کردان فارس

کردان فارس (به عربی: الاّكْرادُ فَارِسَ) یک نام بیگانه( به انگلیسی: exonym) که جغرافی نویسان دوران اسلامی به عشایر پارسی منطقه فارس داده‌اند.

تاریخچه

در زمان باستان تا اواسط سده نهم هجری، ۵۰۰ هزار کرد در فارس هستند.[۱] نام قومی «کرد» که در منابع قرن نخست اسلام دیده می‌شود بر یک پدیده رمه‌گرایی و شاید واحدهای سیاسی نامیده می‌شد و نه یک گروه زبانی. یک یا دو بار «کردهای عرب» در منابع نام برده شدند. اما در پایان قرن دهم میلادی، این نام برای گروه‌های متعدد رمه‌داران و کوچ‌گران ایرانی‌زبان به کار می‌رفته است که از دریاچهٔ وان تا دریاچهٔ ارومیه و مناطقی از قفقاز زندگی می‌کردند. اگر در آن زمان روستانشینی بودند که به زبان‌های کردی امروز تکلم می‌کردند، هنوز نام «کرد» در آن زمان شامل آن‌ها نمی‌شد.

کهن‌ترین اثری که تاریخ کردان شبانکاره را بازکاوی کرده، فارس‌نامه ابن بلخی است که بین سال‌های ۵۰۰ تا ۵۱۰ هجری قمری نوشته شده و کردهای ساکن منطقهٔ شرق فارس را شامل پنج گروه اسماعیلیان، رامانیان، کرزومیان، مسعودیان و شکانیان دانسته است. او در پژوهش خود احتمال می‌دهد که این کردها، مذهبی تسنن و امامیه و هفت امامی داشته.[۲] به گفته ابن بلخی، پنج قبیله عمده کرد در فارس با استیلای اعراب نابود شده بودند و کردهایی که در قرن دوازدهم در فارس بودند، غیر از شبانکاره، توسط آل بویه به آنجا آورده شده بودند. در قرن یازدهم کردهای زیادی در فارس زندگی می‌کردند. اگرچه ابن بلخی شبانکاره را از قبایل کرد فارس متمایز میکند.[۳]

نام شناسی

ولادمیر الکسیویچ ایوانف می‌گوید نام کرد در سده‌های میانه نامی بود که بر همهٔ رمه‌گران و کوچ‌گران ایرانی اطلاق می‌شد.[۴] این معنی هنوز هم در برخی زبان‌های بومی مانند تبری، کاربرد دارد.

ریچارد فرای، ایران‌شناس و پروفسور دانشگاه هاروارد نیز می‌گوید: قبایل همیشه بخشی از تاریخ ایران بودند هرچند منابع در مورد آن‌ها کم است زیرا آن‌ها خود تاریخ‌ساز نبودند. عنوان فراگیر و عامیانه «کرد» که در بسیاری از کتاب‌های عربی و حتی پهلوی (کارنامه اردشیر بابکان) دیده می‌شود نامی بود که فراگیرنده همه کوچ‌گران و چادرنشینان بود حتی اگر با مردمانی که امروز نام «کرد» دارند از پیوند زبانی نبودند. برای نمونه، برخی از منابع مردمان لرستان را کرد نامیدند و همچنین قبایل کوهستان و حتی بلوچان کرمان.[۵] همچنین در کارنامه اردشیر بابکان (پاپکان) هم کردان به معنی عشایر و شبان آمده است.[۶] در زبان طبری امروز نیز کلمهٔ کرد به معنی چوپان و شبان است.[۷]

واژه کرد در قرون اولیه اسلامی کاربردی عام برای همه گله داران، بیابان گردان، چادر نشینان و کوه نشینان کوهستان‌های زاگرس و دامنه‌های آن داشته است. از این رو بیش از آن که در کاربرد این واژه به معیارهای هویتی و قومی‌توجه شود، شباهت‌های معیشتی مورد توجه قرار می‌گرفت. به بیان دیگر به آن دسته از ایرانیانی که در صحرا و دامنهٔ کوه‌ها بسر می‌بردند و گوسفندان و چهارپایان را پرورش می‌دادند و چوپانی می‌کردند، بدون در نظر گرفتن ماهیت قومی و نژادی، به آنان «کرد» می‌گفتند. چنان‌که یعقوبی جایگاه کردان را کوهستان‌های حد فاصل اصفهان و اهواز ذکر کرده است. و استخری، ضمن برشمردن طوایف و ایلات فارس آنها را کرد به معنی گله‌داران بیابانگرد توصیف کرده است.[۸]

ولادمیر مینورسکی ایران‌شناس و مورخ و کردشناس نیز می‌گوید: در زمان پس از حمله اعراب، لغت قومی‌کرد برای تیره‌های قبایل گوناگون ایرانی‌تبار و ایرانی‌شده بکار می‌رفت.[۹]

واژهٔ کرد در دوره پس از ورود اعراب به ایران و در متون عربی واژه کرد به معنای مردمان کوچ‌نشین و عشایر و رمه‌گردان به کاربرده شد.[۱۰][۱۱]

مارتین فان براینسن، پژوهشگر هلندی و کردشناس می‌گوید: نام قومی «کرد» که در منابع قرن نخست اسلام دیده می‌شود بر یک پدیده رمه‌گرایی و شاید واحدهای سیاسی نامیده می‌شد و نه یک گروه زبانی. یک یا دو بار «کردهای عرب» در منابع نام برده شدند. اما در پایان قرن دهم میلادی، این نام برای گروه‌های متعدد رمه‌داران و کوچ‌گران ایرانی‌زبان به کار می‌رفته است که از دریاچهٔ وان تا دریاچهٔ ارومیه و مناطقی از قفقاز زندگی می‌کردند. اگر در آن زمان روستانشینی بودند که به زبان‌های کردی امروز تکلم می‌کردند، هنوز نام «کرد» در آن زمان شامل آن‌ها نمی‌شد.[۱۲]

جواد صفی‌نژاد در کهن‌شهرها مینوسید: مفهومی که مورّخین و جغرافیدانان از واژهٔ کُرد و قوم کُرد داشته‌اند متفاوت است، ولی برخی از پژوهشگران این هر دو واژه را یکی دانسته‌اند و متوجه تفسیر مفهومی آن نشده‌اند و به دنبال آن پژوهشگران امروزی هم دچار همین اشتباه گردیده، این دو واژه را با مفهوم واحد «قوم کرد» به کار برده‌اند.[۱۳]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. جمشید صداقت کیش: کردان پارس و کرمان سال۱۳۸۱
  2. جمشید صداقت کیش: کوردان پارس و کرمان سال۱۳۸۱
  3. Foundation، Encyclopaedia Iranica. «Welcome to Encyclopaedia Iranica». iranicaonline.org (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۱-۲۰.
  4. Wladimir Iwanov:"The term Kurd in the middle ages was applied to all nomads of Iranian origin".(Wladimir Ivanon, "The Gabrdi dialect spoken by the Zoroastrians of Persia", Published by G. Bardim 1940. pg 42(
  5. Richard Frye,"The Golden age of Persia", Phoneix Press, 1975. Second Impression December 2003. pp 111: "Tribes always have been a feature of Persian history, but the sources are extremly scant in reference to them since they did not 'make' history. The general designation 'Kurd' is found in many Arabic sources, as well as in Pahlavi book on the deeds of Ardashir the first Sassanian ruler, for all nomads no matter whether they were linguistically connected to the Kurds of today or not. The population of Luristan, for example, was considered to be Kurdish, as were tribes in Kuhistan and Baluchis in Kirman"
  6. C. G. CERETI, "KĀR-NĀMAG Ī ARDAŠĪR Ī PĀBAGĀN" in Encycloapedia Iranica Kurds (a term that in pre-Islamic times designated the various nomadic lineages, rather than a specific ethnicity).
  7. واژه‌نامهٔ طبری، صادق کیا، ص ۱۶۶
  8. فریدون, الهیاری،; اصغر, فروغی،; عبداللهی نوروزی، عزت‌الله (2011-12-22). "نقد و بررسی تحلیلی نظریه کرد بودن لرها". پژوهش‌های تاریخی. 3 (3). ISSN 2008-6253.
  9. V. Minorsky, Encyclopedia of Islam: "We thus find that about the period of the Arab conquest a single ethnic term Kurd (plur. Akrād) was beginning to be applied to an amalgamation of Iranian or iranicised tribes. , "Kurds" in Encyclopaedia of Islam". Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2007. Brill Online. accessed 2007.
  10. پاوه‌پرس: هورامی‌ها و ریشه‌های مردمان‌اش، نوشتۀ هادی محمودی، نوشته‌شده در ۱۹ بهمن ۱۳۹۶؛ بایگانی‌شده در ۲۱ فوریه ۲۰۱۸ توسط Wayback Machine بازدید در ۱۰ شهریور ۱۳۹۷.
  11. David Mackenzie: "If we take a leap forward to the Arab conquest we find that the name Kurd has taken a new meaning becoming practically synonmous with 'nomad', if nothing more pejorative" D.N. Mackenzie, "The Origin of Kurdish", Transactions of Philological Society, 1961, pp 68-86
  12. Martin van Bruinessen, "The ethnic identity of the Kurds", in: Ethnic groups in the Republic of Turkey, compiled and edited by Peter Alford Andrews with Rüdiger Benninghaus [=Beihefte zum Tübinger Atlas des Vorderen Orients, Reihe B, Nr.60]. Wiesbaden: Dr. Ludwich Reichert, 1989, pp. 613-21. excerpt: "The ethnic label "Kurd" is first encountered in Arabic sources from the first centuries of the Islamic era; it seemed to refer to a specific variety of pastoral nomadism, and possibly to a set of political units, rather than to a linguistic group: once or twice, "Arabic Kurds" are mentioned. By the 10th century, the term appears to denote nomadic and/or transhumant groups speaking an Iranian language and mainly inhabiting the mountainous areas to the South of Lake Van and Lake Urmia, with some offshoots in the Caucasus...If there was a Kurdish speaking subjected peasantry at that time, the term was not yet used to include them."
  13. جواد صفی‌نژاد، کهن شهرها، صفحهٔ ۵۳

منابع

  • جمشید صداقت کیش: کردان پارس و کرمان سال۱۳۸۱
  • احسان یوسفی:عشایر پارس٬سال ۱۳۹۳