گنج!
| گنج Arrgh | |
|---|---|
| کارگردان | استیون هیلنبرگ |
| نویسنده | شرم کوهن مریودر ویلیامز |
| بازیگران | تام کنی برایان دویل مورِی |
| راوی | تام کنی |
| طراح پسزمینه | پیتر بنت
مایکل چن اندی اسپایک کلارک کالوین جی لیانگ |
شرکت تولید | |
مدت زمان | ۱۲ دقیقه |
| کشور | آمریکا |
| زبان | انگلیسی |
گنج! (به انگلیسی: Arrgh!)، قسمت ۳۴، فصل اول سریال تلویزیونی باباسفنجی شلوارمکعبی است. در ایران این قسمت با نام «گنج» از شبکه پرشین تون دوبله و پخش شد. در این قسمت، آقای خرچنگ به همراه باب اسفنجی و پاتریک ستاره به دنبال گنج داچمن پرنده میروند و در این مسیر با چالشهای فراوانی روبه رو میشوند.
داستان
یک روز در رستوران آقای خرچنگ، باب اسفنجی و پاتریک ستاره در حال بازی رومیزی به نام گنج داچمن پرنده بودند، که ناگهان آقای خرچنگ از موضوع با خبر میشود و از باب و پاتریک بازجویی میکند. بعد از متقاعد کردن آقای خرچنگ، پای آقای خرچنگ به بازی آنها راه پیدا میکند و مشغول بازی کردن میشود تا اینکه شب از راه میرسد و باید رستوران خرچنگی تعطیل شود اما چون آقای خرچنگ از بازی خوشش آمده بود و خیال میکرد که واقعاً در حال یافتن یک گنج بزرگ است، دوباره رفت در خانه باب اسفنجی و از او خواست تا دوباره با او بازی کند اما باب اسفنجی، بسیار خشمگین به آقای خرچنگ گفت: (این فقط یک بازی است، متوجه شدید ؟)[۱]
صبح روز بعد، آقای خرچنگ با یک کشتی بزرگ در خانه باب اسفنجی رفت تا به همراه پاتریک ستاره بروند به دنبال یک گنج، اما متأسفانه در طی راه کشتی شان آسیب میبیند و مجبور میشوند که راه را پیاده بروند، اما از شدت طولانی بودن مسیر خسته میشوند و در یک جایی استراحت میکنند.[۲]
باب اسفنجی و پاتریک ستاره از روی کنجکاوی وارد چادر آقای خرچنگ میشوند و نقشه گنج را پیدا میکنند اما وقتی که نقشه را میبینند، میفهمند که نقشه دقیقاً همان، نقشه بازی رومیزی خودشان است. ناگهان آقای خرچنگ مچ باب و پاتریک را میگیرد، و از آنها میپرسد که چرا بدون اجازه وارد چادر من شدید. در همین هنگام باب اسفنجی و پاتریک ستاره علامت ایکسی را بر روی زمین پیدا میکنند که این نشان میدهد، بازی رومیزی گنج داچمن پرنده، از روی واقعیت ساخته شده، پس شروع به کندن زمین میکنند و گنج را مییابند. اما به محض خارج کردن گنج، دعوایی بر سر اینکه گنج مال چه کسی باشد، رخ میدهد.[۳]
در همین حال و هوا داچمن پرنده که در آن اطراف در حال استراحت بوده بیدار میشود و به پیش آقای خرچنگ، باب و پاتریک میآید. داچمن پرنده از آقای خرچنگ سؤال میکند که چه کسی گنج من را بیرون آورده و آقای خرچنگ هم به باب و پاتریک اشاره میکند و داچمن پرنده از آنها سؤال میکند که آیا شما گنج من را بیرون آوردهاید و آنها هم میگویند «بله».[۴]
اما داچمن پرنده به آنها دو سکه طلا از گنج میدهد به خاطر اینکه آنها زحمت داچمن را برای کندن زمین کم کردهاند. آقای خرچنگ که انتظار داشت گنجی هم به او داده شود از داچمن طلب سکه طلا میکند اما داچمن پرنده به او جعبه گنج پلاستیکی بازی رومیزی را میدهد.[۵]
و در پایان با خنده از آنجا میرود.
- ↑ "باباسفنجی شلوار مکعبی (فصل ۱)". ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد. 2025-08-26.
- ↑ "باباسفنجی شلوار مکعبی (فصل ۱)". ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد. 2025-08-26.
- ↑ "باباسفنجی شلوار مکعبی (فصل ۱)". ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد. 2025-08-26.
- ↑ "باباسفنجی شلوار مکعبی (فصل ۱)". ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد. 2025-08-26.
- ↑ "باباسفنجی شلوار مکعبی (فصل ۱)". ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد. 2025-08-26.