کتاب بالش

کتاب بالش (به ژاپنی: 枕草子، Makura no Sōshi)، کتابی از مشاهدات و تفکراتی است که توسط سی شوناگون در دوران او به عنوان بانوی دربار و ندیمه همسر امپراتور فوجیوارا نو تیشی در طول دهه ۹۹۰ و اوایل دهه ۱۰۰۰ در دوره هیآن ژاپن ضبط شده است. این کتاب در سال ۱۰۰۲ به پایان رسید.
این کتاب علاوه بر آن که یکی از شاهکارهای ادبی کشور ژاپن محسوب میشود، سندی تاریخی و منبعی دقیق و مطمئن برای شناخت دربار امپراتور ژاپن در قرون دهم و یازدهم میلادی و جزئیات زندگی درباریان و مناسبات بین آنهاست.[۱]
درباره نویسنده
نویسنده این کتاب، «سی شوناگون[پ ۱]» نویسنده، شاعر و بانوی درباری ژاپنی است که حدود سال ۱۰۰۰ میلادی، در میانهٔ دوره هیآن، به ملکه تیشی خدمت میکرد. سالهای دقیق تولد و مرگ و نام واقعی او نامعلوم است اما طبق نظر پژوهشگر ادبیات ژاپن، کیشیگامی شینجی [پ ۲] حدود سال سوم دوره کوهو (معادل ۹۶۶ میلادی) متولد شده است. [۲]
پدر او، یعنی کیوهارا نو موتوسوکه، که یک اشرافزاده پایینرتبه بود و به عنوان شاعر برجستهای شناخته میشد که تفسیر مجموعه شعر «مانیوشو» را انجام داده است و یکی از انتخابکنندگان مجموعه گو سن واکاشو [پ ۳] بود که شعرهای برتر را برای این مجموعه مهم ادبی انتخاب و سازماندهی میکردند. [۳]
نام کتاب
هاشم رجبزاده در یادداشتهای پراکنده سی شوناگون نوشته است:
«عنوان این اثر، ماکوراـ نوـ سوشی (کتاب بالش)، به احتمال نامی است برای نمونه ادبیِ خاص، گونهای دفتر یا بیاضِ یادداشتهای پراکنده که زنان و مردان، پس از فراغت از کار و به هنگامِ شب، در خلوتِ اتاق خود مینوشتند و این دفتر را نزدیکِ بسترِ خود، چه بسا در جعبه درونِ بالشِ چوبیِ خویش، نگاه میداشتند تا بتوانند مطالب پراکندهای را که گاه به ذهنشان میرسید در آن بنویسند.» [۴]
آیت حسینی در ترجمه کتاب بالش نوشته است:
«دربارۀ نام «کتاب بالش» و دلیل این نامگذاری در آخرین پارۀ کتاب سِی شوناگون، به ماجرای آغاز نوشتن یادداشتهایش اشاره میشود: «روزی وزیر دربار کورهچیکا به حضور ملکه شرفیاب شد و دستهای کاغذ با خود آورد. ملکه از من پرسیدند: «با این کاغذها چهکار میتوان کرد؟ گویا قرار است به دستور اعلیحضرت کتابی تاریخی روی آن استنساخ شود». من پاسخ دادم: «میتوان با آنها بالشی ساخت». ملکه بلافاصله فرمودند: «پس این کاغذها از آن تو!» و همه کاغذها را به من دادند». متأسفانه امروز بهدرستی نمیدانیم مقصود سِی شوناگون از «بالش» چه بوده است. بعید است که او واقعاً بخواهد کاغذها را بهجای بالش زیر سر بگذارد. از ارجاعات متون دیگر این دورۀ تاریخی به «بالش» میتوانیم حدس بزنیم که احتمالاً مقصود او این بوده است که کاغذها را جایی در کنار بالین خود نگه دارد و یادداشتهای شخصی خود را بر روی آنها بنویسد. آنچه مسلم است آن است که دستۀ کاغذها را ملکه تِیشی به درخواست سِی شوناگون در اختیار او گذاشته است و همین کاغذهاست که یادداشتهای روزانه سِی شوناگون بر آنها نوشته میشود و بعدها به یکی از مهمترین گنجینههای ادبیات کلاسیک ژاپن تبدیل میشود. شاید بتوانیم بگوییم که سِی شوناگون کاغذها را از ملکه گرفته است تا در کنار بالش خواب خود نگهدارد و هر از گاهی یادداشتی خصوصی و شخصی برای دل خودش بنویسد، اما همین یادداشتها باقی میماند و مایۀ اعتبار آن دربار و آن دوران میشود؛ به حدی که امروز آن دربار با این یادداشتها به خاطر آورده میشود. یادداشتهایی دربارۀ چیزهای دلانگیز و جالب زندگی که پر از شوخطبعی و ذوق و نکتهسنجی است.» [۵]
در سال 2014، مورخ ژاپنی، گومی، فومیهیکو [پ ۴] نظریهای مبنی بر تلاش نویسندگان آن دوره برای ایجاد تمایز با معیارهای زیباییشناسی چینی سلسله تانگ، سی شوناگون به جای کلمه «شیجی» که کتاب بزرگ تاریخی چین است، از واژه همآوای آن، «شیکی[پ ۵]» به معنای چهارفصل استفاده میکند و یادداشتها و افکار تمام فصول زندگی یک زن درباری را در این کتاب مینویسد. به عبارت دیگر، سی شوناگون با این بازی زبانی هوشمندانه، پیشنهاد میدهد که به جای تقلید از متون سنگین چینی، اثری کاملاً ژاپنی و بر پایهٔ زیباییهای طبیعی چهار فصل (بهار، تابستان، پاییز و زمستان) بنویسد.این نظریه همچنین توضیح میدهد که چرا «کتاب بالش» با جملهٔ نمادین «بهار طلوعهایش زیباست.[پ ۶][۶]» آغاز میشود: نویسنده از همان ابتدا، چهار فصل را به عنوان موضوع اصلی معرفی میکند. [۷][۸]
فرم و سبک ادبی
«کتاب بالش» بهلحاظ فرم ادبی به ژانری تعلق دارد که در زبان ژاپنی به آن زویهیتسو[پ ۷] میگویند. زویهیتسو نوعی از یادداشتنویسی است که نویسنده در آن افکار مختلفی را که از ذهنش میگذرد، با آزادی کامل بر روی کاغذ میآورد. این نوع یادداشتها معمولاً از پارههای کوتاه و بلندی تشکیل میشوند که لزوماً ارتباط محتوایی با یکدیگر ندارند. نویسنده میتواند در یک پاره نظر خودش را دربارۀ شعری که خوانده یا شنیده بیان کند، در پارۀ بعدی فهرستی از گلهایی که به نظرش زیباست به دست دهد، در پارۀ بعدی داستانی خیالی تعریف کند، در پارۀ بعدی پندی به خواننده بدهد و در پارۀ بعدی خاطرهای واقعی را بیان کند. زویهیتسو شباهتهایی به فرم جستار در ادبیات غیرداستانی امروزی دارد. در ادبیات کلاسیک فارسی هم آثاری مانند گلستان سعدی یا بهارستان جامی بیشباهت به فرم زویهیتسوی ژاپنی نیستند. [۹]
سهگانه زویهیتسو مهم ژاپن
در تاریخ ادبیات ژاپن زویهیتسوهای فراوانی نوشته شدهاند؛ اما در میان آنها سه اثر ماندگار و مشهور وجود دارد که به «سه زویهیتسوی بزرگ[پ ۸]» معروفند و «کتاب بالش» قدیمیترین و مهمترین آنهاست و توسط آیت حسینی تحت همین عنوان ترجمه شده است. دومین زویهیتسوی بزرگ «هوجوکی[پ ۹]» اثر «کامونو چومِی[پ ۱۰]» در قرن سیزدهم است که قدرتالله ذاکری آن را با نام «یادداشتهای کومه» به فارسی برگردانده است و سومین زویهیتسوی بزرگ «تسورهزورهگوسا[پ ۱۱]» اثر راهبی به نام «یوشیدا کنکو» در قرن چهاردهم است که هاشم رجبزاده آن را با نام «گلستان ژاپنی» به فارسی ترجمه کرده است.
درباه محتوا و بخشهایی از کتاب
شبی صاف و مهتابی
شبی مهتابی و روشن، یازده ـ دوازدهم ماهِ هشتم، بود. ملکه، که در کاخ اختصاصیِ خود به سر میبُرد، بر لبه ایوانِ کاخ نشسته بود و نوازندهای برایش نی مینواخت. ندیمگان هم در گوشهای گرد هم نشسته و به گفتوگو و خنده سرگرم بودند؛ اما من از آنها کناره گرفته و به ستون میان تالار اصلی و ایوان تکیه داده و نشسته بودم. شهبانو گفت: «چرا چنین خاموش نشستهای؟ سخنی بگوی. خاموش ماندنت غمگینم میکند». پاسخ دادم: «نگاه به ماه پاییزی دوختهام.»
شهبانو گفت: «خوب، همین را باید میگفتی!»
— هاشم رجبزاده، یادداشتهای پراکنده سی شوناگون(3841).
یکی از عجیبترین جنبههای «کتاب بالش» آن است که ملغمهای شگفتانگیز از پارههای متنوع و جورواجور است. برخی از پارهها بسیار کوتاهند در حالی که برخی دیگر به چندین صفحه میرسند. برخی فهرستی هستند از اشیاء یا پدیدههای مشابه، برخی خاطرات نویسندهاند برخی دیگر به حکایتها و روایتهای یا افکار و نظرات نویسنده دربارۀ چیزهای مختلف اختصاص دارند و برخی نیز داستانهای کوتاه عاشقانه هستند. برخی پارهها نیز با پارههای دیگر ارتباط دارند. با این حال، روح واحدی هست که تمام پارههای «کتاب بالش» را مانند نخ تسبیحی به هم وصل میکند و آن روح واحد نگاه دقیق و نکتهسنج و مثبتاندیش سِی شوناگون به پدیدههای پیرامون خود است. در سراسر کتاب نویسندهای کنجکاو، حاضرجواب و باهوش را میبینیم که تسلط غریبی به آثار ادبی زمانۀ خود دارد و حتی ادبیات کلاسیک چینی را هم کاملاً میشناسد؛ در حالی که یادگیری زبان و ادبیات چینی اساساً مختص مردان دربار بوده است. [۱۱]
پانویس
منابع
- ↑ شوناگون، سی (۱۴۰۴). کتاب بالش. ترجمهٔ سید آیت حسینی. تهران: نشر برج. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۵۶۹-۶۷۷-۸.
- ↑ 角田文衛『王朝の映像』東京堂出版、1970年, 「清少納言の生涯」.
- ↑ Japanese Court Poetry, Earl Miner, Robert H. Brower. 1961, Stanford University Press, LCCN 61-10925
- ↑ رجبزاده، هاشم (۱۳۸۴). یادداشتهای پراکنده سی شوناگون. نشر دانش زمستان (شماره 114). ص. از ۱۸ تا ۳۲۰.
- ↑ شوناگون، سی (۱۴۰۴). کتاب بالش. ترجمهٔ سید آیت حسینی. تهران: نشر برج. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۵۶۹-۶۷۷-۸.
- ↑ شوناگون، سی (۱۴۰۴). کتاب بالش. ترجمهٔ سید آیت حسینی. تهران: نشر برج. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۵۶۹-۶۷۷-۸.
- ↑ 五味『「枕草子」の歴史学』(2014)pp.16-20
- ↑ 五味『人物史の手法』(2014)pp.65-73
- ↑ شوناگون، سی (۱۴۰۴). کتاب بالش. ترجمهٔ سید آیت حسینی. تهران: نشر برج. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۵۶۹-۶۷۷-۸.
- ↑ رجبزاده، هاشم (۱۳۸۴). یادداشتهای پراکنده سی- شوناگون. نشر دانش زمستان (شماره 114). ص. از ۱۸ تا ۳۲۰.
- ↑ شوناگون، سی (۱۴۰۴). کتاب بالش. ترجمهٔ سید آیت حسینی. تهران: نشر برج. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۵۶۹-۶۷۷-۸.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «The Pillow Book». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۱۶ آوریل ۲۰۲۴.