آشتی‌نامه محمد

آشتی‌نامه محمد.

آشتی‌نامه محمّد عهدنامه‌ای است به‌صورت ورقی از سند که گفته می‌شود محمّد، پیامبر اسلام، آن را با دیر کاترین مقدس در صحرای سینا منعقد کرده است. در این سند امنیت و امتیازات دیگر به راهبان این صومعه مسیحی اعطا شده و اثر دستی به‌عنوان امضا بر پای آن دیده می‌شود که گفته شده دست محمّد، پیامبر اسلام، است.

گفته شده است که این سند به‌دست علی بن ابی طالب نگاشته شده است. یک نسخه از این سند در دِیر کاترین مقدس در مصر و نسخه‌ای دیگر در صومعهٔ سیمونوپترا (دیر صخرهٔ شمعون) در یونان نگاهداری می‌شود.

این سند را در زبان‌های غربی Achtiname محمد می‌نامند که شکل فرانسوی‌شدهٔ واژهٔ فارسی آشتی‌نامه است.[۱]

متن کامل

این نامه‌ای است که محمد بن عبدالله، پیامبر برای همه مردم صادر کرده است، به‌عنوان بشارت‌دهنده و هشداردهنده و امانت‌دار ودیعه خدا در میان آفریدگانش، تا پس از فرستاده‌شدن پیامبران، مردم بر خدا حجتی نداشته باشند. و خداوند همواره توانا و حکیم است. او این نامه را برای پیروان آیین خویش و نیز برای همه کسانی که به دین مسیحیت منسوب‌اند، از مشرق و مغرب‌زمین، نزدیک و دور، عرب و غیرعرب، شناخته و ناشناخته، نوشت؛ نامه‌ای که آن را برایشان به عنوان پیمان و عهدی قرار داد. پس هر کس پیمانی را که در آن است بشکند و از آن به چیزی دیگر بگراید و از فرمان آن تجاوز کند، پیمان خدا را شکسته، میثاق او را نقض کرده، دین او را به استهزا گرفته و خود را سزاوار لعنت ساخته است؛ خواه سلطان باشد یا هر مسلمان دیگر.

هرگاه راهبان، زاهدان و زائران گرد هم آیند، چه در کوه یا دره یا غار یا جای پررفت‌وآمد یا دشت یا کلیسا یا خانه‌های عبادت، همانا ما پشت سر آنانیم و ایشان و دارایی‌ها و شرافتشان را، به‌وسیله خود، دوستان و یارانم حمایت خواهیم کرد، زیرا آنان از رعایای من و زیر حمایت من هستند.

من آنان را از آنچه موجب آزارشان شود، از بارهایی که دیگران به‌عنوان بیعت می‌پردازند، معاف می‌دارم. آنان جز آنچه خود می‌پسندند از درآمدشان چیزی نباید بدهند. نباید مورد اذیت، آزار، اجبار یا فشار قرار گیرند. قضاتشان نباید تغییر یابند یا از انجام وظایفشان بازداشته شوند، و راهبان در انجام وظیفه دینی‌شان آشفته نگردند، و اهل خلوت از ماندن در صومعه‌هایشان و نیز زائران از سلوک و گردشگری‌شان منع نشوند. هیچ خانه‌ای از خانه‌های کلیساها و عبادتگاه‌های آنان ویران نشود. هیچ بخشی از بنای کلیساهایشان در ساخت مسجد یا خانه‌های مسلمانان به کار گرفته نشود.

جزیه‌ای نباید بر قضاتشان، راهبانشان و کسانی که شغلشان پرستش خداست گذاشته شود؛ و هیچ چیز دیگری، چه جزیه یا غرامت یا حقی ناروا، نباید از آنان گرفته شود. همانا من پیمانشان را حفظ خواهم کرد، هر جا که باشند، در دریا یا خشکی، در شرق یا غرب، شمال یا جنوب؛ زیرا آنان زیر حمایت من و در پناه امان من‌اند، در برابر هر آنچه ناخوش دارند.

بر آنان که خود را به عبادت خدا در کوه‌ها وقف کرده‌اند یا زمین‌های مقدس را آباد می‌کنند، مالیات و عشر نباید نهاده شود. هیچ‌کس حق ندارد در کارهایشان دخالت کند یا علیه آنان اقدامی نماید. همانا این حکم برای دیگران است نه ایشان. بلکه در زمان برداشت، باید به آنان به‌عنوان توشه یک قدَح به‌ازای هر اردَب گندم داده شود و هیچ‌کس حق ندارد بگوید این زیاد است یا از آنان مالیات بخواهد.

اما کسانی که دارایی دارند، ثروتمندان و بازرگانان، خراجی که از آنان گرفته می‌شود نباید بیش از دوازده درهم در سال برای هر نفر باشد.

هیچ‌کس نباید آنان را مجبور کند به سفر روند یا به جنگ بروند یا اسلحه حمل کنند؛ زیرا مسلمانان باید برای آنان بجنگند. با آنان مجادله و مناقشه نکنید، بلکه طبق آیه‌ای از قرآن با ایشان به بهترین شیوه رفتار کنید: «با اهل کتاب جز به شیوه‌ای نیکو مجادله نکنید.» بدین‌گونه آنان در امنیت و لطف خواهند زیست و از هر آنچه موجب رنجشان شود، به‌دست دعوت‌کنندگان اسلام، در هر جا که باشند، محفوظ خواهند بود.

اگر زنی مسیحی با مسلمانی ازدواج کند، چنین ازدواجی نباید جز با رضایت او انجام گیرد، و نباید از رفتن به کلیسای خود برای عبادت بازداشته شود. کلیساهایشان باید محترم شمرده شوند و نباید از ساخت یا تعمیر صومعه‌ها منع گردند.

نباید به حمل سلاح یا سنگ واداشته شوند؛ بلکه مسلمانان باید آنان را حفظ و در برابر دیگران حمایت کنند. بر هر یک از امت اسلام واجب و قطعی است که با این پیمان مخالفت نکند یا از آن سرپیچی ننماید تا روز رستاخیز و پایان جهان.

و در انتهای نامه نوشته شده است:

این پیمان را علی بن ابی‌طالب به دست‌خط خود در مسجد پیامبر نوشت و بر این عهد، صحابه رسول خدا گواه شدند؛ از جمله: علی بن ابی طالب، ابوبکر بن ابی‌قحافه، عمر بن خطاب، عثمان بن عفان، ابودردا، ابوهریره، عبدالله بن مسعود، عباس بن عبدالمطلب، الفضل بن عباس، زبیر بن عوام، طلحه بن عبدالله، سعد بن معاذ، سعد بن عباده، ثابت بن نافع، زید بن ثابت، ابوحذیفه بن عتبه، هاشم بن عبید، معظم بن کریش، حارث بن ثابت، عبدالعظیم بن حسن، عبدالله بن عمرو بن العاص، عمار یاسر.[۲]

منابع

  1. دهقانی، محمد: «آشتی‌نامه» و «تُواره» دو لغت فارسی مهجور در کوه سینا بایگانی‌شده در ۱۱ اوت ۲۰۱۴ توسط Wayback Machine. در: مجله «آینده». شماره پانزدهم. آذر ۱۳۶۸. ص۵۸۴.
  2. The Oath of the Prophet Mohammed to the Followers of the Nazarene (Haddad)  via Wikisource
  • Morrow, John Andrew. The Covenants of the Prophet Muhammad with the Christians of the World. Kettering, OH: Angelico Press / Sophia Perennis, 2013.