اجبار (فیلم ۱۹۵۹)
| اجبار | |
|---|---|
![]() | |
| کارگردان | ریچارد فلایشر |
| تهیهکننده | ریچارد دی زانوک |
| فیلمنامهنویس | ریچارد مورفی |
| بر پایه | اجبار اثر میر لوین |
| بازیگران | اورسن ولز دیان وارسی دین استاکول برادفورد دیلمن ای. جی. مارشال مارتین میلنر ریچارد اندرسون ادوارد بینز رابرت برتون گوین مکلئود اینا بلین پیتر بروکو رابرت اف سیمون ویلتون گراف |
| موسیقی | لایونل نیومن |
| فیلمبردار | ویلیام سی. ملور |
| تدوینگر | ویلیام اچ. رینولدز |
| توزیعکننده | فاکس قرن بیستم |
تاریخهای انتشار |
|
مدت زمان | ۱۰۳ دقیقه ۹۹ دقیقه (FMC Library Print) |
| کشور | آمریکا |
| زبان | انگلیسی |
| هزینهٔ فیلم | ۱٬۳۴۵٬۰۰۰ دلار[۱] |
| فروش گیشه | ۱٫۸ میلیون دلار (برآورد ایالات متحده آمریکا و کانادا)[۲] |
اجبار (انگلیسی: Compulsion) فیلمی آمریکایی در ژانر درام و جنایی محصول سال ۱۹۵۹ به کارگردانی ریچارد فلایشر است که بر پایهٔ رمان همنام سال ۱۹۵۶ نوشتهٔ مایر لوین ساخته شدهاست. این رمان خود بازآفرینیای کموبیش داستانیشده از ماجرای دادگاه قتل لئوپولد و لوب بود. در این فیلم، دین استاکول و بردفورد دیلمن نقش عاملان جنایت (با نامهای «جاد استاینر» و «آرتی استراوس») را بازی میکنند و اورسن ولز در نقش وکیل مدافع آنها (بر پایهٔ شخصیت کلارنس دارو) ظاهر میشود. دایان وارسی، ای. جی. مارشال و مارتین میلنر نیز در نقشهای مکمل بازی کردهاند.
برادفورد دیلمن، دین استاکول و اورسن ولز، جایزه بهترین بازیگر مرد را در جشنواره فیلم کن ۱۹۵۹ برای بازی در این فیلم دریافت کردند.[۳]
فیلم برداشتی غیروفادارانه از محاکمه لئوپولد و لوب به جرم قتل یک کودک (به نیت انجام قتلی حساب شده) است.
این فیلم در ۱ آوریل ۱۹۵۸ توسط فاکس قرن بیستم اکران شد و نقدهای مثبتی از منتقدان دریافت کرد؛ بهویژه بازی بازیگران اصلی مورد تحسین قرار گرفت. در جشنواره فیلم کن ۱۹۵۹، این فیلم نامزد نخل طلا شد و ولز، استاکول و دیلمن بهطور مشترک برندهٔ جایزهٔ بهترین بازیگر مرد شدند.
داستان
جاد استاینر[الف] و آرتی استراوس[ب] دوستانی صمیمی هستند که خود را مصداق فلسفهٔ «ابرانسان» از دیدگاه فریدریش نیچه میدانند و بر این باورند که از قانون فراترند. آنها که از خانوادههایی ثروتمند و سرشناس آمدهاند، هر دو دانشجوی رشتهٔ حقوق در دانشگاه شیکاگو هستند و هنوز به سن بیست سال نرسیدهاند (آرتی به بازپرسها میگوید که در ۱۴ سالگی تحصیل در دانشگاه میشیگان را آغاز کردهاست). هر دو خود را از اطرافیان «پایینرتبه»شان باهوشتر میدانند.
در کلاس درس، جاد در پاسخ به سخنان استاد دربارهٔ «قوانین قبیلهای» استدلال میکند که نیچه گفته رهبران قبیلهای الزامی به پیروی از قوانین وضعشده توسط خود ندارند:
استاد (در مخالفت): «آیا موسی خود را فراتر از قوانینی میدانست که وضع کرده بود؟»جاد: «او با جماعتی آشفتهحال سر و کار داشت و باید به هر نحوی آنها را از صحرا عبور میداد.»
سید بروکس، همکلاسی آنها که با کار در یک روزنامه هزینهٔ تحصیلش را میپردازد، از تعامل جاد با استاد سرشناس شگفتزده میشود:
سید: «هر وقت من چیزی میگویم، سرم را میبرد. تو راحت از زیر بار در میروی. چرا؟»جاد: «نمیدانم، فقط بهنظر میرسد کند فکر میکند.»
سید: «او قرار است یکی از باهوشترین افراد هیئت علمی باشد.»
جاد: «احتمالاً همینطور است.»
.jpg)


برای خوشایند آرتی، که جاد در برابرش تسلیمپذیر است، جاد از اوامر فزایندهٔ جنایتبار آرتی تبعیت میکند؛ مانند دزدیدن ۶۷ دلار و یک ماشینتحریر از خوابگاه یکی از انجمنهای دانشگاه. وقتی آرتی از او میخواهد مستی را که با ماشین آنها از جاده بیرون شده، زیر بگیرد، جاد مردد شده و تنها کمی با او فاصله میگیرد. آرتی او را بهخاطر ناتوانیاش در تصمیمگیری سرزنش میکند و میگوید او برتر نیست. برای بازگرداندن احترام آرتی، جاد پیشنهاد میدهد که «برتری ذهنی» خود را با کشتن یک پسر، درخواست خونبها و گمراه کردن پلیس ثابت کنند. آنها در جاده در جستوجوی قربانی، پائولی کسلر، پسر همسایه را که از مدرسه برمیگردد، سوار کرده و به قتل میرسانند. آرتی باور دارد که جنایت بینقصی مرتکب شدهاند. وقتی پلیس از همسایگان پائولی پرسوجو میکند، آرتی با لحن گستاخانه و ظاهراً کمککننده وارد گفتوگو با بازپرسها میشود و عامدانه سرنخهای گمراهکننده ارائه میدهد. از جمله مظنونان، معلمی را نام میبرد که چهار سال پیش به او و جاد میگفته بچههایی هستند با پول زیاد و رفتار فاسد.
وقتی سید مأمور پوشش خبری غرق شدن پسری در پارک میشود، متوجه میشود که عینک یافتشده در کنار جسد پائولی، برخلاف تصور اولیه، به او تعلق ندارد و اندازهاش بزرگتر است. این عینک لولای خاصی دارد که فقط سه عدد از آن در منطقهٔ شیکاگو خریداری شده و یکی از آنها را جاد خریده است. جاد که عینکش هنگام قتل از جیبش افتاده، اکنون نمیتواند آن را ارائه کند. در پاسخ به بازجویی، مدعی میشود که چند روز پیش در زمان تماشای پرندگان همراه با گروه پرندهشناسی عینکش را گم کرده است. اکنون باید سریعاً ماشینتحریری را که از خوابگاه دزدیدهاند و برای نوشتن نامهٔ خونبها استفاده کردهاند، دور بیندازند.
برای داشتن همداستانی، جاد و آرتی ادعا میکنند که شب قتل همراه دو دختر به نامهای «می» و «ادنا» بودهاند که نام خانوادگی آنها را نمیدانند. اما این داستان وقتی فرو میریزد که رانندهٔ شخصی خانوادهٔ استاینر سهواً فاش میکند که آن شب مشغول تعمیر خودروی جاد بوده است. (آنان خودرویی کرایه کرده بودند که قابل ردیابی نبود، اما در داستانشان گفته بودند که با خودروی جاد بودهاند.) سرانجام آرتی «برتر» در بازجوییها میشکند و جاد را لو میدهد. سپس جاد جزئیات اعتراف آرتی را تأیید میکند، اما میگوید آرتی عامل اصلی قتل بوده است.
وکیل نامدار جاناتان ویلک[پ] دفاع از آنها را بهعهده میگیرد و با دفاعیهای پرشور علیه اعدام، مانع از به دار آویخته شدن آنها میشود. در نهایت، استاینر و استراوس به حبس ابد محکوم میشوند.[۴] [۵]
بازیگران
منابع
- ↑ Solomon, Aubrey. Twentieth Century Fox: A Corporate and Financial History (The Scarecrow Filmmakers Series). Lanham, Maryland: Scarecrow Press، ۱۹۸۹. ISBN 978-0-8108-4244-1. p۲۵۲
- ↑ "۱۹۵۹: Probable Domestic Take", Variety, 6 January 1960 p 34
- ↑ "Festival de Cannes: Compulsion". festival-cannes.com. Retrieved 2009-02-14.
- ↑ Jake Hinkson (October 19, 2012). "Leopold and Loeb Still Fascinate 90 Years Later". criminalelement.com. Retrieved October 23, 2012.
- ↑ "Compulsion (1959) - IMDb". IMDb.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Compulsion (1959 film)». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۲ مه ۲۰۱۶.
پیوند به بیرون
- ↑ بر اساس شخصیت ناتان لئوپولد.
- ↑ بر اساس شخصیت ریچارد لوب.
- ↑ بر پایهٔ کلارنس دارو.
<ref> برای گروهی به نام «persian-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="persian-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().