پنج‌سالاری

پنج‌سالاری (انگلیسی: Pentarchy) مفهومی در تاریخ سازمان‌دهی کلیسای مسیحی است که بر پایهٔ آن، اداره و رهبری کلیسا باید بر عهدهٔ پنج مرکز اصلی و کهن قرار می‌گرفت. این پنج مرکز عبارت بودند از رم، قسطنطنیه، اسکندریه، انطاکیه و اورشلیم که هر یک زیر نظر یک پاتریارک اداره می‌شدند. بر اساس این دیدگاه، این پنج پاتریارک در کنار یکدیگر، و نه زیر فرمان یک مرجع یگانه، مسئول پاسداری از ایمان، نظم کلیسایی و هماهنگی کلی کلیسا بودند و هرکدام در قلمرو جغرافیایی و سنت تاریخی خود جایگاهی ممتاز داشتند.

این الگو در سدهٔ ششم میلادی، به‌ویژه در چارچوب امپراتوری بیزانس، صورت‌بندی حقوقی و الهیاتی پیدا کرد و در کلیسای شرقی به‌عنوان ساختاری ایده‌آل برای ادارهٔ کلیسا شناخته شد. با این حال، پنج‌سالاری هرگز به یک نظام اجرایی یکپارچه و بی‌چالش تبدیل نشد، زیرا کلیسای غربی جایگاه ویژهٔ رم را متفاوت از تفسیر شرقی می‌دید و اختلاف‌های اعتقادی و سیاسی میان رم و قسطنطنیه به‌تدریج این الگو را تضعیف کرد.

در عمل، با گذر زمان و به‌ویژه پس از دگرگونی‌های سیاسی و مذهبی در خاور نزدیک، نقش واقعی برخی از این مراکز کاهش یافت و پنج‌سالاری بیش از آن‌که یک ساختار فعال حکمرانی باشد، به مفهومی تاریخی و نظری در سنت کلیسای ارتدکس شرقی تبدیل شد.

جستارهای وابسته

منابع

    پیوند به بیرون