یوشکا فیشر
یوشکا فیشر | |
|---|---|
![]() یوشکا فیشر در سال ۲۰۱۴ میلادی | |
| وزیر امور خارجه آلمان | |
| دوره مسئولیت ۱۹۹۸ – نوامبر ۲۰۰۵ | |
| صدراعظم | گرهارد شرودر |
| پیش از | فرانک والتر اشتاینمایر |
| معاون صدراعظم آلمان | |
| پیش از | فرانتس مونتفرینگ |
| وزیر محیط زیست و انرژی هسه | |
| معاون نخستوزیر هسه | |
| اطلاعات شخصی | |
| زاده | یوزف مارتین فیشر ۱۲ آوریل ۱۹۴۸ (۷۷ سال) گرابرون، بادن-وورتمبرگ |
| ملیت | |
| حزب سیاسی | اتحاد ۹۰/سبزها |
| همسر(ان) | مینو براتی |
| پیشه | ، سیاستمدار |
| لقب(ها) | یوشکا فیشر |
یوزف مارتین «یوشکا» فیشر (به آلمانی: Joseph Martin „Joschka“ Fischer) (متولد ۱۲ آوریل ۱۹۴۸ در گِرابْرون)، وزیر امور خارجه آلمان در دولت گرهارد شرودر و سیاستمدار آلمانی از حزب اتحاد ۹۰/سبزها بود.
این کتابفروش سابق از سال ۱۹۸۳ عضو بوندستاگ (پارلمان فدرال آلمان) بود و از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ به عنوان وزیر امور خارجه و معاون صدراعظم جمهوری فدرال آلمان خدمت کرد. فیشر تقریباً یک سال پس از انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۵، از سیاست فعال کنارهگیری کرد. او پس از پایان دوران حرفهای سیاسی خود، به عنوان مشاور، روزنامهنگار (یا نویسنده مقالات)، نویسنده کتاب و لابیست مشغول به کار است.[۱]
یوشکا فیشر در سال ۲۰۰۳ از همسرش نیکولا لسکه جدا شد و در سال ۲۰۰۵ با همسر پنجم خود، مینو براتی ۲۹ ساله، فیلمساز آلمانی–ایرانی، ازدواج کرد. آن دو همراه یکدیگر در منطقهٔ گرونهوالد برلین زندگی میکنند.[۲]
زندگی
یوزف «یوشکا» فیشر در گِرابْرون به عنوان سومین فرزند یوزِف فیشر (József Fischer)، قصاب (۱۹۰۹–۱۹۶۶)، و همسرش اِرژِبِت (Erzsébet) فیشر، با نام خانوادگی اصلی ساسواری (Sasvári)، متولد شد.[۳]
اجداد فیشر قصابانی از منطقهی فریدینگن (در لانگِنِنسْلینگن) بودند که در سال ۱۷۳۱ به عنوان مهاجر به مجارستان کوچ کردند. والدین فیشر به همراه دخترانشان جورجینا (متولد ۱۹۳۹) و فرانتسیسکا (متولد ۱۹۴۳)، به عنوان آلمانیهای مجارستان (Ungarndeutsche)، مجبور شدند در سال ۱۹۴۶ زادگاه خود وودیگِس (Wudigeß) (در مجاری: بوداکِسی (Budakeszi)، که یک شهر در نزدیکی پایتخت مجارستان، بوداپست است)، را ترک کنند. این خانواده در نهایت در لانگِنبورگ مستقر شدند، جایی که پدر خانواده شغل قصابی را برعهده گرفت.[۴]
نام «یوشکا» که فیشر با آن شناخته میشود، از واژه مجاری یوشکا (Jóska) گرفته شده است، که خود یک شکل کوچکشده و مُصَغَّر از نام مجاری یوزسِف (József) است.
در اوایل نوجوانی، فیشر در کلیسای کاتولیک محلی خود در اوفینگن به عنوان دستیار کشیش (Ministrant) فعالیت میکرد. او در سال ۱۹۶۵، پیش از اتمام کلاس دهم و بدون گرفتن دیپلم، دبیرستان در باد کانشتاتِ اشتوتگارت را ترک کرد و در فلباخ دورهی کارآموزی عکاسی را شروع کرد، که در سال ۱۹۶۶ آن را نیز رها کرد.[۵]
جنبش دانشجویی
از سال ۱۹۶۷، فیشر (که دانشجو نبود) در جنبش دانشجویی و اپوزیسیون خارج از پارلمان (APO) فعالیت میکرد. او از سال ۱۹۶۸ در فرانکفورت آم ماین زندگی میکرد. بعدتر، او در انتشارات "نویه کریتیک" (Neue Kritik) که متعلق به SDS (اتحادیه دانشجویان سوسیالیست) بود و همچنین در یک کتابفروشی چپگرا به کارهای موقت پرداخت. همزمان، به گفته خودش، او به عنوان مهمان آزاد (Gasthörer) در سخنرانیهای پر ازدحام تئودور آدورنو، یورگن هابرماس و اسکار نگت شرکت میکرد. در سال ۱۹۶۹، فیشر در کنفرانس سازمان PLO (سازمان آزادیبخش فلسطین) در الجزیره شرکت کرد. در سال ۱۹۷۰، او یکی از بنیانگذاران کتابفروشی کارل مارکس در محله دانشگاهی فرانکفورت بود.
در سال ۱۹۷۱، او در شرکت آدام اُپِل آ.گ. (Adam Opel AG) در روسلزهایم مشغول به کار شد. هدف او این بود که با تأسیس یک گروه کاری در داخل کارخانه، کارگران را سیاسی کرده و در نهایت برای «انقلاب» بسیج کند. اما این تلاش به موفقیت مورد انتظار نرسید و فیشر به دلیل فعالیتهایش پس از شش ماه فوراً اخراج شد. پس از انجام کارهای موقت دیگر — از جمله ترجمه رمان برای انتشارات المپیا پِرس (Olympia Press) — فیشر تا سال ۱۹۸۱ به عنوان راننده تاکسی و تا سال ۱۹۸۲ به عنوان کمککار در یک کتابفروشی در فرانکفورت کار کرد. او همچنین در سال ۱۹۸۳ در فیلم تلویزیونی "روبرت پرنده" (Der Fliegende Robert) و در سال ۱۹۸۶ در فیلم "وا بانک" (Va Banque) (که در آن نقش یک راننده تاکسی را بازی کرد) برای مدت کوتاهی به عنوان بازیگر حضور داشت.[۵]
یوشکا فیشر به گفته عباس میلانی در دهه شصت و هفتاد میلادی با مهدی خانباباتهرانی ارتباطلاتی داشته است. او در مقالهای می نویسد: خانباباتهرانی «در دهه شصت و هفتاد میلادی، با رادیکالهای آلمان رابطهای نزدیک داشت. یک بار در سالن انتظار فرودگاهی با یوشکا فیشر که زمانی وزیر خارجه پرتوان آلمان بود، منتظر ماشینی بودیم که قرار بود ما را به محل کنفرانسی ببرد. یک کتاب فارسی در دستم بود. فیشر پرسید ایرانی هستی؟ جواب مثبت دادم. گفت خان بابا تهرانی را میشناسی؟ گفتم همه او را میشناسند. گفت در دوران دانشجویی با او ماجراها داشتیم. بعدها شنیدم که در آن دوران، مدتی او در منزل مهدی پنهان شده بود. شاید هم مهدی در منزل او. با مهدی که در فرانکفورت قدم میزدیم از جلوی کتابفروشی بزرگی رد میشدیم. به آنجا اشاره کرد و گفت این فیشر که حالا گنده شده، مدتی اینجا کار میکرد.»[۶]
منابع
- ↑ "Joschka Fischer: Dick im Geschäft - Handelsblatt". 2011-03-04. Retrieved 2021-02-24.
- ↑ «Joschka Fischer: Sein Leben und seine Karriere in Bildern». Yahoo News (به آلمانی). ۲۰۱۸-۰۴-۱۲. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۹-۲۸.
- ↑ Stiftung Deutsches Historisches Museum, Stiftung Haus der Geschichte der Bundesrepublik Deutschland. "LeMO Biografie: Joschka Fischer" (به آلمانی). Retrieved 2024-11-20.
- ↑ Sibylle Krause-Burger: Joschka Fischer. Der Masch durch die Illusionen, Stuttgart 1997, S. 33–35.
- 1 2 "Joschka Fischer". Wikipedia (به آلمانی). 2025-09-25.
- ↑ «مهدی خانبابا تهرانی، 'چهرهای یکتا در جنبش چپ'». BBC News فارسی. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۵.
.jpg)