بهرام ورجاوند

نموداری که هزاره اول از دوره چهارم را نشان می‌دهد. در باور زرتشتی، تاریخ جهان دوازده هزار سال است که به چهار دوره سه‌هزارساله تقسیم می‌شود. دوره چهارم با ظهور زرتشت آغاز می‌شود و خود به سه هزاره تقسیم می‌شود که در پایان هر کدام یک منجی ظهور می‌کند: در پایان هزاره اول اوشیدر، در پایان هزاره دوم اوشیدرماه، و در پایان هزاره سوم سوشیانت که نبرد نهایی علیه شر را رهبری کرده و نوسازی جهان را محقق می‌سازد.

بهرام ورجاوند یا کی‌بهرام (انگلیسی: Shah Bahram Varjavand) یکی از افراد موعود در آخرالزمان‌شناسی زرتشتی است که پیش‌بینی شده از شرق — اغلب هند — ظهور کند تا یک لشکر الهی را علیه ستمگران رهبری کند، پاکی دین زرتشتی را بازگرداند و دوران نیکی را به ارمغان آورد.[۱] این شخصیت در متون کلیدی پهلوی مانند زند وهمن یسن و یادگار زادسپرم به‌عنوان پادشاه-جنگجویی توصیف شده که اعراب، ترکان و رومیان را نابود می‌کند و آتشکده‌های زرتشتی را بازسازی می‌کند.

این شخصیت در قدیمی‌ترین متون زرتشتی مانند اوستا ذکر نشده، بلکه در متون پهلوی که میان قرن‌های نهم و دهم میلادی نوشته شده‌اند ظهور می‌کند و بازتاب امیدهای زرتشتیان برای بازگرداندن حاکمیت ایرانی پس از فتح عربی در ۶۵۱ م بود.[۲]

در اواخر دوره ساسانی، هواداران بهرام چوبین — نه خود او — او را با این موعود یکی گرفتند، زیرا ساسانیان دوره سلوکی (۳۱۲ ق. م) را با دوره زرتشت یکی گرفته بودند و بهرام حدود ۵۰۰ سال پس از اردشیر اول ظهور کرده و ایران را از آشوب نجات داده بود.[۳]

وَرجاوَند واژه‌ای فارسی و به معنی مقدس است.

زمینه

در باور زرتشتی، تاریخ جهان دوازده هزار سال است که به چهار دوره سه‌هزارساله تقسیم می‌شود. دوره چهارم با ظهور زرتشت آغاز می‌شود و خود به سه هزاره تقسیم می‌شود که در پایان هر کدام یک منجی ظهور می‌کند: در پایان هزاره اول اوشیدر، در پایان هزاره دوم اوشیدرماه، و در پایان هزاره سوم سوشیانت که نبرد نهایی علیه شر را رهبری کرده و نوسازی جهان را محقق می‌سازد.[۴]

یکی از ویژگی‌های فکری دوران متأخر ساسانی، گسترش انتظارات فرجام‌شناختی در میان نخبگان مذهبی بود. بر اساس متونی چون جاماسب‌نامه و زند وهمن یسن، تهاجم بیگانگان در پایان هزاره زرتشت امری پیش‌بینی‌شده تلقی می‌شد. شتاب گرفتن این انتظارات در اواخر قرن ششم میلادی، چنان‌که ظهور بهرام چوبین در ۵۹۰ میلادی نشان می‌دهد، بازتابی از فضای آخرالزمانی آن دوران بود.[۵][۶]

ساسانیان آغاز هزاره‌شماری را از ۳۱۲ ق. م (آغاز دوره سلوکی) می‌دانستند، پس پایان هزاره اول در ۶۸۸ م فرا می‌رسید و انتظار می‌رفت اوشیدر ظهور کند. هنگامی که بهرام چوبین در ۵۹۰ م ظهور کرد و ایران را از آشوب نجات داد، هوادارانش — نه خود او — او را با منجی موعود این هزاره یکی گرفتند.[۷]

شخصیت بهرام ورجاوند — پادشاه جنگجوی موعودی که پیش از منجیان سه‌گانه ظهور می‌کند — پس از سقوط ساسانی در ۶۵۱ م در متون پهلوی شکل گرفت و بازتاب امیدهای زرتشتیان برای بازگرداندن حاکمیت ایرانی بود.[۸] آنچه پیش از بهرام چوبین در مورد بهرام ورجاوند وجود داشت سنت کیانیان و ایزد وَهرام (پیروزی) بود — نه یک چهره فرجام‌شناختی با نام دقیق «کی‌بهرام ورجاوند». این نام و این نقش مشخص احتمالاً در دوران ساسانی شکل گرفت و هواداران بهرام چوبین از آن استفاده کردند.

ریشه‌های اسطوره‌ای

کی‌بهرام ورجاوند در متون پهلوی اصلی چون زند وهمن یسن (فصل‌های ۷–۸) و جاماسپ‌نامه به‌عنوان پادشاهی پیروزمند از شرق — اغلب از هند — توصیف شده که با سپاهی الهی علیه متجاوزان می‌آید، معبدهای آتش را بازسازی می‌کند، و عصر طلایی دین راستین را برپا می‌دارد. این شخصیت با ایزد وِرِثرَغنَه (Verethragna)، ایزد پیروزی در آیین زرتشتی، پیوند دارد.[۹]

پیوند با تاریخ

در دوران ساسانی، برخی شخصیت‌های تاریخی خود را با کی‌بهرام ورجاوند یکی دانستند. بهرام چوبین، سردار ساسانی که در سال‌های ۵۹۰–۵۹۱ م. بر تخت نشست، ادعا کرد که همان منجی موعود است، زیرا ایران را از آشوب و دشمنان نجات داده بود. خسرو پرویز در مقابل روایتی تغییریافته از پیشگویی را رواج داد که در آن خود را «پادشاه پیروزمند» می‌دانست.[۱۰]

کارکرد آخرالزمانی

امید به ظهور کی‌بهرام ورجاوند، در کنار پشوتن، زرتشتیان را در سده‌های دشوار پس از فتح عرب نگه داشت و با نزدیک شدن سال ۱۶۲۰ م. — که بر اساس یک محاسبه پایان هزاره زرتشت بود — به اوج خود رسید.[۱۱]

در شعر

در متون پهلوی آمده است:

کی باشد که پیکی آید از هندوستان

که آمد آن شاه بهرام از دودهٔ کیان

کش پیل هست هزار و بر سراسر هست پیلبان

که آراسته درفش دارد بر آیین خسروان

پیش لشکر برند با سپاه سرداران

مردی گسیل باید کردن زیرک ترجمان

که رود و بگوید به هندوان

که ما چه دیدیم از دست تازیان

با یک گروه دین خویش پراکندند، و برفت

شاهنشاهی ما به سبب ایشان

چون دیوان دین دارند، چون سگ خورند نان

بستاندند پادشاهی از خسروان

نه به هنر، نه به مردی، بلکه به افسوس و ریشخند

بستدند به ستم از مردمان

زن و خواسته شیرین، باغ و بوستان

جزیه برنهادند و پخش کردند بر سران

با عسلی بخواستند ساوِ گران

بنگر تا چه بدی درافکند این دروغ به کیهان

که نیست از آن بدتر چیزی به جهان

پس از ما بیاید ان شاه بهرام ورجاوند از دوده کیان تا بیاوریم کین از تازیان

مزگت‌ها (مسجدها) را فرو نهیم و برنشانیم به جایشان اتشان

در شهرستان تفت در استان یزد یکی از زیارتگاه‌های زرتشتیان جای پای ورجاوند نام دارد که به معنی قدمگاه مقدس است. یکی از تالارهای مذهبی زرتشتیان تهران نیز کوشک ورجاوند نام دارد که معنی آن کاخ مقدس است.

ورجاوند همچنین یکی از نام‌های خانوادگی در ایران است. به گفته برخی تاریخ پژوهان شخصیت بهرام ورجاوند در منظومه بهرام ورجاوند الهام گرفته از ابوسعید بهرام گناوه ای مؤسس دولت قرمطیان بوده است.

منابع

  1. ↑ "Bahrām VI Čōbīn". دانشنامه ایرانیکا (in English).
  2. ↑ "Shah Bahram Varjavand" (in English).
  3. ↑ "Bahrām VI Čōbīn". دانشنامه ایرانیکا (in English).
  4. ↑ "Frashokereti". ویکی‌پدیا انگلیسی (in English).
  5. ↑ Pourshariati, Parvaneh. Decline and Fall of the Sasanian Empire. London: I.B. Tauris, 2008, pp. 6–10.
  6. ↑ Shaked, Shaul. "Eschatology in the Zoroastrian Tradition." In The Encyclopedia Iranica, 1998.
  7. ↑ Shahbazi, Alireza Shapur. "Bahrām VI Čōbīn". Encyclopaedia Iranica (in English).
  8. ↑ Shahbazi, Alireza Shapur. "Bahrām VI Čōbīn". Encyclopaedia Iranica (in English).
  9. ↑ «Apocalyptic». Encyclopaedia Iranica.
  10. ↑ «Bahrām VI Čōbīn». Encyclopaedia Iranica.
  11. ↑ «Apocalyptic». Encyclopaedia Iranica.