ارباب و بنده
| نویسنده(ها) | لئو تولستوی |
|---|---|
| کشور | |
| زبان | روسی |
| گونه(های) ادبی | رئالیسم |
تاریخ نشر | ۱۸۹۵ |
| گونه رسانه | چاپ |
ارباب و بنده (به روسی: Хозяин и работник) داستانی کوتاه نوشتهٔ لئو تولستوی، نویسندهٔ روس، است که نخستینبار در سال ۱۸۹۵ منتشر شد. داستان دربارهٔ واسیلی آندریویچ برکونوف، زمیندار و بازرگان ثروتمند، و نیکیتا، یکی از کارگران او، است که در فصل زمستان برای انجام یک معاملهٔ مربوط به خرید جنگل با سورتمه راهی سفر میشوند. آنها در جریان سفر در کولاک گرفتار میشوند و مسیر خود را گم میکنند. این داستان به موضوعاتی مانند حرص و طمع، رابطهٔ ارباب و کارگر، مرگ، فداکاری و دگرگونی اخلاقی میپردازد.[۱]
داستان
واسیلی آندریویچ برکونوف، زمیندار و بازرگانی ثروتمند، تصمیم میگیرد برای خرید یک قطعه جنگل به دیدار مالک آن برود. او برای این سفر نیکیتا، یکی از کارگران خود، را همراه میکند. واسیلی برای انجام معامله عجله دارد، زیرا میخواهد پیش از دیگر خریداران به مقصد برسد و جنگل را با قیمت مناسب خریداری کند.
در طول سفر، هوا بدتر میشود و کولاک شدیدی آغاز میشود. با وجود شرایط نامساعد، واسیلی اصرار دارد که به مسیر ادامه دهند. آنها در اثر برف و کولاک راه را گم میکنند و مدتی سرگردان میشوند. سرانجام به محلی مسکونی میرسند و امکان توقف و بازگشت برای آنان فراهم میشود، اما واسیلی تصمیم میگیرد سفر را ادامه دهد.
آن دو بار دیگر در برف و طوفان گرفتار میشوند. اسب خسته میشود و حرکت دشوارتر میشود. در نهایت، آنها از مسیر اصلی دور میشوند و مجبور میشوند شب را در میان برف سپری کنند. نیکیتا که لباس مناسبی برای مقابله با سرمای شدید ندارد، به تدریج توان خود را از دست میدهد.
واسیلی که از خطر آگاه شده است، برای نجات خود نیکیتا را ترک میکند و با اسب راه میافتد. اما در تاریکی و کولاک مسیر را گم میکند و سرانجام اسب نیز او را رها میکند. واسیلی پس از مدتی سرگردانی، رد پای اسب را دنبال میکند و دوباره به محل نیکیتا بازمیگردد.
او نیکیتا را در حال یخزدن مییابد. واسیلی روی بدن او قرار میگیرد و بدن خود را سپر سرما میکند. در این وضعیت، او به تدریج متوجه میشود که ارزش زندگی و رابطهٔ انسانی با معیارهایی که پیش از این بر اساس آنها زندگی میکرد متفاوت است.
در پایان، واسیلی برای نجات نیکیتا جان خود را به خطر میاندازد و خود از سرما جان میدهد. نیکیتا زنده میماند و صبح روز بعد نجات پیدا میکند.[۲]
درونمایه
یکی از مهمترین درونمایههای ارباب و بنده تضاد میان حرص و طمع و ارزشهای انسانی است. واسیلی در آغاز داستان بیش از هر چیز به انجام معامله و دستیابی به سود اقتصادی توجه دارد. همین انگیزه باعث میشود که حتی در شرایط خطرناک نیز حاضر به توقف سفر نباشد.
در مقابل، نیکیتا شخصیتی ساده و فداکار است که زندگی خود را بر پایهٔ کار و خدمت به دیگران بنا کرده است. تفاوت میان این دو شخصیت، تضاد میان دو شیوهٔ متفاوت زندگی را نشان میدهد.
مرگ نیز یکی از عناصر اصلی داستان است. کولاک و سرمای شدید شخصیتها را با مرگ روبهرو میکند و شرایطی ایجاد میشود که در آن ثروت، موقعیت اجتماعی و دارایی دیگر نمیتوانند امنیت انسان را تضمین کنند.
دگرگونی اخلاقی واسیلی در پایان داستان اهمیت ویژهای دارد. او که در آغاز بیشتر به سود و مالکیت توجه دارد، در نهایت جان خود را برای نجات نیکیتا فدا میکند. این تحول، مفهوم فداکاری و ارزش زندگی انسان را در مرکز پایان داستان قرار میدهد.
رابطهٔ ارباب و بنده
رابطهٔ میان واسیلی و نیکیتا از عناصر اصلی داستان است. واسیلی صاحب زمین و کارفرما و نیکیتا کارگر اوست. بنابراین رابطهٔ آنان در آغاز داستان بر پایهٔ تفاوت اقتصادی و اجتماعی شکل گرفته است.
با گرفتار شدن آن دو در کولاک، این تفاوت اجتماعی اهمیت خود را از دست میدهد. هر دو در برابر طبیعت و مرگ وضعیت مشابهی پیدا میکنند. در پایان نیز واسیلی با فدا کردن جان خود برای نجات نیکیتا، از رابطهٔ معمول ارباب و خدمتکار فراتر میرود.
طبیعت و کولاک
طبیعت در ارباب و بنده تنها پسزمینهٔ داستان نیست، بلکه نقش مهمی در شکلگیری حوادث دارد. کولاک و سرمای شدید، شخصیتها را از مسیر خود خارج میکند و آنان را در شرایطی قرار میدهد که کنترل خود را بر محیط از دست میدهند.
کولاک همچنین محدودیت قدرت انسان را نشان میدهد. واسیلی که در زندگی عادی از ثروت و موقعیت اجتماعی برخوردار است، در برابر طبیعت ناتوان میشود. در نتیجه، دارایی و موقعیت اجتماعی او در برابر خطر مرگ ارزش خود را از دست میدهد.
دگرگونی واسیلی
واسیلی در آغاز داستان شخصیتی سودجو و شتابزده است. انگیزهٔ اصلی او از سفر، انجام یک معاملهٔ اقتصادی است و حتی شرایط نامساعد جوی نیز نمیتواند او را از هدفش منصرف کند.
در جریان داستان، ترس از مرگ و تجربهٔ تنهایی باعث تغییر رفتار او میشود. هنگامی که نیکیتا را در معرض مرگ میبیند، تصمیم میگیرد بدن خود را روی او قرار دهد و از او در برابر سرما محافظت کند.
این رفتار نقطهٔ مقابل رفتار او در ابتدای داستان است و پایان اثر را به یک تحول اخلاقی تبدیل میکند.
انتشار
ارباب و بنده در سال ۱۸۹۵ منتشر شد. نسخههای انگلیسی این اثر نیز در همان دوره منتشر شدند. یک نسخهٔ انگلیسی با عنوان Master and Man در سال ۱۸۹۵ توسط F. Tennyson Neely در نیویورک منتشر شد و ۱۵۵ صفحه داشت.[۳]
ترجمههای فارسی
ارباب و بنده با عنوان روسی Хозяин и работник به فارسی ترجمه و منتشر شده است. از ترجمههای فارسی این اثر، ترجمهٔ سروش حبیبی است که توسط نشر چشمه منتشر شده است. اطلاعات مربوط به این نسخه در صفحهٔ کتاب در طاقچه ثبت شده است.[۴]
نسخهٔ دیگری از ارباب و بنده نیز در ایران منتشر شده است که اطلاعات کتابشناختی آن در وبگاه ایرانکتاب ثبت شده است.[۵]
صفحهٔ دیگری از این اثر در طاقچه نیز به معرفی و ارائهٔ اطلاعات کتاب اختصاص دارد.[۶]
همچنین نسخهٔ دیگری از اثر در ایرانکتاب با عنوان Master and Man ثبت شده است.[۷]
دربارهٔ لئو تولستوی
لئو تولستوی (۱۸۲۸–۱۹۱۰) نویسنده و متفکر روس و یکی از مهمترین چهرههای ادبیات روسیه در سدهٔ نوزدهم بود. او نویسندهٔ آثاری مانند جنگ و صلح، آنا کارنینا، مرگ ایوان ایلیچ و سونات کرویتسر است.
تولستوی در آثار خود به موضوعاتی مانند اخلاق، مرگ، ایمان، روابط انسانی، طبقات اجتماعی و مسئولیت فردی پرداخت. آثار دورهٔ متأخر او بیش از پیش تحت تأثیر دغدغههای اخلاقی و معنوی قرار گرفتند.
ارباب و بنده نیز از آثار دورهٔ متأخر تولستوی است. داستان با استفاده از یک سفر ساده و گرفتار شدن دو شخصیت در کولاک، به بررسی ارزش زندگی، مرگ، فداکاری و رابطهٔ انسان با دیگران میپردازد.
منابع
- ↑ "Master and Man". Project Gutenberg.
- ↑ "Master and Man". Wikipedia.
- ↑ Tolstoy, Leo (1895). Master and Man. F. Tennyson Neely.
- ↑ «کتاب ارباب و بنده». طاقچه.
- ↑ «کتاب ارباب و بنده اثر لئو تولستوی». ایرانکتاب.
- ↑ «ارباب و بنده». طاقچه.
- ↑ «Master and Man». ایرانکتاب.
- Tolstoy, Leo (1895). Master and Man. F. Tennyson Neely.
- «Master and Man». Project Gutenberg.
- «کتاب ارباب و بنده». طاقچه.
- «کتاب ارباب و بنده اثر لئو تولستوی». ایرانکتاب.
- «ارباب و بنده». طاقچه.
- «Master and Man». ایرانکتاب.
- آثار لئو تولستوی
- داستانهای کوتاه ۱۸۹۵ (میلادی)
- داستانهای کوتاه روسی
- داستانهای کوتاه لئو تولستوی
- ادبیات روسیه
- آثار درباره مرگ