اخترشناسی در سده‌های میانه اسلامی

اسطرلاب برنجی ایرانی سده هجدهم میلادی در موزه ویپل تاریخ علم در کمبریج، انگلستان. این اسطرلاب از صفحه‌ای تشکیل شده که جایگاه اجرام آسمانی بر آن حکاکی شده‌است.

اخترشناسی در سده‌های میانه اسلامی به پیشرفت‌های اخترشناسانه‌ای اشاره دارد که در جهان اسلام به‌ویژه در دوره دوران طلایی اسلام (سده‌های نهم تا سیزدهم میلادی) پدید آمد و بیشتر به زبان عربی نوشته شد. این پیشرفت‌ها عمدتاً در خاورمیانه، آسیای مرکزی، اندلس و شمال آفریقا و سپس در خاور دور و هند رخ داد. اخترشناسی اسلامی همانند دیگر دانش‌های اسلامی از راه جذب دانش‌های بیگانه و ترکیب عناصر گوناگون آن‌ها پدید آمد و ویژگی‌های خاص خود را یافت. مهم‌ترین این سرچشمه‌ها آثار یونانی، ساسانی و هندی بودند که ترجمه و سپس بازپردازی شدند.

اخترشناسی اسلامی نقشی بنیادین در احیای دانش کهن اخترشناسی پس از دوره از دست رفتن دانش در سده‌های نخستین میانه داشت، به‌ویژه با ترجمه آثار عربی به لاتین در سده دوازدهم میلادی. شمار چشمگیری از ستارگان آسمان مانند دبران، کرکس پرنده و دنب و نیز اصطلاحات اخترشناسی چون عِضاده، سمت و نظیر هنوز با نام‌های عربی خود شناخته می‌شوند. مجموعه عظیمی از نوشتارهای اخترشناسی اسلامی با نزدیک به ۱۰٬۰۰۰ دست‌نوشته در سراسر جهان پراکنده‌است که بسیاری از آن‌ها هنوز خوانده یا فهرست‌بندی نشده‌اند.

پیشینه

عرب‌های پیش از اسلام

احمد دلال، تاریخ‌نگار اسلامی، یادآور می‌شود که برخلاف بابلیان، یونانیان و هندیان که دستگاه‌های پیچیده ریاضیاتی برای بررسی‌های اخترشناسانه ساخته بودند، عرب‌های پیش از اسلام بر مشاهده‌های تجربی تکیه داشتند.[۱] این مشاهده‌ها بر پایه طلوع و غروب ستارگان ویژه‌ای بود و این سنت بومی صورت‌های فلکی با نام انواء شناخته می‌شد. پس از اسلامی‌سازی، اخترشناسان عرب روش‌های ریاضی را به بررسی آسمان شب افزودند.[۱]

انواء (جمع نَوْ) در ریشه خود به معنای برخاستن، به سختی بلند شدن، یا فرو افتادن به دلیل سنگینی بار است. در اصطلاح نجوم و گاه‌شماری کهن عرب، به زمان طلوع یا غروب منازل ماه گفته می‌شد که با تحولات جوی و تغییرات فصلی پیوند داده می‌شد. انواء در اصطلاح نجوم پیش از اسلام، به طلوع منزل مقابل ماه در هنگام سپیده‌دم یا غروب آن در روشنایی خورشید گفته می‌شود که هر سیزده روز یک بار و در سال بیست‌وهشت بار روی می‌دهد. اعراب باستان از این پدیده برای تعیین آغاز و پایان فصول سال و تنظیم کارهای مربوط به کشاورزی استفاده می‌کردند. در دوره‌های اسلامی، این پدیده با غروب یا طلوع ستارگان پیوند خورد و اختلاف‌نظرهایی دربارۀ منسوب بودن باران و سرما به غروب یا طلوع انواء پدید آمد. سرچشمۀ اصلی این سامانه در میان عرب‌ها، میان‌رودان بوده است. در منابع دورۀ اسلامی، تبیین‌های متفاوتی دربارۀ رابطۀ انواء با رویدادهای جوی مطرح شده و برخی شعرهای کهن عربی نشان‌دهندۀ اعتقاد به تأثیر مستقیم انواء در این پدیده‌هاست، هرچند در دوران اسلامی چنین باوری گاه مورد نکوهش قرار گرفته است. از اواسط سدۀ دوم تا اوایل سدۀ چهارم هجری، کتاب‌های متعددی با عنوان انواء یا الازمنه به زبان عربی نگاشته شد، اما پس از سدۀ ششم هجری با توجه به منازل قمری و پدیدۀ انواء، نگارش این آثار کاهش یافت.[۲]

دوره آغازین

نخستین متن‌های اخترشناسی که به عربی ترجمه شدند خاستگاه هندی و ایرانی داشتند.[۳][۴] برجسته‌ترین آن‌ها زیج السندهند بود، زیجی که محمد بن ابراهیم فزاری و یعقوب بن طارق پس از سال ۷۷۰ میلادی با یاری اخترشناسان هندی در دربار خلیفه منصور از یک اثر اخترشناسی هندی سده هشتم ترجمه کردند.[۳] زیج الشاه نیز بر پایه جدول‌های نجومی هندی گردآوری شده بود که در شاهنشاهی ساسانی در درازای دو سده فراهم آمده بود. پاره‌نوشته‌هایی از این دوره نشان می‌دهند که اخترشناسان عرب تابع سینوس را از هندیان جایگزین وتر کمان‌های مثلثات یونانی کردند.[۱]

المجسطی بطلمیوس (الگوی کیهان‌شناختی زمین‌مرکز کروی) دست‌کم پنج بار در اواخر سده‌های هشتم و نهم میلادی ترجمه شد[۵] و این اثر مرجع اصلی سنت اخترشناسی عربی بود.[۶]

برآمدن اسلام با الزام تعیین پنج وقت نماز روزانه و یافتن قبله (سوی کعبه در مسجدالحرام در مکه) انگیزه‌ای نیرومند برای پیشرفت اخترشناسی پدیدآورد.[۷]

انگیزه‌های دینی

چندین نیاز دینی مسلمانان را به بهبود محاسبات و رصدهای اخترشناسانه واداشت. نخست، تقویم هجری قمری و به‌ویژه تعیین آغاز ماه رمضان که بر ماه‌های قمری استوار بود و نیاز به شناخت حرکت ماه داشت.[۸] ماه‌های اسلامی نه با محاق نجومی بلکه با رؤیت هلال ماه در شامگاه آغاز می‌شوند. پیش‌بینی زمان رؤیت هلال مسئله‌ای در هندسه کروی پیشرفته بود که اخترشناسان مسلمان بدان پرداختند.[۸]

دومین انگیزه، تعیین قبله بود. مسلمانان باید در سوی کعبه نماز بخوانند و مسجدها را نیز در همان سو بسازند؛ بنابراین نیاز داشتند از هر نقطه‌ای روی زمین جهت مکه را بیابند. حل این مسئله به تعیین زاویه یک مثلث کروی با دانستن طول و عرض جغرافیایی دو نقطه (جای ناظر و مکه) بازمی‌گشت.[۹] نخستین راه‌حل ریاضی با روش هندسی آنالما (برگرفته از سرچشمه‌های یونانی) به‌دست حبش حاسب مروزی پدید آمد، ولی این پیشرفت مثلثات کروی و آفرینش تابع‌های تازه‌ای چون تانژانت بود که ابزار ریاضی لازم را فراهم کرد.[۹]

سومین انگیزه تعیین اوقات نماز (صلات) بود. مسلمانان باید در پنج وقت از سپیده‌دم تا شامگاه زمان نماز را در گستره یک امپراتوری پهناور بدانند.[۸] این نیاز سبب رواج ساعت‌شناسی (گنومونیک) و نگارش رساله‌های فراوان دربارهٔ سایه شاخص شد. از سده سیزدهم میلادی، اخترشناسان حرفه‌ای به نام موقّت برای انجام این محاسبات و تخصص در هندسه کروی گمارده شدند.[۱۰]

روش‌های اخترشناسانه

فارابی (درگذشت ۹۵۰ م) اخترشناسی را در چارچوب ریاضیات، موسیقی و نورشناسی توصیف کرد. او نشان داد چگونه می‌توان از اخترشناسی برای شرح حرکت زمین و جایگاه و جنبش اجرام آسمانی بهره برد و اخترشناسی ریاضی را از دانش طبیعی جدا کرد.[۱۱] فارابی از نوشته‌های بطلمیوس و به‌ویژه روش آنالمای او بهره گرفت.[۱۲]

دوران طلایی

جفت طوسی ابزاری ریاضی است که خواجه نصیرالدین طوسی آن را ابداع کرد؛ در آن دایره‌ای کوچک درون دایره‌ای بزرگ‌تر با قطر دو برابر می‌چرخد و نقطه‌ای روی محیط دایره کوچک‌تر در حرکت خطی روی قطر دایره بزرگ‌تر نوسان می‌کند.

بیت‌الحکمه پژوهشگاهی بود که در آغاز سده نهم میلادی در بغداد با پشتیبانی مالی خلیفه عباسی مأمون بنیاد گذاشته شد. مأمون پژوهش‌های اخترشناسی را از راه بیت‌الحکمه پشتیبانی کرد و نخستین رصدخانه را در بغداد ساخت؛ پس از آن رصدخانه‌های دیگری در عراق و ایران برپا شدند.[۱۳][۱۴]

نخستین اثر بزرگ اخترشناسی مسلمانان زیج السندهند بود که ریاضی‌دان محمد بن موسی خوارزمی در سال ۸۳۰ میلادی پدیدآورد. این اثر جدول‌هایی برای حرکت خورشید، ماه و سیاره‌های عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل داشت و مفاهیم بطلمیوسی را وارد دانش اسلامی کرد و نقطه عطفی در اخترشناسی اسلامی بود که از آن پس از ترجمه صرف به پرورش اندیشه‌های تازه گذر کرد.[۱۵] سند بن علی، یهودی مسلمان‌شده‌ای در دربار مأمون، نیز در زیج السندهند مشارکت داشت و به ساخت ابزارهای اخترشناسی شناخته می‌شد.[۱۶]

دانشمندان یهودی در جهان اسلام نیز با روش‌های اخترشناسی مسلمانان آشنا شدند. سعادیا گائون در سال ۹۳۱ میلادی از یک زیج برای محاسبه جایگاه خورشید، ماه و پنج سیاره دیدپذیر در زمانی معین بهره گرفت.[۱۶]

تردیدها دربارهٔ بطلمیوس

در سال ۸۵۰ میلادی، اخترشناس عباسی فرغانی کتاب جوامع علم النجوم را نوشت. این کتاب خلاصه‌ای از کیهان‌نگاری بطلمیوسی بود ولی بر پایه یافته‌های اخترشناسان پیشین عرب، مقادیر تازه‌ای برای انحراف دایره‌البروج، حرکت تقدیمی اوج خورشید و ماه و محیط زمین ارائه داد. این اثر در سرتاسر جهان اسلام پراکنده و به لاتین ترجمه شد.[۱۷]

تا سده دهم میلادی متن‌هایی پدید آمد که درستی آثار بطلمیوس را به چالش می‌کشید.[۱۸] دانشمندان اسلامی بی‌حرکتی ظاهری زمین و جایگاه مرکزی آن در کیهان را زیر پرسش بردند.[۱۹][۲۰]

ابن یونس، اخترشناس مصری سده دهم، خطاهایی در محاسبات بطلمیوس یافت. بطلمیوس نرخ تقدیم زمین را یک درجه در هر ۱۰۰ سال برآورد کرده بود؛ ابن یونس آن را یک درجه در هر ۱/۴ ۷۰ سال محاسبه کرد.[۱۸]

میان سال‌های ۱۰۲۵ تا ۱۰۲۸، ابن هیثم کتاب الشکوک علی بطلمیوس (تردیدها دربارهٔ بطلمیوس) را نوشت. او بی‌آنکه هستی الگوی زمین‌مرکز را رد کند، پاره‌هایی از نظریه‌های بطلمیوس را نقد کرد. اخترشناسان دیگر چالش برآمده از این اثر را پذیرفتند و به ساختن الگوهای جایگزین پرداختند.[۱۷] در سال ۱۰۷۰ میلادی ابوعبید جوزجانی رساله تعریق الأفلاک را منتشر کرد و در آن مسائل برخاسته از نظریه معدّل‌المسیر (اکوانت) بطلمیوس را بررسید و راه‌حلی پیشنهاد کرد.[۱۷]

خواجه نصیرالدین طوسی نیز ایرادهای آثار بطلمیوس را آشکار ساخت. او در سال ۱۲۶۱ میلادی التذکرة فی علم الهیئة را نوشت که ۱۶ مسئله بنیادین در اخترشناسی بطلمیوسی را دربرداشت.[۲۱] این کار زنجیره‌ای از دانشمندان اسلامی را برانگیخت تا به حل این مسائل بپردازند. قطب‌الدین شیرازی، ابن شاطر و شمس‌الدین محمد خفری همگی الگوهای تازه‌ای ساختند[۲۲] که به‌گستردگی از سوی اخترشناسان پذیرفته شد.

این الگو نشان می‌دهد که خواجه نصیرالدین طوسی چگونه حرکت زمین نسبت به ماه و خورشید را با جفت طوسی توضیح می‌دهد.

طوسی می‌خواست مفهوم جفت طوسی را جایگزین مفهوم معدّل‌المسیر در الگوی بطلمیوسی کند؛ زیرا معدّل‌المسیر سبب می‌شد فاصله ماه از زمین در هر ماه به‌شدت دگرگون شود، در حالی‌که با جفت طوسی ماه تنها پیرامون زمین می‌چرخد و مشاهده درست به‌دست می‌آید.[۲۳] مؤیدالدین عرضی نیز مهندس و دانشمندی بود که برای معنادار کردن حرکت سیاره‌ها مفهوم «لمّا» (لم عرضی) را پیش نهاد که شیوه‌ای برای نمایش حرکت تدویری سیاره‌ها بدون کاربرد روش بطلمیوسی بود و آن هم برای جایگزینی معدّل‌المسیر طراحی شده بود.[۲۳]

چرخش زمین

تصویری از آثار اخترشناسی ابوریحان بیرونی که گام‌های ماه را در پیوند با جایگاه خورشید نشان می‌دهد.

ابوریحان بیرونی (زاده ۹۷۳ م) دربارهٔ امکان چرخش زمین به دور محور خود و به دور خورشید بحث کرد، ولی در قانون مسعودی اصل زمین‌مرکزی و بی‌حرکتی زمین را پایه قرار داد.[۲۴] او آگاه بود که اگر زمین بر محورش بچرخد با داده‌های نجومی‌اش سازگار خواهد بود،[۲۵] ولی این را مسئله‌ای در فلسفه طبیعی می‌دانست نه ریاضیات.[۲۶]

ابوسعید سجزی، هم‌روزگار بیرونی، چرخش زمین به دور محورش را پذیرفته بود.[۲۷] بیرونی اسطرلابی را توصیف کرد که سجزی بر پایه اندیشه چرخش زمین ساخته بود.[۲۷]

یک مرجع عربی از سده سیزدهم تأیید می‌کند که برخی به حرکت زمین باور داشتند:

به گفته مهندسان (مهندسین)، زمین همواره در حرکت دایره‌ای است و آنچه جنبش آسمان‌ها به نظر می‌رسد در واقع از حرکت زمین است نه ستارگان.

[۲۶]

در رصدخانه‌های مراغه و سمرقند، حرکت وضعی زمین از سوی نجم‌الدین القزوینی الکاتبی (درگذشت ۱۲۷۷)، طوسی (زاده ۱۲۰۱) و قوشچی (زاده ۱۴۰۳) بررسی شد. استدلال‌ها و شواهد طوسی و قوشچی شباهت چشمگیری به دلایل کوپرنیک در پشتیبانی از حرکت زمین دارند.[۲۸][۱۹] با این حال مکتب مراغه هیچ‌گاه گام بزرگ به سوی نظریه خورشیدمرکزی برنداشت.[۲۹]

دستگاه‌های جایگزین زمین‌مرکز

در سده دوازدهم میلادی، جایگزین‌های غیرخورشیدمرکزی برای دستگاه بطلمیوسی از سوی برخی اخترشناسان اسلامی در اندلس، در پی سنتی که ابن باجه، ابن طفیل و ابن رشد پایه‌گذاشته بودند، پرورده شد.[۳۰]

نمونه برجسته نورالدین بطروجی است که الگوی بطلمیوسی را ریاضیاتی و نه فیزیکی می‌دانست. او نظریه‌ای دربارهٔ حرکت سیاره‌ای پیشنهاد کرد که در آن می‌کوشید هم از فلک‌های تدویر و هم از خارج‌مرکزها بپرهیزد.[۳۱] او در جایگزینی الگوی سیاره‌ای بطلمیوس ناکام ماند زیرا پیش‌بینی‌های عددی جایگاه سیاره‌ها در دستگاه او کم‌دقت‌تر از الگوی بطلمیوسی بود.[۳۰] یکی از جنبه‌های نوآورانه دستگاه بطروجی پیشنهاد علت فیزیکی برای حرکت‌های آسمانی بود؛ او بر خلاف اندیشه ارسطویی که برای هر جهان دینامیک ویژه‌ای قائل بود، یک دینامیک واحد را بر هر دو جهان زیرِ ماه و آسمانی به‌کار بست.[۳۲]

دوره پسین

در اواخر سده سیزدهم میلادی، خواجه نصیرالدین طوسی جفت طوسی را ابداع کرد. دیگر اخترشناسان برجسته دوره متأخر میانه عبارت‌اند از: مؤیدالدین عرضی (حدود ۱۲۶۶)، قطب‌الدین شیرازی (حدود ۱۳۱۱)، صدرالشریعه بخاری (حدود ۱۳۴۷)، ابن شاطر (حدود ۱۳۷۵) و قوشچی (حدود ۱۴۷۴).[۳۳]

در سده پانزدهم، فرمانروای تیموری الغ‌بیگ از سمرقند دربار خود را به کانون حمایت از اخترشناسی بدل کرد. او در جوانی اخترشناسی آموخت و در سال ۱۴۲۰ دستور ساخت رصدخانه الغ‌بیگ را داد که مجموعه تازه‌ای از جدول‌های نجومی تولید کرد و به پیشرفت‌های علمی و ریاضیاتی دیگری نیز یاری رساند.[۳۴]

چند اثر بزرگ اخترشناسی در آغاز سده شانزدهم پدید آمد، از جمله آثاری از بیرجندی (درگذشت ۱۵۲۵ یا ۱۵۲۶) و شمس‌الدین محمد خفری (فعال ۱۵۲۵). با این حال بیشتر آثار نوشته‌شده در این دوره و پس از آن هنوز بررسی نشده‌اند.[۱۹]

تأثیرها

آفریقا

اخترشناسی اسلامی بر اخترشناسی مالی تأثیر گذاشت.[۳۵]

اروپا

الگوی ابن شاطر برای نمود عطارد که چندگانگی فلک‌های تدویر را با جفت طوسی نشان می‌دهد و بدین‌سان خارج‌مرکزها و معدّل‌المسیر بطلمیوسی را حذف می‌کند.

چندین اثر اخترشناسی اسلامی از سده دوازدهم میلادی به لاتین ترجمه شد.[۱۷]

اثر بتانی (درگذشت ۹۲۹)، کتاب الزیج، بارها از سوی اخترشناسان اروپایی نقل شد و چندین بار بازچاپ شد از جمله با حاشیه‌نویسی رگیومنتانوس.[۳۶] نیکلاس کوپرنیک در کتاب خود درباره گردش اجرام آسمانی که آغازگر انقلاب کوپرنیکی بود، دست‌کم ۲۳ بار از بتانی نام برد[۳۷] و در کومنتاریولوس نیز او را یاد کرد.[۳۸] تیکو براهه، یوهانس کپلر، گالیلئو گالیله و دیگران نیز بارها به او یا رصدهایش استناد کردند.[۳۹]

در حدود ۱۱۹۰ میلادی، نورالدین بطروجی دستگاه زمین‌مرکز جایگزینی برای الگوی بطلمیوس منتشر کرد. دستگاه او در بیشتر اروپا در سده سیزدهم گسترش یافت و بحث‌ها و ردّیه‌ها تا سده شانزدهم ادامه داشت.[۳۰] در سال ۱۲۱۷، مایکل اسکات ترجمه لاتین کتاب الهیئة بطروجی را به پایان رساند که جایگزینی معتبر برای المجسطی بطلمیوس در محافل فلسفه مدرسی شد.[۳۲] آلبرتوس ماگنوس و راجر بیکن از جمله نویسندگان اروپایی بودند که آن را به تفصیل شرح دادند و با بطلمیوس سنجیدند.[۳۰] کوپرنیک نیز دستگاه بطروجی را در دربارهٔ گردش اجرام آسمانی هنگام بحث دربارهٔ ترتیب سیاره‌های زیرین یاد کرد.[۳۰][۳۲]

برخی تاریخ‌نگاران بر آن‌اند که اندیشه‌های رصدخانه مراغه، به‌ویژه ابزارهای ریاضی شناخته‌شده به لم عرضی و جفت طوسی، بر اخترشناسی اروپای دوره رنسانس و بنابراین بر کوپرنیک تأثیر گذاشته‌اند.[۴۰][۴۱] کوپرنیک همان ابزارها را در الگوهای سیاره‌ای یکسانی به‌کار برد که در سرچشمه‌های عربی یافت شده بودند.[۴۲] افزون بر این، جایگزینی دقیق معدّل‌المسیر با دو فلک تدویر که کوپرنیک در کومنتاریولوس به‌کار برد، پیش‌تر در اثری از ابن شاطر (درگذشت حدود ۱۳۷۵) دمشقی یافت شده بود.[۴۳] الگوهای ماه و عطارد کوپرنیک نیز با الگوهای ابن شاطر یکسان‌اند.[۴۴]

در حالی‌که تأثیر نقد بطلمیوس از سوی ابن رشد بر اندیشه رنسانس آشکار و صریح است، ادعای تأثیر مستقیم مکتب مراغه که اتو نویگباوئر در ۱۹۵۷ مطرح کرد همچنان پرسشی باز است.[۲۹]

اخترشناسی و طالع‌بینی

طالع‌بینی نجومی بر این اندیشه استوار بود که حرکت اجرام آسمانی (کلان‌جهان) بر رویدادها و زندگی انسان‌ها (خُردجهان) اثر می‌گذارد. با وجود نهی دین از هرگونه پیشگویی، طالع‌بینی در جهان اسلام ادامه یافت و خواست توانمندان برای دانستن آینده به برنامه‌های علمی رصد ستارگان یاری رساند.[۴۵] اخترشناسی و طالع‌بینی مدت‌ها دو رشته مکمل شمرده می‌شدند هرچند معمولاً در رساله‌های جداگانه بررسی می‌شدند. برای آنکه با طالع‌بینان اشتباه گرفته نشوند، اخترشناسان نام ویژه علم الهیئه (دانش ساختار کیهان) را بر کار خود نهادند.[۴۵]

اگرچه کسانی چون ابومعشر بلخی از طالع‌بینی دفاع کردند، بسیاری از اخترشناسان آن را نقد کردند؛ از جمله ابوریحان بیرونی، فارابی، ابن هیثم، ابن‌سینا، ابن رشد، موسی‌بن‌میمون و ابن قیم جوزیه.[۴۵]

منابع

  1. 1 2 3 Dallal، Ahmad (۱۹۹۹). Islam, Science, and the Challenge of History. ص. ۱۶۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. ↑ مولوی، محمدعلی. «انواء». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  3. 1 2 Sachau، E. (۱۹۱۰). Alberuni's India. ص. xxxi.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  4. ↑ Dallal، Ahmad (۲۰۱۰). Islam, Science, and the Challenge of History. ص. ۲۹.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  5. ↑ King، David A. (۱۹۹۶). Astronomy before the Telescope. British Museum Press. ص. ۱۴۸. شابک ۹۷۸-۰-۷۱۴۱-۲۷۳۳-۰.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  6. ↑ Dallal، Ahmad (۲۰۱۲). Islam, Science, and the Challenge of History. Yale University Press. ص. ۱۳۵. شابک ۹۷۸۰۳۰۰۱۷۷۷۱۸.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  7. ↑ King، David A. (۲۰۰۵). In Synchrony with the Heavens. ص. xvii.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  8. 1 2 3 Gingerich, Owen (۱۹۸۶). «Islamic Astronomy». Scientific American: ۷۴.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  9. 1 2 King، David A. (۱۹۹۷). Astronomie et société musulmane. ص. ۱۷۳–۲۱۵.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  10. ↑ King، David A. (۱۹۹۷). Astronomie et société musulmane. ص. ۲۰۷–۲۱۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  11. ↑ Janos, D. (۲۰۱۰). «Al-Farabi's Philosophy of Science»: ۲۴۳–۲۴۵. {{cite journal}}: یادکرد journal نیازمند |journal= است (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  12. ↑ Sidoli، Nathan (۲۰۲۰). Ptolemy's Analemma. ص. ۴۵.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  13. ↑ «Al-Maʾmūn». EBSCO Research Starters. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۱۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  14. ↑ «How Islamic scholarship birthed modern astronomy». Astronomy Magazine. ۲۰۱۷-۰۲-۱۴. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۱۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  15. ↑ Dallal، Ahmad (۱۹۹۹). Islam, Science, and the Challenge of History. ص. ۱۶۳.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  16. 1 2 Ferrario، Gabriele (۲۰۲۱). The Cambridge History of Judaism. Cambridge University Press. ص. ۸۲۸. شابک ۹۷۸-۰-۵۲۱-۵۱۷۱۷-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  17. 1 2 3 4 Dallal، Ahmad (۱۹۹۹). Islam, Science, and the Challenge of History. ص. ۱۶۴.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  18. 1 2 Hoskin، Michael (۱۹۹۹). The Cambridge Concise History of Astronomy. ص. ۶۰.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  19. 1 2 3 Ragep, F. Jamil (۲۰۰۱). «Freeing Astronomy from Philosophy». Osiris. ۱۶: ۴۹–۷۱.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  20. ↑ Dallal، Ahmad (۲۰۱۰). Islam, Science, and the Challenge of History. ص. ۳۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  21. ↑ Saliba, George (۱۹۹۳). «Al-Tusi's Tadkhira». Journal for the History of Astronomy.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  22. ↑ Saliba, George (۱۹۹۴). «A Sixteenth-Century Arabic Critique of Ptolemaic Astronomy: The Work of Shams Al-Din Al-Khafri». Journal for the History of Astronomy. ۲۵ (۱): ۱۵–۳۸.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  23. 1 2 Pedersen، Olaf (۱۹۹۳). Early Physics and Astronomy. Cambridge University Press. ص. ۲۱۵–۲۲۰.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  24. ↑ Kennedy, E. S. (۱۹۷۱). «Al-Bīrūnī's Masudic Canon». Al-Abhath. ۲۴: ۵۹–۸۱.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  25. ↑ Wiet, G.؛ و دیگران (۱۹۷۵). History of Mankind. ج. ۳. George Allen & Unwin, UNESCO. ص. ۶۴۹. {{cite book}}: کاربرد آشکار «و دیگران» (et al.) در |نویسنده= (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  26. 1 2 Religion, Learning and Science in the 'Abbasid Period. انتشارات دانشگاه کمبریج. ۲۰۰۶. ص. ۴۱۳. شابک ۹۷۸-۰-۵۲۱-۰۲۸۸۷-۵.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  27. 1 2 Bausani, Alessandro (۱۹۷۳). «Cosmology and Religion in Islam». Scientia/Rivista di Scienza. ۱۰۸ (۶۷): ۷۶۲.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  28. ↑ Ragep, F. Jamil (۲۰۰۱). «Tusi and Copernicus: The Earth's Motion in Context». Science in Context. ۱۴ (۱–۲): ۱۴۵–۱۶۳.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  29. 1 2 Huff، Toby E. (۱۹۹۳). The Rise of Early Modern Science.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  30. 1 2 3 4 5 Samsó, Julio (۱۹۸۰). «Al-Bitrūjī». {{cite journal}}: یادکرد journal نیازمند |journal= است (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  31. ↑ Goldstein, Bernard R. (۱۹۷۲). «Theory and Observation in Medieval Astronomy». Isis. ۶۳ (۱): ۳۹–۴۷.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  32. 1 2 3 Samsó, Julio (۲۰۰۷). «Al-Bitrūjī». {{cite journal}}: یادکرد journal نیازمند |journal= است (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  33. ↑ Dallal، Ahmad (۱۹۹۹). Islam, Science, and the Challenge of History. ص. ۱۷۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  34. ↑ Subtelny، Maria E. The New Cambridge History of Islam. ج. ۳. ص. ۱۸۴–۱۸۵.
  35. ↑ African Cultural Astronomy. Springer Science & Business Media. ۲۰۰۸. شابک ۹۷۸-۱-۴۰۲۰-۶۶۳۹-۹.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  36. ↑ «Albategnius». Encyclopaedia Britannica. ج. ۱. ۱۹۱۱. ص. ۴۹۱.{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  37. ↑ Hoskin، Michael (۱۹۹۹). The Cambridge Concise History of Astronomy. ص. ۵۸.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  38. ↑ Freely، John (۲۰۱۵). Light from the East. I.B.Tauris. ص. ۱۷۹. شابک ۹۷۸-۱-۷۸۴۵۳-۱۳۸-۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  39. ↑ Hartner، Willy (۱۹۷۰–۸۰). «Al-Battānī». زندگی‌نامه علمی دانشوران. چارلز اسکریبنرز سانز. شابک ۹۷۸-۰-۶۸۴-۱۰۱۱۴-۹.{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  40. ↑ Roberts, V. ; Kennedy, E. S. (۱۹۵۹). «The Planetary Theory of Ibn al-Shatir». Isis. ۵۰ (۳): ۲۳۲–۲۳۴.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده) نگهداری یادکرد:نام‌های متعدد:فهرست نویسندگان (رده)
  41. ↑ Guessoum, N. (۲۰۰۸). «Copernicus and Ibn Al-Shatir». The Observatory. ۱۲۸: ۲۳۱–۲۳۹.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  42. ↑ Saliba، George (۱۹۹۵). A History of Arabic Astronomy: Planetary Theories During the Golden Age of Islam. NYU Press. شابک ۹۷۸-۰-۸۱۴۷-۸۰۲۳-۷.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  43. ↑ Swerdlow, Noel M. (۱۹۷۳). «The Derivation and First Draft of Copernicus's Planetary Theory». Proceedings of the American Philosophical Society. ۱۱۷ (۶): ۴۲۴.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  44. ↑ King، David A. (۲۰۰۷). «Ibn al-Shāṭir». The Biographical Encyclopedia of Astronomers. Springer. ص. ۵۶۹–۵۷۰. شابک ۹۷۸-۰-۳۸۷-۳۱۰۲۲-۰.{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  45. 1 2 3 Djebbar، Ahmed (۲۰۰۱). Une histoire de la science arabe. ص. ۱۵۷–۱۵۸.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

پیوند به بیرون