گوهر خاتون
مهدِ عراق | |
|---|---|
| همسر | مسعود سوم غزنوی |
| فرزندان | ارسلانشاه غزنوی بهرامشاه غزنوی |
| پدر | ملکشاه |
مهد عراق با نام اصلی گوهر خاتون دختر ملکشاه خواهر برکیارق، محمد تاپار، سلطان سنجر همسر مسعود سوم غزنوی مادر ارسلان شاه غزنوی و بهرام شاه غزنوی او یکی از تأثیر گذارترین و با نفوذترین زنان غزنوی بود در خصوص ازدواج مسعود بن ابراهیم با گوهر خاتون معروف به مهد عراق، عروس عراق تاریخ دقیقی در دست نداریم اما در منابع آمده است که مسعود در گذشته یکی از دختران ملکشاه را به عقد خود درآورده بود[۱]
زندگینامه
مهد عراق همسر سلطان مسعود سوم غزنوی، ۵۰۸–۴۵۳ هـ. ق دختر سلطان ملکشاه سلجوقی و خواهر سلطان سنجر از شاه زاده خانمهای هوشمند و با کفایت دوران خود بود و در کارگردانی امور ملک و ملت با همسرش دخالت مستقیم داشت[۲]
گوهر خاتون خواهر سلطان سنجر و مادر ارسلانشاه غزنوی بوده و در برانداختن ارسلانشاه نقشی تعیینکننده داشته است. به روایت او، در سال ۵۰۸ هـ. ق، علاءالدوله ابوسعید سعود بن ابیالمظفر ابراهیم بن مسعود غزنوی، فرمانروای غزنه، درگذشت و پسرش ارسلانشاه بر تخت نشست. مادر ارسلانشاه که زنی سلجوقی و دختر آلپارسلان بن داود بود، نفوذ فراوانی در امور حکومت داشت و عملاً زمام کارها را در دست گرفته بود ارسلانشاه برادران خود را دستگیر و زندانی کرد، اما یکی از آنان به نام بهرام گریخت و به خراسان نزد سلطان سنجر بن ملکشاه سلجوقی پناه برد. سلطان سنجر نیز برای جنگ با ارسلانشاه سپاهی فراهم آورد. ارسلانشاه برای جلوگیری از این جنگ، همسر نصر بن ابراهیم ـ عموی خود ـ را که خواهر سلطان سنجر بود، به عنوان میانجی نزد او فرستاد. پدر ارسلانشاه، یعنی علاءالدوله ابوسعید، پدر این زن را کشته و او را از خروج از غزنه منع کرده و به عقد ازدواج خود درآورده بود؛ اما ارسلانشاه به سبب نیاز سیاسی، وی را برای وساطت نزد سلطان سنجر فرستنده داشت.[۳]
این زن هنگامی که به دربار برادرش رسید، هدایای ارسلانشاه را که شامل دویست هزار دینار نقد و تحفههای دیگر بود ـ تقدیم کرد و از سلطان سنجر خواست بهرام را به برادرش بازگرداند. با این حال، او کینهای دیرینه از ارسلانشاه در دل داشت و در نزد سلطان سنجر، نابودی او را کاری آسان جلوه داد. وی سنجر را به تصرف شهرهای قلمرو ارسلانشاه ترغیب کرد و این کار را بسیار ساده دانست. همچنین رفتار خشن ارسلانشاه با برادرانش را شرح داد و گفت که برخی را کشته و برخی دیگر را کور کرده است تا نتوانند علیه او قیام کنند[۴]
منابع متأخر، از جمله تاریخ فرشته، آوردهاند که ملک ارسلان، مادر خود «مهد عراق» را با دویست هزار دینار زر نزد سلطان سنجر فرستاد، اما مهد عراق به محض ورود به دربار برادر، به جای شفاعت از پسرش، سنجر را به اقدام به سود بهرامشاه و بر ضد ملک ارسلان ترغیب کرد. علت این رفتار را بدرفتاری ملک ارسلان با مادرش دانستهاند؛ رفتاری که خشم سنجر را برانگیخت.[۵][۶]
با این حال، به نوشته باسوورث، در این روایت تردیدهایی وجود دارد؛ زیرا جوزجانی اشارهای به اعزام مهد عراق به دربار سنجر نمیکند و ابناثیر نیز فرستاده ارسلانشاه را همسر عموی او معرفی میکند، نه مادرش. افزون بر این، بعید به نظر میرسد که ارسلانشاه با مادر خود رفتاری چنان ناشایست داشته باشد که از نظر سیاسی نیز اقدامی نابخردانه محسوب میشد.[۷]
شبانکارهای نیز در شرح احوال سلطان ابراهیم بن مسعود مینویسد که او با سلاطین سلجوقی روابطی دوستانه داشت و میان آنان پیوندهای خویشاوندی برقرار بود. پسرش مسعود بن ابراهیم، خواهر سلطان سنجر سلجوقی را به همسری گرفت و بهرامشاه حاصل این ازدواج بود. پس از درگذشت سلطان مسعود، دو پسر از او باقی ماند: ارسلان، که بزرگتر بود، و بهرامشاه که خواهرزاده سلطان سنجر بهشمار میرفت. بزرگان غزنه بر ارسلان اتفاق کردند و او را به پادشاهی نشاندند، اما بهرامشاه از بیم جان گریخت و به دایی خود، سلطان سنجر، پناه برد. سلطان سنجر نیز با حمایت از او، با سپاهی بزرگ به سوی غزنه حرکت کرد، با ارسلان جنگید و پس از شکست ارسلان، بهرامشاه را بر تخت سلطنت نشاند.[۸]
مهد عراق نام مدرسهای با کتابخانهای بزرگ در نیشابور است که توسط این بانو ساخته شده است[۹]
خانواده
پدر
همسر
فرزندان
منابع
- ↑ تاریخ غزنویان کلیفورد ادمون صفحه ای ۳۵۰.
- ↑ کتاب زنان فرهنگساز ایران و جهان :پوران فرخزاد صفحه ای ۱۸۰۰.
- ↑ زنان فرمانروا "و معرفی رسالهای دربارهٔ زنان حکومتگر در ایران" :جهانبخش ثواقب صفحه ای ۴۰۶.
- ↑ زنان فرمانروا "و معرفی رسالهای دربارهٔ زنان حکومتگر در ایران" :جهانبخش ثواقب صفحه ای ۴۰۷.
- ↑ جوزجانی، طبقات ناصری، جلد ۱، صفحه ای ۲۴۱.
- ↑ تاریخ فرشته برگ ۷۲ به نقل از باسورث، تاریخ غزنویان جلد ۲، صفحه ای ۱۱۷–۱۱۹.
- ↑ تاریخ غزنویان، جلد ۲، صفحه ای ۱۱۷ و ۱۱۸.
- ↑ مجمع الانساب، صفحه ای ۸۵ و ۸۹.
- ↑ مقاله Empire builders: Tracing th urban footprints of Seljuk women from Khorasan to Anatolia.