پیانو چهارگوش

یک پیانو چهار گوش.

پیانو چهارگوش (به انگلیسی: Square piano) گونه‌ای پیانو است که سیم‌های افقی[واژه ۱] آن به‌صورت مورب در سراسر جعبهٔ مستطیل‌شکل و بالای چکش‌ها[واژه ۲] آرایش یافته‌اند. صفحه‌کلید (keyboard) این ساز در ضلع بلندتر جعبه جای دارد و صفحهٔ طنینی[واژه ۳] آن، در ضلع کوتاه‌تر و بر فراز حفره‌ای تعبیه شده است.[۱]

در مورد مخترع این ساز، اتفاق نظر وجود ندارد؛ نام‌هایی چون زیلبرمن[الف] و فریدریچی[ب] در این زمینه مطرح شده‌اند. این ساز در ادامه توسط پتسولد[پ] و بَبکاک[ت] بهبود و توسعه یافت.

پیانوهای چهارگوش انگلیسی و وینی، از حدود سال ۱۷۶۰ میلادی به بعد، در طرح‌هایی بسیار متنوع ساخته می‌شدند؛ تنوعی که هم در ظاهر کلی ساز و هم در سازوکار داخلی اکشن‌های[ث] آن مشهود بود. به دلیل فضای رقابتی صنعت سازسازی و نیز نوپایی نسبی طراحی این ساز، سال‌های آغازین با دوره‌ای از آزمون‌ و خطا همراه بود.

این روند به ابداع مجموعه‌ای متنوع از مُدِراتورها[واژه ۴] انجامید؛ ابزارهایی که برای تغییر و تنظیم طیف گسترده‌ای از تن صدا به‌کار می‌رفتند. همچنین، سازوکارهای فنی دیگری نظیر اهرم‌های زانویی[ج] و شستی‌های دستی[چ] نیز در همین راستا طراحی شدند؛ اجزایی که امروزه دیگر در پیانوهای مدرن کاربردی ندارند.

تاریخچه

در لندن، شکوفایی ناگهانی و پرشتاب تجارت این ساز را عموماً به سازنده‌ای به نام زومپه[ح] نسبت می‌دهند. محبوبیت چشمگیر و فراگیر سازهای او بیش از هر چیز مرهون ساختار کم‌هزینه و قیمت مقرون‌به‌صرفهٔ آن‌ها بود.

با گذشت زمان، پیانوهای چهارگوش در ابعادی بزرگ‌تر، با کلاویه‌های بیشتر و گسترهٔ صوتی[واژه ۵] وسیع‌تری ساخته شدند؛ به‌گونه‌ای که در دههٔ ۱۸۳۰، «پیانوهای چهارگوش بزرگ» یا گرَند چهارگوش[خ] سیطره یافتند. این سازهای نوین، با تغییراتی در سازوکارهای داخلی و ساختار خود، صدایی حجیم‌تر تولید می‌کردند و از کشش سیم[واژه ۶] بالاتری بهره می‌بردند. پیانوهای چهارگوش در اواخر سدهٔ هجدهم میلادی، محبوب‌ترین ساز کلاویه‌ای به شمار می‌رفتند و نسل بعدی آن‌ها، یعنی پیانوهای گرَند چهارگوش، در اواسط و اواخر سدهٔ نوزدهم از اقبالی گسترده برخوردار بودند. این سازها به‌تدریج جای خود را به پیانوهای دیواری[د] سپردند که فضای کمتری اشغال می‌کردند و صدایی پرطنین‌تر داشتند. از شخصیت‌های برجسته‌ای که مالک پیانو چهارگوش بودند، می‌توان به جورج واشنگتن و توماس جفرسون تا ماری آنتوانت[۲] و جین آستن[۳] اشاره کرد.

در دههٔ ۱۸۶۰، قاب‌های فلزی[ذ] گسترده‌تری برای پیانوهای گرَند چهارگوش توسعه یافت که به معنای امکان استفاده از کشش سیم بالاتر و در نتیجه، حجم صدای بیشتر بود؛ با این حال، افزایش ابعاد این سازها باعث شد تا طراحی پیانو دیواری از نظر اقتصادی مقرون‌به‌صرفه‌تر باشد و در نتیجه، پیانو دیواری جایگزین پیانو چهارگوش به عنوان رایج‌ترین ساز خانگی شد. پیانوهای گرَند چهارگوش آهنین‌قاب و با سیم‌کشی متقاطع[ر] و پرآوازهٔ کمپانی استاین‌وی[ز] که تا دههٔ ۱۸۹۰ در ایالات متحده به تعداد زیاد ساخته می‌شدند، بیش از دو و نیم برابرِ اندازهٔ سازهای چوبی‌قاب زومپه بودند که یک قرن پیش از آن به موفقیت دست یافته بودند. در حالی که بسیاری به پیانوهای چهارگوش به دیدهٔ یک «پیشا-پیانو»[ژ] می‌نگرند، زیرا گستره، حجم صدا یا آن ظرافت لمسی را که در سازهای مدرن موجود است، ندارند، اما این سازها صدا و قابلیت نواختنِ منحصربه‌فرد خود را دارا هستند و باید به عنوان سازی کاملاً متفاوت از پیانوی مدرن با آن‌ها برخورد کرد.[۴]

نگارخانه

جستارهای وابسته

پی‌نوشت‌ها

یادداشت‌ها

  1. گوتفرید زیلبرمن (Gottfried Silbermann)، زادهٔ ۱۴ ژانویه ۱۶۸۳ در کلاین‌بوبریچش و درگذشتهٔ ۴ اوت ۱۷۵۳ در درسدن، نامی است هم‌سنگ با اوج هنر سازگری سازهای کلاویه‌ای در آلمان عصر باروک. او که استادی بی‌بدیل در ساخت ارگ، هارپسیکورد و کلاویکورد بود، از پیشگامان تاریخ پرفراز و نشیب پیانو نیز به شمار می‌رود. زیلبرمن، با الهام از اختراع کریستوفوری و با تکیه بر نبوغ و نوآوری خویش، به ساخت فورته‌پیانوهایی همت گمارد که نه‌تنها به دلیل کیفیت ساخت ممتاز، بلکه به سبب صدای شفاف و نقره‌فامشان – گویی بازتابی از نام خانوادگی‌اش (زیلبر به معنای نقره) – شهرتی عالم‌گیر یافتند. از جمله نوآوری‌های او افزودن مکانیزمی بود که امکان برداشتن تمامی میراگرها از روی سیم‌ها را فراهم می‌ساخت، پیش‌درآمدی بر پدال طنین امروزی. گفته می‌شود یوهان سباستیان باخ، نابغهٔ موسیقی دوران، در ابتدا از سنگینی کلاویه‌ها و ضعف صدای زیرِ سازهای اولیهٔ او انتقاد کرد، اما زیلبرمن با فروتنی هنرمندانه این نقدها را پذیرفت و در پی بهبود سازهایش برآمد، تا جایی که بعدها تحسین و حمایت باخ را برانگیخت و حتی به عنوان واسطه در فروش سازهایش به او یاری رساند. شکوه هنر زیلبرمن تا آنجا رسید که فریدریش کبیر، پادشاه پروس، چندین دستگاه از فورته‌پیانوهای او را برای دربار خویش سفارش داد؛ سازهایی که امروزه نیز دو نمونه از آن‌ها در کاخ‌های پوتسدام به یادگار مانده و شاهدی گویا بر استادی و نوآوری این هنرمند بزرگ در سپیده‌دم تاریخ پیانو هستند.
  2. کریستیان ارنست فریدریچی (Christian Ernst Friederici)، زادهٔ ۷ مارس ۱۷۰۹ در میرانه و درگذشتهٔ ۴ مه ۱۷۸۰ در گِرا، از سازندگان پرآوازهٔ سازهای کلاویه‌دار در آلمان بود. او که هنر خود را در مکتب بزرگانی چون گوتفرید زیلبرمان به کمال رسانده بود، در شهر گِرا کارگاهی بنیاد نهاد و به ساخت ارگ و به‌ویژه سازهای زهی کلاویه‌دار شهرت یافت. ابداعاتی چون «پیانوی هرمی» (Pyramidenflügel) و «فورت‌بیِن» (Fortbien) – سازی ترکیبی از هارپسیکورد و پیانو – از دستاوردهای اوست. اگرچه برخی منابع، از جمله هاینریش کریستوف کُخ، او را مخترع پیانو چهارگوش در حدود سال ۱۷۵۸ دانسته‌اند، این انتساب همچنان محل بحث پژوهشگران است، اما نقش او در تحول و تنوع‌بخشی به سازهای کلاویه‌دار در دوران خود انکارناپذیر است و سازهایش مورد توجه هنرمندانی چون کارل فیلیپ امانوئل باخ قرار داشت.
  3. گیوم-لِبرِشت پتسولد (Guillaume-Lebrecht Petzold)، که اصالتاً آلمانی و زادهٔ ۱۷۸۴ در لیشتنهاین زاکسونی بود و بعدها در پاریس به فعالیت پرداخت، از چهره‌های مؤثر در تکامل پیانو در اوایل سدهٔ نوزدهم به شمار می‌رود. او که نزد استادان بنامی در درسدن و وین هنرآموخته بود، در پاریس کارگاه خود را تأسیس کرد و به واسطهٔ کیفیت ساخت و نوآوری‌هایش در پیانو، به‌ویژه پیانوهای چهارگوش و پیانوهای کوچک عمودی (cabinet upright) که «هارمومِلو» (harmomelo) می‌نامید، به شهرتی ممتاز دست یافت. پتسولد در نمایشگاه ملی فرانسه در سال ۱۸۰۶، پیانوی چهارگوشی با صفحهٔ صدای بزرگ‌تر عرضه کرد که اگرچه در ابتدا چندان مورد توجه قرار نگرفت، اما نشان از درک عمیق او از نیاز به افزایش حجم و غنای صوتی این ساز داشت. تغییراتی که او در سازوکار داخلی (اکشن) و تقویت ساختار پیانوهای چهارگوش اعمال کرد، راه را برای توسعه‌های آتی در این ساز هموار ساخت و به نوازندگان امکانات بیانی گسترده‌تری بخشید.
  4. آلفیوس بَبکاک (Alpheus Babcock)، زادهٔ ۱۱ سپتامبر ۱۷۸۵ در دورچستر، ماساچوست و درگذشتهٔ ۳ آوریل ۱۸۴۲، از پیشگامان نوآوری در صنعت پیانوسازی آمریکا بود. بَبکاک که فعالیت خود را در بوستون آغاز کرد و بعدها در فیلادلفیا نیز به کار پرداخت، بیش از هر چیز به دلیل اختراع انقلابی‌اش، یعنی «قاب تمام‌فلزی چدنی یکپارچه» برای پیانو، شهرت جهانی یافت. این اختراع که در سال ۱۸۲۵ به ثبت رسید، پاسخی به نیاز روزافزون به ساختاری مستحکم‌تر برای تحمل کشش بسیار زیاد سیم‌های ضخیم‌تر و دستیابی به صدایی پرقدرت‌تر و پایدارتر بود. قاب چدنی بَبکاک، تحولی شگرف در ساخت پیانو ایجاد کرد و به سازندگان امکان داد تا پیانوهایی با حجم صوتی بیشتر و کوکی باثبات‌تر، به‌ویژه در شرایط متغیر آب‌وهوایی آمریکا، تولید کنند. افزون بر این، بَبکاک نوآوری‌های دیگری نیز در زمینهٔ سازوکار داخلی پیانو (اکشن) و روش‌های سیم‌کشی (از جمله «سیم‌کشی متقاطع» یا cross-stringing در سال ۱۸۳۰) به نام خود ثبت کرد که تأثیر بسزایی در شکل‌گیری پیانوی مدرن آمریکایی و پیشتازی این کشور در صنعت پیانوسازی در دهه‌های بعدی داشت.
  5. سازوکار داخلی یا اَکشِنِ پیانو (Piano action) به مجموعه قطعات مکانیکی اطلاق می‌شود که ضربهٔ نوازنده بر کلاویه را به چکش و سپس به سیم منتقل می‌کند. این سازوکار نقش بنیادین در تولید صدا، دینامیک و حس لمس پیانو دارد.
  6. اهرم‌های زانویی (Knee levers) در پیانوهای اولیه دسته‌ای از کنترل‌ها بودند که نوازنده با زانوی خود آن‌ها را فعال می‌کرد. این اهرم‌ها معمولاً برای تغییرات صوتی مانند بالا بردن دمپرها (مشابه پدال ساستین امروزی) یا فعال کردن افکت‌های دیگر نظیر تغییر رنگ صدا (مانند کاستن از شدت ضربه چکش یا قرار دادن نواری از چرم یا پارچه بین چکش و سیم) به کار می‌رفتند.
  7. شستی‌های دستی (Hand stops) نیز کنترل‌هایی مشابه اهرم‌های زانویی بودند که به صورت دکمه‌های کوچک، دستگیره یا اهرم‌های تعبیه‌شده روی بدنهٔ پیانو، با دست فعال می‌شدند. این شستی‌ها امکان ایجاد تغییرات متنوعی در صدای ساز، از جمله افکت‌های دینامیکی یا رنگ‌آمیزی صوتی (مانند صدای فاگوت، هارپ یا لوت) را فراهم می‌کردند که نوازنده می‌توانست به صورت دستی آن‌ها را انتخاب و فعال نماید.
  8. یوهانس کریستوف زومپه (Johannes Cristoph Zumpe)، زادهٔ ۱۴ ژوئن ۱۷۲۶ در فورت، آلمان و درگذشتهٔ نوامبر ۱۷۹۰ در لندن، از برجسته‌ترین سازندگان پیانو در انگلستان سدهٔ هجدهم بود. او که از شاگردان گوتفرید زیلبرمان به شمار می‌رفت، پس از مهاجرت به لندن در حدود سال ۱۷۶۰، کارگاه خود را بنیان نهاد و به سرعت به خاطر پیانوهای چهارگوش کوچک و خوش‌ساختش به شهرت رسید. نوآوری اصلی زومپه در ساده‌سازی سازوکار داخلی پیانو و استفاده از روش‌های تولید کارآمدتر بود که منجر به کاهش چشمگیر قیمت نهایی ساز شد. این امر، پیانو چهارگوش را از یک ساز لوکس و کمیاب به ابزاری در دسترس برای طبقه متوسط رو به رشد تبدیل کرد و نقشی کلیدی در همه‌گیر شدن فرهنگ پیانونوازی در خانه‌ها ایفا نمود. سازهای او، که به دلیل صدای دلنشین و قیمت مناسبشان بسیار محبوب بودند، الهام‌بخش بسیاری از سازندگان دیگر در سراسر اروپا و آمریکا گشتند و دوران طلایی پیانو چهارگوش را رقم زدند.
  9. پیانو گرَند چهارگوش یا پیانوی چهارگوش بزرگ، (به انگلیسی: square grand pianos) مرحله‌ای تکاملی در تاریخ پیانو چهارگوش به شمار می‌رود که از حدود دههٔ ۱۸۲۰ تا اواخر سدهٔ نوزدهم رواج داشت. این سازها در پاسخ به نیاز روزافزون به صدایی پرقدرت‌تر و گسترهٔ دینامیکی وسیع‌تر، با ابعادی به مراتب بزرگ‌تر از پیانوهای چهارگوش اولیه، جعبهٔ صدایی عمیق‌تر و سیم‌هایی بلندتر و با کشش بیشتر ساخته می‌شدند. سازوکار داخلی (اکشن) آن‌ها نیز پیچیده‌تر و کارآمدتر از نسل‌های پیشین بود و اغلب از قاب‌های فلزی برای تقویت ساختار بهره می‌بردند. گرندهای چهارگوش، با حفظ ظاهر مستطیل‌شکل، کوشیدند تا به توانایی‌های صوتی پیانوهای گرند کنسرتی نزدیک شوند و در دوران خود، به‌ویژه در آمریکا، به عنوان سازهایی باشکوه و مناسب برای سالن‌های بزرگ و اجراهای جدی‌تر شناخته می‌شدند.
  10. پیانو دیواری یا ایستاده (Upright Piano)، گونه‌ای از پیانو است که در آن قاب و سیم‌ها به صورت عمودی، و نه افقی، قرار گرفته‌اند. این طراحی که از اوایل سدهٔ نوزدهم پدیدار شد و به‌تدریج تکامل یافت، مزیت اصلی‌اش اشغال فضای کمتر نسبت به پیانوهای چهارگوش و گرند بود. با پیشرفت‌های فنی، به‌ویژه در زمینهٔ سازوکار اکشن و استفاده از قاب‌های چدنی، پیانوهای دیواری توانستند به کیفیت صوتی قابل قبولی دست یابند که با حجم صدای مناسب و قیمت تمام‌شدهٔ کمتر، آن‌ها را به گزینه‌ای ایده‌آل برای استفادهٔ خانگی و آموزشی بدل ساخت و در نهایت منجر به افول پیانوهای چهارگوش در اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم گردید.
  11. استفاده از قاب‌های فلزی (به انگلیسی: metal frames) در ساخت پیانو، نقطه عطفی در تاریخ این ساز محسوب می‌شود. در ابتدا، قاب پیانوها کاملاً از چوب ساخته می‌شد، اما با افزایش طول و ضخامت سیم‌ها برای دستیابی به صدایی بلندتر و پرطنین‌تر، کشش وارد بر ساختار ساز به شدت افزایش یافت. آلفیوس بَبکاک در سال ۱۸۲۵ نخستین قاب چدنی یکپارچه را به ثبت رساند، اما استفادهٔ گسترده‌تر و توسعهٔ قاب‌های فلزی، به‌ویژه برای پیانوهای گرند و گرند چهارگوش، در دهه‌های میانی سدهٔ نوزدهم، به‌خصوص از دههٔ ۱۸۶۰ به بعد، شتاب گرفت. این قاب‌های فلزی مستحکم، امکان استفاده از سیم‌هایی با کشش بسیار بالاتر را فراهم آوردند که نتیجهٔ آن، حجم صدای بیشتر، پایداری بهتر کوک و طول عمر طولانی‌تر ساز بود. این نوآوری راه را برای دستیابی به دینامیک صوتی وسیع‌تر و صدایی که امروزه از پیانو انتظار داریم، هموار ساخت.
  12. سیم‌کشی متقاطع (overstrung) یا ضربدری (Overstringing) روشی در آرایش سیم‌های پیانو است که در آن، سیم‌های باس (بم) به صورت مورب از روی سیم‌های بخش میانی و زیر عبور می‌کنند. این نوآوری که در اواسط سدهٔ نوزدهم توسط هنری استاین‌وی جونیور و دیگران به کمال رسید، امکان استفاده از سیم‌های باس بلندتر و در نتیجه، صدایی پرطنین‌تر و عمیق‌تر را در فضایی محدودتر فراهم آورد. همچنین، این روش آرایش سیم‌ها به یکپارچگی بهتر صدا در گستره‌های مختلف صوتی و کاهش ناهمگونی در انتقال ارتعاش به صفحهٔ طنینی کمک می‌کند و از ویژگی‌های بنیادین پیانوهای مدرن به شمار می‌رود.
  13. شرکت استاین‌وی و پسران (Steinway & Sons)، که در سال ۱۸۵۳ توسط هاینریش انگلهارد شتاین‌وگ (که بعدها نام خود را به هنری ای. استاین‌وی تغییر داد) و پسرانش در نیویورک بنیان نهاده شد، یکی از نامدارترین و تأثیرگذارترین تولیدکنندگان پیانو در جهان به شمار می‌رود. این شرکت با نوآوری‌های متعدد در طراحی و ساخت پیانو، از جمله تکمیل سیستم سیم‌کشی متقاطع، استفاده از قاب‌های چدنی مستحکم، بهبود سازوکار اکشن و توجه وسواس‌گونه به کیفیت مواد و ساخت، استاندارد جدیدی برای پیانوهای گرند و دیواری تعریف کرد. پیانوهای گرند چهارگوش استاین‌وی، که تا اواخر سدهٔ نوزدهم تولید می‌شدند، اوج تکامل این نوع ساز از نظر قدرت صوتی و کیفیت ساخت محسوب می‌گردند، هرچند در نهایت، خود شرکت نیز تمرکز خود را بر پیانوهای گرند کنسرتی و دیواری معطوف ساخت.
  14. نگرش به پیانو چهارگوش به عنوان «پیشا-پیانو» (به انگلیسی: proto-piano) یا نمونهٔ اولیه و ناقصی از پیانوی مدرن، دیدگاهی است که گاهی مطرح می‌شود، عمدتاً به این دلیل که این سازها از نظر گسترهٔ صوتی، حجم صدا و ظرافت لمس کلاویه‌ها با پیانوهای امروزی قابل قیاس نیستند. با این حال، این دیدگاه حق مطلب را دربارهٔ هویت مستقل پیانو چهارگوش ادا نمی‌کند. این سازها دارای شخصیت صوتی، رنگ‌آمیزی و قابلیت‌های اجرایی منحصربه‌فرد خود هستند که آن‌ها را از پیانو مدرن متمایز می‌سازد. بسیاری از موسیقی‌دانان و پژوهشگران امروزه بر این باورند که پیانو چهارگوش را نه به عنوان نسخه‌ای ابتدایی از پیانوی کنونی، بلکه باید به عنوان سازی کاملاً متفاوت با ویژگی‌ها و رپرتوار خاص خود در نظر گرفت و ارزش تاریخی و موسیقایی آن را پاس داشت.

واژه‌نامه

  1. horizontal strings
  2. hammers
  3. sounding board
  4. moderators
  5. wider range
  6. higher string tensions
  7. آلمانی: Tafelklavier
    انگلیسی: Square Piano
  8. English double action
  9. check
  10. John Geib
  11. American single action
  12. overdamper
  13. Petzold
  14. English single action
  15. Erard double pilot action
  16. C. Oehler

پانویس

  1. Lancaster, Geoffrey (2015). The First Fleet Piano: Volume One: A Musician’s View. Acton, Australia: Australia National University Press. ISBN 978-1-922144-64-5.
  2. «MARIE ANTOINETTE'S PIANO». The Cobbe Collection (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۶-۰۲.
  3. "Jane Austen's Piano - Jane Austen's House and Museum". Jane Austen's House. 1 February 2023. Retrieved 2 June 2025.
  4. Lancaster, Geoffrey (2015). The First Fleet Piano: Volume One: A Musician's View. Acton, Australia: Australia National University Press. doi:10.22459/FFP.07.2015. ISBN 9781922144645.

منابع

پیوند به بیرون

  1. "Square piano". Wikipedia (به انگلیسی). 15 July 2025.