV: The Rhine Crossings in the North" (in English). Office of the Chief of Military History, U.S. Army. Retrieved 17 اوت 2026.
  15. ↑ Rottman, Gordon L. (20 اوت 2014). "Panzerfaust and Panzerschreck" (in English). Osprey Publishing. Retrieved 17 اوت 2026.

منابع

پیوند به بیرون